|
خوف يعنى، ترس داشتن و در دل بيم راه دادن و رجاء يعنى، اميدوارى دل. اينها دو صفت متضاد هستند كه در انسان پديدار مىگردند و اجتماعشان در انسان با اين توضيح ممكن است: اولاً، خوف و رجاء دو متعلق جدا دارند. متعلق خوف عذاب، عقاب و مانند آن است و متعلق رجاء كرم، فضل، رحمت، عفو و مانند آن است. پس اين دو صفت متضاد بر متعلق واحد وارد نشدهاند تا اجتماعشان محال باشد. حضرت على (ع) مىفرمايند:. لايرجون احد منكم الا ربه و لا يخافن الا ذنبه. نبايد هيچ يك از شماها جز به پروردگارش اميدوار باشد و جز از گناهش خائف و ترسان باشد»،(1) يعنى، متعلق رجاء پروردگار و فضل و كرم و رحمت اوست و متعلق خوف گناه، عذاب گناه و عقاب است و اين منافاتى ندارد با اين تعبير كه مىگويند خوف از خدا و اميد به خدا. زيرا خوف به اعتبارى به خدا تعلق مىگيرد مثل عذاب خدا، عقاب خدا، سخط خدا و. و اميد به اعتبارى به خدا تعلق مىگيرد مثل رحمت خدا، فضل خدا، ثواب خدا، كمك خدا و. مثل كشتى شكستهاى كه در وسط دريا در يك زمان هم از غرق شدن خوف دارد و هم به نجات خود به وسيله كسى يا چيزى اميد دارد. اينجا خوف و رجاء در يك زمان است ولى چون متعلق خوف غرق شدن و متعلق رجاء نجات يافتن است، در يك زمان قابل اجتماع هستند.
در اينجا پارهاى از روايات را مىآوريم تا هم شاهدى بر اين گفته باشد كه فقط خوف به تنهايى بهتر نيست بلكه حتماً بايد رجاء را هم به همراه داشته باشد. حضرت على (ع) مىفرمايند: خيرالاعمال اعتدال الرجاء والخوف بهترين اعمال اعتدال رجاء و خوف است»،(2). امام صادق (ع) مىفرمايند پدرم فرمود: انه ليس من عبد مؤمن الا [و] فى قلبه نوران: نور خيفة و نور رجاء، لو وزن هذا لم يزد على هذا ولو وزن هذا لم يزد على هذا هيچ بنده مؤمنى نيست مگر اين كه در قلبش دو نور وجود دارد: 1- نور خوف 2- نور رجاء. اگر اين نور وزن شود بر آن نور زيادتى ندارد و بر عكس»،(3). يعنى، خوف و رجاء بايد به يك اندازه باشد زيرا خوف به تنهايى نه تنها رجاء را به دنبال نمىآورد- چون خوف ضد رجاء است و از اثبات يك ضد، ضد ديگر به دنبال نمىآيد- بلكه باعث يأس و نااميدى از رحمت خداوند كريم مىگردد و كمكم انسان نسبت به رحمت خداوند سوء ظن پيدا مىكند رجاء به تنهايى هم مذموم است زيرا جرأت بر گناه را در پى دارد و بر غفلت انسان مىافزايد و او را نسبت به توشهگيرى آخرت سهلانگارى كند، بنابراين خوف و رجاء با هم لازم و ضرورى است بلكه اعتدال آنها و نچربيدن يكى بر ديگرى از بهترين اعمال است و از خصوصيات معصومين (ع) همين اعتدال خوف و رجاء است و در ديگران يا خوف غلبه دارد يا رجاء وافراد بسيار معدودى هستند كه بتوانند خوف و رجاء را به يك اندازه داشته باشند.
پىنوشت
(1) (نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه 82)
(2) (ميزانالحكمه، ج 3، ص 179، ر 5206)
(3) (همان، ر 5208)
|