|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
بر اساس آيات فراوانى از قرآن كريم، خداوند بزرگ پاداش هر عمل نيكويى را كه خالصانه براى رضايت او به جا آورده شود، تباه نمىسازد إِنَّ اَللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ اَلْمُحْسِنِينَ*(1) بنابراين، چنانچه كسى با عشق اهل بيت (ع) زيارت عاشورا را تلاوت كند، خداوند پاداش نيكويى به وى عطا خواهد كرد.
مهمترين پاداش همان است كه امام صادق (ع) بيان فرموده است: خداوند سوگند يا كرده است كه زيارت چنين زائرى را بپذيرد و نيازمندىهايش را برآورده سازد و او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برين جاى دهد. همچنين حق شفاعت و دستگيرى كردن از ديگران را به وى عطا كند،(2).
بر اساس تجربه نيز ثابت شده است كه نيازمندان فراوانى با نذر كردن چهل زيارت عاشورا، به حوائج شخصى و يا عمومى خود دست يافتهاند، مانند مرحوم آيتالله نجفى قوچانى و مرحوم آيتالله سيد فشاركى (قدس سرهما).
براى آگاهى بيشتر ر. ك: سياحت شرق 204 الكلام يجرّ الكلام: احمد زنجانى ج 1 ص 54 داستانهاى شگفت: شهيد دستغيب ص 399 همچنين برخى از اهل معرفت در پرتو ممارست به تلاوت زيارت شريف عاشورا به مكاشفاتى دست يافتهاند، مانند مرحوم حضرت آيةالله بهاء الدينى (قدس سره الشريف)،(3) السَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ: سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى يگانه دوران، (ثار: مخفّف ثائر، به معناى خون و طالب خون است. وِترِ موتور، مثل يومِ أيوم و ليلِ اليل و حجرِ محجور و قدَرِ مقدور و وعدِ موعود تأكيد است يا به معناى فردى كه كسانش كشته شده باشند و يكّه و تنها مانده باشد).
حسين خون خدا و يگانه دوران: آرى او خون خدا و فرزند خون خدا است. على (ع) كه ثاراللّه است، فرزندى به نام حسين (ع) دارد، (درباره معناى «ثاراللَّه» پنج احتمال گفته شده، كه به نظر نگارنده آن چه در متن آمده است، از همه آنها پوياتر است شفاء الصّدور فى شرح زيارة العاشور، ص 228. هر چند معناى منتقم نيز زيباست. همان گونه كه مرحوم ابن قولويه در زيارت هفدهم و بيست و سوم امام حسين (ع) اين فقره را نقل مىكند: « وَ اِنَّكَ ثارُ اللَّهِ فِى الأَرضِ وَ الدَّمُ الَّذى لا يُدرِكُ تَرَتَهُ أَحَدٌ مِن أَهلِ الأَرضِ وَ لا يُدرِكُهُ اِلاَّ اللَّهُ وَحدَهُ».(4).
خدا موجود مادّى نيست كه داراى جسم و بدن باشد و دستگاه گوارش و مركز پالايش خون داشته باشد، ليكن اين تعبير از باب تشبيه معقول به محسوس است يعنى همان گونه كه نقش خون در بدن آدمى نقش حياتى است، بود و نبودش، مرگ و زندگى او را رقم مىزند، وجود مقدّس امام على و امام حسين (ع) نزد خدا و در دين او چنين نقشى دارند كه اگر على (ع) نبود، اسلام نبود و اگر حسين (ع) نبود، اسلام و تشيّع نبود.
امروز بقاى اسلام و آداب مسلمانى به بركت آن دو وجود مبارك است. يكى در مدينه و جنگ احزاب با شمشيرش مظهر تامّ كفر و شرك را از پاى درآورد و عامل توسعه و گسترش اسلام در حوزه حجاز و امپراتورى روم و ايران گرديد و ديگرى در كربلا و حماسه پر شور عاشورا، با ايثار جان و مالش، مظهر تامّ كفر و نفاق را از پاى درآورد و سبب اشاعه فرهنگ حسينى- فرهنگ نثار و ايثار- به سراسر عالم شد و به بركت آن دو ذات مقدّس، رسوايى كفر و شرك، نفاق و منافقان جاودانه شد و امروز كه ما شاهد فروپاشى نظام كمونيستى و سوسياليستى هستيم و در آينده نزديكى نيز فروپاشى نظام كاپيتاليستى را- ان شاء الله- مشاهده خواهيم كرد، همه و همه به بركت آن دو عنصر قدسى است.
بنابراين، اگر سيّد الشّهدا (ع) لقب منحصر به فردى يافته است كه همتا و شريكى ندارد، به جهت نثار و ايثار اوست كه همانند و نظيرى ندارد:
تَرَكْتُ الْخَلْقَ طُرّاً فى هَواكا وَ أَيْتَمْتُ الْعِيالَ لِكَىْ أَراكا
* در راه وصول به معشوق حقيقى، تمامى جهان را طلاق دادم و از همه تعلقات دنيوى و مادى رهيدم.
او يكّه تاز اين ميدان است و كسى چنين وصفى ندارد، حتّى پدر بزرگوارش. زيرا پدرش گرچه ثارالله است، ولى «ابن ثار الله» نيست. تنها كسى كه اين دو فضيلت را ويژه خود ساخته است، امام و سالار شهيدان حسين بن على (ع) است.
آرى تا ياد و نام سيّدالشّهدا (ع) زنده و بر سر زبانها است، تا عشق حسين (ع) در دلها مىتپد، تا آتش محبت و ولايت او در قلوب انسانها مشتعل است، تا فرياد «يا حسين» بر بلنداى آسمانها و زمين طنين انداز است، نام و ياد خدا زنده و پايدار است. چون او همه هستى خود را در راه خدا انفاق و ايثار كرد، سيماى ننگين رياكاران و تحريفگران زمان را آشكار كرد و نقاب از چهره زشت آنها برداشت و اسلام ناب نبوى و علوى (ع) را بر مردم نماياند.
توضيحى دربارهى سند زيارت شريف عاشورا مقدمه: پذيرفتن يك حديث و بر پاى آن رفتار كردن مشروط به گذران آن از چهار مرحلهى زير است: 1- اعتبار سند يعنى راويانى كه حديثى را از پيامبر (ص) يا امام (ع) نقل كردهاند، همگى بايد افراد مورد اعتماد باشند گر چه مذهب آنان شيعهى دوازده امامى نباشد. پس، بايد دروغگو نبودن آنان براى ما روشن شود، و گرنه سخنشان باوركردنى نيست.
2- شفافيت دلالت مفهومى يعنى ساختار واژگان و جملههاى حديث به گونهاى باشد كه ظهور كافى در بيان مراد متكلم داشته باشد و از نظر عرف هيچ گونه ابهام و اجمال و ترديدى كه سبب اختلال ظهور كلام گردد، در آن راه نداشته باشد. زيرا اهل عرف در فهم مراد گويندگان، با استناد به اصول عقلايى مانند اصل نبودن قرينه، اصل عدم غفلت، اصل عدم نسيان، اصل عدم خطا، مبناى ظاهرى الفاظ را ملاك قرار مىدهد.
3- شرايط زمانى و مكانى صدور يعنى آيا امام (ع) در شرايط عادى و بدون هيچ گونه مشكل خارجى حكم واقعى الهى را بيان فرمودهاند يا در موقعيت بحرانى و در نظر گرفتن برخى از شرايط براى پيشگيرى از رخدادهاى نامطلوب براى برخى از مسلمانان سخنى را فرموده است؟ به ديگر سخن اين كه: آيا رعايت حال تقيه و شرايط ضرورى جانبى را كرده يا در حال متعارف به بيان حقايق نظر داشته است؟ زيرا حديث صادر شده در حال تقيه براى ديگر زمانها حجيت ندارد.
4- نبود معارض مفهومى يعنى پس از احراز صحت سند و تماميت دلالت و جهت صدور واقعى يك حديث، بايد در ميان احاديث ديگر به جست و جو پرداخت و چنانچه روايتى بر خلاف آن پيدا شد، نخست بايد به روش جمع دلالى، سپس ترجيح سندى يا دلالى عمل كرد.
سند زيارت عاشورا شيخ طوسى (قدسسره) با سه سند اين زيارت شريف را به شرح زير نقل كرده است: 1- محمد فرزند اسماعيل بن بزيع، از صالح فرزند عقبه، وى نيز از پدرش عقبة بن خالد از امام باقر (ع).
2- محمد فرزند خالد طيالسى، از سيف بن عُميره، از صفوان فرزند مهران از امام صادق (ع)، از پدرانش از پيامبر و جبرئيل و سرانجام خداوند بزرگ.
3- صالح بن عقبه و سيف بن عُميره از علقمه فرزند محمد حَضرمى از امام باقر (ع)،(5) گفتنى است: همهى افراد پيش گفته از مشاهير راويان حديث هستند كه عموماً از سوى دانشمندان علم رجال توثيق شدهاند مگر عقبة بن خالد و علقمة بن محمد كه توثيق خاص ندارند، ولى توثيق عام دارند يعنى افراد بنامى بودند كه روايات امامان را نقل مىكردند و اگر نقطهى ضعفى در آنان بود، به يقين در جامعه اشتهار پيدا مىكرد و بر سر زبانها مىافتاد و به يكديگر بازگو مىكردند با اين همه، هيچ گونه قدحى دربارهى آن دو نقل نشده است. از اين طريق مىتوان «توثيق عام» را احراز كرد.(6). در پايان ياد سپارى اين نكتهى مهم را براى همگان توصيه مىكنيم: براى اطمينان به صدور حديثى از معصومان (ع) بايد به روش پيش گفته عمل كرد، البته راه ديگرى وجود دارد و آن اينكه گاه از متن حديث و بلنداى مضمون آن مىتوان به صدور آن روايت از امام معصوم (ع) مطمئن شد. كه ملاكهاى تشخيص دقيق آن از حوصله اين نوشتار خارج است و مىتوان زيارت عاشورا را از اين طريق نيز مورد بررسى قرار داد.
براى آشنايى بيشتر با مباحث رجالى سند زيارت عاشورا، به دو كتاب ارزشمند «شفاء الصدور فى شرح زياة العاشور» تأليف آيةالله ميرزا ابوالفضل تهرانى «قدسسره» كه از شاگردان ميرزاى شيرازى بود و نيز «اللؤلؤ النضيد فى شرح زيارة مولينا ابى عبدالله الشهيد» نگارش آيةالله شيخ نصرالله شبسترى مراجعه فرماييد.
پىنوشت
(1) (بقره: 2)
(2) (مصباح المتهجد و سلاح المتعبد: شيخ طوسى ص 782)
(3) (منشور نينوا: مجيد حيدرىفر ص 36)
(4) (كامل الزيارات، ص 368 و ص 406)
(5) (مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد 772 787)
(6) (براى توضيح بيشتر ر. ك: منشور نينوا: مجيد حيدرىفر ص 35)
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|