|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
قبل از بررسى مقوله جايگاه اكثريت در منابع و متون اسلامى، گفتنى است كه بايد بين آياتى كه دلالت دارد بر اين كه اكثريت به خطا مىروند و تبعيت از آراى آنان روا نيست، با بحث رابطه اسلام و دموكراسى فرق گذاشت زيرا آيات ياد شده داراى موارد خاصى است كه بر بحث جايگاه مردم در اسلام يا اسلام و دموكراسى منطبق نيست. مورد اين آيات، امور غيبى است كه از عامه مردم مخفى مىباشد (مثل صفات خداوند، مسائل قضا و قدر، خصوصيات قيامت و.) نه مربوط به بحث دخالت اكثريت در تصميمگيرى و امور سياسى و.،(1).
در پاسخ سؤال شما، دو موضوع قابل بررسى است: الف) جايگاه اكثريت در منابع و متون اسلامى: مطالعه دقيق منابع انديشه سياسى اسلام (آيات، روايات و سيره حضرت رسول (ص) و امام على (ع)) ما را به اين نكته رهنمون مىسازد كه بر خلاف ديدگاه قرار داد اجتماعى- كه منشأ مشروعيت همه مسائل سياسى و حتى ملاك و معيار ارزشى را در رأى اكثريت (نصف به علاوه يك) مىداند- در انديشه سياسى اسلام، اكثريت از آن جهت كه اكثريت است، اعتبار و ارزشى ندارد و مبناى هيچ گونه مشروعيّت و مقبوليّتى نمىباشد بلكه اكثريت از آن جهت كه نمودار ارزشهاى انسانى- اسلامى و منادى و مدافع حقايق راستين دينى و فضايل و كرامتهاى انسانى است، محترم و مقبول است.
در قرآن كريم و ديگر منابع اسلامى به اين دو نوع اكثريت اشاره شده است: اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ بندگان خدا كسانى هستند كه سخنان را مىشنوند و بهترينش را پيروى مىكنند،(2). اين آيه معيار «احسن» را براى گزينش مطرح مىكند، نه كميت افراد را.
امام على (ع) نيز مىفرمايد: لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة اهله فانّ الناس قد اجتمعوا على مائدة شبعها قصير وجوعها طويل در طريق هدايت و رستگارى، از كمى نفرات وحشت نكنيد زيرا مردم در اطراف سفرهاى اجتماع كردهاند كه مدت سيرى آن كوتاه و گرسنگى آن طولانى است،(3). در آيه 116 سوره انعام آمده است: وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي اَلْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اَللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ اگر از بيشتر مردم روى زمين پيروى كنى، تو را از راه (درست) خدا گمراه مىكنند زيرا آنها تنها از گمان پيروى مىكنند و تخمين و حدس (واهى) مىزنند.
در مقابل اين اكثريتى كه تابع هواهاى نفسانى و مطرود اسلام مىباشند، اسلام براى اكثريت هوشمند، مؤمن و آگاه به مسايل، ارزش بسيارى قابل است. اگر جامعه در چارچوب اسلام و اصول و ارزشهاى آن و با آگاهى و هوشيارى در مسايل سياسى وارد شود و در راهيابى به حقايق و عدالت و يا تشخيص قانون درست از نادرست، اختلاف پيش آيد، رأى چنين اكثريّتى بر رأى اقليّت ترجيح دارد زيرا در اين صورت، اكثريت به واقعيات نزديكترند و آراى چنين اكثريتى را عقل و شرع تأييد مىكند. رأى چنين اكثريتى بر وفق فطرت پاك و سرشت اوليه انسانها مىباشد كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اَللَّهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اَللَّهِ.،(4). امام على (ع) مىفرمايد: و الزموا السواد الأعظم فان يدالله على الجماعة و ايّاكم و الفرقه فان الشاذ للشيطان، كما ان الشاذّ من الغنم للذئب،(5).
با انبوه مردم هم گام باشيد زيرا دست عنايت الهى بر سر انبوه مردم است. زنهار از كنارهگيرى و پراكندگى بپرهيزيد كه آن كه كنار گرفت، طعمه شيطان خواهد بود همان گونه كه گوسفند جدا از گله، طعمه گرگ است» در جاى ديگرى مىفرمايند: الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة و بنيت عليه اركان الطاعة بر آن چه بافت جماعت امت است، بپيونديد كه پايههاى طاعت حق بر آن نهاده شده است،(6). و تعابيرى از اين قبيل اشاره به همان اصل فطرت پاك انسانهاست.
نكته ديگرى كه در اين جا لازم به ذكر مىباشد جايگاه اكثريت در ارتباط با تشكيل حكومت اسلامى باشد: اما قبل از پرداختن به آن بايد توجه شود در اين جا مراد از مشروعيت، مشروعيت به مفهوم مقبوليت )agreement ( و مورد رضايت مردم در حوزه جامعهشناسى سياسى نمىباشد بلكه منظور مشروعيت به مفهوم حقانيت )truthability ( در برابر غصب )usurpation ( يعنى ناحق بودن حكومت در حوزه فلسفه، كلام، حقوق سياسى مىباشد. بر اساس آيات و روايات متعدّد مشروعيت حاكم اسلامى (اعم از ائمه اطهار در زمان حضور و ولى فقيه در عصر غيبت) وابسته به رأى و رضايت مردم نمىباشد بلكه رأى و رضايت كمك و همدلى مردم باعث به وجود آمدن و تحقق حكومت اسلامى مىشود حضرت امير (ع) مىفرمايد: لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر. لالقيت حبلها على غاربها اگر حضور بيعتكنندگان نبود و با وجود ياوران حجّت بر من تمام نمىشد. رشته كار [حكومت] را از دست مىگذاشتم،(7).
همچنين مىفرمايد: لا رأى لمن لا يطاع كسى كه فرمانش پيروى نمىشود رأيى ندارد،(8).
اين سخنان همگى بيانگر نقش مردم در پيدايش و تثبيت و كارآمدى حكومت الهى، خواه حكومت رسولالله (ص) و امامان معصوم (ع) و خواه حكومت فقيه در زمان غيبت است. حكومت اسلامى بر اراده تشريعى الهى استوار است و رأى خدا در همه جا مطاع است و اعتبار رأى مردم تا وقتى است كه با دين تنافى نداشته باشد. بر اساس اين مبانى مشروعيت دينى محور است. البته اگر چه مقبوليت مردمى با مشروعيت الهى، تلازمى ندارد اما حاكم دينى حق استفاده از زور براى تحميل حاكميت خويش را ندارد. اگر نفوذ كلمه حاكميت ولى فقيه از دست برود مشروعيتش از دست نمىرود، بلكه تحقق حاكميت با مشكل مواجه مىگردد. كه به حمد الله اين فرض در زمان ما واقع نشده است.
ب) رابطه اسلام و دموكراسى: با توجه به مفهوم جايگاه اكثريت و نقش مردم در منابع و متون اسلامى، روشن مىشود كه در اسلام، به هيچ وجه دموكراسى به شكل غربى آن پذيرفته نيست.
در اسلام، نه دموكراسى مطلق هست و نه به طور كلى به نظر مردم بىاعتنايى مىشود. در قوانين ضرورى و مسلم اسلام، مردم حق دخالت ندارند. درباره مسائل شرعى نيز حق نظر تنها با فقيه جامع شرايط است و مردم نمىتوانند اظهار نظر كنند. ولى در امور اجتماعى و مسائل سرنوشتساز نظر مردم محترم است. از همينروى قرآن مجيد به رهبر عظيم الشأن اسلام (ص) مىفرمايد: وَ شاوِرْهُمْ فِي اَلْأَمْرِ با مردم به مشورت بپرداز يا وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ امور جامعه اسلامى بايد به شورى گذاشته شود.
به عنوان شاهد درباره رئيس جمهور، يا وزير دستور خاصى وجود ندارد كه چه كسى انتخاب شود. البته معيارهايى گفته شده اما تشخيص و گزينش اين افراد، به عهده مردم گذاشته شده است. با اين بيان، ديدگاه مردم در مسائل اقتصادى، سياسى، نظامى، امنيتى و اجتماعى مورد احترام مىباشد و آيين مقدس اسلام نيز همواره بر آن تأكيد كرده است به ويژه اين كه در سيره نبىاكرم (ص) نمونههاى بارزى از توجه به آراى اكثريت مشاهده مىشود.
پىنوشت
(1) (ر. ك: تفسير نمونه، ج 5، ص 102 و 27- ج 7، ص 157- ج 16، ص 33 و.)
(2) (سوره زمر، آيه 18)
(3) (نهجالبلاغه، صبحى صالح، خطبه 201، ص 319)
(4) (سوره روم، آيه 30)
(5) (نهجالبلاغه، خطبه 127 شرح ابن ابى الحديد، ج 8، ص 112)
(6) (نهجالبلاغه، خطبه 151)
(7) (نهجالبلاغه، خطبه سوم)
(8) (نهجالبلاغه، خطبه 27)
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|