مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / قرآن - معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
خانه داری
مهربانی در زندگی مشترک
آنچه باید والدین بدانند
آنچه باید همسران بدانند
همسران نمونه
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
قبل از بررسى مقوله جايگاه اكثريت در منابع و متون اسلامى، گفتنى است كه بايد بين آياتى كه دلالت دارد بر اين كه اكثريت به خطا مى‏روند و تبعيت از آراى آنان روا نيست، با بحث رابطه اسلام و دموكراسى فرق گذاشت زيرا آيات ياد شده داراى موارد خاصى است كه بر بحث جايگاه مردم در اسلام يا اسلام و دموكراسى منطبق نيست. مورد اين آيات، امور غيبى است كه از عامه مردم مخفى مى‏باشد (مثل صفات خداوند، مسائل قضا و قدر، خصوصيات قيامت و.) نه مربوط به بحث دخالت اكثريت در تصميم‏گيرى و امور سياسى و.،(1).
در پاسخ سؤال شما، دو موضوع قابل بررسى است: الف) جايگاه اكثريت در منابع و متون اسلامى: مطالعه دقيق منابع انديشه سياسى اسلام (آيات، روايات و سيره حضرت رسول (ص) و امام على (ع)) ما را به اين نكته رهنمون مى‏سازد كه بر خلاف ديدگاه قرار داد اجتماعى- كه منشأ مشروعيت همه مسائل سياسى و حتى ملاك و معيار ارزشى را در رأى اكثريت (نصف به علاوه يك) مى‏داند- در انديشه سياسى اسلام، اكثريت از آن جهت كه اكثريت است، اعتبار و ارزشى ندارد و مبناى هيچ گونه مشروعيّت و مقبوليّتى نمى‏باشد بلكه اكثريت از آن جهت كه نمودار ارزش‏هاى انسانى- اسلامى و منادى و مدافع حقايق راستين دينى و فضايل و كرامت‏هاى انسانى است، محترم و مقبول است.
در قرآن كريم و ديگر منابع اسلامى به اين دو نوع اكثريت اشاره شده است: اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ بندگان خدا كسانى هستند كه سخنان را مى‏شنوند و بهترينش را پيروى مى‏كنند،(2). اين آيه معيار «احسن» را براى گزينش مطرح مى‏كند، نه كميت افراد را.
امام على (ع) نيز مى‏فرمايد: لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة اهله فانّ الناس قد اجتمعوا على مائدة شبعها قصير وجوعها طويل در طريق هدايت و رستگارى، از كمى نفرات وحشت نكنيد زيرا مردم در اطراف سفره‏اى اجتماع كرده‏اند كه مدت سيرى آن كوتاه و گرسنگى آن طولانى است،(3). در آيه 116 سوره انعام آمده است: وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي اَلْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اَللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ اگر از بيش‏تر مردم روى زمين پيروى كنى، تو را از راه (درست) خدا گمراه مى‏كنند زيرا آن‏ها تنها از گمان پيروى مى‏كنند و تخمين و حدس (واهى) مى‏زنند.
در مقابل اين اكثريتى كه تابع هواهاى نفسانى و مطرود اسلام مى‏باشند، اسلام براى اكثريت هوشمند، مؤمن و آگاه به مسايل، ارزش بسيارى قابل است. اگر جامعه در چارچوب اسلام و اصول و ارزش‏هاى آن و با آگاهى و هوشيارى در مسايل سياسى وارد شود و در راهيابى به حقايق و عدالت و يا تشخيص قانون درست از نادرست، اختلاف پيش آيد، رأى چنين اكثريّتى بر رأى اقليّت ترجيح دارد زيرا در اين صورت، اكثريت به واقعيات نزديك‏ترند و آراى چنين اكثريتى را عقل و شرع تأييد مى‏كند. رأى چنين اكثريتى بر وفق فطرت پاك و سرشت اوليه انسان‏ها مى‏باشد كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اَللَّهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اَللَّهِ.،(4). امام على (ع) مى‏فرمايد: و الزموا السواد الأعظم فان يدالله على الجماعة و ايّاكم و الفرقه فان الشاذ للشيطان، كما ان الشاذّ من الغنم للذئب،(5).
با انبوه مردم هم گام باشيد زيرا دست عنايت الهى بر سر انبوه مردم است. زنهار از كناره‏گيرى و پراكندگى بپرهيزيد كه آن كه كنار گرفت، طعمه شيطان خواهد بود همان گونه كه گوسفند جدا از گله، طعمه گرگ است» در جاى ديگرى مى‏فرمايند: الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة و بنيت عليه اركان الطاعة بر آن چه بافت جماعت امت است، بپيونديد كه پايه‏هاى طاعت حق بر آن نهاده شده است،(6). و تعابيرى از اين قبيل اشاره به همان اصل فطرت پاك انسان‏هاست.
نكته ديگرى كه در اين جا لازم به ذكر مى‏باشد جايگاه اكثريت در ارتباط با تشكيل حكومت اسلامى باشد: اما قبل از پرداختن به آن بايد توجه شود در اين جا مراد از مشروعيت، مشروعيت به مفهوم مقبوليت )agreement ( و مورد رضايت مردم در حوزه جامعه‏شناسى سياسى نمى‏باشد بلكه منظور مشروعيت به مفهوم حقانيت )truthability ( در برابر غصب )usurpation ( يعنى ناحق بودن حكومت در حوزه فلسفه، كلام، حقوق سياسى مى‏باشد. بر اساس آيات و روايات متعدّد مشروعيت حاكم اسلامى (اعم از ائمه اطهار در زمان حضور و ولى فقيه در عصر غيبت) وابسته به رأى و رضايت مردم نمى‏باشد بلكه رأى و رضايت كمك و همدلى مردم باعث به وجود آمدن و تحقق حكومت اسلامى مى‏شود حضرت امير (ع) مى‏فرمايد: لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر. لالقيت حبلها على غاربها اگر حضور بيعت‏كنندگان نبود و با وجود ياوران حجّت بر من تمام نمى‏شد. رشته كار [حكومت‏] را از دست مى‏گذاشتم،(7).
همچنين مى‏فرمايد: لا رأى لمن لا يطاع كسى كه فرمانش پيروى نمى‏شود رأيى ندارد،(8).
اين سخنان همگى بيانگر نقش مردم در پيدايش و تثبيت و كارآمدى حكومت الهى، خواه حكومت رسول‏الله (ص) و امامان معصوم (ع) و خواه حكومت فقيه در زمان غيبت است. حكومت اسلامى بر اراده تشريعى الهى استوار است و رأى خدا در همه جا مطاع است و اعتبار رأى مردم تا وقتى است كه با دين تنافى نداشته باشد. بر اساس اين مبانى مشروعيت دينى محور است. البته اگر چه مقبوليت مردمى با مشروعيت الهى، تلازمى ندارد اما حاكم دينى حق استفاده از زور براى تحميل حاكميت خويش را ندارد. اگر نفوذ كلمه حاكميت ولى فقيه از دست برود مشروعيتش از دست نمى‏رود، بلكه تحقق حاكميت با مشكل مواجه مى‏گردد. كه به حمد الله اين فرض در زمان ما واقع نشده است.
ب) رابطه اسلام و دموكراسى: با توجه به مفهوم جايگاه اكثريت و نقش مردم در منابع و متون اسلامى، روشن مى‏شود كه در اسلام، به هيچ وجه دموكراسى به شكل غربى آن پذيرفته نيست.
در اسلام، نه دموكراسى مطلق هست و نه به طور كلى به نظر مردم بى‏اعتنايى مى‏شود. در قوانين ضرورى و مسلم اسلام، مردم حق دخالت ندارند. درباره مسائل شرعى نيز حق نظر تنها با فقيه جامع شرايط است و مردم نمى‏توانند اظهار نظر كنند. ولى در امور اجتماعى و مسائل سرنوشت‏ساز نظر مردم محترم است. از همين‏روى قرآن مجيد به رهبر عظيم الشأن اسلام (ص) مى‏فرمايد: وَ شاوِرْهُمْ فِي اَلْأَمْرِ با مردم به مشورت بپرداز يا وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَيْنَهُمْ امور جامعه اسلامى بايد به شورى گذاشته شود.
به عنوان شاهد درباره رئيس جمهور، يا وزير دستور خاصى وجود ندارد كه چه كسى انتخاب شود. البته معيارهايى گفته شده اما تشخيص و گزينش اين افراد، به عهده مردم گذاشته شده است. با اين بيان، ديدگاه مردم در مسائل اقتصادى، سياسى، نظامى، امنيتى و اجتماعى مورد احترام مى‏باشد و آيين مقدس اسلام نيز همواره بر آن تأكيد كرده است به ويژه اين كه در سيره نبى‏اكرم (ص) نمونه‏هاى بارزى از توجه به آراى اكثريت مشاهده مى‏شود.
پى‏نوشت‏
(1) (ر. ك: تفسير نمونه، ج 5، ص 102 و 27- ج 7، ص 157- ج 16، ص 33 و.)
(2) (سوره زمر، آيه 18)
(3) (نهج‏البلاغه، صبحى صالح، خطبه 201، ص 319)
(4) (سوره روم، آيه 30)
(5) (نهج‏البلاغه، خطبه 127 شرح ابن ابى الحديد، ج 8، ص 112)
(6) (نهج‏البلاغه، خطبه 151)
(7) (نهج‏البلاغه، خطبه سوم)
(8) (نهج‏البلاغه، خطبه 27)
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

آيا تفسير سمبليك از قرآن صحيح است؟ و آيا مى‏توان داستان حضرت آدم(ع) وفرشتگان را سمبليك دانست؟

استخاره به قرآن چه شرايطى مى‏خواهد و آيه مورد نظر را چگونه بايد تفسير كرد؟

الفاظ عربى قرآن از سوى خداست يا از زبان پيامبر(صلی الله علیه وآله) است؟

چرا خداوند در آيه 176 سوره اعراف مثل بلعم باعورا را به سگ تشبيه كرده‏است؟

آيا بسم الله الرحمن الرحيم در تمام سوره‏ها يك آيه محسوب مى‏شود؟

نماز وسطى در قرآن به كلام نماز تعبير شده است و براى چه به اين نام شهرت‏پيدا كرده است؟

منظور از جمله (هيزمهاى جهنم را صخره‏ها و انسانها تشكيل مى‏دهند) در قرآن‏چيست؟

ابراز و بيان برداشتهاى فردى از قرآن صحيح است؟

چگونه آيه‏ى (لا اكراه فى الدين) با آيه‏ى ديگرى كه مى‏فرمايد: (و هر كس غيراز اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود، سازگار است؟

چرا در قرآن آسمان به صورت جمع آورده شده و تفسير قرآن در اين باره چه‏مى‏باشد؟


آنچه مهم است دل پاك است، چگونه عبادت در حال خستگى با (لا اكراه فى‏الدين) سازگار است؟

آيا مستقيما مى‏توانيم از قرآن استفاده كنيم يا بايستى حتما از تفسير استفاده‏كرد؟

بهترين روش براى حفظ قرآن و احاديث چيست؟

مفهوم آيه (لا يكلف الله نفسا الا وسعها) چيست؟

آيا منظور از امانات الهى همان اسمأ هستند يا اعضأ و جوارح؟

با توجه به اين كه نمى‏توان پيامبرى را يافت كه به حق كشته شده باشد چراخداوند در قرآن قتل پيامبران به (غيرحق) مقيد ساخته است؟

اسمأ الحسنايى كه خداوند به آدم(ع) القأ فرمود چه بود؟

معنى و تفسير آيه كن فيكون چيست و خداوند اوامر خود را در كجا بصورت‏علت و معلول و در كجا بصورت معجزه انجام مى‏دهد؟

منظور از عبارات (اكثرهم لا يعقلون) يا (لا يعلمون) در قرآن چيست؟ و چرااسلام دمكراسى را پذيرفته است؟

با توجه به آيه 102 بقره شياطين در ملك سليمان چه كسانى‏اند و به هاروت‏و ماروت چه چيزهايى نازل شد؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما