|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
» هويت ملى «مجموعه اى از تاريخ، فرهنگ و تمدن يك ملت است كه در بستر زمان شكل گرفته است. در مورد افتخار كردن به هويت ملى چند نوع ديدگاه وجود دارد:
الف) ديدگاه كسانى كه از هويت ملى ايدئولوژى مى سازند و به شكلى» نژاد پرستانه «و يا» سرزمين پرستى «همه چيز را در شعاع آن مى بينند چنين ديدگاهى هويت ملى را مطلق انگاشته و هر چيزى را كه مربوط به آن باشد تقديس مى كند.
ب) ديدگاه ديگر در اين موضوع، نظر كسانى است كه» هويت ملى «را مطلق ندانسته و آن را در خور نقد مى دانند. اينان با انتخاب ديدگاه منطقى برترى به مليت مى نگرند و نژاد و خاك را تقديس نمى كنند؛ بلكه ديدگاهى فراتر داشته و» هويت انسانى «را اصل قرار مى دهند. ديدگاه هاى» انترناسيوناليستى «نوعا بر اين منطق استوار است.
اسلام نيز به روشنى ديدگاه» انترناسيوناليستى «دارد و مردم را در قالب فرزندان خاك و نژاد ملاحظه نمى كند؛ بلكه سرشت بنى آدم را از يك گوهر دانسته و آنان را با هم برابر مى داند. از نظر اسلام پرداختن به هويت ملى تا آن جا كه هويت اسلامى را تحت الشعاع قرار ندهد اشكالى ندارد؛ ولى اگر بنا باشد به جاى دين بنشيند و ديدگاه هاى خود را بر كرسى بنشاند، طبيعى است كه با روند اصلى بينش دين در تضاد است. پس بايد ديدگاهى نقادانه و هشيارانه در برابر مدعيان» هويت ملى «داشت؛ بدين صورت كه عناصر مفيد آن را ارج نهاد و منطقه هاى غير ارزشى و موهوم آن را رها ساخت.
براى مطالعه بيشتر ر. ك:
1- سير انديشه ملى گرايى از ديدگاه اسلام مترجم: عقيقى بخشايشى
2- جامعه انسانى اسلام مجتهد شبسترى
3- ناسيوناليسم و انقلاب رضا داودى
4- سير عقايد و انديشه هاى سياسى خزائلى
مسأله بحران هويت و تقليد كوركورانه مظاهر تمدن غرب توسط جوانان پديدهاى است كه داراى علل متعدد و سابقه طولانى مىباشد كه به برخى از مهمترين عوامل اين پديده شوم اشاره مىنماييم: نتايج تحقيقاتى كه در اين زمينه انجام شد، نشان مىدهد كه هر چه احساس بىهويتى اجتماعى جوانان نسبت به نظام اجتماعى و ارزشهاى حاكم در جامعه خويش بيشتر شود، احساس هويت اجتماعى آنان نسبت به الگوهاى شناختى و ارزشى، رفتارى و نمادى حاكم بر گروههاى غربى رپ و هوىمتال و بيشتر مىشود. به عبارت ديگر به اين دليل كه نظام اجتماعى زمينههاى لازم براى كسب هويت اجتماعى جوانان را براساس ارزشهاى نظام و انقلاب اسلامى از طريق فرايندهاى اصولى و مبنايى جامعهپذيرى، فراهم نكرده است، گرايشهاى ارزشى و شناختى، رفتارى و نمادى، جوانان متناسب با اهداف نظام و انقلاب اسلامى نيست، از طرف ديگر به دليل اين كه الگوها و ارزشهاى فرهنگ غربى به وفور در دسترس جوانان قرار گرفته و به تناسب نيازهاى آنان توسط نظامهاى غربى براى آنها الگوسازى و ترويج شده و نظام اجتماعى خودمان نيز به تبليغ آنها پرداخته است، احساس هويت اجتماعى نوجوانان متناسب با الگوهاى غربى شكل گرفته و ويژگىهاى شناختى و ارزشى، رفتارى و نمادى آنها نيز مبتنى بر آنها جلوهگر شده است. از جمله عواملى كه زمينههاى اين روند را فراهم نموده و به آن شدت مىبخشد عبارتند از:
1- مظاهر زيبا و دلفريب حيات مادى غرب كه از سويى برآيند رشد تكنولوژى است و از ديگر سو محصول غارت و به كارگيرى سرمايههاى كشورهاى عقبمانده و ضعيف است.
2- وجود گرايشهاى نيرومندى همچون غريزه جنسى كه موجب افتادن در دام هواها و تمايلات نفسانى كه در جهان غرب برآمدنىتر و با فرهنگ آن تناسب بيشترى دارد و ناآگاهى بسيارى از جوانان از اهداف و توطئههاى دشمنان و نادانسته پيروى نمودن از آنها.
3- به فراموشى سپردن منابع و ذخاير غنى و ارزشمند فرهنگى، اخلاقى، علمى و مادى خود.
4- ضعف بينش صحيح اسلامى در برخى از عناصر نقشآفرين در صحنه تفكر اجتماعى (مانند برخى از روشنفكران غربزده و مطبوعات وابسته به خارج و). و همچنين سخت گيرى ها و تنگ نظرى هاى برخى از عناصر فعال در زمينه فرهنگى نسبت به مسائلى مانند مد و آرايش بومى و ملى جوانان كه باعث سوق دادن آنها به طرف الگوهاى غربى و بيگانه و در نتيجه بى هويتى شده است.
5- به كار نگرفتن درست و كامل اصول و تعاليم اسلامى در عرصه فرهنگ و بينش اجتماعى.
6- عدم آشنايى بسيارى از خانوادهها با اصول تربيت اسلامى.
به نظر مىرسد از جمله مناسبترين راهها براى مصونيت بخشيدن جوانان از بحران
هويت و خارج ساختن آنان از باتلاق «اليناسيون» و از خود بيگانگى، باز گرداندن آنها به ساحل نجات هويت اجتماعى، فرهنگى و دينى است و در اين عرصه، نزديكتر شدن گروههاى همسال و جوانان متفكر، متدين و با اخلاق به آنان، گامى مهم در جهت جذب آنان مىباشد. به طور كلى، جوانانى كه در محيط خانواده و تحت نظارت والدين خويش بسر مىبرند و همواره دريافت كنندهى محبتهاى پدر و مادر خويش مىباشند. سعى مىكنند هنجارهاى حاكم بر خانواده و محيط خويش را رعايت كنند، اما اكنون كه بهانهى تحصيل يا كار از محيط با صفاى خانه و خانواده جدا شدند، سرمايهى بزرگ توجّه ومحبت اطرافيان را از دست دادهاند و خود را فراموش شده مىبينند و اصولًا هر چيزى كه بتواند باعث توجه ديگران به ايشان شود، اقدام به آن كارها خواهند كرد. امروزه با توجه به الزامات عصر ارتباطات و پرتاب موشكهاى تهاجم فرهنگى غرب به جهان سوم و اصابت تركشهاى آن به جوانان پاك و بىپناه، لازم است با تجديد نظر در ارزيابىهايمان نسبت به آنان، چترهاى حمايتى جامعه را گستراند و اين جوانان پيرو مدلهاى غربى را به ارزشهاى فرهنگى و معنوى جامعه باز گرداند. بسيارى از اين جوانان تشنهى محبت و مهربانى هستند و اين اكسير محبّت را هر كجا بيابند به آن سمت خواهند رفت و چه بسا در اين راه در دامهاى مفاسد اخلاقى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى (جذب جنس مخالف، اعتياد، قاچاق و) گرفتار خواهند شد. بهترين و كم هزينهترين راه براى جلوگيرى از چنين انحرافات فرهنگى، عرضه كردن فرهنگ ناب اسلامى در قالب فنون و هنرهاى مختلف، از طريق جوانان خوش فكر، خوش ذوق و خوش برخورد است، مطمئن باشيد اگر جوانان با مكتب حيات بخش اسلام و احكام نورانى آن و سيرهى معصومين (ع) آشنا شوند آن را با هيچ چيز عوض نخواهند كرد.
بر اين اساس مهمترين راههاى مبارزه با آن عبارتند از:
1- حفظ و تعميق ارزشهاى اسلامى و ملى از طريق فرآيند صحيح جامعهپذيرى و عوامل آن مانند خانواده، مدرسه، رسانهها و و آگاه نمودن جوانان با پيشينههاى درخشان تمدن اسلامى و دستاوردهاى مادى و معنوى عظيم انقلاب اسلامى.
2- تحقق حيات طيبه اسلامى و حفظ ارزشهاى انقلابى، استقرار عدالت اجتماعى و قسط اسلامى و تأمين رفاه، سعادت، خوشى، صلح و امنيت براى مردم در سايه ايمان به خداوند و حاكميت ارزشهاى الهى.
3- هوشيارى و بيدارى در مقابل انحراف معنوى جامعه اسلامى.
4- احياى فريضه مهم امر به معروف و نهى از منكر كه به عنوان يكى از اركان اساسى اسلام و ضامن حفظ و بقاى فرايض و ارزشهاى الهى مىباشد.
5- تحققباورى عميق، درونى، ريشهدار، عقلانى و مبتنى بر نظام ارزش اسلام در مديران جامعه به معنى كسانى كه در
دستگاههاى رسمى، تقنينى، اجرايى، قضايى، نظامى، انتظامى، آموزشى، فرهنگى و تبليغى و نقش ايفا مىكند. نسبت به جايگاه و اهميت اساسى اين مجموعه، در جهتگيرى فرهنگى و ارزشى جامعه و خارج شدن اين مجموعه از حالت انفعال، يأس و اعتقادات پنهان جبرگرايانه كه روحيه سازش و تسليم در برابر فرهنگ واحد جهانى را به دنبال خواهد داشت.
6- تلاش و تدبير جدى، گسترده و عميق براى لحاظ نظام ارزشى مطلوب در همه فعاليتها و اقدامات، در بخشهاى مختلف جامعه و در عرصههاى گوناگون سياسى، اقتصادى، فرهنگى و
7- تبلور و تجلى اين نظام ارزشى در رفتار حقيقى و حقوقى مديران، ساختار كلان كشور و برنامههاى اجرايى
8- و بالاخره توجه جدى به نيازهاى اساسى جوانان مانند حس زيبايى دوستى، آرايش، مرتب بودن، تنوع طلبى و و تلاش براى ارائه پاسخى منطقى و متناسب با اين نيازها بر اساس الگوهاى دينى و ملى، همچنان كه مقام معظم رهبرى در تيرماه 1383 در اجتماع پر شور جوانان همدان مطرح و مسؤولين و دستگاه هاى فرهنگى را مؤظف به انجام آن نمودند.
براى آگاهى بيشتر ر. ك:
- فرهنگ و تهاجم فرهنگى، برگرفته از سخنان مقام معظم رهبرى
- انقلاب و ارزشها، على ذوعلم
- ابوالفضل اشرفى، بحران هويت اجتماعى و آسيبشناسى انقلاب (مجموعه مقالات آسيبشناسى انقلاب اسلامى).
پرسمان
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|