|
پاسدارى امر فرهنگ اصيل بومى كه بيشترين نمود آن در علوم انسانى است به عهده همه كسانى است كه نقش فرهنگ سازى را در جامعه ما به عهده دارند يعنى دانشگاهيان و حوزه هاى علميه در سراسر كشور، و اين امر ممكن نيست مگر با ايجاد شرايط مناسب و رفع موانع و به عبارت ديگر بستر سازى براى توليد علوم انسانى بر اساس مبانى صحيح وحياتى و عقلانى. اينجاست ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه به خوبى لمس مى شود اگر اين دو پايگاه مهم علمى و فرهنگى به هم نزديك نشوند و بر اساس نقاط مشتركى كه وجود دارد به توافق نرسند و صادقانه در كنار هم قرار نگيرند انجام چنين مهمى ناممكن است و حداقل بسيار دشوار و ديرهنگام خواهد بود. خوشبختانه با تلاش انسانهاى دلسوزى كه در دانشگاه و حوزه وجود دارد گام هاى مؤثرى برداشته شده است و عده قابل توجهى از دانش پژوهان كه هم تحصيلات حوزوى دارند و هم با علوم دانشگاهى بويژه علم انسانى آشنا هستند و تا مقاطع عالى هم در اين زمينه تحصيل كرده اند مشغول يك سلسله كارهاى بنيادى نظير تأليف كتاب هاى آموزشى در زمينه علوم انسانى هستند البته گامها بايد سريعتر برداشته شود تا جامعه و فرهنگ ما كمتر از فرهنگ و فراورده هاى فرهنگى غرب آسيب ببيند ولى اين حقيقت را نيز بايد پذيرفت كه فرهنگ سازى و تغيير يك نظام آموزشى و تأليف كتب مناسب و تربيت اساتيد لازم نيازمند به سرمايه گذارى كلان و فرصت كافى است چه اينكه انجام اين امور به صورت جهشى امكان ندارد. اتفاق فرهنگى در زمينه علوم انسانى بيش از دو قرن است كه در دنياى غرب اتفاق افتاده است و كشور ما نيز بيشتر از يك قرن است كه متأثر از اين فرهنگ مى باشد لذا تغيير آن كار آسانى نيست و حداقل چندين دهه بايد تلاش بى وقفه انجام داد تا به تدريج به آن چيزى كه مطلوب و شايسته جامعه ما است رسيد.
نكته پايانى كه شايان ذكر است و بايد به آن توجه نمود تا حركت افراطى گذشته تبديل به چرخش تفريطى در آينده نشود اين است كه آنچه در غرب در زمينه علوم انسانى اتفاق افتاده است گرچه از نظر مبانى مورد قبول ما نيست زيرا آنها وحى و دين را يكباره كنار گذاشتند اما از حيث روش شناسى تحقيقات بسيار ارزشمندى در غرب انجام گرفته است كه ما نبايد از آنها غفلت كنيم. ما بايد از توفيقات غرب در زمينه علوم انسانى كه به دست آورده است استفاده كنيم و بر اساس مبانى اصيل فرهنگى و دينى خودمان استفاده كنيم و نخواهيم از صفر شروع كنيم كه اين اشتباه بزرگى است كه خسارت آن كمتر از اشتباه اولى كه مرتكب شديم و به يك باره شيفته فرهنگى غرب و مصرف كننده محض توليدات فرهنگى آنها شديم نيست. غرب تحقيقات زيادى را در زمينه علوم انسانى انجام داده و حاصل آن نيز علومى است كه در زمينه هاى مختلف به دست آورده است مثلا علم اقتصاد يكى از محصولات آن مى باشد. ما نبايد به دليل نظام اقتصادى غلط آنها علم اقتصاد را كنار بگذاريم بلكه بايد از داده هاى علمى آنها ولو تجربى نيز باشد استفاده كنيم اما آنها را در قالب يك نظامى بريزيم كه متناسب با فرهنگ و ارزش هاى مورد قبول ماست.
نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه استفاده از روش تجربى جرم نيست. ما نيز اگر بخواهيم تحقيق و پژوهشى انجام دهيم ناگزير از استفاده از روشهاى تجربى هستيم منتها ما معتقديم كه در تحقيقات نبايد به روش تجربى اكتفا كرد بلكه از روشهاى ديگرى نيز مانند روش عقلانى و وحيانى استفاده كرد. بنابراين اشتباه غرب استفاده انحصارى از روش تجربى است نه صرفا استفاده از روش تجربى.
پرسمان
|