|
فراگير شدن ظلم و جور در جهان از نشانههاى معروف ظهور حضرت مهدى (ع) به شما مىرود و اين نشانه در روايات بسيار به چشم مىخورد و در بعضى روايات به همين عنوان كلى مورد اشاره قرار گرفته، چنان كه در روايات معروفى كه با سندهاى گوناگون نقل شده آمده: يملا اللّه به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً خداوند به وسيله ظهور مهدى (ع) زمين را پر از عدل و داد مىسازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد»،(1).
يا از حضرت مهدى (ع) نقل شده: علامة ظهورى كثرة الهرج و المرج و الفتن. نشانه آشكار شدن من زياد شدن هرج و مرج و فتنهها و آشوبها است»،(2).
زياد شدن اين فسادها در ميان مردم، در واقع نوعى از فراگير شدن ظلم و جور روى زمين است. البته فساد و گناه كم و بيش در ميان مردم بوده، مهم فراگير شدن آن است به گونهاى كه بدىها بر خوبىها، ضدارزشها بر ارزشها غلبه مىيابد. شهيد مطهرى، روايتى را از شيخ صدوق مىآورد. اين امر (قيام مهدى (ع)) تحقق نمىپذيرد مگر اينكه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد. پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند. سخن در اين نيست كه سعيدى در كار نباشد و فقط اشقياء به منتها درجه شقاوت برسند،(3).
و از طرفى ايدهى ظهور منجى بزرگ كه با خروج خود عدل، قسط، گشايش و آسايش را در مقطع پايانى تاريخ حيات انسان به ارمغان خواهد آورد و به ستم، ظلم و تجاوز پايان خواهد بخشيد، عقيدهاى است كه پيروان اديان سه گانه ابراهيمى (يهوديت و مسيحيت و اسلام) و بخش چشمگيرى از ساير ملل بدان ايمان دارند.
يهود مانند مسيحيان كه به بازگشت عيسى (ع) معتقدند- به ظهور يك منجى مىانديشيدند زرتشتيان نيز در انتظار رجعت بهرامشاهاند. و هندوها نيز به خروج ويشنو دل بستهاند و بودايىها منتظر باز آمدن بودا و. هستند،(4).
در كنار اين معتقدات ملتهاى مختلف تصريحات قابل توجهى از نوابغ مغرب زمين است، مبنى بر اين كه جهان در انتظار مصلح كبيرى است كه سر رشتهى امور را به دست خواهد گرفت و جامعه بشرى را زير يك پرچم و به دنبال يك هدف گرد هم خواهد آورد. از جمله: برتراندراسل مىگويد: دنيا چشم به راه مصلحى است كه همگان را در سايهى يك پرچم و يك شعار متّحد سازد.
البرت انيشتاين مىگويد: فرا رسيدن آن روزى كه در جاى جاى جهان، صلح و صفا حكومت كند و همهى اعضاى جامعه بشرى با يكديگر دوست و برادر باشند ديرى نخواهد پاييد،(5).
از آيات قرآن و احاديث اسلامى نيز استفاده مىشود كه مستضعفين جهان سرانجام در يك انقلاب همگانى كه مهدى موعود (ع) رهبرى آن را بر عهده دارد. بر مستكبرين پيروز مىگردند. وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ.،(6).
و گسترش ظلم و فساد و فراگير شدن آن بدين معنا نيست كه صالحى و ظلمستيزى وجود نخواهد داشت و هم چنين ملازم با اين معنا نيست كه بشر ديگر از ظلم و فساد بر نمىگردد. با توجه به توضيحات فوق و اينكه بشر از هر نحلهاى كه باشد دنبال منجى و رسيدن به عدل و آرامش و آسايش است. اين نويد را مىدهد كه جهان بشرى با توجه به ظلم و فساد و تبعيض كه دامنگيرش شده در آينده خواستار حكومت ايدهآل و موافق با فطرت الهى باشد. و اضافه بر آن رشد عقول و معارف بشر روز به بروز در ترقى مىباشد و از طرفى مكاتب و اسمهاى مختلف امتحان خود را در اداراه كرد جوامع پس دادهاند. بنابراين سير بشر به سوى گمشدهاى است كه بتواند با نفس مسيحاى خود مرهمى بر زخمهاى آنان باشد و اين يوسف گمشده همان مهدى (ع) است كه بشر در انتظارش مىباشد. كه به آمدن او هم در كتب تشريع الهى و هم در كتب تكوين و صحيفه دلها خبرها و اميدهايى است. و موقع آمدن نيز خبرش در آسمان به گوش جهانيان از شرق و غرب مىرسد. و روايات مىگويد تمام انسانها در برابر اين نشانه الهى وعده داده شده سر تسليم فرود مىآورند زيرا كه تفسير اين گفته خداوند است. «اگر بخواهيم از آسمان معجزهاى بر آنها فرو مىفرستيم كه در برابر آن تسليم فرود آوردند»،(7).
مردم از اين صيحه آسمانى به ناله و فرياد درآمده و از خانههايشان بيرون مىآيند تا ببينند چه خبر است آن ندا مردم را به خوددارى از ظلم و كفر و درگيرى و خونريزى و به پيروى از امام مهدى (ع) دعوت مىكند.
براى آگاهى بيشتر در اين مورد ر. ك: بحارالانوار، ج 52.
پىنوشت
(1) (چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان مجله حوزه، نقل از «سنن ابى داود»، ج 4، 107 و كنزل العمال، ج 14، ص 264)
(2) (بحارالانوار، ج 51، ص 320)
(3) (قيام و انقلاب مهدى، شهيد استاد مطهرى، ص 57 و 58)
(4) (در انتظار ققنوس، ص 45)
(5) (همان)
(6) (سوره قصص، 5)
(7) (سوره شعرا 4)
|