|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
بخش اول) امام زمان (ع) و وظيفه منتظران:
سيرت دينى مولايمان حضرت مهدى اين گونه است كه حضرت در برابر جلال خداوند بسيار خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا در وجود او متجلى است و همه وجود او را در خود فرو برده است. مهدى (عج) عادل است و خجسته و پاكيزه، او ذرّهاى از حق خود نگذارد. خداوند اسلام را به دست او عزيز گرداند. مهدى (ع) همواره بيم خدا را به دل دارد(1).
و به مقام تقرّبى كه نزد خدا دارد مغرور نشود.
شايسته است شيعه و پيرو امام نيز همينگونه باشد، يعنى پرواى الهى پيشه كند. اگر قرار است مؤمن ترسى داشته باشد، ترس از او زمانى ممدوح است كه فقط از خداوند بترسد و نيز اين ترس زمانى صادق خواهد بود كه در اعمال و رفتار او ظهور يافته و او را از خطا و گناه باز دارد. اگر براى كسى رسيدن اين مرتبه ممكن نشد، كافى است در نعمتهاى الهى كه از آن بهره مىبرد بنگرد. از جمله اين نعمتها عمر مىباشد. گذران عمر به اين معناست كه بايد هر لحظه استعداد و آمادگى لقاء و ديدار محبوب را كسب كرد. آمادگى با ترك محرّمات و انجام واجبات و عمل به شريعت مقدس تحقق مىيابد.
بسى گفتند از عيسى و مهدى مجرّد شو، تو هم عيساى عهدى
ز مهدى گر چه روزى چند پيشى بكش دجّال خود، مهدىّ خويشى
چو تو، در معرفت، چون طفل مهدى چه دانى، قدر علم و فضل مهدى؟
به نور علم مىكن ديده روشن كه تا بتوانيش هر لحظه ديدن
(2)
بخش دوم) درباره دعا براى فرج حضرت مهدى (عج):
خود حضرت مهدى (عج) شيعيان و مسلمانان را امر به دعا جهت تعجيل فرج مىنمايد: و أكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج فانّ ذلك فرجكم بسيار زياد دعا نمائيد جهت تعجيل فرج كه آن فرج شما مىباشد. ظهور حضرت براى شخص مؤمن فوائد بسيارى دارد. از قبيل: هدايت، صراط مستقيم، عاقبت به خيرى، ازدياد روزى، عافيت از تمام بلاها و امراض و رسيدن به مقامات معنوى و. ظهور حضرت زمينه مناسبى براى رشد استعدادها و قابليتهاى انسانى است و اينطور نيست كه حضرت ابتدائاً به خاطر تقصير يا گناهى شخصى، مؤمنى را مجازات كند عموم مردم مؤمن مخصوصاً شيعيان، قابليتهاى خوبى براى رسيدن به خوبىها و كمالات دارا هستند. حضرت در نهان و آشكار، به شكوفا شدن اين قابليتها و استعدادها كمك خواهد نمود (كما اين كه الان نيز در دوران غيبت كبرى، مردم از هدايت امام بهرهمند هستند) و در زمان ظهور حضرت، هر كس به اوج مرتبه تربيتى و پرورشى خود خواهد رسيد. پس با اين بيان دعا براى تعجيل فرج دو نتيجه مهم را در بردارد: 1. فرج شخص. 2. فرج كلّى به اين معنا كه حق و حقيقت جهانگير شود و عدالت جهانگستر گردد.
منتظر واقعى، محبّ و پيرو منتظر «حضرت قائم (ع)» است:
حضرت بقيةالله هوا و هوس را به كانون هدايت الهى بازخواهد گرداند يَعطِفُ الهوى عَلَى الهُدى(3).
شيعه منتظر بايستى مظهر منتظر باشد و آثار انتظار را در خود جلوهگر سازد به طورى كه وظيفه هر مؤمن در زمان غيبت اين است كه هواهاى نفسانى و انحرافات اخلاقى را با بهرهگيرى از هدايت الهى كنترل نمايد و بر اساس شريعت رفتار خود را اصلاح نمايد. از جمله رفتارهايى كه نياز به اصلاح دارد، ارتباطات اجتماعى و تعامل با مردم است. زندگى گروهى ايجاب مىكند كه حرمت و كرامت همنوعان حفظ شود، و رفق، مدارا، اخوّت و برادرى ميان مردم حاكم باشد، به عبارتى مردم موظّفاند روحيه تحملپذيرى خود را بالا برند تا در برخوردها، رفتارى بر اساس كرامت نفس و احساس ارزشمندى و بزرگداشت همنوع از خود بروز دهند و همديگر را همان گونه كه هستند بپذيرند اصلاح را از خود شروع كنند و اگر خداوند توفيقشان داد و اصلاح نفس نمودند، در اصلاح ساير مردم نيز بكوشند
ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستىبخش؟
بر اساس آنچه عرض داشتيم يكى از تكاليف دوران غيبت «مهدىمدارى» يعنى «حق مدارى» است از يك سو، و پرهيز از هوسمدارى است از سوى ديگر هر ابراز محبّت و تنفّرى اگر به پيروى از مولايمان باشد، ارزشمند و قابل اعتناست و اگر از اين ملاك و شاخص برخوردار نيست، نبايد اهميّت داده شود. اگر در جامعه فردى را مىبينم كه سادهپوش، سادهزيست و زاهد است و اين براى ما قابل تحمّل نيست، بايد اين حالت را
در خود ريشهيابى كنيم اگر احساس ناراحتى ما برخاسته از علل مشكوك است. بايد تحقيق و بررسى شود كه مبادا سادهزيستى و زهدمآبى از تكاليف و وظايف يك منتظر بوده و ما نمىدانستيم.
هر فرد مسلمان براى برخوردارى از يك زندگى سالم و پاكيزه (حياة طيبه) مىبايست به درجهاى از بينش و معرفت متناسب دست پيدا كند. اين دستيابى از طريق الگوهاى واقعى (قرآن، اهل بيت و فقهاى جامعالشرايط و مجتهدين) ميسور و ممكن است. حتى اگر مىخواهيم رفتار ديگران را تجزيه تحليل نموده و درباره آنها قضاوت نمائيم مىبايست در هر موضوعى، بر اساس شناختى كه از طريق الگوهاى فوق مطرح شد، عمل نمائيم تا ره به خطا نرويم. مثلًا در موضوع حجاب و نحوه پوشش قرآن و اهلبيت (ع) كليّات و اصول را بيان نمودهاند و فقها نيز با استفاده از اين اصول، احكام و تكاليف مربوطه را استخراج نموده و در اختيار عموم مردم قرار دادهاند. از جمله قرآن بر هر مرد و زن واجب كرده است كه چشم از نامحرم بپوشند(4).
حضرت على (ع) نيز مىفرمايند: مَن غضَّ طرفَهُ قَلَّ اسُفُه و أمِنَ تَلفَه هر كس نگاهش را از نامحرم فرو بندد، اندوه خوردنش اندك مىشود و از تباه شدن آسوده مىگردد)(5).
بر زنان جامعه اسلامى لازم است كه در جامعه طورى رفتار و سلوك نمايند كه اولًا عامل تحريك ديگران نشوند، ثانياً خود را از موقعيتهاى تحريكآميز دور نگه دارند. هر گونه حضور و ظهور در بين مردم كه مبنى بر جلب توجه و تحريك باشد مذموم و مورد عقوبت است و قطعاً چنين رفتارى مورد رضايت امام عصر (ع) نمىباشد.
در ضمن با مراجعه به رسالهى احكام امام خمينى (ره) پى مىبريم كه امام راحل درباره نگاه كردن مىفرمايند: نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است، و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، بلكه احتياط واجب آن است كه بدون قصد لذّت هم نگاه نكند و نيز نگاه كردن زن به بدن مردم نامحرم حرام است(6).
سخن در اينجاست كه احتياط و مواظبت بر خود بسيار لازم است و اين احتياطها از آن روست كه انسان به خطا و گناه مبتلا نشود، چه بسا انحرافات و سقوطهايى كه از يك نگاه نشأت گرفته و منجر به شقاوت و بدبختى گرديده است. پس هر كس كه امكان انحراف و فسادى را احساس مىكند بايد بر اساس آن، احتياط نمايد و از شبههناك و ورطه سقوط بگريزد و اين سفارش دين و عقل مىباشد.
اميد داريم در تمام شئون زندگى شاد و سربلند و پيروز باشيد، اگر مايل بوديد، حالات خود را در مكاتبات بعدى براى ما بنويسيد. «اللهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضى»
در انتها چند كتاب معرفى مىكنيم كه انشاءالله مطالعه مىفرمائيد:
1. خورشيد مغرب، علامه محمد رضا حكيمى.
2. نقطههاى آغاز در اخلاق عملى، آقاى مهدى كنى.
پىنوشت
(1) در زيارت امام زمان) ع (در روزهاى جمعه چنين وارد شده است: السلام عليكم ايها المهذّب الخائف درود بر تو اى پاك شدهى هراسان) مفاتيحالجنان، ص 96
(2) كنز الحقايق، شيخ محمود شبسترى
(3) نهجالبلاغه
(4) سورهى نور، آيهى 30 و 31
(5) غرر الحكم، ج 5، ص 45
(6) مسئله 2433 رساله امام خمينى) ره (
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|