|
در فرايند تعليم و تبليغ ارزش هاى واقعى دين به جامعه، عناصر متعددى از قبيل خصوصيات و توانايى هاى شخص معلم و مبلغ، ويژگى هاى متعلم يا مخاطب (جامعه تبليغى)، موضوع يا پيام مورد انتقال، شيوه، ابزار، هدف، زمان و مكان، مورد نياز بوده و هر كدام در جاى خود از اهميت زيادى برخوردارند(1)
بررسى شيوه هاى تعليمى و تبليغى قرآن كريم و پيامبران الهى، به عنوان بزرگترين معلمان بشريت در طول تاريخ مؤيد اين مطلب است. از اين رو در پاسخ سؤال فوق نمى توان به يك روشى و يا چند روشى در تعليم و تبليغ دين و ارزش هاى آن بسنده كرد زيرا موضوعاتى نظير روحيات فرد متعلم، سطح علمى فرد و جهان بينى او، مقتضيات زمان و مكان و، هر كدام روش ها و شيوه هاى متفاوتى را طلب مى نمايند. از سوى ديگر احكام و تعاليم اسلايم تماما منطبق با مقتضيات طبيعى و شرايط فطرى و موافق با سنن الهى حاكم بر جهان است، بنابراين در هر شرايط، امكان اتخاذ يك روش برخاسته از مبانى دينى وجود دارد «انعطاف پذيرى اسلام چنين اقتضا مى كند كه با روش هاى متناسب با زمان و مكان و با زبان روز و بهره گيرى از ابزارهاى مشروع گوناگون كه متضمن رساندن پيام اسلام به مردم است تبليغ و دعوت صورت پذيرد»(2)
از سوى ديگر مسلما روش الگويى «شيوه اسوه نمايى» در تربيت و تعليم، ارشاد و هدايت و تبليغ از مؤثرترين شيوه هاست. سيد قطب در اهميت اين شيوه مى نويسد: «عملى ترين و پيروزمندانه ترين وسيله تربيت، تربيت كردن با يك نمونه عمل و سرمشق زنده است سرمشق و الگو به مردم عرضه مى شود تا مردم همانند صفاتش را در خود تحقق بخشند و به رنگ آن نمونه واقعى در آيند. هر كس به اندازه ظرفيت و استعدادش از آن شعله فروزان پرتوى بگيرد و تا آنجا كه توانايى دارد براى رسيدن به قله كمال از كوه دانش و فضيلت بالا رود از اين جهت است كه اسلام، سرمشق دادن را بزرگترين وسيله تربيت مى داند و پايه روش تربيتى خود را بيش از هر چيز بر اين سنگ استوار مى سازد»(3)
اهميت اين موضوع مورد تأييد يافته هاى علمى روان شناسان نيز واقع شده است(4)
در قرآن كريم و روايات متعدد و همچنين سيره معصومين (ع) بر اين روش تأكيد شده است. چنانكه قرآن كريم مى فرمايد: «لقد كان لكم فى رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر»(5) و «قد كانت لكم اسوه حسنه فى ابراهيم والذين معه»(6) و
امام صادق (ع) نيز مى فرمايد: «كونوا دعاه الناس بغير السنتكم ليروا منكم الورع والاجتهاد والصلاه والخير فان ذلك داعيه دعوت گر مردم با غير زبان هايتان باشيد تا پاكدامنى، كوشش، نماز و نيكى را از شما مشاهده كنند كه اين خود دعوت كننده است»(7)
اسوه بودن و انطباق گفتار و كردار يكى از مؤثرترين شيوه هاى تعليم و تبليغ دين است. «اسوه حسنه از موفق ترين شيوه ها و ابزارهاى ارتباط با مردم است و از اين رو بر هر حاكم و رهبر و پيشوايى كه در انديشه پيروزى و نيل به اهداف فكرى و عملى دعوت مى باشد، لازم است كه خود اسوه و الگوى ديگران باشد»(8)
البته همچنان كه مشخص است هرگز نمى توان فقط به اين روش در تعليم و تبليغ دين در جامعه اكتفا نمود بلكه استفاده از روش هاى جديد و شيوه هاى هنرى مشروع و مناسب با مقتضيات زمان و مكان مى تواند نقش مهمى در تعليم و انتقال ارزش ها به جامعه داشته باشد. چنان كه زيبايى و فصاحت و بلاغت قرآن كه از مقوله هنر است، مؤيد اين مطلب مى باشد. در هر صورت پرداختن به تمامى شيوه هاى مناسب براى تعليم و تبليغ دين در اين مختصر نمى گنجد، از اين رو توصيه
مى شود به منابع ذيل مراجعه نماييد:
1. قرآن و تبليغ، محسن قرائتى، وزارت ارشاد
2. تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهرى، نشر صدرا
3. اسوه هاى قرآنى و شيوه هاى تبليغى آنان، مصطفى عباسى مقدم، انتشارات دفتر تبليغات
پىنوشت
(1)) ر. ك: محمد تقى رهبر، پژوهش در تبليغ، ص 156).
(2)) فتحى يكن، مشكلات الدعوه والدعاه، ص 117).
(3)) سيد قطب، روش تربيتى اسلام، ترجمه محمد مهدى جعفرى، ص 152، 252).
(4)) مصطفى عباسى مقدم، نقش اسوه ها در تبليغ و تربيت، ص 83).
(5)) احزاب، آيه 21)
(6)) ممتحنه، آيه 4).
(7)) اصول كافى، كلينى، ج 3، ص 81).
(8)) عبدالطيف حمزه، الاعلام، تاريخه و مذاهبه، ص 31).
|