|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
متعددى را مىتوان براى آن نام برد كه به دو دستهعوامل درونى و عوامل بيرونى تقسيم مىشوند:
الف) عوامل درونى يا داخلى:
منظور عواملى مىباشند كه مربوط به عملكرد مسوءولان بوده و اينوضعيت را پيش مىآورند كه عبارتند از:
1- مقدم داشتن عادات فكرى و عاطفىبر منطق و حقيقت و اسلام ناب و اصيل.
2- برخى رفتارها و اقدامات ناشايسته بعضى از مديران كارگزاران و مأموران دستگاهها و نهادهاىدولتى و حكومتى كه ظاهرى مذهبى دارند ولى در حقيقت عمل درستدينى نداشته و موجب پيدايش تعارض و شكاف بين گفتار و عمل از ديدگاه توده مردم گشت و اين امر موجب بدبينى به ساير افراد مذهبى شد.
3- برخوردهاى نامطلوب و ناصحيح و همراه با زيادهروى و افراط بعضى از افراد مذهبى دلسوز در مقابله با ناهنجارىها و منكرات در جامعه موجب بدبينىبه عموم افراد مذهبى شد.
4- كمكارى برخى از افراد مذهبى در نشان دادن چهره واقعى و محبتآميز اسلام و برطرف نمودن ديدگاه منفى ايجاد شده درعمل.
ب) عوامل بيرونى يا محيطى:
منظور عواملى مىباشند كه خارج از حيطهعملكرد مسوءولان بوده و منجر به وضعيت مذكور شده است:
1- تحول نسل در جامعه و به صحنه آمدن نسل جديدى كه باورها و يافتههاى آنان با افرادمذهبى متفاوت است فقدان برنامهاى جامع و همه جانبه براى تربيت آموزش و توجيه آنان و نيز بىتوجهى و يا كمتوجهى به ايجاد تغييراتاساسى و ريشهاى در نگرش خانوادهها به اصول و آداب تربيت نسل نومنجر به اين شكاف شده است.
2- وجود مشكلات اقتصادى و اجتماعى در جامعه و از مسوءولان حكومتى را باعث آن به حساب آوردن.
3- رشد و رواجابزارهاى جديد اطلاعرسانى و تبليغات در سطح جهان در دهه اخير و تشديدتلاش ابر قدرت استعمارى آمريكا براى نفوذ فرهنگى و رواج فرهنگ آمريكايى در جهان موجب تغيير جو كلى فرهنگى در سطح جهان شده بهگونهاى باعث افول ارزشها و شكاف ميان دو قشر مذهبى و غيرمذهبى شده است (شكاف سنت و مدرنيته).
4- وجود تمايلات نفسانى انسان ووسوسههاى نفس اماره براى گريز از محدوديتهاى شرعى و ارتكابشهوات و لذات فى نفسه عامل بدبينى و گريز افراد غيرمذهبى از افراد مذهبى مىباشد.
5- سازماندهى تهاجم فرهنگى توسط دشمنان نظاماسلامى براى تضعيف اسلام و ارزشهاى اعتقادى ترويج و اشاعه دنياطلبى تبليغ مستمر و گسترده سكولاريسم و لائيسيسم نفىآرمانگرانى تحريك غرائز شهوانى حمله مستمر به مبانى ارزش و پايههاىاعتقادى اشاعه چهرهاى غيرواقعى و زشت و خشن از اسلام تبليغ و ترويج تضاد ميان اسلام و آزادى سوء استفاده از نارسايىها معضلات و ضعفهاىمديريتى و اجرايى براى حمله و هجوم به ماهيت اسلام و قوانين الهى ايجادروحيه يأس و نااميدى در مردم با ترويج غيرقابل اجرا بودن ارزشهاى والاى الهى در جامعه تبليغ و ترويج ناكارآمد بودن تئورى حكومت دينىو تضعيف فرهنگ اسلامى و مبانى عقيدتى و اشاعه اين نظريه كه دين متعلق به گذشته است.
6- عملكرد گروههاى معاند نظام اسلامى در داخلدر جهت ايجاد بدبينى به افراد مذهبى از جمله مسوءولان و كاهش مشروعيتنظام.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: كتاب انقلاب و ارزشها على ذوعلم.
ازاينرو به آسانى مىتوان گفت: كه دين و معنويت و به ويژه اسلام كه دين تحريف نايافته است. مطلوب همه صاحبان خرد و مصلحتانديشان براى دنيا و دورانديشان براى آخرت مىباشد. اما آنچه موجب گريز از دين مىشود از يك سو جامه دين را وارونه بر تن كردن است و از سوى ديگر خواستههاى نابجاى برخى و ناهنجارى عاطفى و روانى آنان و بىبند و بارى و گرفتارى در انواع دامهاى شيطانى شيطانصفتان و موجب شده كه بسيارى به سستى و فساد و راحتى و سودجويى و روى آورند و التزام به دين و چارچوبهاى دينى را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهمترين عامل روىگردانى از توحيد و معاد آمده است: بل يريد الانسان ليفجر امامك بلكه انسان مىخواهد راه فساد را پيش روى خود باز كند ((1)). به همين جهت براى جلوگيرى از دينگريزى هم بايد دين واقعى را شناخت و هم بايد عمل به دين و دورى از فساد و گناه در جامعه به عنوان ارزش تلقى شود و نبايد آن روزى كه فرهنگ جامعه به جايى برسد كه درآمدهاى از هر راه را زرنگى و توانمندى به شمار آورند و لذتهاى به هر صورت را نياز طبيعى جوانان و عامل رفع افسردگىها بدانند
اينجاست كه بايد به طور جدى به حفظ خود و خانواده و اطرافيان پرداخت و دغدغه اصلاح را در برنامهريزى مسؤولان به وجود آورد.
البته بدانيم حفظ ايمان
و ارزشهاى آن در محيط نامساعد بسىدشوار است ولى ارزش افزونترى دارد. خداوند در سوره «تحريم» آيه 11 نمونهاىرا براى اين گونه افراد يادآورى مىنمايد. خداوند براى موءمنان آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مىآورد هنگامى كه از شوهرش بيزارى جست و عرضه داشت: خدايا من از قصر فرعون و زيورهاى دنيوى گذشتم و تو خانهاى در بهشت براى من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش. حفظ ارزشها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست هنر آن است كه در تندباد ضدارزشها، ارزشها مطرح شود. بنابراين سعى كنيد با اعتماد به خدا و يقين به درستى راه دينايمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقويت كنيد.
در صورت نبود امكانات ازدواج قرآن مىفرمايد: «وليستعفف الذين لايجدون نكاحا حتى يغنهم الله من فضله»(2). خداوند در اين آيه دستور به عفاف و عفت نفس مىدهد و اين بهترين شيوه و روشى است كه با به كار بستن آن روح ايمان و تقوا در انسان پرورش مىيابد و سبب تقويت اراده و تسلط بر نفس مىشود و روحيه عفت در انسان زنده مىگردد.
همچنين با عمل به سفارشهاى زير و گسترش چنين برنامههايى در سطح جامعه مىتوان بر ناهنجارىها و گريز از دين غلبه كرد:
1- سعى و كوشش در انجام وظايف و واجبات دينى.
2- خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت.
3- گرفتن روزه مستحبى به ويژه دوشنبه و پنجشنبه.
4- تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح.
5- تأمل و انديشه در آيات قرآن.
6- حتى المقدور سعى در خواندن نماز شب.
7- سحر خيزى.
8- شركت درورزشهاى فردى و دسته جمعى.
9- تنظيم برنامه براى تمام شبانه روز و پر كردناوقات فراغت با برنامههاى صحيح و سودمند.
10- شركت در فعاليتهاى مذهبىو اجتماعى.
11- پرهيز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم. امام صادق (ع) فرمود: «نگاه پس از نگاه در دل بيننده شهوت را مىانگيزاند» ((3)).
و باز فرمود: «نگاه تيرى از تيرهاى شيطان است چه بسا نگاهى كهاندوههاى دراز در پى دارد» (
12- عدم معاشرت و دوستى با افراد منحرف و فاسد.(4).
13- انتخاب دوستان موءمن و سالم.
14- به ياد خدا بودن درهمه اوقات.
15- كنترل افكار و نينديشيدن به صحنههاى شهوت انگيز.
به سادگى نمىشود گفت، نسل امروز جوانان ما دين گريز و احيانا دين ستيز هستند، اينان نسبت به واقعيات موجود جامعه، ديدگاههاى متفاوتى دارند و چه بسا بخشى از آن ديدگاهها و نارضايتىها، وارد باشد. ولى ممكن است، بعضى از جوانان با توجه به شرايط محيطى و خانوادگى از روند نارضايتى بيشترى برخوردار باشند و برخى از نارسايىها را ناشى از قوانين دينى بدانند ودر نتيجه اشكالات خويش را متوجه دين بكنند، كه البته كارآمدى دين بحثى است و كارآمدى بعضى از مديران بحث ديگر. اتفاقا در برخورد با تعدادى از اين جوانان و گفتگو با آنان، تصريح كردند كه اشكالات آنان نه به اصل دين، بلكه به مديران و كارگزاران بر مىگردد.
بنابراين، بىترديد مىتوان گفت كه، جوانان كشور از بهترين جوانان از حيث سلامت فكرى و روحى و دينى مىباشند و سرمايهگذارى دشمنان دين و كشور، براى تسخير اين دژ مستحكم و انحراف جوانان، گواهى است بر مدّعاى ما، كه البته موفق نخواهند شد.
به هر حال، دينگريزى عوامل متعددى مىتواند داشته باشد، از جمله:
1- تبليغات سوء دشمنان و ايجاد و القاى شبهه پيرامون دين،
2- روشهاى نادرست در آموزش دينى در دوران كودكى و نوجوانى،
3- ضعف و سستى بنيانهاى دينى در خانواده،
4- گرايش به سوى تمايلات و هواهاى نفسانى،
5- ضعف بينش و نداشتن آگاهى درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوى و اخروى انسان.
6 (ناكارآمدى بعضى از مديران جامعه در اجراى برنامههاى اعلام شدهى حكومت دينى، در نتيجه، بىپاسخ ماندن نيازهاى اوليه اجتماعى جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و)
7 (عدم توزيع عادلانه امكانات و فرصتها در برخى از ادارات و دستگاههاى كشور،
8 (درگيرى برخى گروهها و جناحهاى سياسى بر سر كسب، حفظ و استمرار قدرت سياسى و در نتيجه، ايجاد يأس و نااميدى جوانان براى نيل به خواستههاى مشروع خويش.
براى مبارزه با دينگريزى بايد پس از بررسى همه جانبه علل و عوامل آن، راهكارهاى مناسب را برگزيد. آنچه در جامعه امروز ما بسيار مهم است، ايجاد موجى سهمگين و توفنده در برابر تهاجم فرهنگى دشمنان وارايه چهره زيباى دين و زدودن غبار خرافات و كژانديشىها، در اين صورت دين با جذابيت فوقالعادهاى كه دارد، با توانمندى جوانان را به سوى خود فرا مىكشاند. از طرف ديگر شديدا بايد مواظب خطر
دگرگونى در هويت فرهنگى و گرايشهاى نسل جوان بود. يكى از خطرات جدى فرهنگ مهاجم غرب اين است كه جوانان را چنان به سوى تمايلات شهوانى و آزادىهاى جنسى سوق دهد، كه اساسا گرايش به دين و ديانت در آنان رنگ بازد و ديگر براى آنان حق و باطل چندان اهميتى نداشته باشد.
به هر حال، جوانى، از بزرگترين نعمتهاى خداداد به بشر است و مثل هر نعمت خداداد ديگر بايد از آن استفادهاى بهينهاى كرد. و جوانان، گرانبهاترين سرمايههاى كشورها به هنگام جنگ و صلح بوده و به عنوان سربازان و مديران بالقوه در عرصههاى سياسى، اجتماعى علمى و فرهنگى و به شمار مىآيند. بنابراين، بايد با برنامهريزى دقيق، موانع پيشروى نسل حاضر (عوامل دين گريزى پيش گفته) را زدود و براى مشكلات آنان، راهكارهاى عملى ارائه كرد.
پىنوشت
(1) قيامت، آيه 5
(2)) نور آيه 33 (
(3) وسائلالشيعه ج 14 ص 138
(4) همان ص 139
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|