|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
جوهر زندگى انسان، رويارويى با مشكلات و تلاش براى غلبه بر آنهاست. آنچه كه انسان و زندگى را مىسازد، همين درگير شدن با مشكلات و تلاش براى رفع آنهاست. تحقيقاً نمىتوانيد كسى را بيابيد كه مدعى باشد كه اساساً مشكلى ندارد. اگر چنين كسى را يافتيد، يا انسان نيست و يا آن كه راست نمىگويد، پس انتظار پايان يافتن مشكلات، انتظارى بيهوده است. هر مشكلى كه مرتفع گردد، بلافاصله نوع ديگرى از مشكل به جاى او مىنشيند.
پس بايستى، نگرش خود را به زندگى و مشكلات آن، دگرگون كنيم. بايد بدانيم كه استعدادهاى آدمى در عرصه همين مشكلات است كه بروز مىكند. پس بايستى از مشكل استقبال كرد و با شادابى و طراوت به رفع آن اقدام نمود. برادر عزيز گرچه مسائل پيش آمده براى شما تا حدودى نگران كننده و سخت بوده است ولى اگر قدرى به اطراف خود بنگريد، خواهيد ديد كه آنچه شما با آن روبه رو هستيد در مقابل مشكلات ديگران چيزى به حساب نمىآيد. شما بحمداللَّه در تحصيلات عاليه موفق بودهايد كه اين خود شاخصى بزرگ در موفقيت است. همچنين از نظر اخلاقى روحيهاى شاداب و جذاب داريد كه اين نيز خود موهبتى بزرگ است و دهها نمونه ديگر، پس همواره بايد موارد مثبت را مد نظر قرار داد و به درگاه خداوند شاكر بود وگرنه موارد غيرمثبت بىنهايت است. از آنچه كه تاكنون براى شما پيش آمده است نگرانى به خود راه ندهيد زيرا اين ناراحتى علاوه بر آن كه سودى در بر ندارد، موجب يأس و از دست رفتن قواى شما خواهد شد. در نامههاى ما، نمونههاى فراوانى وجود دارد كه در وضعيتى اسفبار و دردناك زندگى مىكنند. آن فرزند سر راهى كه هيچ اثر و نشانى از كسان خود نمىيابد و آرزو دارد كه كاش قبرى از مادر و يا پدرش به دست مىآورد و به همين قانع است. يا دخترى كه پدر و مادرش معتادند و خود نيز در دام نمونههاى رنج و سختى فراوان است كه سخن گفتن از آن عمر نوح مىخواهد و مثنوى هفتاد من. شما بحمدالله در كنار خانواده خود هستيد. بسيارى از جوانان هستند كه حسرت موقعيت شما را دارند. از اينها كه بگذريم درست است كه سختىهايى بوده و هست ولى مىدانيد كه سختىها خود سكوى ترقى و رشد و كمال انسانى است مگر نه اين است كه اكثريت قريب به اتفاق شخصيتهاى بزرگ علمى، هنرى، اجتماعى، سياسى و از كوره سختىها بيرون آمدهاند. كسانى كه با سختىها دست و پنجه نرم نكرده و هيچگاه طعم مشكلات را نچشيدهاند احساسات متعالى را نيز كمتر در وجود خود مىيابند، آنها كجا مىتوانند احساس شما و امثال شما را داشته باشند. از آن احساسات نيرو بگيريد نه اينكه آنها را در راه تخريب شخصيت خود به كار گيريد. قدر خود را بدان و نمونهاى از صبر و استقامت و احساسهاى متعالى باش. آيندهاى را براى خود ترسيم كن كه انشاءاللَّه با يافتن شغلى مناسب بتوانى دست افتادگان را بگيرى و به خانواده خود رسيدگى كنى. اهدافى بلند، زندگانى آبرومند، شخصيتى ممتاز و به تمام معنا انسان و دلسوز، همسرى مناسب و مهربان و اينها را در نظر بگير و با توكل برخداوند عزم خود را براى رسيدن به آن جزم كن كه بدون كمترين ترديد به آنها خواهى رسيد. واقعيت خود را بشناس و به آن ايمان داشته باش و خود را دستكم نگير.
استقامت كن. نيرويت را به جاى تلف كردن براى گذشته در اهداف آتيه خويش متمركز كن. از گذشته فقط درسهاى آن را به ياد داشته باش. برخيز، بكوش، دگرگون شو، دگرگون كن، بشتاب، همت كن و شكر خداوند مهربان بگذار كه ترا از گردنههاى بلند حوادث سالم عبور داد و هم از او مدد بجوى كه همواره ياور و پشتيبانت خواهد بود. آرى واقعيت آن است كه گذشتهها گذشته است و آينده نيز نيامده و ما در اين ميان سرگردانيم ولى به فرموده مولا على (ع): ما فات مضى و ما سياتيك فاين قم فاغتنم الفرصه بين العدمين گذشتهها گذشت و آيندهها هنوز نرسيدهاند، بپاخيز و فرصت را در بين اين دونيستى غنيمت شمار.
پس چرا درمانده باشيد؟ درماندگى و احساس ضعف را از خود دور كنيد، با تمام توان به صحنه زندگى وارد شويد، پيش برويد، استعدادهاى خود را بشناسيد و آن را به فعليت برسانيد. مردان بزرگ تاريخ در عرصههاى مختلف هنر، ادبيات، سياست و همه از دامان سختىها و
شرايط دشوار بيرون آمدهاند. هنر آن نيست كه گلى در گلخانه گرم و مرطوب پرورش يابد. هنر آن است كه در بين صخرههاى سرسخت و طوفان و سرما نهالى سر بيرون بياورد و گلى دلنواز را بر دامان خود نشاند. بزرگان از شرايط دشوار خسته و مأيوس نمىشوند. به قول بزرگمهر: بايد لب فرو بست و بازو گشود. اين ديدگاه كلى ما در مورد طرز تفكر شماست. برخى مشكلاتى كه مطرح كردهايد، به طور طبيعى در زندگى افراد، پيش مىآيد، منتها براى هر كس به رنگ و كيفيت خاصى. آنچه مايه اميدوارى است اين كه، اين مسائل گذراست و به تدريج حل مىشود. به هر حال شما ازدواج خواهيد كرد و زندگى مستقلى تشكيل خواهيد داد. بالاخره بگذار كه با زبان حافظ شيرازى حرف را به آخر برسانيم.
يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور كلبه احزان شود روزى گلستان غم مخور
اى دل غمديده حالت به شود دل بد مكن وين سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور
دور گردون گر دو روزى بر مراد ما نرفت دائماً يكسان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نوميد چون واقف نيى از سر غيب باشد اندر پرده بازىهاى پنهان غم مخور
پس اكنون:
1- به خداوند بزرگ اميدوار باشيد و دائماً بر او توكل كنيد.
2- ارتباط خود را با او استحكام بخشيد و با نماز و ذكر، پيوسته او را ياد كنيد و از او استمداد بطلبيد.
3- هيچ گاه مأيوس نشويد و با روحيه اميد به پيش برويد و در انتظار حل مشكلات باشيد.
4- در موقع اندوه ذكر لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ را تكرار كن.
5- پس از نمازها حتماً تعقيبات را بخوانيد و از خداوند حاجات خود و حاجات همه مؤمنان را طلب كنيد. اگر ميسر گرديد صبحهاى جمعه، نماز جعفر طيار را بخوانيد و حاجات خويش را از خداوند طلب كنيد.
پرسمان
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|