|
فلسفه تاريخ» يكى از شاخهها و شعبههاى فلسفههاى مضاف است (همچون فلسفه هنر، فلسفه حقوق، فلسفه دين و) مىتوان گفت فلسفه تاريخ به كارگيرى روشهاى فلسفى در پاسخگويى به پرسشهايى است كه به موضوعات و مسائل اساسى در حوزه علم تاريخ مربوط مىشوند. البته بايد توجه داشت كه اين «فلسفه» به معناى مصطلح خود نيست بلكه متد و روش آن آميختهاى از تحليلهاى منطقى، مفهومى و زبانشناختى Linguistic ( ( است. در حقيقت فلسفه تاريخ يك دانش درجه دوم است. فلسفه تاريخ به علم تاريخ به عنوان يك رشته و دانش [دانش درجه اول] از بيرون نظر كرده و درباره مسائل و موضوعات كليدى و اصلى دانش اول (علم تاريخ) به تفكر فلسفى مىپردازد مثلًا فلسفه تاريخ، پرسشى از نسبت موجودات و رخدادها و وقايع و حوادث خارجى با يكديگر نمىكند كه اين معلول آن يا آن يكى معلول اين است؟ بلكه مشغول به كنكاش درباره اين موضوع مىشود كه آيا يكى از اين دو به ديگرى برگشتپذير هست يا خير؟ اهم مسائلى كه در اين رشته دنبال مىشود عبارت است از:
1- علم بودن يا نبودن تاريخ،
2- بررسى ماهيت اين علم،
3- ارزش تاريخ،
4- تكامل تاريخ،
5- نسبت اين رشته با رشتههاى ديگر علوم،
6- عليت در تاريخ،
7- عوامل تحول تاريخ و
بايد توجه داشت كه فلسفه تاريخ با فلسفه تاريخى متفاوت است. دومى بررسى تاريخ فلسفه است و اولى بررسى فلسفى تاريخ. در اين باره مقالات متعددى به رشته تحرير درآمده كه هر يك زاويهاى از اين رشته را به بحث گذاشتهاند اما براى آشنايى اجمالى و ابتدايى در باب برخى از مسائل اين علم مىتوانيد به كتاب فلسفه تاريخ نوشته مرحوم استاد شهيد مرتضى مطهرى مراجعه نماييد.
پرسمان
|