مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / تاریخ - اطلاعات عمومی
 تبلیغات در سایت   
اینگونه باشیم
تربیت دینی
 از دعا چه می دانیم؟
جایگاه رفیع دعا
ویژگی های دین اسلام
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   

ررسى تاريخ و روند شكل گيرى احزاب در جهان و ايران به دليل گستردگى بسيار زياد اين احزاب از نظر تنوع در اصول، اهداف، خط و مشى ها و عملكردها و به هيچ وجه در يك نامه و امثال آن امكان پذير نمى باشد از اين رو به اختصار به بررسى دو جريان عمده در جهان و ايران مى پردازيم:
اصطلاح «چپ و راست Left and Right ( ( »از مفاهيم مبهم، لغزنده و پرفراز و نشيب در تاريخ و ادبيات سياسى است. خاستگاه اين دو اصطلاح (و همچنين اصطلاح‏هاى هم‏رديف آن مانند چپ‏روى و راست‏روى، جناح چپ و جناح راست و يا دست راستى و دست چپى و ميانه) انقلاب فرانسه است كه در مجلس ملى فرانسه نمايندگان محافظه‏كار طرفدار پادشاهى در سمت راست رئيس مى‏نشستند و نمايندگان جمهورى‏خواه و انقلابى در دست چپ و نمايندگان ميانه رو در وسط كه خود بازتابى از محافظه‏گرايى Conservatism ( ( ليبراليسم و راديكاليسم (نظريه‏هاى تندرو) موجود بود. در آن روزگار اين دو اصطلاح معناى روشن و جدا از هم داشت، يعنى چپ به معناى انقلابى بودن و هواداران از دگرگونى و دگرگونى بيشتر بود وراست به معناى مخالفت با هرگونه دگرگونى يا حدودى از بازگشت به گذشته يا بازگشت كلى بود و راست براى كسانى به كار مى‏رفت كه در برابر تاخت و تاز انقلاب فرانسه به نهادهاى پادشاهى از آن نهادها دفاع مى‏كردند.
اين اصطلاح به تدريج از بعد از انقلاب فرانسه در ادبيات سياسى غرب رايج شد، به نحوى كه به مرور يكى از محورهاى اساسى در تقسيم‏بندى افراد، جناح‏هاى سياسى و رژيم‏ها به شمار رفته است. در رهگذر بيش از دو قرن كاربرد، هر يك از اين دو اصطلاح معانى متفاوتى به خود گرفتند و چنان فراز و نشيبى از نظر معنايى، پا به پاى پيدايش گرايش‏هاى تازه و گوناگون سياسى و درهم آميختگى گرايش‏ها از دو سو يافته است كه تعيين مرز روشن ميان آن دو ناممكن است زيرا هر يك از اين دو اصطلاح، در معناى وسيع خود چنان گرايش‏ها و گروه‏هاى مختلف و ناهمسازى را در برمى‏گيرند كه جز معنايى بسيار كلى و مبهم از آنها برنمى‏آيد و در مواردى به سختيمى‏توان از تمايز دقيق چپ و راست سخن گفت.
نمود كامل راست‏گرايى را در محافظه‏گرايى و ليبراليسم مى‏توان ديد. همچنين فاشيست‏ها نيز با وجود تفاوت در اصول، از جهت وعديده‏اى جزء راستى‏هاى افراطى محسوب مى‏شوند.
نمونه گروه‏هاى چپ نيز سوسياليست‏ها و راديكاليست‏ها هستند. كمونيست‏ها و آنارشيست‏ها نيز كه بر برابرى مطلق تأكيد مى‏كنند جزو چپى‏هاى تندرو به حساب مى‏آيند.
اصول كلى چپ و راست: على‏رغم اختلافها و دگرگونى‏هاى معنايى در اين دو واژه، به طور كلى عقايد اكثر گروه‏هاى چپ را ظاهرا مى‏توان اين‏گونه برشمرد:
1- ميل به تغيير شتابان در وضع وجود از لحاظ سياسى، اقتصادى و اجتماعى در جهت ايجاد برابرى و از ميان برداشتن فاصله‏هاى طبقاتى با دخالت هر چه بيشتر دولت در امور اقتصادى و اجتماعى.
2- گرايش به ايمان گيتيانه (دنيوى)- ايمان به پيشرفت كمابيش بيكران تاريخ و علم و بشريت- در برابر ايمان دينى و آن جهانى به روى آوردن به عقل و استدلال و داشتن باورهاى فلسفى غيردينى يا ضد دينى.
3- گرايش به انترناسيوناليسم در برابر ميهن‏پرستى و ناسيوناليسم.
4- تساوى حقوق زن و مرد، اعتقاد به حقوق اقليت‏هاى نژادى و زبانى، طرفدارى از توده‏هاى محروم و كارگران.
5- ردّ احترام به سنت Tradition ( ( و نفى حجيت سنت و دين در برابر عقل و اعتقاد به عقل و عقل‏گرايى (راسيوناليسم).
در مقابل «اكثر تفكرات موسوم به راست
1- مخالف تغييرند و معتقدند كه وضع موجود را تا حد ممكن بايد حفظ كرد و تغييرات انقلابى را بر هم زننده بنياد جامعه مى‏دانند.
به نظر آنها تغييرات ضرورى و اجتناب‏ناپذير بايد در حداقل ممكن و به نحوى بسيار آرام و تدريجى انجام شود.
2- اين مشرب بر خلاف چپ‏ها، اغلب نه هوادار دينند و نه لوزما دشمنى خاص با آن دارند و سنت‏ها را به عنوان ميراث عقل جمعى جامعه محترم مى‏شمارند و با حفظ نهادهاى سنتى چون خانواده و كليسا مخالفتى ندارند.
3- نابرابرى اجتماعى را امرى طبيعى و لازمه رشد اجتماعى و حذف آن را ناممكن مى‏دانند.
4- عقايد ملى‏گرايانه و ميهن‏پرستى در ميان گرايش‏هاى راست شيوع بيشترى دارد. البته نكته قابل توجه اين كه بنا به زمان‏ها و مكان‏هاى مختلف ميزان انتساب هر يك از اصول و انديشه‏هاى ياد شده به چپ و راست تفاوت مى‏كند. براى مثال در بلوك شرق، چپ به كسى اطلاق مى‏شود كه وفادار به انديشه‏هاى ماركسى
باشد و يا طبقه سرمايه‏دارى مخالفت كنند.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: جامعه شناسى سياسى، حسين بشيريه، نشر نى.
اما در ايران: مضافا بر لغزندگى مفهومى اين دو اصطلاح، كاربرد آن براى بيان مرزبنديهاى سياسى ايران نيز ناروشن و نارسا به نظر مى‏رسد. اما با اين وجود و با مسامحه در كاربرد آن، از زمان مشروطه مى‏توان رد پاى ايدئولوژيها و جناح‏هاى چپ و راست را جستجو كرد.
پس از انقلاب اين اصطلاح به تدريج در ادبيّات سياسى ايران رايج شد.
بعد از عزل بنى صدر نيروهاى انقلاب دچار اختلافات داخلى شدند. اين اختلاف به طور مشخص در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و حزب جمهورى اسلامى تجلّى كرد و نهايتا به انحلال هر دو تشكّل انجاميد. از آن زمان گرايش‏ها و جناحهاى مخالف با يكديگر، به چپ و راست تقسيم شدند، و اين اصطلاح به تدريج محور تقسيم‏بندى‏هاى سياسى قرار گرفت.
در دوره نخست‏وزيرى مهندس موسوى نيروهاى موسوم به چپ اكثريّت يافتند. اين گروه كه بعدا به چپ سنّتى موسوم شدند، انقلابى، تندرو و راديكال، ضدّ آمريكا و اسرائيل، اصول‏گرا، طرفدار ولايت مطلقه‏ى فقيه، و خواهان اقتصاد بسته و دولتى بودند. در مجلس سوم اكثريّت با اين جناح بود. عمده‏ترين گروههاى طرفدار اين جناح را مجمع روحانيون مبارز، اعضاى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، و دفتر تحيكم وحدت تشكيل مى‏دادند.
در مقابل اين جناح، طيفى از نيروهاى سياسى، به راست موسوم شدند. اين گروه ابتدا در حوزه‏ى اقتصاد و سپس در ساير حوزه‏ها با جناح چپ اختلاف پيدا كردند. طيف راست مخالف دخالت گسترده‏ى دولت در اقتصاد بود و در همين زمينه‏ها با دولت مهندس موسوى اختلاف داشت. اين گروه در مجلس چهارم و پنجم اكثريّت را به دست گرفتند. عمده‏ترين گروههايى كه آنها را به نحوى جزو يا جانبدار راست به حساب مى‏آورند عبارتند از: جامعه روحانيّت مبارز، جامعه‏ى مدرّسين حوزه‏ى علميه‏ى قم، تشكّلهاى اسلامى همسو (يعنى مجموعه‏اى از گروههاى راست، كه مهمترين آنها را جمعيت مؤتلفه و جامعه‏ى اسلامى مهندسان تشكيل مى‏دهد). به طور كلّى اين گروه بر ولايت مطلقه‏ى فقيه، حفظ فرهنگ سنّتى، مديريّت دينى، اقتصاد آزاد و بازار تأكيد دارند.
در دوره‏ى رياست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى دو اصطلاح «چپ مدرن» و «راست مدرن» مطرح شد. چپ مدرن جريانى است كه به هر دليل، به بازنگرى در انديشه‏ها و نظرات خود پرداختند. محصول اين تأمّل، چرخش در بعضى از مواضع راديكال، و اصلاح و تعديل بخشى از شعارها و آرمانهاى اين جناح بود. فضاى باز سياسى و فرهنگى، توسعه‏ى اقتصادى، تنش‏زدايى در سياست خارجى، تسامح و تساهل در عرصه‏ى فرهنگ و سياست جزو شعارهاى چپ مدرن است. اين گروه طرفدار آزادى بيان و گسترش آزادى‏هاى سياسى محسوب مى‏شوند.
در مقابل، در جناح راست نيز تغييراتى پديد آمد و يكى از نتايج آن منشعب شدن جريانى بود كه گاه با عنوان راست مدرن و گاه با نام تكنوكرات‏ها (فن سالاران) و يا مصلحت‏گرايان مطرح مى‏شوند. اين جريان متشكّل از افراد ميانه رو جناحهاى چپ و راست بود كه ديدگاه‏هاى مشتركى با چپ مدرن داشتند و در مجموع معتقد به اصلاحات سياسى، و بخصوص اصلاحات اقتصادى، توسعه‏ى فرهنگى، خصوصى سازى، و مديريّت علمى و كارشناس سالارى‏اند. تعبير تكنوكرات نيز به همين مناسبت است كه اين گروه، مانند تكنوكرات‏ها در كشورهاى غربى بر افتادن امور به دست فن‏شناسان و گسترش علم و پژوهش تأكيد دارند. عمده‏ترين تشكّل اين گروه، كارگزاران سازندگى است كه در مجلس پنجم نقش عمده‏اى ايفا كرد. اين گروه يا گروههاى چپ مدرن در انتخابات رياست جمهورى سال 76 همگرا شدند. اين ائتلاف كه از عمده‏ترين شعارهاى آنها اصلاحات سياسى بود، موقعيت چشمگيرى نيز در انتخابات به دست آورد. امروزه در چپ مدرن نيز بروز و تمايز گرايشهاى تندرو و ميانه رو كاملًا مشهود است.
به طور كلى جناح‏بنديهاى سياسى در ايران مرزهاى مشخصى ندارد. گروههاى موسوم به چپ و راست هيچ كدام راهبردها و ديدگاه‏هاى خود را از پيش و به طور شفّاف و تفصيلى در حوزه‏هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى ارائه نكرده‏اند. همچنين ضعف نهادهاى مدنى و احزاب سياسى در هر دو جناح به دليل فقدان سابقه‏ى تشكّلهاى سياسى رسمى و سازمان يافته در ايران مشهود است. تشكّل‏ها غالبا با توجه به زمان خاص ايجاد مى‏گردند و مواضع نيز بر حسب موقعيّت و بسته به فضا و شرايط مستحدث تغيير مى‏كند. لذا اغلب مى‏توان ترديد و تردّد و نوسان گروهها و افراد سياسى را بين چپ و راست كاملًا مشاهده كرد. از آن جا كه بسيارى
از انديشه‏ها و مواضع گروهها به طور موقّت و انفعالى طرح ريزى مى‏شوند نمى‏توان به تداوم مواضع سياسى اطمينان داشت. به طور كلّى گذشته از آن چه گفته شد به نظر مى‏رسد اصطلاح چپ و راست همان گونه كه اشاره كرديم براى بيان تفاوتها و سلايق سياسى در ايران مبهم و نارساست، و در صورت كاربرد بايد به تفاوت عميق انديشه‏ها و جناح‏بنديهاى سياسى ميان ايران و غرب توجّه داشت. ابهام و نارسايى اين دو اصطلاح تا حدّى است كه افراطى‏ترين گروه چپ‏رو در ايران را به لحاظ بعضى از اصول فكرى مى‏توان حتّى مشابه با محاظفه‏كاران و راست‏گراهاى غربى دانست. همچنين است در مورد راست‏گرايان. لذا در كاربرد اين اصطلاحات بايد به شرايط سياسى و اجتماعى ايران توجه داشت(1)
اما برخى جناح ها وجود دارند كه جناح ميانه معروفند عليرغم ابهامى كه در اين قسمت وجود دارد به صورت مختصر مى‏توان گفت كه در حدود سال 1363 به علت اختلاف نظرهايى كه بين نيروهاى انقلابى در قبال مسائل اقتصادى و بين‏المللى به وجود آمد، جناحى به نام جناح مصلحت‏انديش، يا ملى‏گرا «پراگماتيست» يا ميانه معروف شد. اين جناح در آن دوره با برخى سياست‏هاى راديكال در سطح بين‏الملل مخالفت مى‏كرد و آن را مغاير مصلحت استراتژى جنگ عليه عراق مى‏دانست در اواسط دهه هفتاد جمعيت «كارگزاران سازندگى» مشخص‏ترين گروه انجام يافته جناح ميانه شناخته مى‏شوند. نشريات همشهرى و ايران ارگان‏هايغيررسمى اين جناح بودند.
نكته ديگر اين كه هر چند به برخى از عملكردهاى ليبرالها در مسائل گوناگون اطلاق ميانه‏روى مى‏شود ولى از نظر لغوى چنين معنايى را براى ليبراليسم نيافتيم و اگر منظور شما از اين سؤال بررسى نسبت ميان جناح ليبرال و جناح ميانه در ايران است، با توضيحى كه در مورد جناح ميانه داديم و توضيحاتى كه درباره جناح ليبرال در ايران در پى مى‏آيد به انفكاك و جدايى اين دو پى مى‏بريم.
توضيح آن كه سرآمد جناح ليبرال در ايران، نهضت آزادى مى‏باشد كه براى آشنايى با وضعيت آن، مرورى بر چگونگى پيدايش، اهداف، عملكرد و مواضع آن در برابر انقلاب و اصول و آرمان‏هاى اسلامى و انقلابى لازم است. چنين تحقيقى طبيعتا در اين مختصر نمى‏گنجد، ليكن به اختصار و فشرده، نكاتى را به آگاهى مى‏رساند.
1- اين تشكيلات اساسا بر پايه انديشه‏هاى دكتر مصدق و با كسب نظر از وى ريخته شده است. مهندس بازرگان در اين‏باره مى‏گويد: «تشكيلات و پايه‏هاى اصلى نهضت را با كسب نظر از آقاى دكتر مصدق ريخته‏اند»، (مجله روشنفكر، 25 خرداد سال 40 (.
در مرامنامه نهضت آمده است: «ما مسلمان، ايرانى، تابع قانون اساسى [زمان شاه‏] و مصدقى هستيم»، (خط سازش 252/ 1 (بازرگان.
2- گرايش دينى و اسلامى در نهضت نقش درجه دوم و ابزارى دارند و مليت گرايى بر آن تقدم و پيشى دارد. بازرگان يكى از تفاوت‏هاى حساس و ظريف بين نهضت آزادى و نيروهاى انقلابى را اين مى‏دانست كه امام و انقلابيون خواستار اسلام و خدمت به دين بودند ولى نهضت آزادى ايران‏گرا بود. گروه اول از امكانات و ابزارهاى موجود در ايران جهت اعتلاى دين استفاده مى‏كردند و گروه دوم دين را وسيله خدمت به ايران و اهداف اساسى خود قرار مى‏دادند.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: اطلاعيه نهضت آزادى 27 خرداد 1360 و نيز: خط سازش، ج 1، ص 288.
3- نهضت آزادى داراى شيوه‏اى سازشكارانه بوده و هرگز موافق با مبارزه انقلابى و سرنگونى رژيم طاغوت نبوده، بلكه معتقد بود شاه بايد سلطنت كند نه حكومت و هم‏اكنون هم بزرگترين منادى سازش با آمريكا مى‏باشد.
4- نهضت آزادى به تدريج در طول حيات خود از روحانيت فاصله گرفت و نه تنها در مسايل سياسى و اجتماعى، بلكه اساسا در دين‏شناسى و تفسير قرآن و فهم دين روى‏كردى گسسته از عالمان و دين‏شناسان برگزيده و به جاى مطالعه در دين از طريق متدلوژى خاص خود به تأويل و تفسير قرآن از طريق تأويل و متدلوژى علوم تجربى و تفسير به رأى پرداخت و بدينوسيله نوعى انديشه التقاطى در دين را رواج داد كه اولين ثمره آن پيدايش سازمان مجاهدين خلق و گرايش آنان به سوى انديشه‏هاى ماركسيستى است. البته در عين حال اين نهضت با روحانيونى مانند مرحوم شريعتمدارى رابطه خود را مستحكم ساخته و او را به عنوان مرجع معرفى مى‏كردند، ولى هرگز حضرت امام را به عنوان مرجع دينى معرفى نكردند.
5- در جريان اشغال لانه جاسوسى آمريكا كه در واكنش به توطئه‏هاى آمريكا در براندازى نظام صورت گرفت و پس از افشاى اسناد ارتباط برخى از رهبران نهضت آزادى با آمريكا، مانند بازرگان، يزدى،
ميناچى، امير انتظام، سنجابى، نزيه، مقدم مراغه‏اى و قطب‏زاده، نهضت آزادى دانشجويان پيرو خط امام را پيرو خط شيطان خواند، (اسناد نهضت آزادى، ج 11، ص 207 (.
6- در جريان جنگ تحميلى بر عليه انقلاب، نهضت آزادى به جاى پيوستن به صفوف جنگ و مبارزه و يا تشويق مجاهدان جان بر كف، برعكس با دشمنان همسويى نموده و حضرت امام را جنگ طلب معرفى مى‏كردند.
گذشته از اختلافهاى فكرى، عقيدتى و نحوه برداشت از اسلام بين رهبران نهضت آزادى با امام (ره) و نيروهاى انقلاب اختلافهاى سياسى در نحوه اداره حكومت، قضاياى انقلاب و حوادث سياسى پس از انقلاب سبب گرديد كه هر روز جدايى و اختلاف بين امام (ره) و نيروهاى انقلاب با نهضت آزادى و رهبران آن در قالب دولت موقت بيشتر شود.
در اين جا به برخى از اين اختلافها اشاره مى‏نماييم:
1 عدم توجه بازرگان به فرمان نخست وزيرى حضرت امام (ره) مبنى بر استفاده از تمام نيروها و پرهيز از انتخاب اعضاى كابينه از يك گرايش سياسى و گروهى خاص اين اقدام سبب گرديد كه نيروهاى حزب الله، به مخالفت با بازرگان برخاسته و عمل او را غير قابل تحمل قلمداد نمايند.
2 امام (ره) نوع حكومت را جمهورى اسلامى مطرح نمودند اما بازرگان و نهضتى‏ها بر حكومت جمهورى دموكراتيك تاكيد داشتند. پس از تصويب جمهورى اسلامى، در 12 فروردين 1358 توسط مردم و بعدها تصريح قانون اساسى، بر كلمه جمهورى اسلامى و تاييد مردم نهضتى‏ها حتى تا زمان حال نيز، در فراق حكومت دموكراتيك (جمهورى دموكراتيك) سوگوار هستند و اين اختلاف برداشت بازرگان و نهضتى‏ها در مقابل امام (ره) و انقلابيون درباره جمهورى اسلامى، شكافى عميق براى آغاز اختلافها محسوب مى‏شد.
3 مخالفت بازرگان و نهضتى‏ها با مجلس خبرگان و تأكيد و ارائه طرح تشكيل مجلس مؤسسان به جاى آن اين طرح با مخالفت صريح امام، به شكست انجاميد.
4 مخالفت با اصل ولايت و حاكميت فقيه و فقه در جمهورى اسلامى ايران.
5 مخالفت با برخى از اصول حقوقى و جزايى اسلام، مانند اصل قصاص و يا حدود و به دليل مغايرت با حقوق بشر و سازمان‏هاى جزايى بين‏المللى
6 مخالفت با شعار صدور انقلاب.
7 مخالفت با حمايت از نهضت‏هاى آزادى‏بخش.
8 مخالفت با چگونگى برخورد با ضد انقلاب و نيز مخالفت با اعدام سران رژيم گذشته.
9 مخالفت بر سر چگونگى ارتباط و برخورد با آمريكا و نيز مخالفت با اشغال لانه جاسوسى آمريكا كه در نهايت، سبب استعفاى بازرگان و انحلال دولت موقت گرديد.
10 اختلاف بر سر تفسير سياست نه شرقى و نه غربى امام (ره) (بازرگان از اين سياست امام، برداشت موازنه منفى دكتر مصدق را داشت).
11 مخالفت رهبران نهضت آزادى و دولت موقت با سپاه پاسداران، كميته‏ها و نهادهاى انقلابى.
12 ملاقات وزير امور خارجه دولت موقت دكتر ابراهيم يزدى با برژيسنكى، مشاور امنيت ملى كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا، سبب گرديد كه نيروهاى انقلابى به مخالفت صريح با اين جريان برخيزند چرا كه اين ملاقات‏ها سبب خرد شدن چهره ضد استكبارى جمهورى اسلامى مى‏گرديد.
13 شركت برخى از نهضتى‏ها، مانند قطب زاده، امير انتظام و ديگران در كودتاى طبس و نوژه.
با توجه به وجود چنين اختلافهايى بين امام، نيروهاى انقلابى و حزب الله با رهبران نهضت آزادى، دولت موقت، ملى گرايان و ليبرال‏ها موفقيت و پيروزى با امام (ره) و نيروهاى انقلابى بود، و پس از طى يك بحران، نهضت آزادى، بازرگان و ياران و هواداران او به صورت رسمى از صحنه حكومت، قدرت و سياست بركنار شدند.
اما اين پايان كار نهضت آزادى نبود زيرا پس از قضاياى دولت موقت و بركنارى جناح ميانه‏روى ليبرال از صحنه سياسى كشور و حاكميت رسمى حزب الله بر كشور از سال 1360، نهضت آزادى رفته رفته از انقلاب، امام و نيروهاى انقلاب دور گشته و تبديل به يك نيروى اپوزيسيون شد و به نوعى در وحدت تاكتيكى و عملى به نيروهاى ضد انقلاب و منافقين نزديك شد و اين نزديكى تا آن جا ادامه يافت كه اعلاميه‏ها و سخنرانى‏هاى رهبران نهضت در روزنامه‏ها، مجلات و راديو و تلويزيون ضد انقلاب عراق و آمريكا پخش مى‏گرديد. گرچه نهضت آزادى با ديگر نيروهاى ضد انقلاب، اعم از چپ و راست، داراى اختلاف فكرى و بينشى بود، اما داشتن هدف مشترك، يعنى مقابله و مخالفت با انقلاب و رهبران آن و به خصوص روحانيت، همه نيروهاى اپوزيسيون را در عمل، به مواضع واحد و مشترك رسانيد. بنابر اين، در اين مواضع مشترك، نهضت آزادى، در كنار منافقين، ملى گرايان، سلطنت‏طلب‏ها، توده‏اى‏ها و ديگر چپى‏ها قرار گرفت. البته بايد
انصاف داد كه اگر نهضت آزادى در مقابله با رژيم گذشته به مبارزه مسلحانه اعتقادى نداشت، در مقابله باجمهورى اسلامى نيز بر عقيده خود ثابت قدم مانده و به روش مبارزه مسلحانه مجهز نشد و تنها به مبارزه سياسى بر ضد جمهورى اسلامى پرداخت.
برخى از ويژگى‏هاى فكرى نهضت آزادى عبارت است از:
1 شيفته و مجذوب فرهنگ و تمدن مغرب زمين.
2 گرايش و تمايل به ارتباط با آمريكا و غرب.
3 اعتقاد به اصالت فرد و آزادى‏هاى فردى.
4 علم گرايى و تأكيد بر علوم تجربى و حسى و بى اعتنايى به علوم عقلى و فلسفى.
5 تفسير علمى، تجربى و حسى از قرآن، روايات و متون دينى و تأكيد بر روش تجربى در فهم متون دينى.
6 اعتقاد به دين و مذهب، به عنوان امرى فردى، جزيى و تجربى.
7 اعتقاد به جدايى دين از سياست (به خصوص پس از حوادث سال‏هاى بعد از انقلاب)
8 نفى حكومت دينى و نظام ولايت فقيه.
9 پيروى از انديشه‏هاى دكتر مصدق در عرصه سياست و حكومت.
10 پيروى از انديشه تسامح و تساهل در تمام ابعاد و اعتقاد به مدارا و مديريت علمى در مقابل مديريت فقهى.
11 ملى گرايى و ناسيوناليسم افراطى و اعتقاد به مليت و ايران، در مقابل اسلام و به عبارت ديگر تقدم ايران بر اسلام.
12 اعتقاد به دموكراسى و آزادى به شيوه غربى.
در پايان لازم به ذكر است كه حضرت امام (ره) طى نامه‏اى به وزير كشور وقت (آقاى محتشمى) نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب حجت الاسلام آقاى محتشمى، وزير محترم كشور، ايده الله تعالى
در موضوع نهضت به اصطلاح آزادى، مسايل فراوانى است كه بررسى آن محتاج به وقت زياد است. آن چه بايد اجمالًا گفت، آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب، شهادت مى‏دهد كه نهضت به اصطلاح آزادى، طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد آن است كه شايد آمريكاى جهان خوار را كه هر چه بدبختى ملت مظلوم ايران و ساير ملت‏هاى تحت سلطه او دارند از ستم كارى اوست بهتر از شوروى ملحد مى‏دانند و اين از اشتباهات آن‏ها است.
در هر صورت به حسب اين پرونده‏هاى قطور و نيز ملاقات‏هاى مكرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آن چه من مشاهده كردم از انحرافات آن‏ها كه اگر خداى متعالى عنايت نفرموده بود و مدتى در حكومت موقت باقى مانده بودند، ملت‏هاى مظلوم، به ويژه ملت عزيز ما، اكنون در زير چنگال امريكا و مستشاران او دست و پا مى‏زدند و اسلام عزيز چنان سيلى از اين ستمكاران مى‏خورد كه قرن‏ها سر بلند نمى‏كرد و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادى، صلاحيت براى هيچ امرى از امور دولتى يا قانون گذارى يا قضايى را ندارند و ضرر آن‏ها به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بى مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويل‏هاى جاهلانه، موجب فساد عظيم ممكن است شوند، از ضرر گروهك‏هاى ديگر حتى منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان بيشتر و بالاتر است.
نهضت آزادى و افراد آن، از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نيستند، از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاى آن‏ها كه منتشر كرده‏اند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولى الموالى، اميرالمؤمنين، را در نصب ولات و اجراى تعزيرات حكومتى كه گاهى بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، برخلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را نعوذ بالله تخطئه، بلكه مرتد بدانند و يا آن كه همه اين امور را از وحى الهى بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است. نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسيارى از كسانى كه بى اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، بايد با آن‏ها برخورد قاطعانه شود و نبايد رسميت داشته باشند.
والسلام على من اتبع الهدى.
توفيق جناب عالى را از خداوند تعالى خواستارم
روح الله الموسوى الخمينى
جهت آگاهى بيشتر ر. ك:
1- اشاراتى درباره ليبراليسم در ايران، شهريار زرشناس، انتشارات كيهان، چاپ اول 1378
2- جريان‏ها و جنبش‏هاى مذهبى سياسى ايران، سال‏هاى 1357- 1320، رسول جعفريان، نشر پژوهشگاه فرهنگى و انديشه اسلامى، چاپ دوم، 1831
پى‏نوشت‏
(1)) ر. ك: فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات (.
پرسمان
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

آيا قبل از پيدايش حضرت آدم، انسان‏هايى روى زمين مى‏زيستند؟

سياست كشف حجاب رضاخان به تحريك چه كساني اعمال شد؟ اين سياست قبلا كجا امتحان شده بود و اصولا مبارزه با حجاب مسلمانان چه علتي داشت؟

به چه دليل ادعا مي‏كنيد كه انقلاب اسلامي ايران متأثر از قيام امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورا است؟ نقش آن در پيدايش، پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي چيست؟

آغاز تاريخ نويسي در تمدن¬هاي بشري به چه زماني بر مي¬گردد؟

آگاهي از تاريخ در اسلام چه اهميتي دارد؟

چگونگي قدرت‌گيري خاندان پهلوي در ايران را شرح دهيد

فلسفه تاريخ يعني چه؟

لطف كنيد دليل اصلي فرار شاه از ايران را به طور كامل توضيح دهيد؟

مسأله تاريخي چيست؟ و ملاك يك مسأله تاريخي چه مسائلي است؟

با توجه به اين كه بعد از رضاخان گروه‌هاي زيادي (مذهبي) و سازمان‌هاي زيادي بنا به نياز جامعه آن روز تشكيل دادند، ولي با اين همه گروه‌هاي متعدد مذهبي و اعتقادي از چه روي و چرا نيروهاي روحاني در موقعيت رهبري اين نهضت قرار گرفتند؟ اين نكته هم فراموش نشود كه توده‌اي‌ها و سكولارها هم بر ضد روحانيت فعاليت چشمگيري داشتند؟

غير از امام خميني كداميك از مراجع نجف و قم با شاه مخالف بودند؟

آيا روشنفكران در شروع انقلاب اسلامي و بعد از آن نقش داشته‌اند؟ نقش مثبت يا منفي آنان چيست؟

جريان بوسيدن دست فرح توسط مصدق صحت تاريخي دارد؟ لطفاً با مدرك توضیح دهید؟

ردپاي نفوذ و حضور آمريكاييان در ايران و پيدايش چهره استعماري و نفوذيشان در دربار پهلوي را بيان كنيد؟

هدف از كودتاي 28 مرداد چه بود ؟ باني ومسبب آن چه كساني بودند ؟

چگونگي قدرت‌گيري خاندان پهلوي در ايران را شرح دهيد

در مورد تاريخچه فلسطين و چگونگى تسلط اسرائيل بر آن سرزمين توضيح دهيد

تعريف روان پست مدرنيسم چيست؟

دلايل قداست و اهميت بيت‏المقدس براى مسلمانان چيست؟

آيا در مذاهب الهي و اسلام، مانند برخي مسلك هاي ماترياليستي، قيام قهرمانانه و مبارزات ضد استثماري وجود دارد؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما