مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / تاریخ اسلام - اطلاعات عمومی
 تبلیغات در سایت   
اینگونه باشیم
تربیت دینی
 از دعا چه می دانیم؟
جایگاه رفیع دعا
ویژگی های دین اسلام
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   

براستى قلم در برابر عظمت ووفاى حجر، عاجز و ناتوان است، او كسى نبود كه بزرگيها و فداكاريهاى او را بتوان به آسانى ترسيم كرد.
او مرد خدا بود، مرد رزم بود، مرد وفا بود، شب زنده‏دار و روزه دار بود او يك مسلمان راستين بود.
از دوران جوانى، دلاورى و شجاعت با سرشت او در هم آميخته شده و خون حماسه و پيكار در رگهاى او جارى بود. زندگانى او از روزى كه اسلام آورد، در مبارزه و پيكار با كفر و شرك و پيروان باطل سپرى شد و سرانجام نيز جان خود را در اين راه فدا كرد و با آغوش باز از مرگ استقبال كرد.
خوبست در اينجا قدرى درنگ كنيم و تاريخ را ورق بزنيم و با تاريخچة زندگانى پر افتخار و حماسه آفرين «حجر» بيشتر آشنا شويم:
او در نوجوانى همراه برادرش «هانى بن عدى» به حضور پيامبر اسلام (ص) شرفياب شد و به آئين اسلام گرويد.(1)
گوهر شخصيت او در پرتو اسلام درخشندگى يافت و وجود او كه كانون مشتعل استعدادها و شايستگى‏هاى شگرف بود، نضج و تكامل يافت و به حدى رسيد كه تاريخ نگاران دربارة او مى‏نويسند:
«او با اينكه در زمان پيامبر از نظر سن و سال جوان بود، از ياران با فضيلت و عاليقدر آن حضرت بشمار مى‏رفت».(2) او از دوران حيات پيامبر چيزى درك نكرد و پس از اندك زمانى كه از مسلمانى او مى‏گذشت، پيامبر از دنيا رفت، به همين جهت تاريخ، مشخصات بيشترى از كوششها و مجاهدتهاى حجر را در زمان حيات پيامبر اسلام ثبت نكرده است و در جنگهاى زمان آن حضرت نيز اسم او به چشم نمى‏خورد، ولى درفتح شام يكى از سربازان فاتح بود(3) و همو بود كه «مرج عذرا» را فتح كرد.(4)
و نيز در جنگ «قادسيه» شركت داشت.(5)
حجر در ميدان جنگ، از هيچ خطرى نمى‏ترسيد و در راه پيروزى ارتش اسلام، هيچ چيز نمى‏توانست مانع پيشروى او باشد.
در جريان فتح «مدائن» هنگامى كه ارتش اسلام به كنار رود «دجله» رسيد، با چنين رود بزرگى رو برو شد بطورى كه هيچكس جرات نداشت وارد دجله شود، در اين هنگام صداى رساى «حجر» بلند شد كه:
«چه چيز مانع شده است كه از اين رود گذشته خود را به دشمن برسانيد؟ هيچ كس بدون اذن پروردگار، و پيش از رسيدن اجل قطعى نخواهند مرد»(6) اين را گفت و با اسب به داخل دجله تاخت، همينكه حجر وارد آب شد، بقية سپاه نيز خود را به آب زدند، ايرانيان كه اين منظره را ديدند، وحشت كرده گفتند: «اينان (كه چنين از آب عبور مى‏كنند) سپاه «ديو» اند» و از بيم نابودى فرار كردند(7)
«حجر بن عدى» سلحشور دلير و جانبازى بود كه هرگز در صحنة جنگ، بيم به خود راه نمى‏داد، اما آنچه به شخصيت او جاودانگى بخشيده، تنها سلحشورى و جنگ آورى او نبود، بلكه رمز جاودانگى او در اين است كه در عين رزمجوئى، مرد تقوى و نيايش و معنويت بود، و به همين سبب او را «حجر الخير» (حجر نيك) مى‏ناميدند، در برابر «حجر شر» كه از ياران معاويه بود.(8)
او از مردان خدا و يكى از نيايش كنندگان بزرگ بود، نسبت به مادرش همواره نيكى مى‏كرد، و نماز و روزة فراوان انجام مى‏داد او هرگز بى‏وضو نمى‏ماند و هر وقت وضو مى‏گرفت، نماز مى‏خواند.(9)
حجر به قدرى پاك نهاد و پرهيزگار بود كه بعضى از رجال و شخصيتها حتى «معاويه» و «زياد بن ابيه» نتوانستند نيكيها و فضائل او را انكار كنند و يكى از آنان بنام «شريح بن‏هانى» كه از بزرگان كوفه بود، شهادتى را كه «زياد بن ابيه» به نام او جعل كرده بود، تكذيب كرد، زياد پس از دستگيرى و اعزام حجر به شام (كه تفصيل آن در صفحات آينده خواهد آمد) طومارى با امضاها و شهادت‏هاى دروغين برضد حجر و يارانش تهيه كرد و شهادتنامه‏اى نيز بنام «شريح بن هانى» جعل كرد و براى معاوية فرستاد، شريح پس از اطلاع از اين موضوع، طى‏نامة جداگانه‏اى خطاب به معاويه نوشت:
«شنيده‏ام زياد، شهادتى از قول من در مورد حجر، به تو نوشته است، شهادت من در مورد حجر اين است كه او از نماز گزاران و زكات دهندگان است، او پيوسته حج و عمره به جاى مى‏آورد و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند، خون و مال او حرام است، اينك مى‏خواهى او را بكش، مى‏خواهى آزاد كن».(10)
حجر بر اثر همين پاكدلى
و پرهيزگارى، از افراد معدود «مستجاب الدعوة» بود و دعاهاى او، در پيشگاه پروردگار به هدف اجابت مى‏رسيد(11)
چنانكه هنگامى كه حجر با عده‏اى از ياران و شيعيان على (ع) در «مرج عذرا» باز داشت بود، روزى احتياج به غسل پيدا كرد، دژخيمان از دادن آب خود دارى كردند، حجر گفت: سهم آب مرا بدهيد با آن غسل كنم، اگر خواستيد فردا آب ندهيد
مامور گفت: مى‏ترسم از تشنگى بميرى و معاويه مرا بكشد دراين هنگام كه حجر، با قلبى پاك دست به دعا بلند كرد و از خدا آب خواست طولى نكشيد ابرى ظاهر شد و به فرمان پروردگار ريزش باران آغاز شد حجر به اندازة نياز از آب باران استفاده كرد.
همرزمان حجر كه اين منظره را ديدند، از او خواستند تا براى نجات خود و آنان دعا كند، حجر گفت: خدايا آنچه سعادت ما، در آنست: پيش بياور(12)
حجر مرد هدف و عقيده بود، او به مردان حق و فضيلت عشق مى‏ورزيد، او هنگام مرگ «ابوذر» در «ربذه» همراه «اشتر» بربالين او حاضر شد، آرى مردان خدا از همرزمان خود، چنين ياد مى‏كنند(13) حجر، پس از رحلت پيامبر (ص) پيوسته در كنار على بود و از ياران خاص و علاقه‏مندان وفادار اميرمؤمنان بشمار مى‏رفت، ليكن علاقة او به على (ع) و جاذبة على دردل او، مثل ساير علاقه‏ها و مانند ساير جاذبه‏ها نبود، بلكه اين پيوند و كشش، و راى همة پيوندها و كشش‏هاى عادى بود. حجر كه شيفتة حق و عدالت و تشنة فضيلت و مردانگى و پيرو راستين اسلام بود، همة اينها را در وجود على مى‏ديد، و على كه در زمان خلافت كوتاه مدتش براى استقرار حكومت عادلانة اسلامى نيازمند مردان وارسته و مبارز و حق طلب بود، حجر را عنصرى شايسته براى اين هدف مى‏ديد، به همين دليل حجر در اخلاص و فداكارى در راه على به حدى رسيده بود كه در ميان ياران على (ع) نمونه بود(14)
او در هر سه جنگى كه در مدت خلافت اميرمؤمنان (ع) پيش آمد، يعنى جنگ صفين، نهروان، و جمل، در ركاب آن حضرت شمشير مى‏زد او در جنگ صفين فرماندهى قبيلة خود «كنده»(15) و در جنگ نهروان فرماندهى جناح چپ سپاه على (ع) را به عهده داشت(16)
حجر در راه على و براى سركوبى دشمنان داخلى اسلام، همة خطرها را به جان مى‏خريد و از هيچ گونه فداكارى دريغ نمى‏ورزيد. او پيش از شروع جنگ صفين، روزى پشتيبانى خود را از اميرمؤمنان چنين اعلام كرد:
«ما، زادة جنگ و فرزندان شمشيريم، مى‏دانيم جنگ را از كجا بايد شروع كرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده و خوب شناخته‏ايم.
ما، داراى ياران نيك، خويشان و عشيرة فراوان، رأى آزموده، و نيروى پسنديده‏اى هستيم، اينك اختيار ما در دست توست، اگر به شرق يا غرب جهان بروى، در ركاب تو هستيم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى‏كنيم»
على (ع) پرسيد: آيا همة افراد قبيله‏ات همين رأى را دارند؟
عرض كرد: من جز نيكى از آنان نديده‏ام، و اينك از طرف همة آنان دست وفادارى و پيروى به سوى شما دراز مى‏كنم.
اميرمؤمنان (ع) از اين ابراز وفادارى خوشحال شد و دربارة او دعا كرد(17)
رشادتها و فداكاريها حجر در جنگ صفين ديدنى بود، او در مواقع حساس و دشوار جنگ، مثل كوه استوار پايدارى مى‏كرد و با بازوانى نيرومند و دلى سرشار از ايمان، پيكار مى‏كرد. او در گرما گرم جنگ، اشعار مهيج و پرشورى در ستايش على مى‏خواند و دلهاى ياران على را لبريز از عشق و محبت آن حضرت نموده آنان را به جنگ با دشمنان على ترغيب مى‏كرد. او ضمن اشعار پرسوزى چنين مى‏گفت:
«پروردگار على را براى ما سالم نگهدار، او را كه خدا پرستى پاكنهاد و پاكيزه سرشت، راهياب حق، و مورد رضايت توست و (مثل دشمنانش) نادان و كج انديش نيست، براى ما حفظ كن، و او را هادى اين امت قرار بده.
خدايا همچنانكه پيامبر را حفظ نمودى، على را نيز حفظ كن، چه، او يار نزديك پيامبر و وصى و جانشين برگزيدة اوست»(18)
هنگامى كه «سفيان بن عوف غامدى» به دستور معاويه به شهر «انبار» واقع در قلمرو حكومت اميرمؤمنان (ع) حمله كرد و گروهى را كشت و شهر را غارت كرد و در آن حدود رعب و وحشت شديدى ايجاد نمود، اميرمؤمنان (ع) پس از دريافت گزارش اين حمله، «سعيد بن قيس همدانى» را با هشت هزار
نفر سپاه براى مقابله با «سفيان» و بيرون راندن او از عراق، اعزام نمود. امام از اينكه در اثر سستى و عدم همكارى عراقيان، نيروهاى معاويه تاقلمرو حكومت آن حضرت نفوذ كرده بودند، سخت آزرده و متأثر بود، و چون در آن روزها حال مزاجى حضرت خوب نبود، خطبه‏اى نوشت و به دست غلامش «سعد» داد تا در حضور او براى مسلمانان بخواند، سعد خطبة حضرت را كه بنام خطبة «جهاد» معروف شده است، خواند.
بعد از چند روز، باز حضرت خطبه‏اى ايراد نمود و مردم عراق را به واسطة سستى و بى‏حالى آنان، توبيخ كرد، پس از پايان سخنان امام، سر و صدا حضار بلند شد و بعضى از مسلمانان، سخنان بيهوده‏اى گفتند و از هر حنجره‏اى صدائى برخاست ووضع مجلس آشفته شد. در اين هنگام «حجر بن عدى» و «سعيد بن قيس همدانى» (كه از ماموريت نظامى برگشته بود) به پا خاستند و با شور و حرارت كاملى ابراز وفادارى نموده چنين گفتند:
«اى اميرمؤمنان خدا هرگز براى شما حادثة بد پيش نياورد، هر دستورى دارى بده تا ما انجام بدهيم، به خدا سوگند ما هرگز از يارى تو دريغ نمى‏ورزيم، اگر تمام اموال ما در راه يارى تو از بين برود يا تمام اقوام ما در اين راه كشته شوند، باكى نداريم»(19)

پى‏نوشت‏
(1)) اسدالغابه/ 1/ 385)
(2)) الاستيعاب/ 1/ 355)
(3)) الغارات/ 2/ 814)
(4)) طبقات ابن سعد/ 6/ 355)
(5)) طبقات/ 6/ 217)
(6)) آل عمران: 145)
(7)) حياة الصحابة/ 511/ 4 بنقل از تفسير ابن كثير/ 1/ 410)
(8)) صفين نصر بن مزاحم/ 243)
(9)) الغدير/ 11/ 54)
(10)) تاريخ طبرى/ 6/ 153)
(11)) الاستيعاب/ 1/ 357)
(12)) الاصابه/ 1/ 314)
(13)) همان/ 313)
(14)) اسدالغابه/ 1/ 385)
(15)) صفين/ 117)
(16)) اسدالغابه/ 1/ 385)
(17)) صفين/ 104)
(18)) صفين/ 381)
(19)) الغارات: ثقفى/ 2/ 481)
آية الله جعفر سبحانى، شخصيتهاى اسلامى شيعه ج 1 2

  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

چرا معجزات الهى در زمان ما كمتر مشاهده مى‏شود و اكثر آنها زمان پيامبر(ص)رخ داده‏اند؟

آيا روش امروزه توسل درست است و از چه زمانى شروع شد؟

چرا فضه كنيز حضرت فاطمه(علیه السلام) تا 25 سال به غير از قرآن سخنى نگفت؟

امام جعفر صادق ـ عليه‎السلام به چه دليلي مذهب شيعه را پايه‎گذاري كرد؟

آيا در عصر حضرت امام باقر ـ عليه السّلام ـ در ايران شيعه وجود داشته است و آن حضرت با آنها ارتباط داشته است؟

لطفا قيامهاي مهم شيعي تا سال 250 ه‍ ق را عنوان فرمائيد؟

مذهب تشيع در چه تاريخي بوجود آمد؟

تاريخچه علويان چيست؟

چرا حضرت على‏عليه السلام با سياست تقسيم مساوى بيت المال، سبب بى‏مهرى خواص به حكومت خود شد و با طلحه و زبير كنار نيامد؟

چرا امام حسن‏عليه السلام راه صلح با معاويه و امام حسين‏عليه السلام راه مبارزه و جهاد با يزيد را انتخاب كرد؟

با توجه به علم امامت، چگونه امام حسن‏مجتبى‏عليه السلام حاضر شد با «جعده» ازدواج كند تا بعد قاتل او شود؟

تاريخ اسلام از نظر حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي يك تاريخ «زن مدار» است يا «مرد مدار»؟

واژه‏عارف وصوفي از چه تاريخي در ميان مسلمانان رايج گرديد؟

در مورد تاريخچه زندگانى حضرت خديجه‏عليها السلام قبل از ازدواج با پيامبرصلى الله عليه وآله توضيحاتى بيان كنيد؟

درباره تاريخچه فدك توضيح دهيد.

سير تاريخي گسترش اسلام چگونه بوده است؟

از نظر تاريخي چه عواملي سبب حفظ حادثه كربلا شده است؟

تاريخ اسلام از نظر حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي يك تاريخ «زن مدار» است يا «مرد مدار»؟

حضرت علي(ع) در وصيت تاريخيش به امام حسن(ع) در مورد تاريخ چه فرموده‏اند؟

حجر بن عدي كندي» كه بود و چه سابقه‏اي در تاريخ اسلام دارد؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما