|
اگر به تاريخ اسلام نگاه كنيد مى بينيد كه تاريخ اسلام يك تاريخ مذكرمؤنث است ولى مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش. پيغمبر (ص) ياران مذكرى دارد و ياران مؤنثى هم راوى زن دارد و هم راوى مرد. در كتبى كه در هزار سال پيش نوشته شده است شايد اسم همه آنها هست و ما روايات زيادى داريم كه راوى آنها زن بوده است. كتابى است به نام «بلاغات النساء» يعنى خطبه ها و خطابه هاى بليغى كه توسط زنها ايراد شده است. اين كتاب از ابن طيفور بغدادى است كه در حدود سال 250 هجرى يعنى در زمان امام عسكرى عليه السلام مى زيسته است (چنانكه مى دانيد حضرت امام عسكرى عليه السلام در سنه 260 وفات كردند). از جمله خطبه هايى كه بغدادى در كتابش ذكر كرده است، خطبه حضرت زينب در مسجد يزيد و خطبه ايشان در مجلس ابن زياد و خطبه حضرت زهرا عليها السلام در اوايل خلافت ابوبكر است. در اين ضريح جديدى كه اخيرا براى حضرت معصومه ساخته اند، روايتى را انتخاب كرده اند كه راويها همه زن هستند تا مى رسد به پيغمبر اكرم. در ضمن، اسم همه آنها فاطمه است (حدود چهل فاطمه): روايت كرده فاطمه دختر أ از فاطمه دختر أ تا مى رسد به فاطمه دختر موسى بن جعفر. بعد ادامه پيدا مى كند تا فاطمه دختر حسين بن على بن ابيطالب و در آخر مى رسد به فاطمه دختر پيغمبر. يعنى شركت اينها اينقدر رايج بوده، ولى هيچ وقت اختلاط نبوده. بسيارى از راويان بودند كه مى آمدند روايت حديث مىكردند. زنها مى آمدند استماع مى كردند. اما زنها در كنارى مى نشستند و مردها در كنارى، مردها در اتاقى بودند و زنها در اتاقى. ديگر نمى آمدند صندلى بگذارند كه يك مرد بنشيند و يك زن زن مينى ژوپ بپوشد و تا بالاى رانش پيدا باشد كه بله، خانم مى خواهند تحصيل علم كنند اين، معلوم است كه ظاهرش يك چيز است و باطنش چيز ديگر. اسلام مىگويد علم اما نه شهوترانى، نه مسخره بازى، نه حقه بازى مىگويد شخصيت.
مجموعه آثار شهيد مطهرى ج 17 حماسه حسينى صفحه 404 و 405
|