|
1) ترديدى نيست كه امام زمان (عج)، تمام قابليتهاى ائمه معصومين را داراست.
2) در آيات متعددى از قرآن كريم، مسأله شهادت بر اعمال انسانها مطرح شده است. برخى از اين آيات عبارتند از: نساء 41، مائده 117، بقره 225، زخرف 86، زمر 69، بقره 143، نحل 89.
3) از ميان آيات فوق، به توضيح مختصر آيه 89 از سوره نحل مىپردازيم. آيه فوق عبارتست از: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ اَلْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ به خاطر بياوريد آن روز را كه ما از ميان هر امتى، گواهى از خود آنها بر آنها مبعوث مىكنيم و تو را گواه آنها قرار مىدهيم. و ما اين كتاب آسمانى را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است. 4) نكاتى در تحليل آيه شريفه مذكور قابل تأمل است. بخشى از نكات فوق كه به پاسخ سؤال مربوط مىشود عبارتند از: الف) عبارت وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ حاكى از اين است كه خداوند در هر امتى، يك نفر را مبعوث مىكند تا درباره عمل امت شهادت دهد و اين بعث، غير از بعث به معناى زنده كردن مردگان براى حساب است بلكه بعثى است بعد از آن بعث و برانگيختگى انسانها.
ب) از تعبير «مِنْ أَنْفُسِهِمْ»* كه بيانگر آن است كه شاهد از خود آنهاست، نكاتى قابل برداشت است: ب- 1. شهادت، شهادت زور، كذب و تحكمآميز نيست كه بازى با حقيقت باشد. چرا كه شاهد، خود در دنيا حاضر بوده و از فرد فرد بشر، آنچه شهادت مىدهد، ديده است. يعنى شهادت، به رؤيت حسى، مستندات.
ب- 2. چون شهادت، به گونهاى است كه در ب- 1 بدان اشاره گرديد، لذا، حجت بر انسانها، تمام و كامل است و عذرى را براى آنان باقى نمىگذارد. چرا كه شهادت و ساير امورى كه آيات روز قيامت آنها را توصيف مىكنند، حجتهائى هستند كه در آن روز عليه انسان اقامه مىگردند تا هر عملى از خير و شر كه از انسانها سر زده است، تثبيت شده تلقى شوند به طورى كه مجال ردّ و ترديد در آنها باقى نمىماند. بنابراين، شهادتى كه در آن روز به اذن خداى متعال اقامه مىگردد، مشتمل بر حقيقتى است غير قابل مناقشه.
ب- 3. قيد «مِنْ أَنْفُسِهِمْ»* اين معنى را نيز مىفهماند كه شاهد بر اعمال لزوماً پيغمبر هر عصر نيست، چرا كه پيامبر هر امتى، هميشه معاصر آنان نيست. بنابراين پيامبر، شاهد بر شهداست نه شاهد براعمال همه مردم در همه عصرها.
ج) از آنجا كه در روز قيامت جز از حق و حقيقت اثرى نيست، لذا شاهد بايد معصوم به عصمت الهى باشد و دروغ و گزاف از او سر نزند. نيز به حقائق اعمالى كه به آنها شهادت مىدهد، عالم باشد، نه اين كه صرفاً صورت ظاهرى آنها را ببيند و همان را مبناى شهادت قرار دهد. بلكه بايد نيت درونى و انگيزههاى قلبى عامل هر عملى را بداند. حاضر و غايب برايش فرقى نكند. چنين ويژگى، جز از معصوم ساخته نيست.
د) در تفسير قمى، در ذيل آيه مورد بحث، از امام صادق (ع)، روايت شده است كه فرمود: براى هر عصرى و امتى، شهيدى است، و هر امتى با امامش محشور مىشود.
ه) در سوره اسراء، آيه 17 نيز آمده است: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ و) با اين كه علم خدا به همه چيز احاطه دارد، اما وجود اين گواهان، مخصوصاً از كسانى كه از ميان خود امتها برخاستهاند، تأكيد بيشترى است بر نظارت دائمى بر اعمال انسانها و هشدارى است بر اين مراقبت قطعى و هميشگى.
ز) از آنجا كه قرار دادن شهيد و گواه، فرع بر اين است كه قبلاً برنامه كامل و جامعى در اختيار افراد قرار داده شده باشد، به طورى كه حجت برهمگى تمام شود، تا به دنبال آن مسأله نظارت و مراقبت مفهوم صحيحى پيدا كند، لذا بلا فاصله در ادامه آيه متذكر مىشود: ما اين كتاب آسمانى (قرآن) را بر تو نازل كرديم كه بيان همه چيز در آن است.
|