|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
همه ما در موقعيتهايي از زندگي خود احساس اضطراب ميكنيم. اضطراب بخش جداييناپذير از زندگي ما است و تا حدودي ميتواند مفيد هم باشد؛ زيرا انسان را به تلاش و كوشش وا ميدارد. به تعبير يكي از روانشناسان اگر اضطراب نبود همة ما پُشت ميزهايمان به خواب ميرفتيم،[1] اضطراب زماني بيماري محسوب ميشود كه دلشوره و دلواپسي ناشي از آن هيچگونه دليل منطقي نداشته و حاصلي جز رنج و افسردگي بر آن مترتب نباشد.
با توجه به تعريف اضطراب ميتوان اين حالت را مستقيماً در ارتباط با آينده و فاقد يك عامل عيني و مشخص دانست.
پروفسور راس در كتاب خود تحت عنوان «روانشناسي شخصيت» نحوة تأثير اضطراب بر عملكرد فرد را مورد بررسي قرار داده و مينويسد: تأثير اضطراب بستگي به شدّت اضطرابي دارد كه فرد تجربه ميكند. اضطراب خفيف براي يك دانشآموز چه بسا موجب آمادگي او براي امتحان شود. با اين وجود در شكلهاي شديد ممكن است ناتوانكننده باشد. اضطراب شديد ممكن است سبب شود كه همان دانشآموز، تمركز حواس. حافظه و همه تواناييهاي شناختي خود را از دست دهد و نتواند نمرة مطلوب را در امتحان بدست آورد.
براي پيشگيري و درمان اضطراب امتحان لازم است، علّت پيدايش آن را بشناسيم. بدون شناخت علّت اضطراب امتحان، نميتوان در مورد پيشگيري و كنترل آن صحبت نمود. در زمينة خاستگاه اضطراب امتحان ديدگاههاي متعددي وجود دارد. يكي از ديدگاهها اين است كه اضطراب نتيجة شناختهاي نادرست فرد در مورد خود و موضوع مورد نظر است.[2] به طور كلي چند باور نادرست ممكن است باعث اضطراب امتحان گردد:
1. بيش از حدّ مهم جلوه دادن امتحان؛ برخي افراد امتحان و قبولي در كنكور دانشگاه را بيش از حدّ مهم جلوه ميدهند. فكر ميكنند كه يگانه راه موفقيت در زندگي و دستيابي به سعادت و خوشبختي همين امتحان و پذيرفته شدن در دانشگاه است. البته در برخي موارد والدين و اطرافيان باعث ايجاد اضطراب در افراد ميگردند. چنين وانمود ميكنند كه اگر در امتحان با نمرة بالا پذيرفته نشوي از يكسري امتيازات محروم خواهي شد. اينگونه برخوردها و تلقي كه افراد از امتحان دارند، بسيار نامطلوب، است. درست است كه امتحان مهم و ارزشمند است، اما نه در حدّي كه سعادت و خوشبختي انسان منوط به آن باشد و اين قدر مهم جلوه داده شود.
اگر فكر ميكنيد كه اضطراب شما از اين نوع است، يعني امحتان را بيش از اندازه مهم تلقي ميكنيد يا والدين با مهم جلوه دادن امتحان، باعث اضطراب در شما ميشوند، راه پيشگيري و كنترل آن اين است كه اين طرز تفكر را در خود اصلاح نماييد.
رسيدن به سعادت و خوشبختي و موفقيت در كارها، راههاي متعددي دارد كه يكي از آنها تحصيل و قبولي در امتحان است. قبولي در امتحان تمام آروزهاي انسان نيست بلكه يكي از آنها است.[3] روانشناسان معتقدند كه: هر چيز را به اندازة قوارة خودش بايد ديد. اگر بزرگتر يا كوچكتر از حدّ واقعي آن ببينيم، دچار مشكل خواهيم شد.
2. احساس ناتواني و ارزشيابي منفي از خود؛ دومين عاملي كه باعث اضطراب امتحان ميشود اين است كه فرد خود را در مقايسه با ديگران ناتوان و ناكارآمد ارزيابي كند. ويژگي شخصيتي برخي افراد اين است كه خود را پايينتر از آن چه هستند ميدانند. وقتي با اين گونه افراد صحبت ميشود ميگويند: «من هميشه شكست ميخورم»، «من آدم ضعيفي هستم، حافظهام خوب نيست»، «اميد چنداني به موفقيت ندارم» و... اينگونه تفكرات باعث ميشود كه واقعاً انسان شكست بخورد. اگر شما هم چنين احساسي داريد و بيشتر روي جنبههاي منفي خويش تأكيد ميكنيد، باور داشته باشيد كه عامل اصلي اضطراب امتحان همين است و هر طوري شده بايد آن را اصلاح نماييد.
يگانه راه حلّي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه اعتماد به نفس رادر وجود خويش تقويت كنيد. افرادي كه از اعتماد به نفس بالا و قوي برخوردار هستند، به هيچ وجه دچار اضطراب امتحان نميشوند. اعتماد به نفس امر ذاتي و فطري نيست. بلكه با سعي و تلاش و تمرين خود افراد بدست ميآيد.
براي تقويت اعتماد به نفس و پيشگيري از اضطراب امتحان سعي كنيد نقاط مثبت و منفي خود را با هم در نظر بگيريد. اگر نقاط ضعفي داريد كه تاكنون بيشتر روي آن متمركز شدهايد، مطمئناً در قبال آن نقاط مثبت و تواناييهاي خوبي هم داريد كه در ديگران نيست. از اين پس جنبههاي مثبت را در خويش تقويت نموده و اين تواناييها را در خود شكوفا نماييد.[4]
نكتة ديگري كه بسيار مهم است و ميتواند از اضطراب امتحان پيشگيري كند اين است كه به صحبتهاي منفي ديگران هرگز گوش ندهيد. اگر اطرافيان ميگويند: تو بايد در اين امتحان نمرة خوب بياوري و از اين طريق حساسيت و اضطراب در شما ايجاد ميكنند، از آنها اجتناب كنيد و گوش ندهيد.
3. نداشتن آمادگي لازم براي امتحان؛ يكي از عوامل ايجاد اضطراب امتحان نداشتن آمادگي لازم براي امتحان است. هر امتحاني نياز به مطالعه و آمادگي دارد. برخي افراد در طول ترم خوب درس نميخوانند و مطالب و موضوعات درسي را به صورت اصولي و روشمند ياد نميگيرند، لذا چند روز مانده به امتحان به خصوص شب امتحان اضطراب شديدي را در خود احساس ميكنند. اين اضطراب، اضطراب مرض نيست؛ زيرا عامل اضطراب مشخص است و بايد هم اين فرد اضطراب داشته باشد. بيشتر افرادي كه از اضطراب امتحان رنج ميبرند و شكايت دارند، از اين قبيلاند. براي پيشگيري از اين نوع اضطراب هيچ راهي وجود ندارد جز اينكه انسان از ابتداي سال و در طول دوره خوب درس بخواند و خود را براي امتحان آماده كند.[5] بنابراين، برنامهريزي تحصيلي بسيار مهم است. هر كسي كه ميخواهد در امتحان شركت كند، بايد از قبل امتحان آمادگي داشته باشد، شب امتحان به هيچ وجه زمان مناسب براي يادگيري نيست، فقط بايد مطالب قبلاً آموخته شده را شب امتحان مرور كرد و عناوين اصلي و عمدة آن را به خاطر آورد.[6] آن چه بيان شد مربوط به مهارتهاي تقويت اعتماد به نفس و پيشگيري از اضطراب بود كه روانشناسان مطرح كردهاند، علاوه بر اينها توكل به خدا نيز ميتواند در پيشگري و درمان اضطراب امتحان نقش داشته باشد؛ لذا خداوند در قرآن ميفرمايد: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛[7] كسي كه بر خدا توكل كند، خداوند او را د موفقيتاش كفايت ميكند. اميد است با رعايت اين نكات و مطالعة كتابهايي كه ذيلاً معرفي ميشود، بتوانيد از تحصيل و در كل، زندگيتان لذت ببريد.
معرفي كتاب:
1. شريعت دلجو، شيوههاي يادگيري و مطالعه، مؤسسه تكويني زرّين، 1381.
2. هيكتور تيلور، دانشجوي موفق، ترجمه: محمد سعيديمهر، نشر بضعة الرسول، 1381.
3. بهرام طوسي، مهارتهاي خواندن، شهيد، نشر تابران، 1378.
مفاتيحالجنان: دعاي مطالعه
خداوند ما را به نور فهم گرامي بدار و از تاريكي جهل برهان درهاي رحمتت را به رويم باز كن
و در خزانههاي علومت را به رويم بگشا.
پی نوشتها:
[1] . پريرخ دادستان، روانشناسي ؟؟؟، تهران، سمت، 1378، ج 1، بحث اضطراب.
[2] . ن.ك: آلبرت موسل، چگونه اضطراب را در خود ريشه كن كنيم؟ ترجمه: هوشيار، نشر بسيج، 1374، ص 107ـ150.
[3] . تولي بوزان، راه نبوغ، ترجمه: قراچهداغي، نشر پيكان، 1380، ص 198ـ203.
[4] . ملوين پاورز، راهنماي تمركز بهتر، ترجمه: حسين نيّر، آستان قدس رضوي، 1381، فصل پنجم.
[5] . رجنيا ملير، معجزة تقويت مهارتهاي يادگيري، ترجمه: فاضلي، نشر بصير، 1378، فصل 6 و 7.
[6] . رجنيا ملير و همكاران، معجزة تقويت مهارتهاي يادگيري، ترجمه: فاضلي و همكاران، نشر بصير. 1378، فصل دوم، سوم و هفتم.
[7] . طلاق، 3.
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|