|
در پاسخ بايد گفت، اگر چه دين اسلام، دين سهله و سمحه (آسانى و چشمپوشى) مىباشد، اما دين نظم و انضباط و هدفمندى نيز مىباشد. منظور از «آسانى» آن است كه وظيفهاى خارج از طاقت بشر و يا سخت غيرقابل تحمل، براى آدمى تعيين نفرموده است. چنان كه در قرآن مجيد مىخوانيم: لا يُكَلِّفُ اَللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها(1) خداوند هيچكس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند».
و در آيهى ديگر مىخوانيم: وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي اَلدِّينِ مِنْ حَرَجٍ(2) و در دين بر شما سختى قرار نداده است».
و منظور از سمحه و چشمپوشى آن است كه خداوند، غفلتهاى ناخواسته و لغزشهاى كوچك آدمى را ناديده مىگيرد، نه گناهان بزرگ و زشتىهاى آشكار او را. در قرآن مجيد مىخوانيم: اَلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ اَلْإِثْمِ وَ اَلْفَواحِشَ إِلاَّ اَللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ اَلْمَغْفِرَةِ(3) «آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكارىها- جز لغزشهاى كوچك خوددارى مىورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ آمرزش است».
بنابراين، عمل به واجبات و ترك محرمات، حداقل وظايفى است كه براى همگان قابل تحمل و لازم الاجراء است اگر چه گاهى با خستگى و سختى توأم باشد.
البته نكتهى مهم در پاسخ به سؤال فوق آن است كه براى كسى كه به آثار عبادت براى رشد در دنيا و ثواب در آخرت، آگاهى يافته، اكراه حقيقى و عدم ميل كامل، مصداق ندارد. در آيهى شريفهى مورد بحث، علت اساسى عدم اكراه و اجبار در دين را، آشكار شدن راه حق و هدايت از راه باطل و گمراهى براى آدمى دانسته است.(4). قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِّ(5) «همانا راه از بىراهه به خوبى آشكار شده است».
البته عبادت در حال خستگى و بدون نشاط، آثار و فوايد كامل را ندارد امّا ترك آن، آدمى را به رهايى از دين و بىبرنامگى در زندگى گرفتار مىسازد.
پىنوشت
(1) (سورهى بقره (2)، آيهى 286)
(2) (سورهى حج (22)، آيهى 78)
(3) (سورهى نجم (53)، آيهى 32)
(4) (ر. ك: الميزان، ذيل آيهى 256 بقره و تفسير روحالمعانى، ذيل آيه)
(5) (سورهى بقره (2)، آيهى 256)
|