|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| طرح سوال : | |
براى برخى اين گونه تداعى شده است، كه نبايد ديگران را ملزم كنيم كه دين خاصى را بپذيرند بلكه هر دين از اديان را داشته باشد كافى است آنچه مهم است اين است كه انسان به خدا ايمان داشته باشد و طبق يكى از برنامههاى خدايى عمل كند، چه مسيحى، چه يهودى و چه اسلام.
امّا در پاسخ بايد گفت عدم اجبار بر پذيرش دين خاصى، دليل بر حق بودن تمام اديان و مسلكها نمىباشد بلكه دليل بر احترام به آزادى انسان در انتخاب دين و عدم ثمربخشى اجبار در گرايش به دين خاص مىباشد.
از سوى ديگر، حق بودن اديان و شريعتها در طول تاريخ، دليلى بر حقيقتجو بودن پيروان آنها، پس از ظهور شريعت كاملتر و تجلى حقِ آشكارتر نخواهد بود.
بنابراين، حقيقت جوى واقعى كسى است كه به تمام مظاهر حق در طول تاريخ ايمان داشته باشد و به كاملترين شريعت عمل كند. بنابراين «مسلمان حقيقى» در طول تاريخ كسى است كه به پيامبر عصر خود و تمام پيامبران پيشين ايمان داشته باشد و در برابر آخرين شريعت و فرمانهاى خداوند «تسليم» باشد. (اين مطلب به استناد به آيهى 285، سورهى بقره، تأييد مىشود) براى توضيح بيشتر به نقل آنچه مرحوم شهيد مطهرى در اينباره گفته، مىپردازيم:(1)، ص 277) «. درست است كه در دين، اكراه و اجبارى نيست: لا إِكْراهَ فِي اَلدِّينِ ولى اين سخن به اين معنا نيست كه دين خدا در هر زمانى متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم انتخاب كنيم. چنين نيست، در هر زمانى يك دين حق وجود دارد و بس. هر زمان پيغمبر صاحب شريعتى از طرف خدا آمده، مردم موظف بودهاند كه از راهنمايى او استفاده كنند و قوانين و احكام خود را چه در عبادات و چه در غير عبادات از او فراگيرند تا نوبت به حضرت خاتمالانبياء رسيده است. در اين زمان اگر كسى بخواهد به سوى خدا راهى بجويد بايد از دستورات دين او راهنمايى بجويد.
قرآن كريم مىفرمايد: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ اَلْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي اَلْآخِرَةِ مِنَ اَلْخاسِرِينَ(2) «هر كس غير از اسلام دينى بجويد هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود».
اگر گفته شود كه مراد از اسلام، خصوص دين ما نيست بلكه منظور، تسليم خدا شدن است پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان، شكل آن، همان دين گرانمايهاى است كه به دست حضرت خاتمالانبياء ظهور يافته است و قهراً كلمهى اسلام بر آن منطبق مىگردد.
به عبارت ديگر، لازمهى تسليم خداشدن، پذيرفتن دستورهاى او است و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است».
در نتيجه، اگر چه نبايد شريعت اسلام را بر پيروان اديان ديگر تحميل كرد امّا اين به معناى امضاى حقانيت اديان به موازات همديگر نيست بلكه بايد با گفتگو و تبليغ آنان را به سوى جلوهى كامل حق، در اين عصر و زمان- يعنى شريعت اسلام- دعوت كرد. روش پيامبر در صدر اسلام و ديگر امامان و بزرگان دين در طول تاريخ اسلام اينگونه بوده است. بنابراين، پلوراليسم به معناى حقانيت تكثر اديان، مردود است امّا به معناى زندگى مسالمتآميز پيروان اديان مختلف بلااشكال است.
چنان كه در قرآن مجيد مىخوانيم وَ قُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتابَ وَ اَلْأُمِّيِّينَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اِهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ اَلْبَلاغُ(3) «و به كسانى كه اهل كتاباند و به مشركان بگو: آيا اسلام آوردهايد؟ پس اگر اسلام آوردند، قطعاً هدايت يافتهاند. و اگر روى برتافتند فقط رساندن پيام بر عهدهى توست» از اين آيهى شريفه بهخوبى آشكار مىشود، در پذيرفتن شريعت اسلام هيچگونه اجبارى نيست و مسلمانان نبايد ديگران را مجبور سازند اما عدم اجبار دليل بر حقانيت پيروان اديان ديگر نيست بلكه اگر با آگاهى به حقانيت پيامبر اسلام، به انكار بپردازند و كفر بورزند، در «قيامت» جايگاه آنان در جهنم خواهد بود.
در قرآن مجيد مىخوانيم: إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْكِتابِ وَ اَلْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها(4) «كسانى از اهل كتاب كه [به آنچه پيامبر اسلام آورده است( 5) كفر ورزيدهاند و [نيز] مشركان در آتش دوزخند [و] در آن همواره مىمانند».
از اين آيهى شريفه به خوبى آشكار مىشود كه مراد از آياتى كه پيروان اديان ديگر را اهل نجات دانستهاند(6) يقيناً منكران حقانيت اسلام و صفآرايان در مقابل شريعت اسلام، نيستند و حتى چه بسا كسانى كه توانايى شناخت حقانيت اسلام را داشتهاند ولى به آسانى از كنار شناخت حق گذشتهاند نيز در قيامت عذرى نداشتهباشند.
پىنوشت
(1) (ر. ك مجموعه آثار، ج 1 (عدل الهى)
(2) (سورهى آلعمران (3)، آيهى 85)
(3) (سورهى العمران (3)، آيهى 20)
(4) (سورهى بينه (98)، آيهى 6)
(5) (ر. ك: آيهى قبل)]
(6) (ر. ك: سورهى مائده، آيهى 69)
| جواب : | | | |
|
|
|
|
|
|