|
اصولاً اسلام و هر مذهب حق از دو جهت نمىتواند جنبه تحميلى داشته باشد:
1- بعد از آن همه دلايل روشن و معجزات آشكار، نيازى به اين موضوع نيست (عبارت {/Bقَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِ{w5-9w}{I2:256I}/} حاكى از همين موضوع است كه دين و مذهب نيازى به اكراه ندارد؛ زيرا راه سعادت و رشد واضح و آشكار است) و كسانى متوسل به زور مىشوند كه فاقد منطق باشند.
2- اصولاً دين كه از يك سلسله اعتقادات قلبى ريشه و مايه مىگيرد، ممكن نيست تحميلى باشد. زور و شمشير، در اعمال و حركات جسمانى ما مىتواند اثر بگذارد نه در افكار واعتقادات ما. از بررسى جنگهاى اسلامى به خوبى آشكار مىشود كه قسمتى از اين جنگها جنبه دفاعى داشته وقسمتى ديگر كه جنبه جهاد ابتدايى داشته است، براى كشورگشايى و اجبار افراد به آيين اسلام نبوده است؛ بلكه براى واژگون كردن نظامهاى غلط و ظالمانه واجازه يافتن براى مطالعه آزاد درباره مذهب و شيوههاى زندگى اجتماعى بوده است. شاهد گوياى اين سخن اين است كه در تاريخ اسلام، كراراً ديده مىشود كه مسلمانان هنگامى كه شهرى را فتح مىكردند، به پيروان مذاهب ديگر آزادى مىدادند. و اگر ماليات مختصرى به نام «جزيه» از آنان دريافت مىشد، به خاطر تأمين امنيت و هزينه نيروهاى حافظ امنيت بوده است، زيرا جان و مال و ناموس آنها در پناه اسلام محفوظ بود و حتى مراسم عبادت خويش را آزادانه انجام مىدادند. مسيحيانى كه درباره اسلام كتاب نوشتهاند، به اين موضوع اعتراف كردهاند؛ مثلاً در كتاب «تمدن اسلام و عرب» آمده است: رفتار مسلمانان با جمعيتهاى ديگر به قدرى ملايم بود كه رؤساى مذهبى آنان اجازه داشتند براى خود مجالس مذهبى تشكيل دهند. در پارهاى از كتابهاى تاريخى نقل شده كه جمعى از مسيحيان كه براى تحقيقات و... خدمت پيامبر(ص) مىرسيدند، مراسم نيايش مذهبى خود را آزادانه در مسجد پيامبر و مدينه انجام مىدادند.
گفتنى است كه اسلام اصولاً در سه مورد از قدرت نظامى استفاده مىكرد:
1- در محو آثار شرك و بتپرستى؛ زيرا از نظر اسلام بتپرستى يك دين و آيين نيست؛ بلكه انحراف و بيمارى و خرافه است. ازاينرو اسلام، بتپرستان را از راه تبليغ به سوى توحيد دعوت مىنمود و آن جا كه مقاومت مىكردند، متوسل به زور مىشد. بتخانهها را درهم مىكوبيد و از هرگونه تظاهر به بتپرستى جلوگيرى مىكرد. آيه {/Bوَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ{w1-6w}{I2:193I}*/} ناظر به همين است.
2- در برابر كسانى كه نقشه نابودى و حمله مسلمانان را مىكشيدند، دستور جهاد ابتدايى و توسل به قدرت نظامى داده شده است وشايد بيشتر جنگهاى اسلامى در زمان پيامبر(ص) مانند: جنگ احد، حنين، موته و تبوك از همين قبيل باشد.
3- براى كسب آزادى در تبليغ، زيرا هر آيينى حق دارد آزادانه و به صورت منطقى خود را معرفى كند و اگر كسانى مانع از اين كار شوند، مىتواند با توسل به زور اين حق را به دست آورد، ر.ك: تفسير نمونه، ذيل آيت الكرسى).
|