|
چون دعا همان عبادت و مغز آن است: الدعاء مخ العبادة آثار آن هم، همان آثار عبادت است. بعضى از اين آثار عبارت است از: 1. دعا روح استكبار و تكبر را مىميراند 2. دعا استقلال نبخشيدن به اسباب عادى و التفات به مسبّب الاسباب است 3. دعا و اعتقاد به آن، انسان را براى وصول به نتيجه اميدوار مىسازد 4. دعا، روح را تقويت و عزم را جزم مىكند 5. دعا آرامشبخش مىباشد 6. در روايتى، دعا جزء قدر الهى و در سلسله اسباب وجودى تحقق يك چيز دانسته شده است از اين رو چه بسا سرنوشت زندگى را رقم مىزند.(1). اين روايت نكته مهمى را به ما مىفهماند كه دعا يك تلقين صرف نيست كه با اين تلقين، دعاكننده فقط نسبت به وصول نتيجه اميدوار شود، يا فقط يك آرامش توهّمى بگيرد بلكه تلقين واقعيتى است كه مشكلات شديد را حل نموده و از اسباب عادى و طبيعى قوىتر عمل مىكند. كسانى كه خود اين را تجربه كرده يا تجربه ديگران را ديدهاند، دعا را تلقين بىواقعيت نمىبينند. گرچه خاصيت آن تلقينى را هم كه روانشناسان در بعضى از مشكلات روانى سفارش كردهاند دارا مىباشد.
7. دعا انسان را با زمزمههاى اهل دل، مأنوس مىكند و كم كم انسان را به سمت اهداف متعالى، سوق مىدهد.
پىنوشت
(1) (ر. ك: تفسيرالميزان، ج 2، ص 41، آيه 186 بقره)
|