مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / مشکلات روحی و روانی - اجتماعی
 تبلیغات در سایت   
اینگونه باشیم
تربیت دینی
 از دعا چه می دانیم؟
جایگاه رفیع دعا
ویژگی های دین اسلام
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
از اين‏كه ما را لايق مشاوره خود دانستيد خدا را سپاسگزاريم. از ما سلام و صد سلام بر شما. باز هم خدا را شاكريم كه ما را خادم خوبان و بزرگوارانى چون شما جوانان عاشق رشد و تعالى قرار داده است. اميدواريم بتوانيم خدمتى مقبول هر چند اندك در حق شما و امثال شما داشته باشيم.
خواهر گرامى نامه خوبتان را خوانديم ولى تا چه حد بتوانيم دستگيرتان باشيم ديگر به لطف و عنايت حضرت حق جل و علا بستگى دارد. شما به دنبال پير و مرشد و واصل درگاه حق مى‏گرديد كه دست شما را بگيرد و با راهنمايى‏اش به منزل مقصود برسيد. «گفت آن كه يافت مى‏نشود، آنم آرزوست». حاجت بسيار والايى داريد كه در اين زمان كمتر افرادى يافت مى‏شوند كه به دنبال آن باشند و آن‏ها هم كه دنبال چنين امورى هستند كمتر به نتيجه مى‏رسند. امّا نا اميدى در اين مسير جايز نيست و لحظه‏اى درنگ خسران ابد در پى دارد. بگذريم و به جواب شما بپردازيم. به قول خودتان جوابى راهگشا و مفيد و عملى و به قول ما. خواهر عزيز اگر مى‏خواهيد سريع به هدف مقدس خود برسيد، بهترين توصيه بزرگان وادى عشق و عرفان و واصلان كوى يار را بشنويد كه «هر چه از خوبى‏ها مى‏دانيد عمل كنيد و هر چه از بدى‏ها مى‏دانيد دورى كنيد تا به مقام‏هاى بالاتر برسيد». بله. همين يك جمله مرشد و مراد شما است. از حضرت آيت ا. بهاء الدينى كه از عارفان و واصلان كوى يار بود هر وقت دستور العمل مى‏خواستند همين مسائل عادى را مى‏فرمود. مى‏فرمود دروغ نگوئيد، غيبت نكنيد، به هم محبت كنيد، نماز اول وقت بخوانيد و. خلاصه عمل حرام مرتكب نشويد. توصيه‏هاى حضرت آيت اللّه العظمى بهجت را مطالعه كنيد. همه‏اش در همين خلاصه مى‏شود كه هر چه عمل حرام است و مى‏دانيد مرتكب نشويد و اعمال واجب از شما فوت نشود. اين اولين مراحل سير و سلوك الى اللّه تعالى است. همين مرحله تخليه (دورى از گناه) و تحليه (انجام واجبات) اولين پله سير الى اللّه است. ما همه در همين پله اول در جا زده‏ايم و مايل به صعود يك شبه به آخرين مدارج عشق و عرفان هستيم.
خواهر خوبم جان انسان مزرعه‏اى است بسيار آماده و مستعد. هر عملى ولو بسيار كوچك باشد مانند بذرى است كه در آن كاشته مى‏شود و سريعاً رشد مى‏كند. اگر عمل خوب باشد ميوه و ثمر شيرين حضور در محضر خالق مى‏دهد و اگر عمل بد باشد ميوه تلخ دورى از محبوب حقيقى.
تنها راهى كه اين زمان داريد همين است كه كتب مناسب را مطالعه كنيد و به علوم خود عمل نماييد. خدا مى‏داند چه بركاتى نصيب انسان مى‏شود. از لابه‏لاى همين كتاب‏هاى اخلاقى و عرفانى موجود آن قدر نكات ريز و باريك و در عين حال سرنوشت ساز مى‏توان گير آورد كه حد ندارد. شما در احوالات بزرگانى همچون آيت اللّه انصارى همدانى مطالعه كنيد. ايشان از اساتيد عرفان قرن اخير بودند كه بدون هيچ گونه استادى، به مقامات والا رسيدند. يا به اويس قرن و امثال او بنگريد، با اين‏كه استاد و مرشدى نداشتند با تلاش و زحمت فردى توانستند به جايى برسند. خلاصه آن كه مرشد و استاد اصلى، خداوند، قرآن و پيامبر و اهلبيت و احاديث نورانى آن‏ها و سيره بزرگان و علماست كه به حمداللّه در دسترس شماست. عمده دل سپردن و عمل كردن است.
بقول معصوم علم در آسمان‏ها و در عمق زمين و درياها نيست، بلكه علوم در قلب شماست به شرط آن كه در طهارت آن بكوشيد. آنكه مى‏تواند به شما آرامش حقيقى دهد وجود مقدس حضرت حق جل و علا است كه راه همنشينى با او نرك گناه تا حد توان و انجام واجبات در درجه اول است. به هرحال توصيه‏هايى از حضرت امام كه به فرزندشان حاج سيد احمد آقا نوشته‏اند را برايتان ذكر مى‏نماييم، اميد كه سودمند واقع شود،(1).
يكم: فقرِ ذاتىِ تمام موجودات فرزندم، احمد خمينى رَزَقَك اللّه هِدايتَه خداوند هدايتش را روزى تو كند جهان چه ازلى وابدى باشد يا نه و چه سلسله‏هاى موجودات غير متناهى باشند يا نه، همه فقيرند چون هستى، ذاتى آنان نيست. اگر با احاطه عقلى جميع سلسله‏هاى غير متناهى را بنگرى آواى فقر ذاتى و احتياج در وجود و كمال آنها به وجودى كه بالذّات موجود است و كمالاتْ ذاتىِ آن است، مى‏شنوى و اگر به مخاطبه عقلى خطاب به سلسله‏هاى فقيرِ بالذّات نمايى كه «اى موجودات فقير چه كسى قادر است رفع احتياج شما را نمايد؟» همه با زبان فطرت هم صدا فرياد مى‏زنند كه ما محتاجيم به موجودى كه خود، همچون ما فقير نباشد و هستى و كمال هستى و اين فطرت نيز از خود آنان نيست فِطْرَتَ اَللَّهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اَللَّهِ آن فطرت الهى كه مردم را بر آن آفريد، آفرينش خدا را دگرگونى نيست»،(2). فطرت توحيد از خداوند است و مخلوقاتِ فقيرِ بالذّاتْ مبدل نمى‏شوند به غنى بالذات و امكان ندارد چنين تبديلى، و چون بالذات فقير و محتاجند جز غنى بالذات، كسى رفع فقر آنان را نخواهد كرد و اين فقر كه لازمِ ذاتى آنان است هميشگى است، چه اين سلسله ابدى باشد يا نباشد، ازلى باشد يا نباشد و از هيچكس جز او كارگشايى نخواهد شد و هر كس هر كمال و جمالى دارد از خود نيست بلكه جلوه كمال و جمال اوست، وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اَللَّهَ رَمى‏ و (اى پيامبر) هنگامى كه تو تير افكندى، نه تو بلكه خدا افكند»،(3). در هر چيز و هر فعل و هر گفتار و كردار صادق است و هر كس اين حقيقت را دريابد و ذوق كند، به كسى جز او دل نبندد و از كسى جز او حاجت نخواهد. سعى كن در خلوات، در اين بارقه الهى فكر كنى و به طفل قلبت تلقين كن و تكرار كن تا به زبان آيد و در ملك و ملكوت وجودت اين جلوه خودنمائى كند، و به غنى مطلق بپيوند تا از هر كس جز او غنى شوى و از او توفيق وصول بخواه تا تو را از همه كس و خودى خودت بِبُرَد و تشريف حضور دهد و اذن دخول.
دوم: انانيّت، حجاب اصلى انسان پسر عزيزم او- جل وعلا- اول و آخر و ظاهر و باطن است هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ وَ اَلظَّاهِرُ وَ اَلْباطِنُ،(4). اَيَكُونُ لِغَيْركَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرُ لَكَ، مَتى غِبْتَ حَتَّى تَحْتاجُ اِلى‏ دَليلٍ يَدُّلُّ عَلَيْكَ وَ مَتى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْاثارُهِىَ التَّى‏ تُوصِلُ اِليْكَ، عَمِيَتْ عَينٌ لاتَراكَ عَليَها رَقيباً آيا ممكن است براى غير تو از ظهور نصيبى باشد كه براى تو نيست، تا اينكه او وسيله ظهور تو گردد؟ كى غايب بوده‏اى كه نيازمند برهان باشى تا به تو دلالت كند؟ و كى دور بوده‏اى كه آثار (مخلوقات) وسيله رسيدن به تو شوند؟ (هرگز چنين نيست و) كور باد چشمى كه تو را مراقب خود نبيند. (فرازى از دعاى امام حسين (ع) در روز عرفه)».
غايب نبوده‏اى كه تمنا كنم تو را پنهان نئى ديده كه پيدا كنم تو را
كى رفته‏اى زدل كه تمنا كنم تورا كى بوده‏اى نهفته كه پيدا كنم تو را
5) او ظاهر است و هر ظهورى ظهور اوست و ما خود حجاب هستيم. انانيّت و انيّت ماست كه ما را محجوب نموده، «تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز»،(6) به او پناه ببريم و از او- تبارك و تعالى- با تضرّع و ابتهال بخواهيم كه ما را از حجاب‏ها نجات دهد: اِلهى هَبْ لى‏ كَمالَ الْاِنْقِطاعِ اِلَيْكَ، وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيْكَ، حَتَّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ اِلى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ، اِلهى‏ وَاجْعَلْنى‏ مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ وَ لاحْظتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ بار الها بريدگى كامل (از متعلقات) را براى توجّه به خودت ارزانيم فرما و چشم دلهايمان را به فروغ نظر كردن به خودت روشن گردان، تا ديدگان دل پرده‏هاى نور را دريده و به معدن عظمت و جلال برسد و جانهايمان به عز قدس تو تعلق يابند. الها مرا در شماره آنان قرار ده كه ندايشان دادى، اجابتت كردند. و نيم نگاهى به آنان افكندى در برابر جلال تو مدهوش گشتند»،(7).
پسرم ما هنوز در قيد حجاب‏هاى ظلمانى هستيم و پس از آنها حجاب‏هاى نور است و ما محجوبان هنوز اندر خم يك كوچه‏ايم.
سوم: ارتباط با قرآن هر چند فقط با قرائت آن باشد فرزندم با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن. و راهى از آن به سوى محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است، آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه كس و نامه محبوب، محبوب است اگر چه عاشق و محبّ، مفاد آنرا نداند و با اين انگيزه حبّ محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آيد و شايد دستت گيرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه اين‏كه قرآن كتاب ما است به سجده رويم از عهده برنيامده‏ايم.
چهارم: دوستان وارسته و متعهد انتخاب كن از وصيّت‏ها (ى) من كه در آستان مرگ و نفس‏هاى آخر را مى‏كشم به تو كه از نعمت جوانى برخوردارى، آن است كه معاشران خود و دوستان خويش را از اشخاص وارسته و متعهّد و متوجه به معنويّات و آنانكه به حبّ دنيا و زخارف آن گرايش ندارند و از مال و منال به اندازه كفايت و حدّ متعارف پا بيرون نمى‏گذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نيست و از اخلاق كريمه برخوردارند، انتخاب كن كه تأثير معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتناب‏ناپذير است و سعى كن از مجالسى كه انسان را از ياد خدا غافل مى‏كند پرهيز نمايى كه با خو گرفتن به اين مجالس ممكن است از انسان سلب توفيق شود، كه خود مصيبتى است جبران‏ناپذير.
پنجم: «حبّ دنيا» اساس بدبختى‏ها و هلاكت‏ها پسرم آنچه مورد نكوهش و سرمايه و اساس شقاوت‏ها و بدبختى‏ها و هلاكت‏ها و رأس تمام خطاها و خطيئه‏ها است حبّ دنيا است كه از حبّ نفس نشأت مى‏گيرد. عالم مُلْكْ مورد نكوهش نيست بلكه مظهر حق و مقام ربوبيّت او است و مهبط ملائكة اللّه و مسجد و تربيت گاه انبيا و اوليا اللّه است و عبادتگاه صلحا و محلّ جلوه حق بر قلوب شيفتگان محبوب حقيقى، و حبّ به آن اگر ناشى از حبّ به خدا باشد و به عنوان جلوه او- جل وعلا- باشد، مطلوب و موجب كمال است و اگر ناشى از حّب به نفس باشد رأس همه خطيئه‏ها است، پس دنياى مذموم در خود تو است، علاقه‏ها و دلبستگى‏ها به غيرِ صاحبْ دل، موجب سقوط است. همه مخالفت‏ها با خدا و ابتلاء به معصيت‏ها و جنايت‏ها و خيانت‏ها از حبّ خود است، كه حبّ دنيا و زخارف آن و حبّ مقام و جاه و مال و منال از آن نشأت مى‏گيرد در عين حال كه هيچ دلى به غير صاحب دل به حسب فطرت بستگى نتواند داشت لكن اين حجاب‏هاى ظلمانى و نورانى كه ما را و همه را از صاحب دل غافل دارد و به گمان و اشتباه خود غير صاحب دل را دلدار مى‏داند، ظلمات فوق ظلمات است. ما و امثال ما به حجاب‏ها (ى) نورانى نرسيديم و در حجاب‏هاى ظلمانى اسير هستيم. آنكه گويد: هَبْ لى‏ كَمالَ الْاِنْقطاعِ اِلَيْكَ وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ،(8). از حجابهاى ظلمانى گذشته است. شيطان كه در مقابل امر خدا ايستاد و به آدم خضوع نكرد، در حجابِ ظلمانىِ خودبزرگ بينى بود و أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ*،( 9). گويان از ساحت ربوبى مردود شد و ما نيز تا در حجاب خودى هستيم و خودبين و خودخواه هستيم، شيطانى هستيم و از محضر رحمان مطرود و چه مشكل است شكستن اين بت بزرگ كه مادر بتها است. چنانكه مولوى گويد:
مادر بتها بت نفس شماست زانكه آن بت مار و اين يك اژدهاست‏
و ما تا خاضع او و فرمانبردار او [نفس‏] هستيم خاضع براى خدا و فرمانبردار او- جل وعلا- نيستيم و تا اين بت شكسته نشود حجاب‏هاى ظلمانى دريده و برداشته نشود. اول بايد بدانيم كه حجاب چيست كه اگر ندانيم، نخواهيم توانست در صدد رفعش- يا لااقل تضعيفش- بر آييم و يا لااقل هر روز به غلظت و قوّت آن نيفزاييم. در حديثى است كه «بعض اصحاب رسول اللّه (ص)» خدمت ايشان بودند صدايى به گوششان رسيد، سؤال كردند: چه صدايى است؟ فرمودند: صداى سنگى بود كه هفتاد سال قبل از لب جهنّم حركت كرده بود و حال به قعر جهنّم رسيد، آنگاه مطلع شدند كه كافرى هفتاد ساله مرده است»،(10).
اگر حديث صادر شده باشد، شايد آن بعض از اهل حال بوده يا با تصّرف رسول خدا (ص) به گوششان رسيده، براى تنبيه غافلان و هشيارى جاهلان، اگر هم حديث- كه الفاظش را ياد ندارم- صادر نشده باشد لكن مطلب همين است، ما يك عمر رو به جهنّم سير مى‏كنيم. و يك عمر نماز- كه بزرگترين يادگاه خداى متعال است- پشت به حق و خانه او- جل وعلا- و رو به خود و خانه نفس به جا مى‏آوريم و چه دردناك است كه نمازما كه بايد معراج ما باشد و ما را به سوى او و بهشت لقاء او برد به سوى خود ما و تبعيدگاه جهنّم برد.
پسرم اين اشارت‏ها نه براى آن است كه امثال من و شما راهى براى معرفت اللّه و عبادت اللّه به آن گونه كه حق او است، پيدا كنيم با آنكه از اعرف موجودات به حق تعالى و حق عبادت و بندگى او- جل وعلا- نقل شده است: ما عَرَفناكَ حَقَ مَعْرِفَتِكَ وَ ما عَبَدْناكَ حَقَ عِبادَتِك آنچنان كه حق معرفت تو است، تو را نشناختيم و آنگونه كه حق عبادت تو است، تو را عبادت نكرديم»،(11). بلكه براى آن است كه عجز خويش را بفهميم و ناچيزى خود را درك كنيم و خاك بر فرق انانيّت خود ريزيم بلكه از سركشى اين غول بكاهيم، باشد كه توفيق يابيم مهارى و لگامى بر او زنيم، كه از خطر عظيمى كه جان را، يادش مى‏سوزاند، رهايى يابيم.
ششم: تفكر در موجودات عالم يكى از وسائل نجات از خود بينى ما اگر ساعتى تفكر كنيم در موجودات عالم، كه خود نيز از آنهاييم و بيابيم كه هيچ موجودى از خود چيزى ندارد و آنچه به او و همه رسيده، الطافى است الهى و موهبتهايى است عاريت، و الطافى كه خداوند منان به ما فرموده چه قبل از آمدن ما به دنيا و چه در حال زيستن، از طفوليت تا آخر عمر و چه پس از مرگ به واسطه هدايت كنندگانى كه مأمور هدايت ما بوده‏اند شايد بارقه‏اى از حب او- جل وعلا- كه محجوب از آن هستيم، در ما پيدا مى‏شود و پوچى و بى‏محتوايى خود را دريابيم و راه به سوى او- جل وعلا- براى ما باز شود يا لااقل از كفر جحودى نجات يابيم و انكار معارف الهى و جلوه‏هاى رحمانى را براى خود مقامى محسوب نكنيم و به آن افتخار نكنيم كه تا ابد محبوس در چاه وَيْلِ خود خواهى و خودبينى شويم. در نقلى است كه «خداوند تعالى به يكى از انبياء خود خطاب كرد كه يكى را كه از خود بدتر مى‏دانى به ما عرضه كن، و او لاشه مردار حمارى را چند قدم كشاند كه عرضه كند و پشيمان شد خطاب شد كه اگر آورده بودى از مقام خود سقوط كرده بودى». من نمى‏دانم كه اين نقل اصلى دارد يا نه، لكن در آن مقام كه اولياء هستند شايد نظر به برترى خود، سقوط آوَرَدْ كه آن خود بينى و خود خواهى است، اگر چه به اين گونه راستى چرا پيمبر خاتم (صلی الله علیه و آله) از ايمان نياوردن مشركان آن گونه تأسف و تأثر جان فرسا داشت كه مخاطب شد به خطاب فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا اَلْحَدِيثِ أَسَفاً اى رسول نزديك است كه اگر امّت به قرآن ايمان نياورند جان عزيرت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاك سازى»،(12). جز آنكه به همه بندگان خدا عشق مى‏ورزيد و عشق به خدا عشق به جلوه‏هاى او است. او از حجاب‏هاى ظلمانى خود بينى‏ها و خود خواهى‏هاى منحرفان كه منجر به شقاوت آنان و منتهى به عذاب اليم جهنّم كه ساخته و پرداخته اعمال آنان است رنج مى‏برد و سعادت همه را مى‏خواست چنانچه براى سعادت همه مبعوث شده بود و مشركان و منحرفان كوردل با او كه براى نجات آنان آمده بود دشمنى مى‏كردند. ما و تو اگر توفيق يابيم كه بارقه‏اى از اين عشق به جلوه‏هاى حق كه در اولياى اوست در خود ايجاد كنيم و خير همه را بخواهيم به يك مرتبه از كمال مطلوب رسيده‏ايم. خداوند تعالى دل‏هاى مرده ما را به فيض رحمت خود و رحمت برگزيده خود كه رحمة للعالمين است حيات بخشد.
هفتم: اى كاش واى كاش كه ما از خواب برخيزيم و در اول منزل كه يقظه است وارد شويم واى كاش كه او- جل وعلا- با عنايات خفيه خود از ما دستگيرى فرمايد و به خود و جمال جميلش رهنمود فرمايد واى كاش كه اين اسب سركش چموش نفس، آرام شود و از كرسى انكار فرود آيد واى كاش اين محموله سنگين را زمين مى‏گذاشتيم و سبك بارتر رو به سوى او مى‏كرديم واى كاش كه چون پروانه در شمع جمال او مى‏سوختيم و دم در نمى‏آورديم واى كاش كه يك گام به قدم فطرت بر مى‏داشتيم و اينقدر پاى به فرق فطرت نمى‏گذاشتيم واى كاش‏هاى بسيار ديگرى كه من در پيرى و در آستان مرگ از آنها ياد مى‏كنم و دسترسى به جايى ندارم.
هشتم: لزوم دخالت در امور سياسى و اجتماعى و تواى فرزندم از جوانى خود استفاده كن و با ياد او- جل وعلا- و محبت به او و رجوع به فطرت اللّه بزيست و عمر را بگذران و اين ياد محبوب هيچ منافات با فعاليت‏هاى سياسى و اجتماعى در خدمت به دين او و بندگان او ندارد بلكه تو را در راه او اعانت مى‏كند ولى بدان كه خدعه‏هاى نفس اماره و شيطان داخلى و خارجى زياد است و چه بسا انسان را با اسم خدا و اسم خدمت به خلق خدا از خدا باز مى‏دارد و به سوى خود و آمال خود سوق مى‏دهد.
مراقبت و محاسبه نفس در تشخيص راه و خود خواهى و خدا خواهى از جمله منازل سالكان است. خداوند ما و شما را در آن توفيق دهد.
نهم: نيرنگ‏هاى شيطان با پير و جوان و چه بسا شيطان باطنى با ما پيران به گونه‏اى و با شما جوانان به گونه ديگرى خدعه كند. با ما پيران با سلاح يأس از حضور و ياد حاضر براند كه هان از شماها گذشته و شماها اصلاح شدنى نيستيد و ايّام جوانى كه وقت كشت و درو بود رفت و در ايام ضعف و پيرى و كهولت كه قدرت اصلاح از دست رفته و ريشه هواها و معاصى در تمام اركان وجود نفوذ كرده و شاخه دوانده و تو را از لياقت محضر او- جل وعلا- انداخته و كار از كار گذشته، چه بهتر كه اين چند روز آخر عمر از دنيا استفاده هر چه بيشتر كنى و گاه با ما پيران نيز مانند شما جوانان عمل مى‏كند، به شما مى‏گويد شما جوانيد و در اين فصل جوانى وقت تمتّع و لذّات است، اكنون مطابق شهوات خود رفتار كن، انشاء اللّه در اواخر عمر راه توبه و باب رحمت خداوند باز است و خداوند ارحم الرّاحمين است و [از خدعه‏هاى آن ملعون است كه‏] هر چه گناهان بزرگتر و بيشتر باشد پشيمانى و رجوع به حق در آخر عمر زيادتر و توجّه به خداى تعالى بيشتر و اتّصال به او- جل وعلا- افزونتر خواهد بود چه بسيار مردم بوده‏اند كه در جوانى بهره‏هاى جوانى را برده و در ايّام پيرى تتمّه عمر را با عبادت و ذكر و دعا و زيارت ائمّه (علیهم السلام) و توسل به شفاعت آنان گذرانده و سعادتمند از دنيا رفته‏اند. به ما پيران نيز از اين وسوسه‏ها مى‏شود كه معلوم نيست به اين زودى بميرى، فرصت باقى است، چند روز آخر عمر توبه كن، به علاوه باب شفاعت پيامبر (ص) باز است و مولا امير المؤمنين (ع) نخواهد گذاشت دوستانش را عذاب كنند و در وقت مردن او را خواهى ديد و از تو دستگيرى خواهد كرد و از اين مقوله‏هاى فراوان كه به گوش انسان مى‏خواند.
دهم: از نيرنگ‏هاى بزرگ شيطان دلبستن به شفاعت اولياست دل بستن به شفاعت اولياء و تجرّى در معاصى از خدعه‏هاى بزرگ شيطانى است شما به حالات آنان كه دل به شفاعت بسته و از خدا بى‏خبر شده و به معاصى جرأت مى‏كنند، بنگريد، ناله‏ها و گريه‏ها و دعاها و سوز و گدازهاى آنان را ببينيد و عبرت بگيريد. در حديث است كه حضرت صادق (علیه السلام) در اواخر عمر، بستگان و فرزندان خود را احضار نمود و قريب به اين مضمون به آنان فرمود كه: «فردا با عمل بايد در محضر خداوند برويد و گمان نكنيد بستگى شما به من فايده دارد.» علاوه بر اين، احتمال دارد كه شفاعت نصيب آنان شود كه با شفيع ارتباط معنويشان حاضر باشد و رابطه الهى با آنان طورى باشد كه استعداد براى نائل شدن به شفاعت داشته باشند و اگر اين امر در اين عالم حاصل نشود شايد بعد از تصفيه‏ها و تزكيه‏ها در عذاب‏هاى برزخ، بلكه جهنّم، لايق شفاعت شوند و خدا دانا است كه اَمَدِ (فرجام و پايان) آنان تا چه اندازه است. علاوه بر آن آياتى در قرآن كريم درباره شفاعت وارد شده است كه با توجّه به آنها نمى‏تواند براى انسان آرامش پيدا شود، خداوند مى‏فرمايد: مَنْ ذَا اَلَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ چه كسى، جز به فرمان او، مى‏تواند در پيشگاهش به شفاعت برخيزد»،(13) و مى‏فرمايد: وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ اِرْتَضى‏ و هرگز شفاعت نمى‏كنند مگر آنان را كه مورد رضايت (خدا) هستند»،(14). و امثال آن، كه در عين حال كه شفاعت ثابت است لكن نصيب چه اشخاصى و چه گروهى و با چه شرايطى و در چه وقت شامل حال مى‏شود، امرى است كه نمى‏تواند انسان را مغرور و جرى كند. اميد به شفاعت داريم لكن اين اميد بايد ما را به سوى اطاعت حق تعالى كشاند، نه معصيت.
يازدهم: چنين حالى را با همه مقامات دنيوى عوض مى‏كنم در آن روزهايى كه در زمان رضا خان پهلوى و فشار طاقت فرسا براى تغيير لباس بود و روحانيون و حوزه‏ها در تب و تاب به سر مى‏بردند (كه خداوند رحمان نياورد چنين روزهايى براى حوزه‏هاى دينى) شيخ نسبتاً وارسته‏اى را نزديك دكان نانوايى كه قطعه نانى را خالى مى‏خورد، ديدم كه گفت: «به من گفتند عمّامه را بردار من نيز برداشتم و دادم به ديگرى كه دو تا پيراهن براى خودش بدوزد، الآن هم نانم را خوردم و سير شدم، تا شب هم خدا بزرگ است».
پسرم من چنين حالى را اگر بگويم به همه مقامات دنيوى مى‏دهم، باور كن. ولى هيهات، خصوصاً از مثل من گرفتار به دام‏هاى ابليس و نفس خبيث.
دوازدهم: نكته‏اى مهم در خود سازى پسرم براى ماها كه از قافله «ابرار» عقب هستيم يك نكته دلپذير است و آن چيزى است كه به نظر من شايد در ساختن انسان كه در صدد خود ساختن است دخيل است. بايد توجّه كنيم كه منشأ خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شايعه افكنى‏ها حب نفس است كه بزرگترين دام ابليس لعين است ماها ميل داريم كه ديگران ثناگوى ما باشند گرچه براى ما افعال شايسته و خوبى‏هاى خيالى را صد چندان جلوه دهند و درهاى انتقاد- گرچه به حق- براى ما بسته باشد يا به صورت ثناگويى در آيد. از عيب جويى‏ها، نه براى آن كه به ناحق است، افسرده مى‏شويم و از مدحت و ثناها، نه براى آنكه به حق است، فرحناك مى‏گرديم بلكه براى آنكه عيب من است و مدح من نيست است كه در اين‏جا و آنجا و همه جا بر ما حاكم است. اگر بخواهى صحّت اين امر را دريابى، اگر امرى كه از تو صادر مى‏شود عين آن يا بهتر و والاتر از آن از ديگرى، خصوصاً آنها كه همپالكى (هم رديف، اشخاصى كه در يك پايه علمى، شخصيتى و غيره هستند) تو هستند صادر شود و مداحان به مدح او برخيزند براى تو ناگوار است و بالاتر آنكه اگر عيوب او را به صورت مداحى در آورند، در اين صورت يقين بدان كه دست شيطان و نفس بدتر از او در كار است.
سيزدهم: مغرور به رحمت حق نباش پسرم گناهان را، هر چند كوچك به نظرت باشند، سبك مشمار « اُنْظُر الى‏ مَنْ عَصَيتَ بنگر چه كسى را نافرمانى كرده‏اى» و با اين نظر، همه گناهان، بزرگ و كبيره است. به هيچ چيز مغرور مشو و خداى تبارك و تعالى را كه همه چيز از او است و اگر عنايت رحمانيش از موجودات سراسر عالم وجود، لحظه‏اى منقطع شود اثرى، حتّى از انبياء مرسلين و ملائكه مقربين باقى نخواهد ماند چون همه عالم جلوه رحمانيت او جلّ وعلا است و رحمت رحمانى او جل وعلا به طور استمرار (با كوتاهى لفظ و تعبير) مبقى (عامل بقاء) نظام وجود است و گاهى تعبير شود از آن به بسط و قبض فيض على سبيل الاستمرار. در هر حال حضور او را فراموش مكن و مغرور به رحمت او مباش، چنانچه مأيوس نبايد باشى و مغرور به شفاعت شافعان مباش كه همه آنها موازين الهى دارد و ما از آنها بى‏خبريم. مطالعه در ادعيه معصومين (علیهم السلام) و سوز و گداز آنان از خوف حق و عذاب او سرلوحه افكار و رفتارت باشد. هواهاى نفسانى و شيطان نفس اماره ما را به غرور وامى‏دارد و از اين راه به هلاكت مى‏شكاند.
چهاردهم: اولين قدم انحراف پسرم هيچگاه دنبال تحصيل دنيا، اگر چه حلال او باشد، مباش كه حب دنيا، گرچه حلالش باشد، رأس همه خطايا است [مضمون روايتى است از امام سجاد (علیه السلام) حب الدنيا رأس كل خطيئة و روايتى است از امام صادق (علیه السلام) رأس كل خطيئة حب الدنيا،(15).
پانزدهم: استدراج، بزرگ‏ترين حيله شيطان پسرم تا نعمت جوانى را از دست ندادى فكر اصلاح خود باش كه در پيرى همه چيز را از دست مى‏دهى، يكى از مكايد شيطان كه شايد بزرگترين آن باشد كه پدرت بدان گرفتار بوده و هست- مگر رحمت حق تعالى دستگير او باشد- استدراج است. در عهد نوجوانى شيطان باطن كه بزرگترين دشمنان اوست او را از فكر اصلاح خود باز مى‏دارد و اميد مى‏دهد كه وقت زياد است اكنون فصل برخوردارى از جوانى است و هر آن و هر ساعت و هر روز كه بر انسان مى‏گذرد درجه درجه او را با وعده‏هاى پوچ از اين فكر باز مى‏دارد تا ايّام جوانى را از او بگيرد و آنگاه كه جوانى رو به اتمام است او را به اميد اصلاح در پيرى سرخوش مى‏كند و در ايّام پيرى نيز اين وسوسه شيطانى او را به اميد اصلاح در پيرى سرخوش مى‏كند و در ايّام پيرى نيز اين وسوسه شيطانى از او دست نكشد و وعده توبه در آخر عمر مى‏دهد و در آخر عمر و شهود موت، حق تعالى را در نظر او مبغوض‏ترين موجود جلوه مى‏دهد كه محبوب او كه دنيا است از دستش گرفته است، اين حال اشخاصى است كه نور فطرت در آنها به كلى خاموش شده است و اشخاصى هستند كه غرقاب دنيا آنها را از فكر اصلاح به دور نگهداشته و غرور دنيا سرتا پاى آنان را فرا گرفته است. من خود چنينى اشخاصى را در اهل علم اصطلاحى ديده‏ام و اكنون بعض آنها در قيد حياتند و اديان را هيچ و پوچ مى‏دانند. پسرم توجّه كن كه هيچ يك از ما نمى‏تواند مطمئن باشد كه به اين دام شيطانى نيفتد. عزيزم ادعيه ائمّه معصومين را بخوان و ببين كه حسنات خود را سيئات مى‏دانند و خود را مستحق عذاب الهى مى‏دانند و به جز رحمت حق به چيزى نمى‏انديشند،(16).
در پايان توجّه شما را به يك پرسش و پاسخ آن از محضر عارف ربانى حضرت آيت اللّه العظمى بهجت (دام ظله) در مورد نياز يا عدم نياز به استاد در راه قرب الهى جلب مى‏نماييم.
اينجانب تصميم دارم كه قربِ الهى پيدا كنم، لطفاً مرا راهنمايى فرماييد آيااين كار نياز به استاد دارد؟ ج) بسمه تعالى 0 استاد، علم است و معلّم، واسطه است عمل به معلومات بنماييد و معلومات را زير پا نگذاريد، كافى است: مَنْ عَمِلَ بما عَلِمَ، وَرَّثَهُ اللّه عِلْمَ ما لايَعَلم كسى كه به دانسته خود عمل كند، خداوند علمِ به آنچه كه نمى‏داند را نيز به او خواهد داد»،(17) وَ اَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا.
اگر ديديد نشد، بدانيد نكرده‏ايد ساعتى در شبانه روز مخصوص علوم دينى و مسائل اخلاقى قرار دهيد»،(18).
در ضمن دو جلد كتاب كه مناسب‏ها در خواست شماست و چند جزوه كوچك و در عين حال از نظر معنا بسيار عالى به عنوان هديه خدمت شما فرستاده مى‏شود. اميدواريم راهشگايتان باشد.
همچنين كتاب‏ها و نوارهاى سخنرانى بزرگانى همچون آيت ا. جوادى آملى و شاگردان آيت ا. حسن زاده آملى در زمينه‏هاى مورد نياز شما در قم موجود مى‏باشد در صورت تمايل با ما مكاتبه نماييد تا آن‏ها را با تخفيف ويژه تهيه و در اختيارتان قرار دهيم و اگر از نظر مالى نيز در مضيقه هستيد مى‏توانيم در هر صورت در خدمت شما باشيم.
و نكته پايانى اين‏كه مركز فرهنگى نهاد رهبرى در قم كه ناشر پرسمان است تعدادى از دانشجويان فعال سراسر كشور را در طرحى به نام مكاتبه و انديشه عضو نموده است كه براى آن‏ها كتاب‏هايى به صورت رايگان چاپ و ارسال مى‏نمايد. در صورت تمايل فرم ثبت نام ضميمه را تكميل و به آدرس ما پست نماييد تا در جهت اشتراك شما اقدام شود. خدمت به شما افتخار ماست. التماس دعا
پى‏نوشت‏
(1) (گزيده‏اى از توصيه‏هاى عرفانى اخلاقى حضرت امام خمينى به فرزند بزرگوارش مرحوم حاج سيد احمد خمينى)
(2) (سوره روم، آيه 30)
(3) (سوره انفال، آيه 17)
(4) سوره حديد، آيه 3
(5) (ديوان فروغى بسطامى)
(6) (ديوان حافظ)
(7) (بحارالأنوار، ج 91، ص 99)
(8) (به توضيح صفحه قبل رجوع شود)
(9) (سوره اعراف، آيه 12 و سوره ص، آيه 76، (أنَا خْيرٌ مْنهُ خْلقَتنِي منْ نارٍ*)
(10) (علم اليقين 2 2. (المقصد الرّابع، الباب الثالث عشر، الفصل الرّابع)
(11) (مرآت العقول (كتاب الايمان و الكفر، باب الشكر)
(12) (سوره كهف، آيه 6)
(13) (سوره بقره، آيه 255)
(14) (سوره انبياء، آيه 28)
(15) (اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب ذم الدنيا و الزهد فيها. حديث 11 و باب حب الدنيا و الحرص عليها. حديث 1] چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنياى حرام مى‏كشد تو جوانى و با قدرت جوانى كه حق داده است مى‏توانى اولين قدم انحراف را قطع كنى و نگذارى به قدم‏هاى ديگر كشيده شوى كه هر قدمى، قدم‏هايى در پى دارد و هر گناهى- گرچه كوچك- به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را مى‏كشد به طورى كه گناهان بسيار بزرگ در نظر انسان ناچيز آيد بلكه گاهى اشخاص به ارتكاب بعض كبائر به يكديگر فخر مى‏كنند و گاهى به واسطه شدّت ظلمات و حجاب‏هاى دنيوى، منكر به نظر معروف، و معروف منكر مى‏گردد، (كليه قسمت‏هاى مذكور از نامه 26 4 63 حضرت امام به فرزندشان مرحوم حاج سيد احمد خمينى انتخاب شده است)
(16) (كليه قسمت‏هاى مذكور از نامه 29 12 66 حضرت امام به فرزندشان مرحوم حاج سيد احمد خمينى گزيده شده است)
(17) (از امام صادق (ع)، بحارالأنوار، ج 78، ص 189)
(18) (به سوى محبوب، دستور العمل‏ها و رهنمودهاى حضرت آيت اللّه العظمى بهجت، ص 56)
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

دچار سردرگمى شده‏ام و نياز به كسى دارم كه هميشه در كنارم باشد تا موجب‏آرامش و كمال و ارضاى حس خداطلبى من شود.

به خواندن نماز شب خيلى علاقه دارم، ولى از ترس اجنه و ارواح نمى‏توانم‏شب‏ها برخيزم، چه كنم؟

چگونه با كمروئى خود مبارزه غايم؟

متاسفانه با مشكل بزرگ خجالت رو به رو هستم و هنگام پرسيدن درس توسط استاددچار اضطراب مى‏شوم و دست‏هايم مى‏لرزد و به خوبى نمى‏توانم جواب دهم؟ به همين خاطر مورد تمسخر ديگران قرار مى‏گيرم، لطفا راهنمايى‏ام كنيد.

دچار خود كم‏بينى و عدم اعتماد به نفس هستم راهنمايى شما چيست؟

دچار افكار بيهوده‏اى در امور مذهبى هستم كه بى‏اختيار به سراغم مى‏آيند،چه كنم؟

مهم‏ترين مشكل من اين است كه نمى‏دانم گناهانم چيست؟

وقتى به گناهانم و به عدالت و حسابگرى خداوند فكر مى‏كنم، آرامشى ندارم.چه كار بايد كرد؟

فردى كه در مشكلات شديد زندگى غوطه‏ور و راه نجاتى براى خود نمى‏يابد چرانمى‏تواند براى نجات خود خودكشى كند؟

پس از ورود به دانشگاه، دچار حالات روحى و روانى منفى شده‏ام چگونه‏رهايى يابم؟

نمى‏دانم چرا در مراسم عزاى حسينى از چشمانم اشك نمى‏آيد؟

چرا والدين فرزندان خود را تحت فشارهاي روحي و رواني قرار مي دهند؟

اثرات مُخرب موسيقي چیست؟

درمان زودرنجي در نو جوانان به چه نحوي است؟

چگونه مشكل خجالت وكمروئي رابرطرف كنيم؟

عدم موفقيت‌هاي جوانان در كنكور چه اثري در اهميت دادن به نماز مي‌گذارد؟ آيا سبب بي‌اعتمادي و بي‌اعتنايي مي‌شود؟

روش‌هاي مقابله با اضطراب و فشار رواني مخصوصاً در درس خواندن و امتحان چيست ؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما