|
قبل از هر چيز بايد بگوييم به لحاظ بحثهاى شرعى و فقهى «اسراف» حرام است نه اين كه «سادگى» يك واجب شرعى باشد. هر كسى در اجتماع يك شأن مادى دارد كه در صرف و خرج و سطح مادى زندگى بايد به هم شأنىهاى خود رجوع كند. مثلاً كسى كه دبير است بايد زندگى متعارف دبيرى را مد نظر داشته باشد و زندگى ساير دبيران را ملاحظه كند. اگر بنا بر فرض مردان دبير دو دست كت و شلوار دارند، چندين دست كت و شلوار اسراف به حساب مىآيد، زيرا هر دبيرى بشنود مىگويد چگونه با حقوق دبيرى چند دست كت و شلوار فراهم مىشود؟ يعنى عرف دبيران چنين خرجى را نمىپذيرد. به همين خاطر است كه اگر كسى از درآمد خود بيش از شأن خود چيزى تهيه كرد به آن خمس تعلق مىگيرد (البته اين مسأله ريزهكارىهاى دارد كه بايد به بحثهاى شرعى رجوع كرد) اما اگر بخواهيم سادگى را به لحاظ بحثهاى اخلاقى تبيين كنيم بايد چند نكته را در نظر داشته باشيم از جمله اين كه سادگى داخل در كدامين مفهوم متعارف اخلاقى مىشود؟ سادگى و محدوديت سطح زندگى با چه انگيزهاى انجام مىگيرد؟ سادگى با چه شرايطى پسنديده است؟ و. در اين باره بايد دانست سادگى با زهد هم افق است. زهد يعنى بىرغبتى دل به غيرخدا چه بسا كسانى زاهدنما باشند ولى دلشان بيش از يك فرد متمول و متمكن به دنيا گره خورده باشد و چه بسا زاهدانه زيستانى كه ساده زيستى را از روى بخل انجام دهند گرچه بخل براى زن مطلوب است چنان كه در نهجالبلاغه هم آمده ولى مشروط به اين كه رعايت آن با حرامى مواجه نشود مثلاً اگر زن در محيط خانواده به گونهاى اين بخل را اعمال كند كه به وجاهت و عزت خانوادگى خدشه وارد سازد، اشكال شرعى دارد. همين بخل براى مرد يك امر ناپسنديده مىباشد و اگر سادهزيستى او ناشى از بخل باشد نه تنها ارزش اخلاقى ندارد بلكه مورد نكوهش هم مىباشد. در دستورات شرعى وارد شده است كه مرد مستحب است زندگى را بر اهل و عيال وسعت ببخشد، البته به سر حد اسراف نرسد. اما اگر انگيزه سادهزيستى يك امر پسنديدهاى باشد مثل همنوايى با بىنوايان جامعه يا دورى گزيدن از ورطهى تجملات، تشريفات و مفاخر بىارزش دنيوى يا ترس از مؤاخذههاى احتمالى اخروى يا نگرانى از ناخشنودى على (ع) و حذف شدن اسم، از فهرست شيعيان آن حضرت يا. تمام اين انگيزهها بسيار مطلوب است ولى همه آنها مشروط به اين است كه با حرامى مواجه نباشد. فرض كنيد مرد به گونهاى سادهزيستى را اعمال كند كه زن از او دل چركين شود يا برعكس زن به گونهاى سادهزيستى را اعمال كند كه مرد از او دلگير شود و اين كدورت اگر اذيت و آزار باطنى را به دنبال داشته باشد تحت عنوان ايذاء مؤمن قرار مىگيرد و ايذاء مؤمن هم حرام است. پس نبايد سادهزيستى به حدى برسد كه يكى از ديگرى رنجيده، دل شكسته و متأذى شود. يا فرض كنيد در مهماندارى چه بسا بعضى از سادهزيستىها توهين به مهمان باشد. در روايات بين مهمان ناخوانده و مهمان خوانده شده فرق گذاشته شده است.
امام صادق (ع) مىفرمايند: «هرگاه برادر دينى تو خودش نزدت آمد، هر چه دارى برايش بياور و اگر تو او را دعوت كردى خود را برايش به تكلف و زحمت بينداز»،(1). مخصوصاً اگر مهمان از ارحام و خويشان باشد و توهين به او باعث كدورت و بعد منجر به قطع رحم شود. اين سادهزيستى حرام مىباشد. مثالها و موارد زياد است اما بايد دانست كه سادهزيستى با تمام جوانبش اعمال گردد.
پىنوشت
(1) (ميزانالحكمه، ج 5، ص 525، ر 10828، نشر مكتبالاعلام الاسلامى، چاپ اول، سال 1362)
|