|
1- خداوند متعال مىفرمايد:. وَ مَنْ يَتَّقِ اَللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ. هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىكند و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مىدهد.»،(1). اين آيات وعده اميدبخشى از سوى خداوند به همه پرهيزكاران و توكل كنندگان، كه سرانجام لطف الهى آنان را فرامىگيرد از پيچ و خم مشكلات عبور مىدهد و به افق تابناك سعادت رهنمون مىگردد سختىهاى معيشت را برطرف مىسازد و ابرهاى تيره وتار مشكلات را از آسمان زندگى آنها كنار مىزند. ابوذر غفارى از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده است: انى لاعلم آية لو اخذ بها لكفتهم وَ مَنْ يَتَّقِ اَللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
من آيهاى را مىشناسم كه اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند براى حل مشكلات آنها كافى است، پس آيه «وَ مَنْ يَتَّقِ اَللَّهَ»* را تلاوت فرمود.»،(2).
2- وَ مَنْ يَتَّقِ اَللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند كار را بر او آسان مىسازد»،(3).
3- وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلْقُرى آمَنُوا وَ اِتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ اَلسَّماءِ وَ اَلْأَرْضِ. اگر مردمى كه در شهرها و آبادىهاى زندگى دارند، ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشاييم».
با توجه به آيات بالا، روشن مىشود، اهل تقوا كسانىاند كه گره كار آنان از سوى خدا گشوده مىشود و مشكلاتشان حل و امورشان اسان مىگردد. همچنين بركات آسمان و زمين و رزق مادى و معنوى بر آنان سرازير مىشود. خداوند نه تنها مشكلات و سختىهاى زندگى تقواپيشگان را در اين دنيا حل مىكند بلكه امنيت و آسايش زندگى را در آخرت براى او فراهم مىكند: إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ. پرهيزكاران در مقام و جايگاه امناند»،(4) و نيز: إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ آن روز سخت (قيامت) بندگان با تقوا در سايه درختان و نهرهاى جارى متنعماند».
اما در مقابل، كسانى كه از ياد خدا غفلت كرده و اعراض مىكنند، زندگى بر آنان سخت و تنگ مىشود. گاهى درهاى زندگى به روى انسان به كلى بسته مىشود و دست به هر كارى كه مىزند، با درهاى بسته روبرو مىشود و گاهى به عكس به هر جا روى مىآورد، خود را در برابر درهاى گشوده مىبيند و مقدمات هر كارى برايش فراهم است. اين همان وسعت زندگى و تنگى و سختى آن است.
گاهى تنگى زندگى به جهت اين نيست كه درآمد كمى دارد چه بسا پول و درآمدش هنگفت است ولى بخل و حرص و آز زندگى را بر او تنگ مىكند. قرآن عامل اصلى گرفتارى انسانها را اعراض از ياد خدا مىداند: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً. هر كس از ياد من روىگردان شود زندگى تنگ و سختى خواهد داشت»،(5).
اصولاً تنگى زندگى بيشتر به سبب كمبودهاى معنوى و نبود غناى روحى، عدم اطمينان به آينده، ترس از نابود شدن امكانات موجود و وابستگى بيش از حد به دنيا است. آن كس كه ايمان به خدا دارد و دل به ذات پاك خدا بسته، از همه اين نگرانىها در امان است. پس سختى زندگى در بريدن از خدا و چسبيدن به نفسانيت است كه موجب بىروح شدن زندگى مىشود. ازاينرو اهل تقوا در سايه ايمان به خدا و اطمينان و توكل به ذات پاك او، زندگى معنوى و با صفايى دارند، هر چند كه ممكن است به سبب رعايت اوامر الهى و پرهيز از شبهات، به ظاهر با محدوديتهايى روبهرو باشند. اما اين محدوديتها همانقدر كه زندگى را در جهت خواستهاى نفسانى تنگ مىكرد، متقابلاً به زندگى روحانى و حيات واقعى، وسعت مىبخشد. از طرفى اين نوع سختىها موجب مىشود كه متقين پختهتر گردند،(6).
البته گاهى نيز براى انسان مؤمن مشكلات و دشوارىهايى پديد مىآيد كه ظاهر آن دشوارى و باطنش رحمت است زيرا در سايه آن دشوارىها، گناهان او بخشيده شده و يا نفس او تربيت معنوى مىشود.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: عدل الهى (بحث شرور)، شهيد مطهرى.
پىنوشت
(1) (طلاق، آيات 2 و 3)
(2) (تفسير نمونه، ج 24 (سوره طلاق))
(3) (طلاق، آيه 4)
(4) (دخان، آيه 51)
(5) (طه، آيه 124)
(6) (تفسيرنمونه، ج 13)
|