|
موفّقيّت انبيا دلائل زيادى دارد از جمله:
1- پاكى و حسن سابقه و سوز و خلوص آنان.
2- استدلال و منطق آنان، نه تحكّم و قلدرى.
3- عمل به آنچه مىگفتند و پيشگامى در عمل و استقامت تا پاى جان.
4- سعه صدر و خوش اخلاقى آنان.
5 - دستورات وتكاليفى مطابق فطرت و وعدههاى الهى.
6- جامعيّت دستورات نسبت به تمام مسائل فردى، اجتماعى، خانوادگى، روانى، اقتصادى، سياسى، بهداشتى، عبادى و... .
7- آسان و دلپذير جلوه دادن دستورات.
به يك مثال توجه كنيد:
كودكِ بيمار از آمپول مىترسد. پزشك براى اينكه او را آماده كند، كلماتى مىگويد، از جمله: 1- فرزندم! عزيزم! من تو را دوست دارم، 2- همه مردم و كودكان بيمار قبل از تو آمپول زدهاند، 3- درد آمپول چند لحظهاى بيشتر نيست، تحمّل كن تا خوب شوى، 4- اگر آمپول قابل تحمّل نيست، به جاى آن قرص و كپسول مىدهم.
خداوند كه مىخواهد فرمان روزه گرفتن بدهد، همين شيوه را بكار مىبرد. اول مىفرمايد: «يا ايّها الّذين آمنوا» اى كسانى كه به من ايمان و علاقه داريد! در اين عبارت يك نوع احترام، صميميّت و دوستى است كه انسان را آماده مىكند؛ بعد مىفرمايد: «كُتِبَ عليكم الصّيام كما كُتِبَ على الّذين من قَبلكم لَعلّكم تَتّقون»( سوره بقره، آيه 18) روزه گرفتن بر شما واجب شد، همان گونه كه بر مردم قبل از شما نيز واجب شده و نتيجهاش تقواى الهى است؛ پس از آن مىفرمايد: «ايّاماً مَعدودات» چند روزى بيشتر نيست. سپس مىفرمايد: «فمَن كان منكم مَريضاً او على سَفرٍ فَعِدّةٌ من ايّامٍ اُخَر»( سوره بقره، آيه) اگر كسى بيمار يا مسافر بود، برنامه ديگرى براى او قرار مىدهيم. آرى، تعبيراتى را كه خداوند براى فرمان روزه گرفتن بكار برده، نظير همان تعبيرات پزشك است كه كودكان را آماده مىكند. اين است رمز موفقيّت انبياعليهم السلام
|