|
غيبت از جمله گناهاني است که مشتمل بر دو حق، يعني حق الله و حق الناس مي باشد. يعني غيبت کننده از دو جهت مديون است: اول، نسبت به خداي تعال که مخالفتش را مرتکب شده، دوم، نسبت به کسي که آبرويش به وسيله غيبت مورد حمله قرار گرفته است. لذا کسي که مي خواهد از اين گناه توبه کند بايد از هر دو جهت تسويه حساب نمايد.
براي اداي حق الله طبق قاعده عمومي توبه، بر غيبت کننده واجب است پشيمان شده از کردار خويش متأسف باشد به اين اميد که بدين وسيله از حق خداوند پاک شود.
اما براي اداي حق الناس قاعده اين است که از صاحب حق که غيبتش را کرده است طلب حليت کند. غير از اين قاعده بعضي از احاديث نيز بر اين حکم دلالت دارند. ولي از بعضي اخبار چنين استفاده مي شود که براي خروج از حق الناس استغفار براي کسي که غيبتش را کرده است کافي است.
به تبع اين اخبار به ظاهر متعارض در بين علما دو قول متعارض پيدا شده است، گروهي قائل به وجوب استحلال و گروه ديگري قائل به کفايت استغفار شده اند.
امام صادق(ع) مي فرمايد: از نبي اکرم(ص) سرال شد: کفاره غيبت چيست؟ فرمود: اين است که هرگاه کسي را که غيبتش را کرده اي به يادآوري براي او طلب مغفرت کني.
سئل النبي(ص): «ما کفاره الاغتياب؟ قال: تستغفر الله لمن اغتبته کلما ذکرته».
از رواياتي نيز استفاده مي شود که طلب حليت از طرف مقابل لازم است و خدا توبه اش را نمي پذيرد تا طرف مقابلش او را حلال کند.
هر يک از اين دو قسم روايت دليلي بر يکي از دو قول هستند ولي روايتي از امام صادق(ع) رسيده است که مي تواند جامع بين دو قول باشد حضرت فرمود: اگر غيبت کسي را کردي و او با خبر شد بايد از او طلب حليت کني ولي اگر مطلع نشد برايش طلب مغفرت کن.
دليل اين حکم اين است که اگر شخص غيبت شده اطلاع نداشته باشد طلب حليت از او به منزله خبر دادن و موجب برانگيختن فتنه و برافروختن آتش کينه است.
اگر شخص غيبت شده به سبب مرگ يا مسافرت از دسترس خارج شده باشد مثل کسي است که ازغيبت خبر ندارد و استغفار کفايت مي کند (ترجمه اخلاق، ص 242).
|