|
اصل وجود احساسات در انسان لازم و ضروری است.
خداوند متعال براساس حکمت عالی خود به بشر آن را ارزانی داشته تا در جای خود و در جهت تکامل معنوی به کار گرفته شود. عقل و احساس دو عامل موثر در اداره زندگی بشر و دو نیروی مهم در تامین سعادت انسان است.
وجود هر یک از این دو در جای خود ضروری است. عقل مانند عدل و علم، به زندگی شور و حرارت نمیبخشد، ولی عاطفه و احساس، بازار زندگی را گرم و لذت بخش میکند.
عقل و منطق به روشن کردن راه قناعت میکند، ولی احساس، آدمی را به حرکت وادار میکند. باید دانست که هدف احساسات، مختلف است. گاهی انسان را به نیکی و پاکی تحریک میکند و گاهی به ارتکاب جرم و جنایت وادار میسازد. مهر و محبت، علاقه و عشق، عفو و بخشش، جانبازی و فداکاری، نوع دوستی و یتیم نوازی و صفات عالی دیگر از عواطف و احساسات پاک سرچشمه میگیرد.
از سوی دیگر: جنایت و خیانت و خشم و ظلم و اهانت و غارت و نخوت، شهوت و زیاده خواهی و غیره از صفات غیر انسانی نیز از احساسات پدید میآیند. آن چه مهم است، هدایت صحیح احساسات و جلوگیری از طغیان و سرکشی است. باید احساسات در اختیار نیروی عقل و خرد باشد تا در جای خود و صحیح به کار رود.
اگر احساسات کنزل و تعدیل نشود ، عقل را تحت تاثیر قرار داده و گاهی تحت اختیار خود میگیرد و آدمی را به راه سقوط و تباهی سوق خواهد داد. البته مهار کردن عواطف و احساسات کاری بس دشوار و مشکل است، ولی با پیروی از عقل و تحکیم مبانی اعتقادی و پای بندی به قوانین مذهبی و تکیه بر نیروی ایمان میتوان، احساسات را به کنترل خود در آورد..
|