مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / مدیریت زندگی - اجتماعی
 تبلیغات در سایت   
اینگونه باشیم
تربیت دینی
 از دعا چه می دانیم؟
جایگاه رفیع دعا
ویژگی های دین اسلام
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
قبل از اين كه به اصل سؤال جواب دهيم لازم مي‌بينيم تعريفي از شخصيت را ارائه دهيم و ابعاد آن را نيز معين كنيم. بعد از آن به عوامل تحول و تكون شخصيت اشاره مي‌كنيم و سپس در مورد اسلام و توازن، عامل اصلي عدم تعادل، تنها برنامه متعادل كنندة شخصيت، برنامه رشد متوازن، موانع رشد، روش‌هاي رشد متوازن، و خطر تك بعدي بودن سخن خواهيم گفت.
تعريف و ابعاد شخصيت
شخصيت، مجموعة سازمان‌ يافته‌اي از خصوصيات جنبه‌هاي مختلف وجودي انسان (بدني، عقلي، عاطفي، اخلاقي، اجتماعي و ديني) است.[1] البته تجارب شخصي، تفاوت‌هاي فردي و برخي عوامل ديگر باعث مي‌شود كه افراد نسبت به هم متمايز باشند.
عوامل تحريك و تكون شخصيت:[2] عوامل مؤثر در شكل‌گيري و تحول شخصيت فرد به شرح ذيل است: 1. فطريات (ادراكات، شناخت‌هاي فطري كه شامل تحريكات و گرايشهاي فطري، ميلهاي غريزي (جنبه حيواني انساني) و فطري (جنبه انساني انسان) است. 2. وراثت و غدد درون ريز و هورمون‌ها؛ 3. محيط و تربيت و تغذيه (محيط جغرافيايي، محيط زندگي و معاشرتي، محيط آموزشي، محيط مذهبي)؛ 4. گذشت زمان (سن)؛ 5. اختيار و ارادة آزاد (كه مهمترين جزء به حساب مي‌آيد).
اسلام و توازن و عامل اصلي عدم توازن يكي از مزايايي كه در تعاليم مقدس اسلام از اهميت و ارزش خاصي برخوردار است و مي‌توان آن را به عنوان يك شعار و شاخص برجسته و نماياني براي اين آئين آسماني تلقي كرد، مسئلة توصية به تعادل، توازن و اقتصاد و ميانه‌روي در تمام امور است[3] و اين امر مورد تأييد و تأكيد قرآن، احاديث و گفتارهاي فرزانگان دين و دانش است كه با واژه‌هاي قسط، عدل، وسط، اقتصاد، وزن و استقامت در روايات و آيات ما آمده است و عدم تعادل شخصيت، رشد سرطاني يك بعد شخصيت را به همراه دارد. عامل اصلي عدم تعادل شخصيت و نابهنجاري رفتاري بيگانگي از خود فطري (ملكوتي) و تمركز قواي روحي و عقلي براي اشباع و ارضاء تمايلات غريزي (ناسوتي، نفس اماره) مي‌باشد.[4]
تربيت و پرورش ديني برنامة تعادل‌ساز
تنها راه رسيدن به تعادل و توازن در تمام ابعاد شخصيت پذيرش و تن دادن به تربيت و پرورش ديني است. همان چيزي كه انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ به خاطر آن مبعوث شده‌اند و همان چيزي كه خطر يك بعدي بودنش را بارها و بارها بزرگان دين به مسلمانان گوشزد كردند، مثلاً وقتي كه مردم گوشه‌گيري اختيار كردند و مشغول عبادت شدند، پيامبر سريع مردم را به مسجد فراخواندند و آنان را با اين انحراف (تك بعدي بودن) آگاه ساختند و فرمودند من گوشه‌گيري را دوست ندارم، ازدواج مي‌كنم، در جامعه حاضر مي‌شوم، غذا مي‌خورم و....
برنامه رشد متوازن ابعاد شخصيت 1. روح علمي:[5] روح علمي بعد حقيقت‌جوئي فطري انسان (بي‌غرضي، بي‌تعصبي و پذيرش حق) را در انسان پرورش مي‌دهد. اسلام علمي را كه مانع رشد و كمال شود و حجاب از شناخت و معرفت خدا و نفس شود را مانع پرورش نفس مي‌شمارد.
2. تفكر:[6] باعث شكوفايي عقل مي‌شود، در اسلام به مسأله تفكر بسيار سفارش شده است و قرآن مي‌فرمايد وقتي از اهل دوزخ مي‌پرسيم كه چه چيز شما را به اينجا كشانيد مي‌گويند ما در عقل را به روي خود بستيم. (تفكر در خلقت، در تاريخ،در خود و پرهيز از تقليد كوركورانه).
3. تقوا و تزكيه:[7] باعث پرورش و تقويت ارادة انسان مي‌شود انساني كه دنبال هوا باشد به فرمايش علي ـ عليه السلام ـ همانند اسب سواري است كه اسبش چموشي مي‌كند و اختيار را از دست او گرفته و تقوا را به اسب رام كه سواركار اختيارش را دارد تشبيه كرده‌اند. وجه امتياز انسان و حيوان به اختيار انسان است و نظام پاداش و تنبيه و وعده و وعيد الهي هم اينجاست كه مفهوم پيدا مي‌كند و هر چه قدر قدرت اراده قوي باشد انسان در اختيار طرف خير محكم‌تر است.
4. عبادت:[8] باعث تقويت عشق و علاقه معنوي و ايجاد حرارت ايماني در انسان مي‌شود، مثلا به ابعاد سازندگي نماز دقت كنيد (درس مسالمت‌جويي، هدفداري، رعايت حقوق، ضبط و كنترل نفس و كنترل احساسات، توجه به نظم و دقت و...).
5. جهاد: [9] عامل اصلاح اخلاق و نفس است، جهاد مثل ازدواج عامل جايگزين براي پرورش بعدي از انسان ندارد، آدم جهاد رفته و جهاد نديده از نظر روحيه يكسان نيستند، پيامبر در حديثي مي‌فرمايند، جهاد عامل اصلاح و اخلاق و نفس است. ايشان فرمود كه: جهاد نكرده يا كسي كه آرزوي جهاد را در سر نپرورانيده باشد، در روحش شعبه‌اي از نفاق است.
6. معاشرت با ديگران:[10] بعد عاطفي انسان را تقويت مي‌كند كه در معاشرت انسان از ديگران مخصوصاً محبوبان بيشتر اثر مي‌گيرد و صفات محبوب و كسي كه مورد علاقه فرد است را كسب مي‌كند،‌ اين علاقه بالاترين و بزرگترين عامل در تغيير انسان است (تقويت بعد عاطفي، اجتماعي و...).
7. كار:[11] قوة خيال را تمركز مي‌دهد،‌ ذهن را منطقي مي‌كند، كار اگر مورد علاقه انسان باشد استعداد، ابتكار و خلاقيت را نيرومند مي‌كند و تأثير فراواني بر شخصيت فرد مي‌گذارد. ولي متأسفانه به اهميت آن كم توجه شده است، كار به قلب خشوع مي‌دهد، حرمت اجتماعي به انسان مي‌بخشد، كار مي‌تواند بر تربيت انسان (ابعاد وجودي او) اثر بگذارد و انسان هم مي‌تواند بر كار اثرگذار باشد (رابطه دوطرفي بين پرورش استعدادها و كار وجود دارد) پيامبر به كسي كه بي‌جهت بي‌كار بود فرمودند از چشم من افتادي.
8. مراقبه و محاسبه نفس:[12] در مكاتب غيرالهي اساساً اين امر مطرح نيست، مراقبه مثل اين است كه با خود مانند شريكي كه به او اطمينان نداريم معامله كنيم و هميشه مراقب باشيم كه سرمان كلاه نگذارد. اهميت آن به قدري است كه امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ فرمودند‌ كسي كه شبانه‌روز يك بار از خود محاسبه نكند از ما نيست. علماي اخلاق براي پرورش روح خود از اين دستور استفاده مي‌كردند. ايشان مي‌فرمايند انسان اول صبح بايد شرط كند با نفس خود كه راه اطاعت بگيرد و نافرماني حق (گناه) نكند (مشارطه)، در مرحله بعد بايد اين شرط خود را در عمل پياده كند و مراقب باشد خلاف اين شرط عمل نكند (مراقبه). مرحله سوم اينكه در آخر روز، از نفس خود حساب‌كشي كند چرا كه آن جا كه خدا مي‌خواسته نبودي، چرا كار امروز را به فردا انداختي، چرا ... (محاسبه) و در آخر اگر از دستور سير و سلوكي خود منحرف شده باشد، او را تنبيه مي‌كند (معاتبه) اين مراحل را مي‌توانيم در كل برنامه روزانة خود اجرا كنيم.
9. پرورش جسم: كار پسنديده‌اي است ولي نبايد اشتباه كرد كه جسم نقش واسطه و ابزار و يا مركب روح را دارد. اسلام به تطهير جسم، پرورش و ورزش آن اهميت داده و نفس پرستي شهوتي است كه جسم را فرسوده و مريض مي‌كند و اسلام مخالف آن است پس ما نبايد تمام همت خود را به پرورش اين بعد صرف كنيم، درست است پرورش اين بعد در حد خود مفيد است و بر ديگر ابعاد شخصيتي انسان اثر مطلوب دارد (عقل سالم در بدن سالم است).
10. تعادل در تغذيه بعد روحي (عقل و دل) و جسماني (غرايز):[13] در اسلام سفارش شده است كه انسان بايد به تغذيه دو بعد خودش رسيدگي كند، تغذيه به بعد روحاني (به نماز، دعا، نيايش، حق طلبي و...) است و تغذيه بعد جسماني و غريزي (به ازدواج، آب، غذا، پوشاك و...) است كه البته بايد از راه مشروع برآورده گردد و البته مرز حيوان و انسان همين اختيار و تكليف به گزينش قسمت حلال و مشروع است. ناگفته نماند كه چون اصالت فرد به روح اوست بايد به اين بعد اهميت بيشتري دهيم و آن را بر بعد حيواني غلبه دهيم و آن گاه است كه اراده انسان هم تقويت مي‌شود و به تبع آن قدرت اختيار و گزينش نيرومندتر مي‌گردد.
موانع رشد هماهنگ در قرآن در يك كلام پيروي از هواي نفس و تن ندادن به پرورش ديني است كه زيرشاخه‌هاي آن بدين قرار است (خودپرستي، دنيازدگي، غفلت، تكبر، خودبرتربيني، تكبر، شخصيت‌ زدگي، تقليد، كثرت زدگي، سخن بدون علم، پيروي از گمان، كتمان حق، مجادله با حق، تزيين و خوب جلوه دادن بدي‌ها توسط نفس، قساوت قلب، از خود بيگانگي، عنادجويي، خودستائي، دوست بد، هر يك از اين موانع به يك يا چند بعد از شخصيت ما لطمه مي‌زند مثلا شخصيت‌زدگي و تقليد كوركورانه، بعد عقلي شخصيت ما را آسيب مي‌رساند.
روشهاي رشد هماهنگ[14]
ا. سرمشق ونمونه عملي: اسلام بهترين سرمشق يعني انسان كامل را الگوي ما قرار داده، كلام، رفتار و سكوت معصوم مي‌تواند معيار خوبي در كارها و حركات و سكناتمان باشد. بعد از معصوم ـ عليهم السلام ـ ما در هر عصر علماء والا مقامي داشته‌ايم كه به معصوم نزديك بوده‌اند و به خاطر مبارزة با نفس و تزكيه آن قابليت الگو بودن را براي ما در تمام ابعاد شخصيتي دارا مي‌باشند. نمونه بارز آن حضرت امام خميني (قدس سره) است.
2. پند و اندرز، قرآن، كلمات معصوم، ادعيه پر است از مفاهيم خيرخواهانه و انسان‌ساز.
3. كيفر و پاداش: دو نظام روان شناسانه تعليم و تربيتي هستند (تشويق و تنبيه).
4. داستان، امثال، تاريخ گذشتگان: قرآن و معصوم با توجه دادن به آنها سير انحرافي برخي از ظالمين و مشركين و منحرفين را به ما گوشزد مي‌كنند مثل پول‌پرستي ودنياخواهي قارون و... .
5. امر به معروف و نهي از منكر.
6. توبه.
7. دعا و نيايش.
8. تمرين و تكرار.
9. روش محبت به گنه‌كار و مردم براي هدايت.
10. روش ابتلاء و امتحان الهي.
11. عادت مثبت و بعد ملكه كردن صفات خوب با تمرين پيوسته.
12. عنايت‌هاي الهي.
13. تربيت و توجه عوامل مؤثر در تحول شخصيت (محيط زندگي، شغلي، آموزشي) اراده، سن.
خطر تك بعدي بودن: انسان متعادل تحت تأثير تفكرات مادي و انحرافي قرار نمي‌گيرد و هستي شخصيت او در معرض آشوب و اضطراب قرار نمي‌گيرد.[15] آري همانگونه كه معيوب بودن يك چرخ خودرو بر كل سيستم خودرو تأثير دارد، رشد تك بعدي يا سرطاني و كاريكاتوري شخصيت حقيقي و اسلامي فرد را معيوب مي‌كند و چرا كه اين فرد ديگر در ابعاد ديگر شخصيت پرورش نيافته است. انحراف‌ها و فسادها از اين شكل‌ها ناشي مي‌شود مثلا فرد به بعد حيواني خود فقط توجه نموده است و از بعد عقلي، دل و يا روحاني خود غافل بوده است. پس مي‌توانيم بگوييم ابعاد شخصيت، با هم ديگر در تعامل هستند، مثلا بعد عقلي بر اراده مؤثر است، اراده بر تلاش فرد و آن بر بعد اجتماعي و...
نكته پاياني با توجه به مطالب فوق نتيجه مي‌گيريم كه رشد و توازن هماهنگ شخصيت را بايد در تن دادن به پرورش اسلامي يافت، انسان مي‌تواند در اين زمينه مطالعه كند، خود را با الگوهاي زنده و صالح تطبيق دهد. براي خود دوستاني پيدا كند كه تك بعدي رشد نكرده باشند. خود را به الگوي نيكوي كامل امام ولي عصر (عج) نزديك كند. در برنامه‌اي كتبي ابعاد شخصيت را يادداشت كند و روزانه آن را تغذيه كند و از برنامه‌ريزي زيباي مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه هر روز كار خود را رسيدگي نمايد. از جمله كارهاي مفيد در اين زمينه انس گرفتن با ادعيه است كه مثلا ما در صحيفة سجاديه رشد هماهنگ اين ابعاد را در قالب دعا مي‌بينيم و يا در خطبه متقين حضرت ـ عليه السلام ـ (خطبه همام) ترسيمي از يك انسان و شخصيت اسلامي و الهي را به ما ارائه داده‌اند. نكته مهم ديگر اين كه براي رشد هماهنگ شخصيت بايد به كل بحث، ديدي كل نگر داشت، يعني با توجه به كل مباحث انسان برنامه‌ريزي كند و ديگر اين كه همه اين مباحث فرع بر اين است كه ما انسان را موجودي با كرامت، خليفه الله، امانت‌دار الهي مي‌دانيم، موجودي كه سرشار از استعدادهاي بالقوه است و انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ براي شكوفايي‌ آنها تلاش و تبليغ‌ها كرده‌اند و امكان پرورش آن را به ما گوش كرده‌اند.
رسد آدمي به جائي كه بجز خدا نبيند بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نقش عادت در تربيت اسلامي، تقي علي اشرف جودت، موسسه انتشارات اميركبير، تهران، 1378، ص 91.
[2] . جامعه و تاريخ،‌ استاد مصباح يزدي، محمد تقي، نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1372، ص 172، با كمي تغيير.
[3] . مسائل تربيتي اسلام، دكتر سيد محمدباقر حجتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1367، ص 184.
[4] . تربيت و شخصيت انساني، ج 1، سيد مجتبي هاشمي، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1372، ص 205 با كمي تغيير.
[5] . جلوه‌هاي معلمي، استاد شهيد مطهري، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.
[6] . همان، ص 285 ـ 287، با تغيير و اضافه.
[7] . همان.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . همان.
[11] . همان.
[12] . همان.
[13] . عوامل كنترل غرايز، حسين مظاهري، موسسه نشر و تحقيقات ذكر، تهران، 1378، ص 68 با كمي تغيير.
[14] . اصول و روشهاي تربيت در اسلام، سيد احمد احمدي، ص 150، با تغيير و اضافه.
[15] . شخصيت اسلامي، ترجمه محمد سپهري، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، ص 82.
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

چگونه مشكلات زندگي خودراحل كنيم؟

در ابتداي يك زندگي مشترك دانستن چه مسائلي يا انجام دادن چه كارهايي زندگي را زيباتر مي كند؟

مادر شوهري با عروس مشكل دارد و دائما در حال دعوا و...... .هستند، راه حل اين مشكل چیست؟

چگونه مشكلات زندگي خودراحل كنيم؟

چه برنامه‌اي را براي رشد متوازن و هماهنگ تمام ابعاد شخصيت انساني مي‌توان در پيش گرفت؟


راههاي رسيدن به موفقيت در تمامي مراحل زندگي مخصوصاً درسي و ديني چيست؟

باتوجه به اينكه مدت اندكي است حدود6ماه شاغل شده ام به اين مهم رسيده ام كه فردي بسيارساده وبي تدبيرهستم.البته نقاط مثبت زيادي دارم وليكن چون مي خواهم نقاط منفي خود را از بين ببرم ياكمرنگ كنم خدمتتان مطرح كردم.درادامه مطلب بالابايدبگويم به واقع دريافته ام كه اگرديگري به خط وجهت دادومرادرمسيري درست قراردادمي توانم موفق شوم يعني نيازبه يك هادي قوي دارم به ويژه درعرصهء زندگي بيشتر براي آينده نگرانم مثلا"اگردرآينده فردمقابل من بسياركاردان وباسياست وزيرك باشدباداشتن خانمي ساده وبي تدبيرشايدبنيان زندگي اندكي ويافراترازآن سست شود.علت اين امرراخودم مي دانم طي نامهءقبلي هم بصورت تذكري وگذرااشاره كردم اين مسئله خانوادگي است يعني مابه واقع ودرعمل يادنگرفته ايم زيرك باشيم همهءاعضاي خانواده خيلي دوست داشتيم كه زيرك وباسياست باشيم .ليكن چون به طور عملي تجربه نكرده ايم حتي درمحدودهءخودمان براي همين شايدانجام آن برايمان سخت باشد.منظورم ازسياست وتدبيروزيركي يك زن اين است كه او بايدبتواندگاهي اوقات خط مشيءيك خانواده راتعيين كند.اگرنيك بنگريم مي بينيم اكثرخانوادهها زيربناي فكري آن مادرخانواده است.اين مادرخانواده است كه راه درجلوي پاي همه حتي همسرخودمي گذارد البته اين گفتهءمن مديريت مردرازيرسئوال نمي بردومقصودمن ازگفتهءبالازن سالاري ومادرسالاري نيست به هيچ وجه .چنانچه زودباوروساده لوح وخيلي خيلي صادق باشيم ضربه مي خوريم خيلي هاقدرخوبيهارانمي دانند البته ماخوبيهارابراي رضاي خداانجام ميدهيم نه براي افرادولي موءمن بايدزيرك باشدخواهشمندم بطورگسترده وواضح جواب مرادهيد.اگركتاب مرجع خاصي سي دي آموزشي واستادويامشاوره باافرادخاصي راحتي اگرزمان زيادي راببردنيازمي بينيدسپاسگزارتان خواهم بودمرامطلع كنيد.رسيدن من به اينكه فردي بسيار ساده لوح وبي سياست هستم راهم ازجانب خودم به اين امررسيده ام وهم بارها دوستان دلسوزوفداكارم به من متذكرشده اندكه چنانچه اين رويه راپيش بگيرم دچارضربه هايي عميق درزندگي خواهم شدپس مرادرست وحسابي راهنمايي كنيد.

فرق بين امل و آرزو كه در احاديث از آن نهي شده، با مديريت و برنامه ريزي براي آينده چيست؟

به نظر شما راه رسيدن به خوشبختي و موفقيت در زندگي چيست؟

من دانشجوي سال آخر رشته پزشکي و مقلد جناب آقاي بهجت(حفظه الله) هستم تقريباً دو سال پيش از دفتر معظم له استفتاء کردم که من در اين رشته با شرايط موجود نمي توانم حدود الهي را رعايت کنم و در توانم نيست و اجازه خواستم تا اين رشته را ترک کنم، اجازه ندادند و گفتند که با تلاش و با رعايت موازين ذکر شده در اين رشته بمانم اکنون درسم در حال اتمام است و باز حديث گذشته است و قادر به رعايت موازين اعلام شده از طرف مراجع در اين رشته نيستم ولي از طرفي حزب الهي ها مي گويند که تو خيلي بهتر از سايرين که در اين رشته مشغول هستند اين موازين را رعايت مي کني و چطور غيرتت اجازه مي دهد که ناموس جامعه مسلمين زيردست افرادي باشد که از تو و يا به قولي بي قيدتر هستند. باش در سختترين و موثرترين رشته هاي تخصصي ادامه تحصيل بده اگر چه ابتلاء فلان رشته تخصصي بسيار زياد باشد و تماس زيادي با مريض دارد. اين افراد مي گويند بمان تا دفع افسد به فاسد کني و بر خدا توکل کن و خدا هم يقيناً تو را کمک خواهد کرد. من ظرفيتم در برخورد با جنس مخالف از ساير هم جنسانم علي الظاهر کمتر است ولي در شوراي مرکزي بسيج هستم و ظاهر الصلاح هستم و سايرين از آنچه در دلم و آشوبي که در قلبم مي گذرد بي خبرند و بر ظاهرم قضاوت مي کنند بر گفته هايم و بر آرزوهايم که گاهاً آنها از آن باخبرند به قضاوت مي نشينند. حال مانده ام چه کنم؟ 1) بيايم و طبق گفته برادرم شهيد چمران يا بهتر بگويم کسي که با او زندگي کرده ام يعني شهيد مصطفي چمران که گفته است ارزش هر انساني به ميزان درد و رنج سبزي است که مي برد، من نيز بروم به رشته تخصصي جراحي عمومي که به خاطر استرس فراواني که دارد و درآمدي که نسبت به شرايط کاري آن در ايران بسيار ناچيز است، بروم به اين اميد که در اين رشته که بسيار مؤثر و مورد نياز جامعه ما و مورد نياز جنگ حضرت حجت(عج) مي باشد چرا که مي خواهم در دستگاه حکومتي و انقلابي ايشان بسيار مورد فايده باشم و با عنايت به اين نکته که در اين رشته با توجه به تجربه 7 ساله خواندن پزشکي رعايت موازين شرعي بسيار ناچيز مي باشد و من شهادت مي دهم شايد کمتر ولي گناه مي کنم طبق رساله آقايان مراجع. ذکر اين نکته لازم است که اين رشته ها خالي نمانده و هستند افرادي که از روي علاقه وافر و يا اجبار به اين که به هر حال در يک رشته قبول شوند اين رشته ها را انتخاب مي کنند. 2) يک راه ديگر آن است که به رشته تخصصي ديگري بروم که با توجه به شرايط آن رشته تماس حداقلي با بيماران داشته باشد و خود را از ابتلائات اين رشته تا جاي ممکن دور کنم چون در کشور ما پزشکي اسلامي اداره نمي شود. اگر چه اين رشته به رفاه خيلي نزديکتر است و شايد درآمد بهتري هم دارد و بچه هاي غيرمذهبي هم به دليل هايي که در آخر ذکر شد به اين جور رشته ها خيلي مشتاقند. 3) بعد از اتمام درس پزشکي عمومي رجوع کنم به رشته هاي تئوري که به تدريس در دانشگاه منتج مي شود و يکي از رشته هايي که روي آن فکر کرده ام گرفتن P.H.T در رشته مديريت مراکز درماني و بهداشتي است که متعاقب آن مدير مراکز درماني کشور شوم و به نظام درماني سامان ببخشم و آن را نزديک رضايت و يا لايق خدمت به قيام و حکومت حضرت حجت(عج) گردانم. عذر مي خواهم ولي چون مي بايست شرايط را کاملاً روشن کنم تا شما بدانيد و از حضرت آقاي بهجت و يا دفتر ايشان کسب تکليف کنيد و از طرفي پاسختان در سرنوشتم خيلي مهم است، مجبور به اطاله کلام شدم.

چگونه افراد مي توانند با نگاه به اشخاص شخصيت آنها را ببينند؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما