|
انتخاب شغل يا رشته تحصيلى از ديدگاه اسلام از دو ناحيه قابل بررسى است: جهت حكمى و جنبه غير حكمى.
الف) بعد حكمى در فقه اسلامى مورد سنجش است و به اين مساله توجه دارد كه به طور كلى چه مشاغلى مشروع (اعم از واجب مستحب مباح و مكروه) و كدامين حرفهها نامشروع و غير مجاز مىباشند.
ب) از ناحيه غير حكم افراد در انتخاب هر يك از مشاغل مجاز و آزادند ليكن در عين آزادى انتخاب حرفه به طور عقلايى بايد جهاتى را ملاحظه كرد كه اهم آنها عبارتند از: 1) علاقه 2) توانايى و استعداد 3) مصالح اجتماعى 4) مصلحت فرد.
اما اين كه آيا علاقه و استعداد ذاتى يا اكتسابى است بايدگفت: هردوشكل آن وجود دارد انسانها در عين دارا بودن مشتركات بسيار به طور ذاتى خصوصيات پسيكولوژيك متمايزى نيز دارند كه منشأ تفاوت استعدادها و علايق مىشود و همين امر موجب رشد و شكوفايى و تنوع جامعه بشرى است چه در غير اين صورت جوامع انسانى نيز مانند حيات حيوانى يكنواخت و غير بالنده مىشد. در عين حال چنان نيست كه علايق و توانايىها همواره ثابت و تحول ناپذير باشند. بلكه هر شخصى قادر به تغيير علاقهها و افزونسازى توانايىهاى خود مىباشد. نكته ديگر آن كه هرچند مشاغل گوناگون از جهت نوع خدمتى كه به جامعه عرضه مىدارند به درجات مختلف (شريف و وضيع) تقسيم مىگردند ولى چنان نيست كه برترى انسان ها در شغل نهفته باشد. بلكه اساس برترى در اسلام به امور زير است: 1) علم ( هَلْ يَسْتَوِي اَلَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ اَلَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ)،(1).
2) جهاد ( فَضَّلَ اَللَّهُ اَلْمُجاهِدِينَ عَلَى اَلْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً)،(2).
3) صبر ( وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا)،(3).
4) تقوا ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ أَتْقاكُمْ)،(4).
در واقع سنگ بناى همه برترىهاى فوق تقواست و بدون آن ديگر موارد نيز چندان موجب برترى شخص نخواهد بود.
1) اگر در جست وجوى كمالات نفسانى و معنوى هستيد بايد گفت: هر چند در رشتههاى معارف محيط مساعدترى براى كسب فضايل روحانى است ولى چنان نيست كه در محيطهاى ديگر نتوان بدان رسيد. به عبارت ديگر رسيدن به آنها بيش از هر چيز به عزم و همت و اراده جدى شما و عنايات حق تعالى بستگى دارد نه به رشته. چرا كه انسان همواره بايد به فكر انجام وظيفه باشد. در انتخاب شغل يا رشته تحصيلى نيز اگر به مسؤوليت خود در برابر خداوند توجه كند آن شغل و يا رشته تحصيلى ارزشمند خواهد بود.
مثلاً اگر شغل يا رشته تحصيلىاى انتخاب كنيد كه جامعه به آن بيشتر نياز دارد در واقع به يكى از مسؤوليتهاى اجتماعى خود عمل نموده چون يكى از مسؤوليتهاى يك مسلمان سعى در رفع نيازهاى ديگران است. البته در هر زمان و شرايطى بايد ديد چه كارى براى جامعه مفيد و لازم و ضرورى است و نياز مردم را بيشتر و بهتر برطرف مىكند، همان را به عنوان انجام وظيفه انتخاب كند. بنابراين اگر تحصيل علم در رشته اقتصاد به منظور شناخت دقيقتر و گستردهتر اين علم جهت ارائه راهكارهاى علمى و عملى بهتر به مردم و دولت و در نتيجه بهبود يافتن وضع معيشتى مردم و نجات يافتن مردم فقير و نيازمند از فقر و تهيدستى و رسيدن به عدالت اجتماعى و اقتصادى در سطوح مختلف افراد جامعه و در يك جمله رفاه و آسايش بيشتر مردم باشد، امرى است خداپسندانه و اسلام نيز آن را تأييد مىكند چه اين كه هدف و انگيزه انسان در انجام كار يا تحصيل علم در رشتهاى خاص به آن ارزش خواهد بخشيد و تحصيل علم و يا انجام كار چه براى تأمين معاش خود باشد و چه به منظور نيازمند نشدن به ديگران و چه براى دستگيرى از نيازمندان و خدمت به ديگران باشد و چه براى اطاعت از فرمان خدا كه دستور به انجام كار يا تحصيل علم براى تأمين معاش داده است. انگيزه ارزشمندى است و دين بر آن صحّه گذاشته و با مبانى دينى و اسلامى منافاتى ندارد بلكه در همان راستاست.
2) اگر در صدد افزايش اطلاعات دينى ميباشيد نيل به اين هدف نيز با برنامهريزى مطالعاتى منظم در كنار دروس اقتصادى ميسر است. حتى در كنار آنها مىتوان از دوستان دانشجو براى گرفتن برخى از دروس معنوى استفاده نمود و پس از اتمام تحصيلات نيز مىتوان در كنار فعاليتهاى شغلى اين گونه مطالعات و دروس جانبى را استمرار بخشيد.
3) و بالاخره اگر در صدد تخصصيابى در علوم مختلف دينى و خدمت در مسير اعتلاى دانش و فرهنگ دينى جامعه مىباشيد اگر چنين آرمان بلند و ارزشمندى را منظور داريد اين راه فراروى شما است:* اتمام تحصيلات دانشگاهى حداقل تا مرحله ليسانس و سپس ورود به حوزه يا رشته ديگر. در اين صورت مىتوانيد تا اتمام دروس اقتصادى در كنار آنها به سبك بالا دروس معارف را نيز بخوانيد.
در پايان توجه شما را به مطالعه كتاب «مبانى اقتصاد اسلامى» از انتشارات سازمان سمت جلب مىكنيم.
پىنوشت
(1) (زمر، آيه 9)
(2) (نساء، آيه 95)
(3) (سجده، 24)
(4) (حجرات، آيه 13)
|