مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
مسیر جاری: صفحه اصلي / بانک پرسش و پاسخ / اهل بیت علیهم السلام - معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
اینگونه باشیم
تربیت دینی
 از دعا چه می دانیم؟
جایگاه رفیع دعا
ویژگی های دین اسلام
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
      گنجینه ی سوالات      
 
طرح سوال :   
سيره عبادي امام حسن مجتبي(ع):
حسن بن علي (ع) عابدترين و زاهدترين مردم بود. سيره عملي آن حضرت در تمام شئون زندگي مي تواند الگوي عملي قرار گيرد که در اين جا به خلاصه اي از زواياي مختلف آن اشاره مي کنيم:
1. پياده به حج مي رفت و گاهي نيز پا برهنه راه مي رفت.[1] اما در توضيح دليل اين کار مي فرمود: من شرم دارم خداوند را ملاقات کنم در حالي که پياده به خانه او نرفته باشم.[2] بنابر نقلي بيست بار و در نقل ديگري بيست و پنج بار با پاي پياده به سفر حج رفت.[3]
2. خوف از خدا: امام حسن(ع) وقتي ياد مرگ مي کرد مي گريست، و چون ياد قبر مي کرد مي گريست، و چون ازقيامت و بعث و نشور ياد مي کرد مي گريست، و چون متذکر عبور از صراط مي شد مي گريست و هرگاه به ياد توقف در پيشگاه خداي تعالي در محشر مي افتاد، فريادي مي زد و روي زمين مي افتاد ... و چون به نماز مي ايستاد بند هاي بدنش مي لرزيد... و پيوسته در هر حالي که کسي آن حضرت را مي ديد به ذکر خدا مشغول بود.[4]
3. ياد خدا در هر حال: شيوه امام حسن(ع) اين بود که وقتي به بستر خواب مي رفت، سوره کهف را مي خواند و مي خوابيد.[5] حسن بن علي چنان بود که چون از وضو فارغ مي شد رنگش تغيير مي کرد و مي فرمود: حق است بر کسي که مي خواهد به محضر خداوند وارد شود، اين که رنگ چهره اش تغيير کند.[6]
4. رعايت حال و حقوق مردم: امام حسن(ع) از لحاظ اجتماعي به گونه اي رفتار مي کرد که همسايگان و شهروندان و هيچ کس به خاطر شأن والاي ايشان از دست يابي به ايشان و دست يابي به حقوق خويش محروم نشوند؛ يعني آثار جلالت امام بر مردم تحميل نمي شد و از جبروت آني امام ضرري به نظم جامعه و حقوق مردم نمي رسيد.
تواضع و ادب اجتماعي امام
سيوطي در کتاب تاريخ الخلفا روايت کرده که روزي امام حسن (ع) در مکاني نشسته بود و چون خواست از آن جا رود فقيري وارد شد، امام به آن مرد فقير خوش آمد گفت و با او ملاطفت کرد و سپس به او فرمود: اي مرد تو وقتي نشستي که ما براي رفتن برخاستيم، آيا اجازه رفتن به من مي دهي؟ مرد فقير عرض کرد: آري اي پسر رسول خدا.[7]
روزي گذر امام به جمعي از گدايان افتاد که چند پاره نان خشک در پيش داشتند و مشغول خوردن بودند. چون نظر آنان به حضرت افتاد، تعارفش کردند. امام حسن از اسب فرود آمده و فرمود: خدا متکبران را دوست نمي دارد. آن گاه با آنان نشست و از غذايشان تناول کرد. به برکت وجود آن بزرگوار چيزي از غذا کم نيامد. آن وقت، حضرت آنان را به مهماني دعوت کرده و ضمن دادن غذاي خوب، لباسهاي فاخري نيز به آنها هديه داد.[8]
مهرباني با تمام موجودات
مردي به نام نجيح مي گويد: ديدم امام حسن (ع) دارد غذا مي خورد. در اين حال سگي آمد و پيش روي آن حضرت ايستاد. امام مجتبي (ع) يک لقمه غذا که مي خورد يک لقمه هم به سگ مي داد. گفتم يابن رسول الله! اجازه مي دهي اين سگ را دور کنم؟ فرمود نه! زيرا دوست ندارم که جانداري به من بنگرد که غذا مي خورم و من چيزي به او ندهم. بگذار باشد وقتي سير شد خودش مي رود.[9]
حلم و بردباري امام حسن(ع)
حلم و بردباري امام چنان بود که گاه دشمن کينه توز را که به قصد کشتن آمده بود، به دوستي مخلص و هواداري مؤمن تبديل مي کرد.[10] امام حسن از نمونه هاي مشهور، به بردباري و نيکي در برابر بدکاران است. و الگوي حقيقي در مکارم اخلاق است. موفق بن احمد خوارزمي روايت کرده که امام حسن(ع) گوسفندي داشت که به آن علاقه داشت، روزي مشاهده کرد که پاي آن گوسفند شکسته به غلامش فرمود چه کسي پاي اين گوسفند را شکسته؟ پاسخ داد: من! فرمود چرا؟ گفت: مي خواستم شما را غمگين کنم! امام فرمود: اما من تو را خوشحال خواهم کرد و تو در راه خدا آزادي![11]
مردي از شاميان گويد: روزي در مدينه شخصي را ديدم با چهره اي آرام و بسيار نيکو و لباسي در بر کرده که به طرز زيبايي آراسته و سوار بر اسب. درباره او پرسيدم. گفتند حسن بن علي بن ابيطالب است. خشمي سوزان سرتاپاي وجودم را فرا گرفت و بر علي بن ابيطالب حسد بردم که چگونه او چنين پسري دارد. پيش او رفته و پرسيدم آيا تو فرزند علي هستي؟ وقتي تأييد کرد، سيل دشنام و ناسزا بود که از دهان من به سوي او سرازير شد. پس از آن که به ناسزاگويي پايان دادم از من پرسيد آيا غريب هستي؟ گفتم: آري. فرمود با من بيا اگر مسکن نداري به تو مسکن مي دهم و اگر پول نداري به تو کمک مي کنم و اگر نيازمندي، بي نيازت مي سازم. من از او جدا شدم درحالي که در روي زمين محبوب تر از او نزد من کسي نبود.[12]
شجاعت امام حسن(ع)
ايشان در دوران کودکي هم از بيان حق و اعتراض به حق کشي ابايي نداشت. در يکي از روزها در حالي که کودکي هفت يا هشت ساله بود خود را به مسجد رسول خدا رسانده و ابوبکر را که در جايگاه جدش پيامبر(ص) نشسته بود مخاطب ساخته و با همان لحن کودکانه، ولي پرمعني و کوبنده، به او فرمود: «فرود آي و فرود آي از منبر پدرم و به سوي منبر پدرت برو!» امام حسن همه آن چه را که ممکن بود به صورت مناظره و استدلال بيان دارد، با همين دو جمله کوتاه و پرمعني اظهار فرمود. خليفه که غافلگير شده بود در پاسخ فرزند رسول خدا گفت: راست گفتي به خدا سوگند که آن منبر پدر توست نه منبر پدر من.[13] امام حسن تنها کسي بود که در جنگ جمل حاميان شتر سرخ موي را که در حمايت جاهلانه از يک شتر فتنه انگيزي و لجاجت مي کردند، پراکنده ساخته و نيزه خود را در شکم بت سرخ فرود آورد.[14] در جنگ صفين نيز وقتي امير المؤمنين(ع) تاخت بي باکانه امام حسن(ع) را ديد با نگراني متوجه اطرافيان شده فرمود: اين پسر را نگه داريد... که من از آمدن اين دو (حسن و حسين) دريغ دارم مبادا به خاطر (آمدن) اين دو نسل رسول خدا(ص) قطع شود.[15]
کنيزکي آمد و شاخه گلي را به آن حضرت هديه داد. حسن بن علي(ع) به او گفت: تو در راه خدا آزادي! من که آن ماجرا را ديدم به آن حضرت عرض کردم: کنيزکي شاخه گلي بي ارزش به شما هديه کرد و شما او را آزاد کرديد؟ ايشان در پاسخ فرمودند: اين گونه خداي تعالي ما را ادب کرده که فرمود: «وقتي تحيتي به شما دادند، تحيتي بهتر بدهيد». و بهتر از آن گل، آزادي اوست.[16]
ابن کثير از علماي اهل سنت در کتاب البدايه و النهايه روايت کرده که امام (ع) غلام سياهي را ديد که گردة ناني در پيش خود نهاده وخودش لقمه اي از آن مي خورد و لقمه اي ديگر را به سگي که آن جا بود مي دهد. امام (ع) که آن منظره را ديد به او فرمود: انگيزه تو در اين کار چيست؟ پاسخ داد من از او شرم دارم که خود بخورم و به او نخورانم! امام (ع) به او فرمود از جاي خود بر نخيز تا من بيايم! سپس به نزد مولاي آن غلام رفت و او را با آن باغي که در آن زندگي مي کرد از وي خريداري کرد، آن گاه آن غلام را آزاد و باغ را نيز به او بخشيد![17]
کرامت هاي آن حضرت
امام حسن مجتبي(ع) نيز همچون ديگر ائمه ـ عليهم السلام ـ داراي کرامت عديده اي است که به جهت رعايت اختصار به يک مورد اشاره مي گردد:
مردي نامه اي را به دست امام حسن(ع) داد که در آن حاجت خود را نوشته بود. امام بدون اين که نامه را بخواند به او فرمود: حاجتت رواست! شخصي عرض کرد: اي فرزند رسول خدا خوب بود نامه اش را مي خواندي و مي ديدي حاجتش چيست و آن گاه بر طبق حجتش پاسخ مي دادي؟ امام فرمود: بيم آن دارم که خداي تعالي تا به اين مقدار که من نامه اش را مي خوانم از خواري مقامش مرا مورد مؤاخذه قرار دهد.[18]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ صلح امام حسن، محمد جواد فضل الله.
2ـ صلح امام حسن، شيخ راضي آل ياسين با ترجمه آيت الله خامنه اي.
3ـ مناقب آل ابي طالب، ابن شهر آشوب السروي مازندراني.
4ـ حياه الامام حسن، علامه باقر شريف قرشي.
5ـ زندگاني امام حسن (ع) سيد هاشم رسولي محلاتي.
6ـ الامام مجتبي، علامه حسن مصطفوي.
7ـ الحياه السياسيه لأمام الحسن(ع)، سيد جعفر مرتضي عاملي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. رسولي محلاتي، سيد هاشم، زندگاني امام حسن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ ششم، 1376ش، ص325 به نقل از بحارالانوار، ج43، ص 331.
[2]. ابو نعيم اصفهاني، اخبار اصبهان، تهران، النصر، افست، چاپ ليدن، 1934م، ج1، ص 44.
[3]. همان و سيوطي، تاريخ الخلفا، تحقيق محمد محيي الدين عبدالحميد، مصر، السعاده، 1371ق، ص 73.
[4]. سولي محلاتي، همان، ص225 ـ 226 به نقل از بحارالانوار، ج43، ص 331.
[5]. رسول محلاتي، همان، ص330. به نقل از ملحقات، احقاق الحق، ج11، ص114. که اين روايت از سير اعلام النبلاء ذهبي روايت شده است.
[6]. رسولي محلاتي، همان، ص331، به نقل ازملحقات احقاق الحق، ج11، ص 112.
[7]. رسول محلاتي، همان، ص 330؛ به نقل از تاريخ الخلفاء سيوطي، ص 73.
[8]. جواد نعيمي، همان، ص 59؛ به نقل از جلاء العيون علامه مجلسي، ص 241.
[9]. جواد نعيمي، همان، ص 60؛ به نقل ازجلاء العيون مجلسي و چهارده معصوم عماد زاده اصفهاني.
[10]. غياثي کرماني، رضا، سيره اخلاقي امام حسن (ره توشه راهيان نور ـ ويژه رمضان 1427ق،) قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، 1385ش، ص314.
[11]. رسولي محلاتي، همان، ص350؛ به نقل از ملحقات احقاق الحق، ج11، ص117؛ باقر شريف قرشي، حياة الامام حسن(ع)، ج1، ص314.
[12]. محمد بن يزيد مبرد نحوي، الامل في اللغه و الادب، تحقيق تغاريد بيضون، نعيم زرزور، بيروت، بي نام، 1407ق، ج1، ص 235.
[13]. همان، ص100ـ101؛ به نقل از شرح نهج البلاغه بن ابي الحديد، ج2، ص 17.
[14]. همان، ص136ـ137؛ به نقل از مناقب آل ابيطالب، چاپ قم، ج4، ص 21.
[15]. همان، ص146؛ به نقل از حياه الامام حسن (ع)، ج1، ص 497.
[16]. رسولي محلاتي، همان، ص338؛ به نقل از ملحقات احقاق الحق، ج11، ص 149.
[17]. همان، ص 336؛ به نقل از البرايه و النهايه، ابن کثير، چ مصر، ج8، ص 38.
[18]. رسولي محلاتي، همان، ص 339؛ به نقل ازملحقات احقاق الحق، ج11، ص 141.
  جواب :   





    دیگر سوالات ...    

پيرامون نور معصومين، نور خداوند توضيح دهيد.

اگر امام حى و قيوم هست پس علت زيارتشان از طريق مرقد مطهر چيست؟

آيات و احاديثى كه مربوط به علم غيب ائمه است چيست؟

چرا چهارده معصوم، ائمه مى‏شوند و ما انسانهاى معمولى نمى‏توانيم به آن مقام‏برسيم؟ و با توجه به اكتسابى بودن مقام آنها چگونه اينگونه ميشوند؟

از چه جهتى حضرت فاطمه(علیها السلام) مادر همه ما مى‏شود و آيا از نسل او هستيم؟

دوست دارم حضرت فاطمه زهرا و زينب(س) الگوى عملى براى من باشند مرا دراين باره راهنمايى كنيد، راه كار آن چيست؟

اين كه در برخى روايات آمده است كه ساعتى از شب يا روز به هر كدام ازائمه(ع) اختصاص دارند يعنى چه؟

آيا امام زمان(عج) از كارهاى خوب و بدى كه ما انجام مى‏دهيم آگاهى دارد؟

لطفا در مورد علم جفر و ابجد كه منتسب به ائمه است توضيح دهيد؟

در مورد آفرينش و عصمت حضرت زهراء آيا يك مسأله اجبارى نيست؟ توضيح‏دهيد.

مقام محمود مخصوص چه كسانى است؟

حب اهل بيت را تعريف كنيد. حب عملى چيست؟

مى‏خواهم عاشق ائمه مخصوصا حضرت مهدى(عج) شوم و در رثاى حضرت ابا عبدالله‏الحسين زار زار بگريم لطفا مرا راهنمايى كنيد؟

امام على(علیه السلام) از لحاظ اخلاقى چگونه به ديگران درس ادب مى‏دادند؟

چگونه مى‏توان با ائمه ارتباط معنوى پيدا كرد؟

چرا امام حسين(علیه السلام)، خامس آل عبا لقب گرفتند؟

به چه دليل ماه شعبان ماه پيامبر اسلام است؟

فلسفه بلند شدن از جا به هنگام شنيدن نام حضرت قائم(علیه السلام) چيست؟

چگونه ممكن است مهدى (علیه السلام) كه بعد از وفات پدرشان امام حسن عسکری(علیه السلام) پنج ساله بود امام شود، آيا ممكن است كودكى پنچ ساله پيشوايى مسلمين را داشته باشد؟

چرا سلسله امامان در امام دوازدهم عليه السلام ختم مي شود؟





 
 عناوین کنجینه سوالات
اجتماعی
اطلاعات عمومی
معارف اسلامی
مهدو یت
 
 پیوندهای ویژه
  ما مفتخريم آمريكا و اسرائيل...
  مدعيان دروغین در مصر و يمن
  ادویه‌هایی‌ كه جان شما را...
  راز شاد زندگي کردن در سالمندي...
  آثار غفلت از خدا
  مدل های بسیار زیبای دکوراسیون...
  امام خميني (ره ) : به اسلام...
  سایت تخصصی آندروید
  روش جديد ترك اعتياد
  دوستي از منظر دين اسلام‏
  ظهور منجی در کلام امام خامنه...
  دیدار جمعی از شعرای آئینی...
  اصلاحات سیاسی از جنس سعودی...
  وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  اين بار ماشين‌ لباسشويي
  حکم شوخی دروغ
  تصاویر زیبا از گل و طبیعت...
  حرمله چگونه توسط مختار كشته...
  کسي که مهدي (علیه السلام)...
  تغذیه از نظر قرآن کریم
  همسرتان را آن گونه كه هست...
  ولايـت فقيه از ديدگاه شيخ...
  تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
  حيات سياسي حضرت زهرا(سلام...
  موعود و آخرالزمان در دين زرتشت
 


ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما