اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
هشدارهای تربیتی
علائم ظهور
اشعار مهدوی
گستره جغرافیایی شیعه
تغذیه رژیمی
آسیب شناسی تربیتی

 مقالات برگزیده  
علم خداشناسى شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفى است و تكامل حقيقى انسان بدون معرفت الهى ممكن نيست زيرا چنانكه در جاى خودش به ثبوت رسيده است كمال حقيقى انسان تنها در سايه قرب الهى تحقق مى‏يابد و بديهى است كه تقرب به خداى متعال بدون معرفت او امكان نخواهد داشت . ...
امام خميني(ره) نهادى به نام ولايت فقيه را که اصلى کلامي- فقهى است، بنيان نهاد و براساس اين نظريه به حرکت و انقلاب اسلامى پرداخت. سير اين نظريه و ساختارهاى ايجادى آن مى‌تواند ما را به انديشه‌هاى بعدى امام در برخورد با وقايع پس از انقلاب راهنمايى کند. امام در برخورد با وقايع به دو اسلام و دو نظام فکرى ديگر در کنار اسلام انقلابى ...
  رفتن موسي (ع) به كوه طور و ماجراي سامري     
   معارف اسلامی آشنایی با قرآن داستانها ی قرآنی

رفتن موسي (ع) به كوه طور و ماجراي سامري


رفتن موسي (ع) به كوه طور و ماجراي سامري

رفتن موسي ـ عليه السلام ـ تا آن عصر، پيرو آيين ابراهيم ـ عليه السلام ـ بود، و همان را براي بني‎اسرائيل تبليغ مي‎كرد.
قوم موسي ـ عليه السلام ـ در انتظار برنامه‎هاي جديد و كتاب آسماني جديد موسي ـ عليه السلام ـ بودند، تا به آن عمل كنند.
موسي ـ عليه السلام ـ به آنها فرمود: «برادرم هارون را در ميان شما مي‎گذارم و براي سي‎روز از ميان شما غيبت مي‎كنم، و به كوه طور مي‎روم تا احكام شريعت (و الواح تورات) را براي شما بياورم.»
از سوي ديگر جمعي از بني‎اسرائيل با اصرار و تأكيد از موسي ـ عليه السلام ـ خواستند كه خدا را مشاهده كننند، و اگر او را مشاهده نكنند هرگز ايمان نخواهند آورد، موسي ـ عليه السلام ـ هرچه آنها را نصيحت كرد، فايده نداشت، سرانجام موسي ـ عليه السلام ـ از ميان آنها هفتادنفر را برگزيد و همراه خود به ميعادگاه پروردگار (كوه طور) برد، موسي ـ عليه السلام ـ در كوه طور تقاضاي بني‎اسرائيل را چنين به خدا عرض كرد:
«رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ؛ پروردگارا خودت را به من نشان بده تا تو را ببينم.»
خداوند فرمود: «هرگز مرا نخواهي ديد، ولي به كوه بنگر اگر در جاي خود ثابت ماند، مرا خواهي ديد.»
ناگاه موسي ـ عليه السلام ـ ديد تجلّي خداوند باعث شد كه كوه نابود شود، و همسان زمين گردد، موسي ـ عليه السلام ـ از مشاهدة اين صحنة هول‎انگيز، چنان وحشت‎زده شد كه مدهوش بر روي زمين افتاد. وقتي كه به هوش آمد، عرض كرد: پروردگارا! تو منزّه هستي، من به سوي تو باز مي‎گردم و توبه مي‎كنم، و من از نخستين مؤمنان هستم.[1]
و در آية 155 سورة اعراف چنين آمده:
«موسي از قوم خود هفتاد نفر از مردان را براي ميعادگاه ما برگزيد وقتي كه آنها را به كوه طور برد زمين لرزه آنها را فراگرفت و همة آنها هلاك شدند.»
اين همان تجلّي قدرت خدا بر كوه بود، چرا كه قوم موسي ـ عليه السلام ـ از موسي ـ عليه السلام ـ خواسته بودند از خدا بخواهد كه خود را نشان دهد، با اينكه خداوند ديدني نيست، تجلّي خدا بر كوه طور و هلاكت هفتادنفر از قوم موسي ـ عليه السلام ـ و مدهوش شدن خود موسي ـ عليه السلام ـ، همه مجازات آنها بود كه چرا چنين تقاضايي كرده‎اند و هم نشان دادن قدرت الهي بود، تا آنجا با ديدن جلوه‎هاي قدرت الهي، با چشم باطن خدا را بنگرند.
موسي ـ عليه السلام ـ وقتي كه به هوش آمد و هلاكت نمايندگان بني‎اسرائيل را ديد، عرض كرد: «پروردگارا! اگر تو مي‎خواستي مي‎توانستي آنها و مرا پيش از اين هلاك كني (يعني من چگونه پاسخ قوم را بگويم كه بر نمايندگان آنها چنين گذشت) آيا ما را به خاطر كار سفيهان از ما هلاك مي‎كني؟»[2]
سپس با تضرّع و زاري گفت: پروردگارا مي‎دانيم كه اين آزمايش تو بود كه هر كه را بخواهي (و سزاوار بداني) با آن گمراه مي‎كني، و هركس را بخواهي (و شايسته ببيني) هدايت مي‎نمايي.
بارالها! تنها تو ولي و سرپرست ما هستي، ما را ببخش و مشمول رحمت خود قرار ده، تو بهترين آمرزندگان هستي.[3]
سرانجام هلاك‎شدگان زنده شدند و به همراه موسي ـ عليه السلام ـ به سوي بني‎اسرائيل بازگشتند و آنچه را ديده بودند براي آنها بازگو كردند.
موسي ـ عليه السلام ـ در همين سفر الواح تورات را از خداوند گرفت.و
خداوند در كوه طور به موسي ـ عليه السلام ـ فرمود: «اي موسي! من تو را با رسالتهاي خويش و سخن گفتنم (با تو) بر مردم برگزيدم، پس آنچه را به تو داده‎ام محكم بگير و از شكرگزاران باش.
و براي مردم در الواح (تورات) از هر موضوعي اندرزي نوشتيم، و از هرچيز بياني كرديم، پس آن را با جديت بگير، و به قوم خود بگو به نيكوترين آنها عمل كنند و آنها كه به مخالفت برمي‎خيزند كيفرشان دوزخ است و به زودي خانة فاسقان را به شما نشان خواهيم داد.»[4]
به اين ترتيب موسي ـ عليه السلام ـ در ميعادگاه طور، شرايع و قوانين آيين خود را به صورت صفحه‎هايي از تورات، از درگاه الهي گرفت و به سوي قوم بازگشت تا آنها را در پرتو اين كتاب آسماني و قانون اساسي، هدايت كند و به سوي تكامل برساند.

پی نوشتها:

[1] . اعراف، 143.
[2] . اعراف، 155.
[3] . اعراف، 155 و 156.
[4] . اعراف، 144 و 145.

  دفعات نمایش : 39      تاریخ:  1387.8.12






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما