شيوه برخورد شُعَيب با قوم خود
پی نوشت:
[1] . به اين ترتيب «شعيب بن صفوان بن عيفا بن نابت بن مَدْيَن بن ابراهيم» بنابراين او از نوادههاي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ از ناحية نابت بود نه از ناحية اسماعيل و اسحاق. (بحار، ج 12. ص 375). [2] . «وَ إِلى مَدْيَن أَخاهُمْ شُعَيْباً» (هود، 84؛ عنكبوت، 36). [3] . بحار، ج 12، ص 384. [4] . همان، ص 387 و 383. [5] . تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 394. [6] . هود، 83 تا 86. [7] . هود، آيات 88 تا 93. [8] . تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 392. [9] . يعني تو يك انسان ضعيف الجثّه و ناتوان هستي، به چه دليل ما كه مرفّه و سرمايه دار هستيم، از تو پيروي كنيم ـ مطابق بعضي از روايات، شاه آنها به كارگزاران خود دستور داد، كالاها را احتكار كنند و قيمتها را بالا ببرند، و وزن و سائل سنجش را كم نمايند (تا كم فروشي نمايند) و به اين ترتيب سركشي خود را به فرمان خدا آشكار نمايند، شعيب ـ عليه السلام ـ او و مردم را از اين تباهيها نهي كرد، شاه، شعيب ـ عليه السلام ـ را از شهر اخراج كرد، آن گاه عذاب الهي به آن شاه و پيروانش وارد گرديد. (بحار، ج 12، ص 386). [10] . هود، 87 و 91. [11] . شعراء، 176 تا 190. [12] . بحار، ج 12، ص 383. [13] . كنز الفوائد كراجكي، ص 179.
اندیشه قم