اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
    تبلیغات در پایگاه  
مداحی محرم87
هشدارهای تربیتی
علائم ظهور
اشعار مهدوی
گستره جغرافیایی شیعه
تغذیه رژیمی
آسیب شناسی تربیتی

 مقالات برگزیده  
علم خداشناسى شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفى است و تكامل حقيقى انسان بدون معرفت الهى ممكن نيست زيرا چنانكه در جاى خودش به ثبوت رسيده است كمال حقيقى انسان تنها در سايه قرب الهى تحقق مى‏يابد و بديهى است كه تقرب به خداى متعال بدون معرفت او امكان نخواهد داشت . ...
امام خميني(ره) نهادى به نام ولايت فقيه را که اصلى کلامي- فقهى است، بنيان نهاد و براساس اين نظريه به حرکت و انقلاب اسلامى پرداخت. سير اين نظريه و ساختارهاى ايجادى آن مى‌تواند ما را به انديشه‌هاى بعدى امام در برخورد با وقايع پس از انقلاب راهنمايى کند. امام در برخورد با وقايع به دو اسلام و دو نظام فکرى ديگر در کنار اسلام انقلابى ...
  نصيحتي از الياس (ع) و گريه عميق او     
   معارف اسلامی آشنایی با قرآن داستانها ی قرآنی

نصيحتي از الياس (ع) و گريه عميق او


نصيحتي از الياس (ع) و گريه عميق او

نصيحتي عميق از الياس ـ عليه السلام

حضرت الياس ـ عليه السلام ـ در سير و سياحت خود در صحرا به يكي از سياحان رسيد، و ساعتي با هم همدم شدند. بين الياس و سياح، گفتگوي زير رخ داد:
الياس: آيا ازدواج كرده‎اي؟
سياح: نه.
الياس: حتماً ازدواج كن، و از تنها زندگي كردن بيرون بيا.
سياح: بسيار خوب ولي با كدام بانويي، با چه ويژگي‎هايي ازدواج كنم.
الياس: به تو نصيحت مي‎كنم، با بانويي كه داراي يكي از اين چهار خصلت باشد ازدواج نكن تا داراي زندگي آرام گردي. آن چهار خصلت عبارت است از:
1. با زن «مختلعه»، يعني زني كه بدون جهت، تقاضاي جدايي از همسرش دارد.
2. با زن «مُباريه» يعني زن خودخواه فخر فروشي كه به چيزهاي واهي افتخار مي‎كند.
3. با زن «عاهره» يعني زني كه مرزهاي شرم و عفت را رعايت نكرده و بي‎بند و بار است.
4. با زن «ناشزه» يعني زن بلند پروازي كه مي‎خواهد بر شوهرش چيره گردد، و اطاعت از شوهر نكند.»[1]

راز گرية جانسوز الياس ـ عليه السلام

مطابق بعضي از روايات، الياس ـ عليه السلام ـ از زندگان است و همانند خضر ـ عليه السلام ـ زنده مي‎باشد، و خداوند اين زندگي ابدي را به خاطر عشق و علاقه‎اش به مناجات با خدا به او داده است، در اين راستا به روايت زير توجه كنيد:
روزي عزرائيل نزد الياس آمد تا روحش را قبض كند. الياس به گريه افتاد. عزرائيل گفت: «آيا گريه مي‎كني، با اين كه به سوي پروردگارت باز مي‎گردي؟»
الياس گفت: «گريه‎‎ام براي مرگ نيست، بلكه براي فراق از شبهاي (طولاني) زمستان و روزهاي (گرم و طولاني) تابستان است كه دوستان خدا اين شبها را به عبادت مي‎گذرانند، و در اين روزها روزه مي‎گيرند. و در خدمت خدا هستند و از مناجات با محبوبشان، خدا لذّت مي‎برند، ولي من مي‎خواهم از صف آنها جدا گردم و اسير خاك شوم.
خداوند به الياس چنين وحي كرد: «تو را به خاطر آن كه علاقه به مناجات داري و مي‎خواهي در خدمت مردم باشي. تا روز قيامت مهلت دادم، تا زندگي را ادامه دهي، و از صف اولياي خدا جدا نگردي، و با آنها به مناجات و راز و نياز، مأنوس باشي.[2]

پی نوشتها:

[1]. المحجّة البيضاء، ج 3.
[2]. المخازن،‌علّامه سيد عباس كاشاني، ج 1، ص 286.

  دفعات نمایش : 61      تاریخ:  1387.7.7






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان کتابخانه الکترونیکی تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما