|
كمك به همسر در كار منزل و بچه داري آنچه در پي مي آيد گزيده اي از خاطرات مربوط به سيره و روش امام راحل درخصوص خانواده و اهل منزل است كه به مناسبت ميلاد حضرتش تقديم خوانندگان عزيز مي شود. گفتني است اين مطلب از سايت خبرگزاري فارس انتخاب شده است.
هيچ گاه دستور نمي دادند خانم فريده مصطفوي دختر حضرت امام مي گويد: هيچ وقت ما نديديم ايشان به خانم بگويند فلان كار را براي من انجام بده يا حتي يك چاي براي من بريزيد. هميشه ما، يا كارگران منزل را خطاب مي كردند. اگر يك وقت هيچ كس نبود، صدا مي زدند: خانم! بگوييد يك چاي براي من بياورند. اگر كسي در منزل نبود قهرا خانم اين كار را خودشان مي كردند ولي ايشان چنين دستوري نمي دادند. هميشه خيلي به خانم احترام مي گذاشتند و مقيد بودند اظهار محبت و علاقه را جلوي ما فرزندان علني كنند. (پا به پاي آفتاب، ج1، ص97) (همسر حضرت امام)
امام كاري به خانم نمي دادند خانم فاطمه طباطبايي عروس حضرت امام نقل مي كند: «امام كاري را به خانم نمي دادند، خانم مي گويند وقتي يك دكمه پيراهنشان مي افتاد مي گفتند: مي شود اين را بدهيد بدوزند. نمي گفتند خودت بدوز يا احيانا اگر روز بعد دوخته نشده بود نمي گفتند: چرا ندوخته ايد. مي گفتند: كسي نبود بيايد بدوزد. تا آخر عمرشان هيچ وقت به خانم نگفتند يك ليوان آب بده. از طرفي قيودي هم داشتند مثلا خانم مي گفتند كه وقتي مي خواستند با خانواده هاي جديد رفت و آمد كنند بايد با امام مشورت مي كردند. امام به ايشان گفته بودند كه ابتدا و به طور ناشناس خانه كسي نرود. چون ممكن است مناسب نباشد. يا اگر مي خواهد بيرون بروند به ايشان بگويند كه كجا مي خواهند بروند. (همان، ص170)
كمك به همسر در كار منزل و بچه داري عروس حضرت امام(ره) خانم فاطمه طباطبايي نقل مي كند: خانم مي گفتند: چون بچه هايشان شب تاصبح گريه مي كردند و ايشان مجبور بودند تا صبح بيدار بمانند، امام شب را تقسيم كرده بودند. يعني مثلا دوساعت ايشان بچه را ساكت مي كردند و خانم مي خوابيدند و بعد دوساعت خودشان مي خوابيدند و خانم بچه را نگه مي داشتند. البته روزها كه مشغول درس و بحث بودند، فرصتي براي نگهداري بچه ها نداشتند. فرزندانشان تعريف مي كنند كه امام با آنها بازي مي كردند يعني بعد از تمام شدن درس، ساعتي را به بازي با بچه ها مي پرداختند و به اين ترتيب به خانم در كار تربيت بچه ها كمك مي كردند. امام به پسر و نوه هايشان القا مي كردند كه از زنانشان انتظار كاري نداشته باشند و اگر كار كردند، محبت كرده اند، البته به دخترها نيز توصيه مي كردند كه كار كنند.
كمك در آشپزخانه خانم دباغ نقل مي كند: روزي برحسب اتفاق تعداد ميهمانان منزل امام زياد شد، پس از صرف غذا ظرفها را جمع كردم و به آشپزخانه بردم. با زهرا- دختر آقاي اشراقي- آماده شديم كه ظرفها را بشوييم. اما ديدم كه خود امام هم بلافاصله به آشپزخانه آمده اند. از زهرا پرسيدم: «حاج آقا چرا به آشپزخانه آمدند؟! و حق داشتم كه تعجب كنم، زيرا وقت وضو نبود؛ اما امام آستينهايشان را بالا زدند و فرمودند: چون ظرفهاي امروز زياد است آمده ام كمكتان كنم. بدنم شروع به لرزيدن كرد. خدايا چه مي بينم! به زهرا گفتم تو را به خدا از امام خواهش كنيد كه ايشان تشريف ببرند. خود ما ظرفها را مي شوييم. (همان، ص173)
انسان بايد خودكفا باشد دختر حضرت امام خانم فريده مصطفوي نقل مي كند: امام هميشه در كارهاي منزل كمك مي كردند و به ما نيز مي گفتند: كمك از بهشت آمده است. مثلا خودشان چاي مي ريختند. حتي وقتي ليوان آبي مي خواستند، به كسي دستور نمي دادند، بلكه خودشان به آشپزخانه مي رفتند و ليوان را آب مي كردند. مي گفتيم كه: «چرا به ما نگفتيد» امام مي گفتند: خودم بايد كار كنم. در جمع نشسته بوديم، مي ديديم كه آقا دارند به طرف آشپزخانه مي روند. از ايشان سؤال مي كرديم، مي گفتند: مي روم آب بخورم. مي گفتيم: «به ما بگوييد تا برايتان آب بياوريم.» مي گفتند: مگر خودم نمي توانم اين كار را انجام بدهم؟ بعد با خنده مي گفتند: انسان بايد خودكفا باشد. (همان، ص 103)
در زندگي تان گذشت داشته باشيد مرحوم دكتر محمود بروجردي، داماد حضرت امام نقل مي كند: خاطراتي از حضور امام در مراسم عقد و ازدواج دارم. امام هميشه نائب يا وكيل زن مي شدند. آن روزي كه اين افتخار نصيب من شد كه با اين بيت شريف وصلت كنم، ايشان در منزل حاج آقا مصطفي تشريف داشتند. آيت الله حاج علي آقا صافي (اخوي آيت الله حاج آقا لطف الله صافي، عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان) نماينده من شدند و خطبه عقد را خواندند. من هم آن طرف اتاق، تقريبا رو به رويشان نشسته بودم. بعد ايشان دعا كردند. در مراسم عقد دخترم هم در خدمت امام بوديم، ايشان خيلي دعا كردند. هم براي دخترم و هم براي دامادم يكي از مسائلي كه ايشان خيلي در نصايحشان مي فرمودند، اين بود كه توكل به خدا و در زندگي گذشت داشته باشند. زن و شوهر ممكن است با هم اختلاف داشته باشند. اگر هر دو يك سنگ باشند و هيچ كس از موضع خودش عدول نكند، هميشه اين اختلاف باقي خواهد ماند. ولي اگر يكي كوتاه بيايد، ديگري اصلاح خواهد شد توكل كردن به خدا، هم براي جهان مادي است و هم براي آن دنيا (دنياي معنوي). وقتي انسان به خدا توكل كرد، همه چيزش بر آن مبنا استوار خواهد شد. مسئله اي كه امام(ره) خيلي بر آن تاكيد داشتند و حساسيت زيادي در مورد آن به خرج مي دادند نماز اول وقت بود. اين را پدرم هم نقل مي كردند كه ايشان از همان نوجواني و جواني، اول وقت به نماز مي ايستادند. (همان، ص 161-162)
باهم رفيق باشيد خانم فريده مصطفوي، دختر حضرت امام، نقل مي كند: برخورد امام با دامادها و عروس هايشان خيلي محترمانه و دوستانه بود. منتها چون دامادها به همه اهل منزل محرم نيستند، با رفت و آمد زياد داماد موافق نبودند. از اين جهت هميشه با دامادها فاصله داشتند، زيرا در مسئله محرم و نامحرم سختگير بودند. در ابتداي عقد نصيحت مي كردند كه سعي كنيد با هم رفيق باشيد. اگر مرد هستي در بيرون از خانه مسئله داري. وقتي به خانه مي آيي ناراحتي هايت را پشت دربگذار و سعي كن با لطف و مهرباني داخل خانه شوي. به عروس خانم ها هم مي فرمودند: تو هم ممكن است در خانه خيلي كار كرده و خسته باشي ولي نبايد خستگي خودت را به شوهرت منتقل كني. به استقبالش برو و زندگي گرمي را براي خودتان درست كنيد. (همان، ص 106)
هم عقد مي گرفتند و هم عروسي خانم فريده مصطفوي دختر حضرت امام نقل مي كند: در مورد مراسم ازدواج فرزندانشان هم عقد مي گرفتند و هم عروسي، منتها خيلي مختصر و معمولي نسبت به نوه هايشان چون بعد از انقلاب بود خيلي ساده برگزار مي كردند، البته جهيزيه به دخترهايشان مي دادند ولي جهيزيه اي خيلي معمولي يعني يك فرش معمولي، دو دست رختخواب و مختصري وسايل ديگر كه آن زمان هم اين قدرها جهاز مرسوم نبود. مقيد بودند كه دختر بايد مهريه داشته باشد آن هم به حد متعارف يك خانواده معمولي، از اين جهت دخترهايشان هم مهريه داشتند و هم مقداري جهيزيه. (همان، ص 107)
من نگفتم آينه و شمعدان براي عروس نخريد بعد از انقلاب نخستين نوه امام كه ازدواج كرد دختر خود من بود. اين قدر آقا سفارش كرده بودند كه ساده باشد، تجملاتي نباشد كه دو سه روز قبل از اين كه عقد باشد مادرم به من گفت: آخر شما نمي خواهيد خريد كنيد. آينه و شمعدان بخريد. خانم حرفي نزدند. من هم ديگر حرفي نزدم. بعد خانم برادرم وارد شد چون خواهر داماد بود، مادرم به او گفتند: شما چه وقت مي خواهيد براي عروس چيزي بخريد. ايشان گفتند كه امام گفته اند اين كار را نكنيد. مادرم چيزي جواب ندادند. بعد كه سفره پهن شد همه دور هم بوديم خانم امام از ايشان پرسيدند كه شما سفارش فرموديد: آينه و شمعدان نخرند؟ شگون عروس به آينه است. امام گفتند. من نگفتم آيينه نخريد ولي مي گويم ساده باشد. يعني آن قدر سفارش شده بود كه خواهر داماد فكر كرده بود حتي بايد آينه هم نخرند. (روزنامه ايران، شماره 1343، زهرا مصطفوي)
به مهريه توجه خاصي داشتند امام به مهريه توجه خاصي داشت و اعتقادشان بر اين بود كه دختر حتما بايد مهريه داشته باشد. اگر كسي براي عقد نزد ايشان مي آمد و مهريه را مثلا يك جلد كلام ا... مجيد ذكر مي كرد، قبول مي كردند ولي مي گفتند كه چيزي را به عنوان مهريه تعيين كنند. در مورد تعيين مهريه نيز به عرف توجه مي كردند. عقيده امام اين بود كه بايد به حد دختر، خانواده اش و ملاكي كه آنان در نظر دارند، توجه كرد. با وجود اين به ساير تشريفات ازدواج اعتقادي نداشتند. (پا به پاي آفتاب، ج 1، ص 169، فاطمه طباطبايي)
روزنامه کیهان |