|
دین «دین» عبارت است از مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرّراتی است كه برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسانها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار میگیرد. دین مبتنی بر وحی شامل بخشهای گوناگونی است از جمله: 1. عقاید كه شامل باور و اعتقاد به حقایق و واقعیتهای جهان هستی بر اساس توحید است؛ مثل اعتقاد به خدا، وحی و نبوت، قیامت و معاد، بهشت و دوزخ و مانند آن. 2. اخلاقیات؛ تعالیمی است كه فضایل و رذایل اخلاقی را به انسان میشناساند و راه تهذیب نفس از رذایل و آراسته شدن به فضایل را ارائه میدهد. 3. شریعت و مناسك و احكام و مقررات كه روابط فرد را با خود، با خدا، با دیگران و با جهان هستی بیان میكند و شامل روابط فردی، اجتماعی، حقوقی، مدنی و كیفیت روابط اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی است. در یك تقسیمبندی كلی، دین یا حق است یا باطل. دینحق، دین الهی و وحیانی است كه مصون از دستبرد بشر و به دور از اغراض و تفاسیر و جرح و تعدیل آنهاست؛ و دین باطل یا به طور كلّی ساخته بشر است و یا اصل آن وحیانی بوده ولی بعدها توسط انسانها دچار تحریف شده است. اساس دین حق وحی و پیام الهی است و نقد و نظر و تفسیر انسان غیر معصوم در آن راهی ندارد.
شریعت «شریعت» راهی است كه موجب رسیدن به اصول و اهداف كلی است. شریعت در هر عصری ویژگی مخصوص به خود را دارد. بر همین اساس، تاریخ انسان در عین اینكه با یك دین واحد الهی سر و كار دارد، با شرایع روبهروست. شرایع همان راههایی هستند كه متناسب و به فراخور استعداد امتها و مقام و شایستگی اولیا و انبیای آنها شكل میگیرند. قرآن میفرماید: «برای هر امّت شریعت و روش خاصی قرار دادیم».(مائده: 48) هر شریعتی متناسب با مقتضیات زمانی و مكانی تغییر میكند، اما این كثرت و تغییر، موجب كثرت در دین نمیشود. با آمدن هر شریعتی بخشی از شریعت پیشین، كه وابسته به زمان و مقتضیات دوران بوده است، نسخ میشود و بخش اصول كلی شریعت توسط شریعت جدید مورد تأكید و تأیید قرار میگیرد. امّا با ختم نبوّت و اكمال و اتمام دین، دگرگونی در شریعت نیز پایان میپذیرد.
هدایت «هدایت» در لغت به معنای دلالت و ارشاد به كار میرود و بر دو گونه است: یكی نشان دادن راه، كه به آن "ارائه طریق" میگویند و دیگری رساندن به هدف كه از آن به "ایصال به مطلوب" تعبیر میشود. به طور كلی، خداوند دارای دو نوع هدایت است: هدایت عامه و هدایت خاصه. هدایت خاصه خود بر دو نوع است: هدایت تكوینی و هدایت تشریعی.
هدایت عامه هر موجودی از موجودات در طریق استكمال خود مسیر خاصی را میپیماید و آن مسیر هم دارای مراتب خاصی است كه هر یك مترتب بر دیگری است تا اینكه به عالیترین مرتبه، كه همان غایت و هدف نهایی «نوع» است، منتهی شود، و نوع با طلب تكوینی و حركت تكوینی در صدد رسیدن به آن هدف نهایی است و از همان ابتدای پیدایش به وسائل رسیدن به آن غایت مجهز است. این توجه تكوینی را از آنجایی كه مستند به خدای تعالی است، هدایت عام الهی مینامند. در این نوع هدایت، میان انسان و سایر آفریدهها، هیچ تفاوتی نیست.
هدایت تكوینی انسان در عرصه آفرینش به دلیل جایگاه ویژه و رتبه وجودی والای خود نسبت به سایر آفریدهها، افزون بر هدایت عامه، از دو نوع هدایت خاصه نیز برخوردار است: 1. هدایت تكوینی (فطری) 2. هدایت تشریعی مراد از هدایت تكوینی آن است كه خداوند انسان را به گونهای آفریده است و هستی او را به الهامی مجهز كرده است كه با آن الهام میتواند اعتقاد حق و عمل صالح را تشخیص دهد. به بیان علامه طباطبایی ( رحمهالله )، فطرتی كه انسان بر اساس آن خلق شده، نوعی خلقت خاص است كه انسان را به سوی موجودی متعالی دعوت میكند، انسان با این ویژگی درونی خود درمییابد كه به سوی موجودی كه خارج از وجود اوست متمایل و محتاج است و همچنین نیاز سایر پدیدهها و موجودات را نیز به موجودی كه از نقص و نیاز مبرا است و سلسله موجودات بدان منتهی میگردد، درك میكند. هدایت تكوینی نیروهای علمی انسان را از بینش خاص و نیروهای عملی او را از كشش و كوشش مخصوصی برخوردار میكند، تا با فهم یا مشاهده معارف الهی و به هدف نهایی نایل آید. به عبارت دیگر، خداوند قدم به قدم از عبد سالك دستگیری میكند و او را به مقصد میرساند. از این رو، هدایت تكوینی، به "ایصال به مطلوب" موسوم است.
هدایت تشریعی هدایت تشریعی به این معناست كه خداوند از طریق پیامبران و كتابهای آسمانی، راه رسیدن به مقصد را به انسان نشان داده است و انسان اختیار دارد كه آن را بپذیرد و یا انكار كند، چنانكه میفرماید: "انا هدیناه السبیل اما شاكرا و اما كفورا". مراد از هدایت در این آیه، هدایت تشریعی و ارائه طریق است.
تفاوت هدایت تكوینی و هدایت تشریعی میان این دو هدایت تفاوتهایی وجود دارد: یكی آن كه هدایت تكوینی عمومی است و هیچ یك از انسانها از آن مستثنا نیست؛ زیرا این نوع هدایت لازمه خلقت بشر است و در همه افراد در آغاز خلقتشان بالسویه موجود است. اما ممكن است به خاطر عواملی ضعیف و یا بیاثر شود. اما هدایت تشریعی كه دعوت دینی متضمن آن است و توسط پیامبران به همه انسانها ارائه میشود تا در معرض و دسترس عقلها قرار بگیرد تا هر كسی كه حق را بر باطل مقدم میدارد، به آن هدایت دسترسی داشته باشد. افرادی كه از این نوع هدایت برخوردار میشوند. به گونهای كه حق برایشان روشن میگردد، حجت خدا بر آنها تمام است؛ اما افرادی كه این نوع هدایت به آنها نرسیده باشد و یا به گونهای رسیده باشد كه حق برایشان آشكار نشده باشد، چنین افرادی را خداوند مورد فضل خود قرار داده، آنها را مستضعف خوانده است. |