مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
غرب و مهدويت
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 796    چهارشنبه 21 مرداد 1388 

حق تعیین سرنوشت از منظر امام خمینی(قدس سرّه)


حق تعیین سرنوشت از منظر امام خمینی(قدس سرّه)

حق تعیین سرنوشت یکی از محوری¬ترین اصول ارزشی پذیرفته شده¬ی اسلام است. قرآن کریم می¬فرماید: (( ان الله لایغیر ما بقومِ حتی یغیروا ما بانفسهم؛1 خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی¬دهد مگر این که خود، سرنوشت خود را تغییر می¬دهند.))
دخالت در عرصه¬ی زندگی و ترتیب نظامات سیاسی، اجتماعی و برخورداری از ارگان¬های قانون¬گذاری، اجرایی و قضایی برای سامان بخشیدن به امور اقتصادی، بهداشتی، فرهنگی، قضایی، ارتباطات و غیر آن از مهم¬ترین حقوق اساسی هر فرد و هر جامعه به شمار می¬رود. این مقوله یکی از برجسته¬ترین نکاتی است که امام خمینی(قدس سرّه) همواره در طول تاریخ مبارزه علیه رژیم سلطنت و در راستای حاکمیّت و تثبیت نظام سیاسی جدید در ایران، بر آن استدلال کرده و تأکید و پافشاری داشت.
به این بیانات توجه کنید.
- (( از حقوق اولیّه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.))2
- (( باید اختیار دست مردم باشد. این یک مسئله عقلی است، هر عاقلی این مطلب را قبول دارد که مقدرات هر کس باید دست خودش باشد.))3
- (( این ملّت، یعنی هرملتی حق دارد سرنوشت خود را تعیین کند، از حقوق بشر است. در اعلامیّه حقوق بشر، هرکس، هر ملّتی خودش باید سرنوشت خودش راتعیین کند. ملّت ما هم الآن همه ایستاده¬اند و می-خواهند سرنوشت خودشان را تعیین کنند.))4

به طور کلّی امام خمینی(قدس سرّه) در این سخنان به سه نکته اشاره می¬کند:

1. حق تعیین سرنوشت از حقوق اوّلیه هر انسان به شمار می¬رود، چه زن و چه مرد.
2. حق تعیین سرنوشت مبتنی برحکم عقل است و همه¬ی عقلای عالم آن را قبول دارند.
3. هم شرع ، هم عقل و هم اعلامیّه جهانی حقوق بشر که مورد پذیرش اکثر ملل عالم قرار گرفته است، به مردم ایران و هر ملّت دیگر حق می¬دهند که سرنوشت خود را آن گونه که خود می¬پسندند تعیین کنند.

عوامل قیام برای تعیین سرنوشت

با این که در ایران آن روز نظام سلطنتی برقرار بود و سلطه¬ی شاه بر مردم ظاهراً تثبیت شده می¬نمود، امّا چند عامل اساسی، امام خمینی(قدس سره) رابه مبارزه¬ای فراگیر علیه نظام سلطنت و پایان دادن به حکومت و استبداد شاهان و رقم زدن سرنوشتی دیگر برای مردم ایران فرا می¬خواند.این عوامل عبارت¬اند از:

1. متکی نبودن رژیم سلطنتی به آرای مردم

در نظام سلطنتی، شخص، با قهر و غلبه و قدرت اسلحه و بدون توجه به خواست و رأی مردم بر تخت پادشاهی می-نشیند. در این نوع حکومت، سلطنت حق ثابت پادشاه است که نسل به نسل به فرزندان او یا هرکس راکه او صلاح بداند به ارث می¬رسد.
امام خمینی(قدس سرّه) در غیر قانونی بودن چنین حکومتی می¬فرماید: (( ملت ایران با رژیم سلطنتی مخالف است، زیرا رژیمی است تحمیلی که هرگز متکی به آرای ملّت نبوده و از این جهت به شکل بنیادی، مخالف با اراده و خواست مردم است.))5
ایشان پس از ورود به ایران در اولین سخنرانی عمومی خود در بهشت زهرا، به شکلی دیگر به همین نکته اشاره می¬کند و می¬فرماید: (( سلطنت پهلوی از اول که پایه-گذاری شد، برخلاف قوانین بود؛ با سرنیزه تأسیس شد، ملّت هیچ دخالت نداشت...
مجلس مؤسّسان را با زور سرنیزه تأسیس کردند و با زور، و کلای آن را وادار کردند به این که به رضاشاه رأی سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اوّل یک امر باطلی بود... ما فرض می¬کنیم که یک ملّتی تمامشان رأی دادند که یک نفر سلطان[ پادشاه] باشد، بسیار خوب، این ها از باب این که مسلّط برسرنوشت خودشان هستند و مختار خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند،رأی آن ها برای آن ¬ها قابل عمل است؛ لکن ... به چه حقّی ملت پنجاه سال پیش از این، سرنوشت ملّت بعد را معیّن می-کند؟
... سرنوشت هر ملّت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صد و پنجاه سال پیش از این، یک ملّتی بوده یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته، ولی او اختیار ماها را نداشته است... علاوه بر این، سلطنتی که در آن وقت درست کرده بودند... ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملّتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می¬گوید که ما نمی¬خواهیم این سلطان را. وقتی این ها رأی دادند به این که ما سلطنت رضا شاه را، سلطنت محمد رضا شاه را، رژیم سلطنتی را نمی¬خواهیم، سرنوشت این¬ها با خودشان است. این هم یک راه است از برای این که سلطنت او باطل است.))6

2. پایمال شدن حقوق مردم به دست رژیم حاکم

دومین عامل قیام امام (قدس سرّه) بی¬توجهی رژیم حاکم در آن دوران به مصالح ملّی و حقوق مردم و زمینه سازی برای چپاول و غارت سرمایه¬های فکری، فرهنگی و مادی ایران به دست بیگانگان بود.
امام خمینی (قدس سرّه) در این زمینه می¬فرماید: علمای اسلام موظف¬اند باانحصار طلبی و استفاده¬های نامشروع ستم¬گران مبارره کنند و نگذارند عده¬ی کثیری گرسنه و محروم باشند و در کنار آن ها ستم¬گران غارت گر و حرام خوار در ناز و نعمت به سر برند.
امیرالمؤمنین(علیه السّلام) می¬فرماید: من حکومت را به این علّت قبول کردم که خداوند تبارک و تعالی از علمای اسلام تعهّد گرفته و آن ها را ملزم کرده که در مقابل پرخوری و غارت گری ستمگران و گرسنگی و محرومیّت ستم دیدگان ساکت ننشینند و بیکار نایستند... امروز چطور می¬توانیم ساکت و بیکار بنشینیم و ببینیم عده¬ای خائن و حرام خوار و عامل بیگانه به کمک اجانب و به زور سرنیزه، ثروت و دست رنج صدها میلیون مسلمان را تصاحب کرده¬اند و نمی¬گذارند از حداقل نعمت¬ها استفاده کنند. وظیفه¬ی علمای اسلام و همه¬ی مسلمانان است که به این وضع ظالمانه خاتمه بدهند و در این راه که راه سعادت صدها میلیون انسان است، حکومت¬های ظالم را سرنگون کنند و حکومت اسلامی تشکیل دهند.))7
(( آن چه که به طور مختصر می¬توان گفت این است که فشار بیش از حدّ شاه مردم را چنان در تنگنا قرار داد که آنان دست به یک قیام همگانی زدند. شاه، استقلال سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی ما را از بین برده است و ایران را در همه¬ی ابعاد وابسته به غرب و شرق کرده است. مردم ایران را زیر شکنجه و سیاه چال¬های زندان کشته است. از تمام علما و خطبا برای گفتن حقایق جلوگیری کرده است. تمام این ها موجب شده است که مردم مسلمان ایران خواستار یک حکومت اسلامی باشند.))8
ایشان در جایی دیگر می¬فرماید: (( ما حرفی نداریم الاّ این که یک ملتی که در طول تاریخ در شکنجه و اختناق بوده است و در این سنوات اخیر، آخر مرتبه شکنجه و اختناق و جنایت کاری و چپاول¬گری خارجی¬ها و داخلی¬ها بر این ملّت سایه افکنده است، ما می¬خواهیم این ها نباشند. ما می¬خواهیم مردم ما آزاد باشند، تحت فشار و تحت سلطه¬ی دیگران و داخل و خارج نباشند، ما می¬خواهیم مملکتمان از خودمان باشد، مستقل باشد و تحت رهبری دیگران نباشد، ما می¬خواهیم مخازن مملکت ما از خودش باشد، ما می¬خواهیم در این مملکت خودمان کار بکنیم و خودمان نتیجه¬ی کار را ببریم.))9

3. آرزوی دیرینه

در بخشی از دعای افتتاح که هر شب ماه مبارک رمضان خوانده می¬شود آمده است: (( اَلّلهُمَّ اِنّا نَرغَبُ اِلَیکَ فی دَولَـةٍ کَریمَـةٍ، تَعِزُّبِهَا الاسلامَ وَ اَهلَهُ وَ ... ؛10
بار پروردگارا! بی¬گمان ما مشتاق و در انتظار آنیم تا دولت با کرامت امام زمان(علیه السّلام) را به ظهور رسانی و اسلام و مسلمانان را عزّت بخشی وسرافراز سازی.))
امام خمینی(قدس سرّه) از جمله اوتاد و اولیای الهی بود که همواره با آرزوی تحقق وعده¬ی الهی در نصرت مستضعفان و مسلمانان و پیروزی آنان بر کفار و مشرکان و تشکیل دولتی اسلامی می¬زیست.ایشان برخلاف برخی از ما خوش-باوران که با برداشتی نادرست از دعا وتوکّل به خداوند فکر می¬کنیم برای رسیدن به آرزوها و هدف -هایمان تنها چشم دوختن به درگاه خداوند کافی است، چنین تصور و برداشتی را نداشت و علاوه بر توکل و اتکا به نیروی لایزال الهی، کار و تلاش همه جانبه را نیز در رسیدن به هدف مؤثر می¬دانست. از این رو برای تحقق آرزوی خود در تشکیل حکومت اسلامی قیام کرد و به مبارزه¬ای فراگیر دست زد. هم او در پاسخ پیام وزیر امور خارجه ترکیه در آن زمان می¬نویسد:
(( اساس این نهضت از دو جا سرچشمه گرفت: یکی از شدّت فشار خارجی و داخلی و چپاول¬گری¬های خارجی و داخلی و اختناق¬های فوق العاده که در ظرف پنجاه و چند سال ایران، ملّت ایران یک روز خوش ندید... و یکی دیگر آرزوی ما برای یک حکومت اسلامی و یک حکومت عدل که یک رژیمی در مقابل رژیم طاغوتی باشد و ما مسائل اسلامی را مثل صدر اسلام در ایران پیاده کنیم.))11
در جایی دیگر می¬فرماید: (( ملت ما مُسلم است، علاقه¬مند به اسلام است، عدل اسلامی را دیده است، تاریخ ما از حکومت¬هایی که در صدر اسلام بوده است خبر به ما داده است که وضع حکومت¬ها چه بوده است، وضع حاکم چه بوده است. حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که حاکمیت بر یک صحنه بزرگ، یک ممالک بزرگ از عربستان سعودی گرفته تا مصر، ایران، عراق، سوریه و سایر جاها را داشته است، همین قاضی که خودش قرار داده برای قضا، وقتی که یک نفر یهودی به او دعوی[شکایت] کرده است و ادعا کرده است چیزی را، قاضی او را خواسته و او هم آمده است در محضر قاضی و با یهودی در عرض هم نشسته¬اند و دادخواهی شده است و قاضی حکم برخلاف حضرت امیر(علیه السّلام) یعنی حکومت وقت کرده است و تسلیم بوده است. یک هم¬چو وضع حکومتی در بشر معلوم نیست تحقق پیدا کرده باشد، و ما آرزوی یک هم چو حکومتی داریم.
یک حکومت عادل که نسبت به افراد رعیت علاقه¬مند باشد. عقیده¬اش این باشد که باید من نان خشک بخورم که مبادا یک نفر در مملکت من زندگی¬اش پست باشد و گرسنگی بخورد، ما می¬خواهیم یک همچو حکومت عدلی ایجاد کنیم.))12
بالاخره هر چه بود هدایت ها و پی¬گیری¬های مبارزاتی امام خمینی و حمایت¬های مخلصانه مقاومت¬ها و صبر و ایمان و وحدت و انسجام فراگیر مردم ایران در بهمن 57 به ثمر نشست و با سقوط سلطنت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی زمینه برای انتخاب سرنوشتی جدید برای رسیدن به حقوق اساسی و تشکیل نظامی مردمی برای سامان یافتن امور دین و دنیای آنان فراهم شد.

به سوی سرنوشتی جدید

امام خمینی(قدس سرّه) در آستانه¬ی فرو ریختن آخرین کنگره¬های شاهی در تاریخ 15/11/57 با تکیه بر رأی اکثر مردم ایران، دولتی موقت تشکیل داد تا مقدمات نیل مردم ایران به حقوق اساسی خویش را فراهم سازد. در نامه به نخست وزیر موقت نوشت:
(( بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است... جناب عالی را... مأمور تشکیل دولت موقت می¬نمایم تا ترتیب اداره¬ی امورمملکت، خصوصاً انجام رفراندوم و رجوع به آرای عموی ملت درباره¬ی تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی... را بدهید.))13
ایشان در زمینه¬ی تعیین نوع حکومت پس از سقوط نظام سلطنتی دیدگاه خاصی داشت و معتقد بود نظام جدید باید با توجه به دو اصل مهم و اساسی ((رأی مردم)) و (( اسلامیّت نظام)) ، تأسیس و به نام جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، رسمیّت یابد.
سخنان آن حضرت در زمینه¬های یاد شده فراوان است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می¬کنیم:
- (( ما تابع آرای ملت هستیم، ملت ما هر طوری رأی داد ما هم از آن ها تبعیّت می¬کنیم، ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم.))14
- (( ملت ما خواهان جمهوری اسلامی است، ما باید آن چیزی که آمال ملت است دنبال کنیم. آن چیزی که ملت در چند سال است... فریاد می¬زنند و از چندین سال است که دنبال او هستند، ما باید به فریاد این ملت گوش کنیم، قشرهای مختلف این مملکت باید به ندای ملت گوش کنند، ببینند ملت چه خواست و چه می¬خواهد. ملت در طول این یک سال و چند ماه اخیر در خیابان¬ها ریخت و فریاد کرد: آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی. ما باید تابع ملت باشیم... آن که علاقه به این ملت دارد، آن که علاقه به این کشور دارد... آن که استقلال مملکت را می¬خواهد، در هر مسلکی که هست باید دنبال ملت برود تا پیروز شود.))15
- (( حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویّه¬ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و امام علی(علیه السّلام) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت می¬باشد، و نیز شکل حکومت با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید.))16
آشنایی عمیق امام به مبانی و اصول ارزشی اسلام ناب محمدی و شناخت کافی و دقیق نسبت به حیله¬ها و حربه¬های دشمنان استعمارگر در تحریف اسلام و ارائه دینی ساکت و آرام و جامد و بی تحرّک و سازگار باحکومت¬های طاغوتی، ایشان را بر آن داشت تا نسبت به اسلامیّت نظام و معیارها و اصول ارزشی این مکتب در اداره¬ی جامعه بیش از هرچیز دیگر پافشاری کند و بار دیگر اسلام را به عنوان دینی زنده، پویا و نجات دهنده¬ی انسان¬های اسلام خواه، خوار شده به دست قدرت¬های استعماری به صحنه¬ی اجتماع و زندگی بازگردانده و حکومتی مبتنی برخواست مردم و اصول ارزشی اسلام تأسیس نماید.
ایشان در این زمینه می¬فرماید: (( در هر جایی از ایران که هستید باید بیدار باشید. با بیداری از حقوق خودتان دفاع کنید. حکومت اسلامی را که از حقوق شما دفاع می¬کند مستقر و برقرار کنید. به یاوه¬ی یاوه گویان گوش ندهید، به حرف¬های قشرهایی که از اسلام هیچ بویی ندیده¬اند و با اسلام مخالفند، با آن ها، به حرف-های آن ها گوش ندهید؛ آن ها می¬خواهند ملت را منحرف کنند از مسیرخود ، مسیر شما مسیر اسلام است. مسیر شما این است که جمهوری اسلامی را به پا کنید. من رأی به جمهوری اسلامی می¬دهم و از شما تقاضا دارم که رأی به جمهوری اسلامی بدهید، نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد، جمهوری اسلامی. آن ها که در نوشته¬هایشان از جمهوری دم می¬زنند، جمهوری فقط؛ یعنی اسلام نه، آن هایی که جمهوری دمکراتیک می¬گویند؛ یعنی جمهوری غربی، جمهوری اسلامی نه، آن ها می¬خواهند باز همان مصایب را با فرم دیگر برای ما به بار بیاورند.))17
استاد شهید مرتضی مطهری در تبیین این نکته که چرا امام خمینی (قدس سرّه) با این که به رأی مردم و آزادی آنان در تعیین سرنوشت اهتمام می¬ورزیدند،کلمه¬ی دمکراتیک را مردود دانسته و تنها جمهوری اسلامی را پیشنهاد کردند؟ می¬فرماید: (( در عبارت (جمهوری دمکراتیک اسلامی) ، کلمه ((دمکراتیک)) حشو و زاید است. به علاوه در آینده وقتی که مردم در دولت جمهوری اسلامی یک سلسله آزادی¬ها و دمکراسی¬ها را به دست آوردند، ممکن است بعضی¬ها پیش خود این طور تفسیر بکنند که این آزادی¬ها و دمکراسی¬ها نه به دلیل اسلامی بودن این جمهوری که به دلیل دمکراتیک بودن آن حاصل شده است؛ یعنی این جمهوری دو مبنا دارد: بنیادهای دمکراتیک و بنیادهای اسلامی، و آن چه که به آزادی و حقوق فردی و دمکراسی ارتباط پیدا می¬کند، مربوط است به بنیاد دمکراتیک این جمهوری و نه به بنیاد اسلامی آن، و در مقابل یک سلسله قواعد عبادات و معاملات وجود دارد که به جنبه¬ی اسلامی حکومت مربوط می¬¬شود. ما می-خواهیم تأکید کنیم که چنین نیست؛ اصلاً به مصداق مصرع معروف: (( چون که صد آمد، نود هم پیش ماست))، وقتی که از جمهوری اسلامی سخن به میان بیاوریم، به طور طبیعی آزادی و حقوق فرد و دمکراسی هم در بطن آن است.
ثانیاً: اساساً مفهوم آزادی به آن معنا که فلسفه¬های اجتماعی غرب اعتقاد دارند با آزادی به آن معنا که در اسلام مطرح است، تفاوت عمده و بنیادی دارد.
دلیل دیگری که در تأکید کلمه (( دمکراتیک)) مورد نظر امام بوده، ردِّ تقلید از غرب و تقلید کورکورانه از معیارهای آنان است. استدلال امام این است که نمی¬خواهند چشم ملتش به غرب دوخته شده باشد. این دنباله روی نه تنها کمکی به ملت ایران نمی¬کند، بلکه در نهایت به تضعیف روحیه و شکست او منجر می¬شود. از نظر امام، به کار بردن این کلمه نوعی خیانت به روحیه¬ی مستقل این ملت محسوب می¬شود، زیرا ما گوهر آزادی را در فرهنگ خودمان داریم و بی¬نیازیم از این که دست طلب به سوی دیگران دراز کنیم.))18
امام خمینی(قدس سرّه) سیاست را جزء بافت اسلام می¬داند و می¬فرماید: (( شعار سیاست از دین جداست، از تبلیغات استعماری است که می¬خواهند ملت¬های مسلمان را از دخالت در سرنوشت خویش باز دارند.
در احکام مقدس اسلام، بیش از امور عبادی در امور سیاسی و اجتماعی بحث شده است. روش پیامبر اسلام نسبت به امور مسلمین و امور خارجی آن ها نشان می¬دهد که یکی از مسئولیت¬های بزرگ شخص رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مبارزات سیاسی آن حضرت است. شهادت امیرالمؤمنین و نیز حسین(علیه السّلام) و حبس و شکنجه و تبعید و مسمومیت¬های ائمه(علیه السّلام) همه در جهت مبارزات سیاسی شیعیان علیه ستم¬گری¬ها بوده است و در یک کلمه: مبارزه و فعالیت¬های سیاسی بخش مهمی از مسئولیت¬های مذهبی است.))19
در تاریخ دوازدهم فروردین 58 مردم ایران به ندای رهبر دل بندشان لبیک گفته و اکثر قریب به اتفاق آنان به جمهوری اسلامی رأی (( آری)) دادند و حکومت عدل الهی را اعلام کردند. حکومتی که در آن اختلاف نژاد و رنگ و زبان مطرح نیست و کرامت در پناه تقوا و برتری در پناه اخلاق فاضله و اعمال صالحه ترویج می¬گردد و نور الهی و باران رحمت قرآن و سنت به طور یکسان بر همگان می¬تابد و می¬بارد.
امام خمینی(قدس سرّه) در پیامی این روز بزرگ را به مردم ایران تبریک گفته و توصیه کردند: (( هان ای ملت عزیز که با خون خود حق خود را به دست آوردید، این حق را عزیز بشمارید و از آن پاسداری کنید و در تحت لوای اسلام و پرچم قرآن، عدالت الهی را با پشتیبانی خود اجرا نمایید. من با تمام قوا در خدمت شما که خدمت به اسلام است، این چند روز آخر عمر را می¬گذرانم و از ملت انتظار آن دارم که با تمام قوا از اسلام و جمهوری اسلامی پاسداری کنند.))20

نظام در خدمت مردم

همان طور که گذشت، جمهوری اسلامی، حکومتی است متکی به آرای مردم که با تکیه برحمایت¬های همه جانبه مردم اسلام خواه ایران و بر اساس معیارها و اصول و مقررات مکتب مورد پذیرش اکثر قریب به اتفاق آنان یعنی اسلام اداره می¬شود. برخلاف دوران ستم شاهی که حکومت مطلق العنان و ارباب و همه کاره بود و مردم رعیّت وبی¬اراده و هیچ کاره، در دوره¬ی حاکمیّت اسلام، مردم ولی نعمتند و ارباب و حکومت خدمت گزار و امانت دار.
امام خمینی(قدس سرّه) در این باره می¬فرماید: (( ملّت خودش است که سرنوشت خودش را به دست دارد، این طور نیست که ملت ما از همه چیز بی¬خبر باشد و سرنوشتش را در کاخ سفید برایش طرح بکنند یا در کرملین؛ خود ملت است که با رأی خودش رییس جمهور تعیین می¬کند، جمهوری اسلامی را رأی به آن می¬دهد و با رأی خودش که متمرکز است در مجلس، دولت را تعیین خواهد کرد، و همه¬ی امور دست خود ملّت است. امروز مثل زمان رژیم طاغوتی نیست که ملت هیچ کاره باشد و همه¬ی امور دست یک نفر یا یک عده باشد، ملت همه کاره است و همه هم با رأی خود ملت است و همه¬ی چیزها هم به نفع ملت است.))21
- (( بدون این که این ملت همراهی کند، ما نمی¬توانیم کاری بکنیم، هر چه داریم از این ها است؛ دولت عامل این ها است، قوه¬ی قضاییه عامل این ها است، قوه اجراییه عامل این¬ها است، قوه مقنّنه عامل این ها است.))22
- (( فرق ما بین جمهوری اسلامی و شاهنشاهی این است که جمهوری اسلامی از مردم است(ولی) شاهنشاهی می-گفت: نه، این طور نیست که با مردم کار داشته باشم، مردم باید تحت سلطه¬ی ما باشند.))23
- (( این پایین شهری¬ها و این پابرهنه¬ها به اصطلاح شما، این ها ولی نعمت ماها هستند. اگر این ها نبودند، ما یا در تبعید بودیم، یا در حبس بودیم، یا در انزوا. این ها بودند که همه¬ی ما را از این مسائل نجات دادند و همه¬ی ما را آوردند نشاندند به جایی، به خیال خودمان جایی است باید ملتفت باشید که آقا، شما همان آدمی هستید که توی حبس بودید و شما همان آدمی هستی که در تبعید بودی و شما همان آدمی هستی که در انزوا بودی. این مردم¬اند که آ مدند ما را آوردند بیرون از همه¬ی این ها و ما اگر تا آخر عمرمان به این ها خدمت کنیم، نمی¬توانیم از عهده¬ی خدمت این ها برآییم. خداوند به ما توفیق بدهد که ما یک خدمت گزاری برای این¬ها باشیم و به این نعمت موفق بشویم... شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را این ها آوردند وکیل کردند، آوردند و وزیر کردند، رئیس جمهور کردند، اینها ولی نعمت ما هستند و ما باید ولی نعمت خودمان را از آن قدردانی کنیم خدمت کنیم به او.))24
امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) در نامه به اشعث پسر قیس می¬نویسد: (( وَ اِنَّ عَمَلَکَ لَیسَ لَکَ بِطُعمَـةٍ وَ لکِنَّّه فی عُنُقِکَ اَمانَـةُ وَ اَنت مُستَرعی لِمَن فَوقَکَ؛ 25
این کار امارت که دست تو است، نانخورش تو نیست، بلکه امانتی است برگردن تو و آن که تو را برآن کار گمارده نگهبانی امانت را بر عهده¬ی تو گذارده است.))
عبدالله پسر عباس می¬گوید: هنگام بیرون رفتن برای جنگ بصره در منطقه¬ی ذی¬قار، پیش امیر مؤمنان (علیه السّلام) رفتم در حالی که ایشان نعلین خود را وصله می¬زد، از من پرسید: قیمت این نعلین چند است؟ گفتم: بهایی ندارد. فرمود: (( وَاللهِ لَهِیَ اَحَبُّ اِلَیَّ مِن اِمرَتِکُم اِلاّ اُقیمَ حَقّاً اَو اَدفَعَ باطِلاً؛ به خدا قسم، این را از حکومت شما دوست¬تر دارم، مگر آن که حقی را برپا سازم یا باطلی را براندازم.))26
امام خمینی(قدس سرّه) براساس فرهنگ اسلام ناب و با اقتدا و تأسی به مولای خویش، ضمن اشاره به این فرمایش امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) می¬فرماید: (( عهده دار شدن حکومت فی حدّ ذاته، شأن و مقامی نیست، بلکه وسیله¬ی انجام وظیفه¬ی اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه¬ی اسلام است.))27
ایشان در جایی دیگر می¬فرماید: (( اسلام در رابطه¬ی بین دولت و زمام دار و ملّت، ضوابطی و حدودی معیّن کرده است و برای هر یک بر دیگری حقوقی تعیین نموده است که در صورت رعایت آن هرگز... رابطه¬ی (( مسلط)) و (( زیر سلطه)) به وجود نمی¬آید.اساساً حکومت کردن و زمام¬داری در اسلام یک تکلیف و وظیفه¬ی الهی است که یک فرد در مقابل حکومت و زمام داری – گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است- یک سلسله تکالیف سنگین دیگری نیز بر عهده¬ی او است که باید انجام دهد. حکومت و زمام داری در دست فرد یا افراد، وسیله¬ی فخر و بزرگی دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتی را پایمال کند.))28
امام خمینی(قدی سرّه) نه تنها در سخنان حکیمانه¬ی خود بر حق تعیین سرنوشت و مردمی بودن نظام اسلامی و امانت دار بودن مسئولان جمهوری اسلامی تأکید می¬ورزید ، بلکه خود عملاً ثابت کرد که واقعاً خدمت گزار و عاشق ملت و امانت دار آن ها است. با رفتار بی تکّلف و روش ساده¬ی زندگی و توجه و احترام خاص به مردمی که از حکومت شاه و عمّال او به جز بی¬مهری، بی تفاوتی، تکبر و نخوت و زورگویی و فساد چیز دیگری ندیده بودند، دوران پرافتخار حیات سیاسی و زعامت و رهبر خویش مخصوصاً دوران ده ساله¬ی پس از پیروزی انقلاب را سپری کرد و به عنوان زعیمی بلا منازع و رهبری دل سوز و شایسته، طیف وسیعی از اقشا و طبقات مختلف ایرانی و غیر ایرانی را اعم از شهری و روستایی، فقیر و غنی، تحصیل کرده و عامی، دکتر و مهندس و وکیل، کارمند و کارگر، بازاری و کشاورز و غیره را جذب اسلام و تحت پرچم توحید گردآورد و آنان را در تعیین سرنوشت خویش یاری رساند و آن گاه در وصیت نامه نوشت:
(( با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می¬کنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمان و رحیم می-خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی¬ها و قصور و تقصیرها بپذیرند و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمت گزار در سدّ آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد که خدمت گزاران بالا و بالاتر در خدمت اند و الله نگه دار این ملت و مظلومان جهان است. ))29
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

پی نوشت¬ها:

1- الرعد(13) آیه¬ی 11.
2- صحیفه¬ی نور، ج3، ص 42.
3- همان، ص 141.
4- در جست وجوی راه، از کلام امام، دفتر نهم، ص 144.
5- صحیفه¬ی نور، ج22، ص 150.
6- همان، ج4، ص 281و282.
7- امام خمینی(قدس سرّه)، حکومت اسلامی(انتشارات آزادی) ص 37و38.
8- صحیفه¬ی نور، ج3، ص 164.
9- همان، ج1، ص 213.
10- مفاتیح الجنان، بخش اعمال ماه رمضان، دعای افتتاح،
11- صحیفه¬ی نور، ج7، ص 72.
12- همان، ج5،ص 29و30.
13- همان، ص 27.
14- همان، ج10، ص181.
15- همان، ج5، ص 181و182.
16- همان، ج3، ص 27.
17- همان، ج5، ص 181.
18- پیرامون انقلاب اسلامی، ص 104- 100.
19- صحیفه¬ی نور، ج4، ص 33.
20- همان، ج5، ص 233و234.
21- همان، ج7، ص459.
22- همان، ج20، ص 5.
23- همان، ج18، ص 201.
24- همان، ج16، ص 34.
25- نهج البلاغه، نامه¬ی 5.
26- همان، خطبه¬ی 33.
27- امام خمینی(قدس سرّه) ، همان، ص 59.
28- صحیفه¬ی نور، ج4، ص 190.
29- وصیت نامه¬ی الهی- سیاسی امام خمینی(قدس سرّه).

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما