مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
غرب و مهدويت
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 137    چهارشنبه 14 بهمن 1388 
 

ولايتمدارى و انواع آن در نهج البلاغه


ولايتمدارى و انواع آن در نهج البلاغه

قسمت اول

مقدمه

مـوضـوع ولايـت با توجه به نقشى كه در تحقق و پيروزى و نيز تداوم انقلاب داشته از سـوى دوستان و دشمنان بيش از هر موضوع ديگرى مورد توجه قرار گرفته و نياز به تـحـقـيق و پژوهش دارد. اصل ولايت مهمترين استوانه اسلام و سنگ بناى نظام اسلامى است ؛ مـايـه عـزت امـت اسـلامـى و مـحـور وحـدت و گـردآورنده نيروهاى پراكنده است . همچنين ظلم سـتـيزى نظام اسلامى از اين اصل مهم و مترقى نشاءت مى گيرد و دشمنان با آگاهى نسبت بـه ايـن آثـار مـهـم بـه مـنـظور انحراف مسلمين و وارد ساختن ضربات جبران ناپذير بر پـيـكـر جـامـعـه اسـلامـى حـمـلات نـاجـوانـمـردانـه خـود را مـتـوجـه ايـن اصـل بـى بـديـل نـمـوده و در هـر زمان ممكن و موقعيت مناسب به سم پاشى و شبهه افكنى اقـدام كـرده اند. آنان همواره سعى و تلاششان بر اين بوده كه رابطه امام و امت را كمرنگ نموده نقش آفرينى هر كدام نسبت به ديگرى را بى تاءثير بنمايند.
رابطه ولايت با جامعه رابطه جان با بدن است . به همان اندازه كه ولى امر در جامعه با اجـراى ولايـتش به جامعه حيات مى بخشد امت را از تاريكى هاى جهالت مى رهاند و به اوج كـمـال و تـرقـى مـى رسـانـد. امـت نـيـز بـا فـراهـم سـاخـتـن زمـيـنـه بـراى اعمال ولايت امام ايفاى نقش مى كند.
پـيـامـبـر اعـظـم بـا اتـكـاء بـه حـضـور مـردم در صـحـنـه ، حـكـومـت اسـلامـى را تـشـكيل و پرچم پرافتخار اسلام را در جزيرة العرب به اهتزاز درمى آورد و اميرالمؤ منين عـليـه السـلام بـا بيان : ((لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود ناصر)) براى چند صباحى زمام امور را به دست مى گيرد و وقتى اين حضور و نصرت به سستى مى گرايد و پـيـشواى مؤ منان را به كلام غم انگيز ((لا راءى لمن لا يطاع ))وامى دارد، عَلَم اسلام به دسـت نـا اهـلان مـى افـتـد و قـرن هـا ايـن واقـعـه جانسوز و تلخ تكرار مى شود تا اين كه فـرزنـدى از امير مؤ منان با پشتوانه مردم موجبات حيات مجدد اسلام ناب را فراهم و آن را از غربت به عزت مى رساند.
آرى نقش مردم در اعمال ولايت به حدى است كه حتى امام معصومى كه در نصب او نص صريح وجـود داشـتـه و هـزاران انـسـان در غـديـر شـاهـد گـزيـنش وى به امر خدا و به دست مبارك رسـول مـعـظـم اسـلام بـوده انـد و به يقين در طول تاريخ لايق تر از وى براى رهبرى و فـرمـانـدهـى وجود نداشته است ، وقتى زمينه اجراى ولايتش از ناحيه مردم فراهم نمى شود خـانه نشين مى شود و پس از قرن ها فرزند برومند آن بزرگوار نيز در پرده غيبت قرار مى گيرد.
در مـقـاله حـاضـر با بهره بردارى از كلمات نورانى مولى الموحدين حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در نهج البلاغه به موضوع ارتباط ولايت و امت با عنوان ((انتظارات هر كدام از ولايـت و امـت از ديـگـرى )) و يـا هـمـان عـنـوان مـعـروف : ((حـقـوق متقابل ولايت و مردم )) پرداخته شده است .
ولايت از ريشه ((ولى )) است كه از آن واژه هاى فراوانى اشتقاق يافته و براى آن معانى مختلفى ذكر شده است ولكن مفهومى كه در همه معانى ملحوظ است ، عبارت است از: ((قرب و كـنـار هـم قـرار گـرفـتـن دو چـيـز يـا بـيـشـتـر، بـه طـورى كـه بـيـن آنـهـا غـيـرى حائل نشده باشد.))
مـعـنـاى اصـطـلاحـى ولايت كه عبارت است از ((به عهده گرفتن كارى از كارهاى ديگران و سـرپـرسـتـى امـور))، مـتـناسب با همان معناى لغوى آن است ؛ زيرا كسى كه مى خواهد امور ديـگـرى را سرپرستى كند، حتماً از طريق نزديك شدن و همراه شدن با اوست . از اين رو، از جـمـله مـعـانـى كـه اهل لغت براى ولايت ذكر كرده اند، همان امارت و تدبير است و هرگاه ولايـت به طور مطلق استعمال شود، انصراف به همين معنا دارد. نظير كلام مولا امير مؤ منان عليه السلام كه در فضائل آل محمد(ص ) مى فرمايد:
... و لهم خص ائص حقّ الولاية .
ويژگيهاى ولايت و زمامدارى از آن آنهاست .
چـنـانـكـه در تـمـامـى مـواردى كـه بـا واژه هـاى مـخـتـلف در نـهـج البـلاغـه استعمال شده است ، مقصود همان معنا و مفهوم سرپرستى و امارت است ، از جمله :
هـنـگـامـى كـه امـام عـليـه السـلام ، پـس از بـيعت مردم ، با اعتراض طلحه و زبير بر اثر توقعات نابجاى آنان مواجه مى شود، مى فرمايد:
واللّ ه ما كانت لى فى الخلافة رغبةٌ و لا فى الولاية اربة .
به خدا سوگند! من به خلافت رغبتى نداشتم ، و به ولايت و زمامدارى شما علاقه اى نشان نمى دادم .
و در بيان حقوق متقابل والى و مردم مى فرمايد:
امّا بعد، فقد جعل اللّ ه سبح انه لى عليكم حقّاً بولاية امركم .
خداوند براى من بر شما، به واسطه سرپرستى امورتان حقى قرار داده است .
در ضمن نامه اى كه براى معاويه مرقوم فرمود، چنين مى نگارد كه :
و متى كنتم يا معاوية ساسة الرَّعيَّة ، و ولا ة امر الاْ مَّة ؟
چه زمانى اى معاويه تو سياستمدار رعيت و زمامداران امت بوده اى ؟
و در نامه اى به يكى از كارگزاران فرمود:
فـانَّ الوالى اذا اخـتـلف هـواه ، مـنـعـه ذلك كـثـيـراً مـن العدل .
زمـامـدار اگر دنبال هوا و هوسهاى پى در پى خويش باشد، غالباً او را از عدالت بازمى دارد.
و دربـاره ائمـه اطـهـار عـليـهم السلام و صلاحيت آنان براى ولايت داشتن و ردّ صلاحيت غير آنان فرمود:
انَّ الاْ ئمَّة مـنْ قـريـْشٍ غـرسوا فى هذا الْبطْن منْ هاشم ، لا تصْلح على سواهمْ و لا تصلح الو لاة من غيرهم .
امامان از قريش هستند و درخت وجودشان در سرزمين وجود اين تيره از هاشم غرس شده اين مقام در خور ديگران نيست ، و رهبران ديگر شايستگى اين مقام را ندارند.
پر واضح است كه ولايت تكوينى و رهبرى ملكوتى آنان نه مورد ادعاى بيگانگان بوده و نـه در اخـتـيـار آنـان قـرار داشـتـه كـه حضرت درصدد نفى آن برآيد پس ولايت به معناى زمامدارى سياسى است .
در عـهـدنـامـه مالك اشتر نيز اين واژه به طور مكرّر به همين معناى زمامدارى و سرپرستى به كار رفته است نظير:
فانَّ فى النّاس عيوباً الو الى احقُّ من سترها فلا تكشفن عما غاب عنك منها.
مـردم نـقـاط ضـعـفـهـايـى دارند. شايسته ترين فردى كه بايد آنها را پوشانده ، برملا نسازد والى آنان است .
بـنـابـرايـن ، ولايـت در تـمـامى مواردى كه در آنها واژه ولايت و مشتقات آن به كار رفته ، فـقـط بـا مـفـهـوم سـرپـرسـتى جامعه سنخيت دارد و در هيچ كدام نمى توان آن را به مفهوم دوستى يا نصرت و يا ولايت تكوينى تفسير نمود.

حقوق متقابل ولايت و مردم

از آنجايى كه حكومت از اهم احكام الهى است و به هيچ چيز به مانند ولايت سفارش نشده است زيرا كليد همه چيز است و والى دليل و راهنماى همه امور است و به واسطه آن همه فرائض ‍ و سـنـن مـحـفـوظ مـى مـانـد، حـقـوقـى هـم كـه بـه آن مـربـوط و تـحـت عـنـوان ((حـقـوق مـتـقـابـل مـردم و ولايـت )) مـطـرح اسـت از اهـمـيـت خاصى برخوردار است . به گونه اى كه حضرت مى فرمايد:
و اعـظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حقُّ الوالى على الرَّعيَّة و حقُّ الرَّعيَّة على الوالى فريضةٌ فرضها اللّه سبحانه لكلٍّ على كلٍّ.
در مـيـان حـقـوق واجـبـه ، حـق حـاكـم بر مردم و حق مردم بر حاكم از مهمترين حقوقى است كه خداوند سبحان براى هر دو گروه لازم شمرده است .

الف . حقوق مردم نسبت به والى
1. خودسازى

والى مـى بـايـسـت آن گـونـه خـودسازى و تهذيب نفس داشته باشد كه مقام و موقعيت او را تكان ندهد و دگرگون نسازد، مغرور نشود و شخصيتش تغيير پيدا نكند.
فـانَّ حـقاً على الوالى الاّ يغيّره على رعيَّته فضلٌ ناله ، و لا طولٌ خصَّ به ، و ان يزيده ما قسم اللّه له من نعمه دنوّاً من عباده و عطفاً على اخوانه .
بـر زمـامـدار واجـب اسـت كـه اگـر امـوالى بـه دسـت آورد، يا نعمتى مخصوص او شد، دچار دگـرگـونـى نـشـود، و با آن اموال و نعمت ها بيشتر به بندگان خدا نزديك گردد و به برادرانش مهربانى بيشترى روا دارد.

امـورى را كـه امـام عـليـه السـلام در زمـيـنـه خـودسـازى بـه كارگزاران خود توصيه مى فرمايد عبارتند از:
1 ـ 1. مقاومت در مقابل وسوسه ها

خطاب به مالك اشتر مى فرمايد:
... و امره ان يكسر نفسه من الشَّهوات ، و يزعها عند الجمحات ، فانَّ النَّفس امّارةً بالسُّوء الاّ مـا رحـم اللّه ... فـامـلك هـواك ، و شـحَّ بـنفسك عمَّا لا يحلُّ لك ، فانَّ الشُّحَّ بالنَّفس الاْ نْصاف منْها فيما احبَّتْ اوْ كرهتْ.
و بـه او (مـالك ) فـرمـان مـى دهـد كـه نـفـس خود را از پيروى آرزوها بازدارد، و به هنگام سـركـشـى رامـش ‍ كند كه ((همانا نفس همواره به بدى وا مى دارد، جز آن كه خدا رحم كند... هـواى نـفـس خـويـش را در اخـتـيـار گـيـر و از آنـچـه بـرايـت حلال نيست بخل بورز، زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش ، آن است كه در آنچه دوست دارد، يا براى آن ناخوشايند است ، راه انصاف پيمايى .

2 ـ 1. پرهيز از رياست طلبى

... و لا تـقولنَّ: انّى مؤ مَّرٌ آمر فاطاع ، فانّ ذلك ادغالٌ فى القلب و منهكةٌ للدّين و تقرُّبٌ من الغير.
بـه مـردم نـگو: به من فرمان داه اند و من نيز فرمان مى دهم ، پس بايد اطاعت شوم ، زيرا اين روحيه باعث فساد قلب و نابودى دين و زوال حكومت مى شود.
امام راه مقابله با اين روحيه را بخاطر آوردن عظمت خداوند دانسته ، مى فرمايد:
و اذا احـدث لك مـا انـت فـيـه مـن سـلط انـك ابَّهـةً او مخيلةً فانظر الى عظم ملك اللّه فوقك و قـدرتـه مـنـك عـلى مـا لا تـقـدر عـليه من نفسك ، فانَّ ذلك يطامن اليك من طماحك و يكفُّ عنك من غربك ، و يفى ء اليك بما عزب عنك من عقلك .
هر گاه حاكم بودن موجب غرور و بزرگ بينى تو گردد، به بزرگى حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر، كه تو را از آن سركشى نجات مى دهد و تندروى را فرو مى نشاند و عقل و انديشه ات را به جايگاه اصلى باز مى گرداند.
راه دوم بـراى مـقـابـله بـا روحـيـه بـرتـرى جـويـى و ريـاسـت طـلبـى ، نـگـرش مـعـقـول بـه مقام و رياست است . امام بارها به كارگزاران خويش گوشزد مى فرمايد كه رياست لقمه چربى نيست بلكه امانتى است كه بايستى جوابگوى آن باشيد.

3 ـ 1. دل نبستن به دنيا

حساسيت امام (ع ) در اين مورد تا حدى است كه شركت يكى از كارگزاران خود را در مهمانى مـجـلل نـمـى پـسـنـدد و در نـامـه اى عـتـاب آمـيـز از او مـى خـواهـد كـه بـه حداقل بهره هاى دنيا قناعت نمايد تا دچار آتش جهنم نشود.
فاتق اللّه يابن حنيف ، ولتكفف اقراصك ، ليكون من النَّار خلاصك .
پسر حنيف از خدا بترس ، و به همان قرص هاى نان خود قناعت كن ، تا از آتش جهنم رهايى يابى .
و هـنـگـامى كه به حضرت اطلاع مى دهند شريح قاضى منزلى را به هشتاد دينار خريده ، در نامه اى او را ملامت مى كند و از آتش جهنم برحذر مى دارد.

4 ـ 1. ارتباط مستمر با خداوند

حـاكـمـى كـه ارتباط دائمى با معبود را حفظ كند، مى تواند امانت دار خوبى بوده ، رهبرى جـامـعـه را عـهـده دار بـاشـد وگـرنـه كـوتـاهـى در امـانـت اول مـوفـقـيـتـى را در اداى امـانـت دوم بـه دنـبـال نـخواهد داشت . از اين رو، خطاب به مالك فـرمـود: ((نـيـكـوتـريـن اوقـات و بـهـتـرين ساعات شب و روزت را براى خود و خداى خود انتخاب كن ...))

2. مردمى بودن

مـنـظـور از مـردمـى بودن زمامدار، همگام و همراه بودن با مردم ، درد آنان را احساس كردن و بـراى درمـانـش چاره جويى نمودن ، خود را به جاى آنان قرار دادن و هيچ امتيازى را براى خود و نزديكان خود قائل نشدن ، در سختيهاى زندگى شريك غم مردم بودن و براى رفع فقر و فلاكت آنان برنامه ريزى كردن است .

جلوه هاى مردمى بودن والى عبارتند از:
1 ـ 2. فروتنى در برابر مردم

زمـامدارى مى تواند ادعاى مردمى بودن كند كه خود را از ديگران برتر و بالاتر نبيند و روحـيـه كـبـر و خـودبـرتـر بـيـنى نداشته باشد، امام (ع ) به ناپسند بودن اين خصلت براى زمامداران اشاره كرده ، مى فرمايد:
و انَّ مـن اسـخـف حالات الولاة عند صالح النّاس ان يظنَّ بهم حبُّ الفخر و يوضع امرهم على ال كبر.
از پـسـت تـريـن حـالات زمـامـداران در نـزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوستدار ستايش اند و كشوردارى آنان بر كبر و خودپسندى استوار باشد.

2 ـ 2. پرهيز از امتيازطلبى

حـاكمى مردمى است كه براى خود امتيازى قائل نشده ، خود را مساوى با ديگران بداند. امام خطاب به بعضى كارگزارانش مى فرمايد: ((ايّاك والاْ سْتئثار بما النَّاس فيه اسْوةً.)) (مبادا در آنچه با مردم مساوى هستى طالب امتياز باشى .)
ضرورت مراعات تساوى تا جايى است كه امام خطاب به فرماندهانش مى فرمايد:
و ان لكم عندى ... ان تكونوا عندى فى الحقِّ سواءً.
حق شما بر من اين است كه در مورد حق تمامتان را با يك چشم بنگرم .

3 ـ 2. شركت در سختيهاى مردم

زمـامـدار مـسـلمان بايد در همه سختيها و مشكلات شريك مردم باشد. در نامه اى كه امام (ع ) به عثمان بن حنيف مى نويسد، مى فرمايد:
ءاقـنـع مـن نـفسى بان يقال : هذا اميرالمؤ منين ؟ و لا اشاركهم فى مكاره الدَّهر او اكون اسوةً لهم فى جشوبة العيش .
آيـا بـه هـمـيـن رضـايـت دهم كه مرا اميرالمؤ منين خوانند ولى در تلخيهاى روزگار با مردم شريك نباشم و در سختيهاى زندگى الگوى آنان نگردم .
كارگزارى كه خود را در حجاب قرار داده و راه ديدار و ملاقات مردم را به روى خود بسته اسـت ، چـگـونـه مـمـكـن اسـت درد و سختى هاى مردم را احساس و خود را شريك سختيهاى آنان بداند.

4 ـ 2. اهتمام به فقرزدايى

امـام (ع ) فلسفه پذيرش حكومت را برپايى عدالت ، ستم ستيزى و فقر زدايى دانسته ، مى فرمايد:
اگـر نـبـود عـهـد و مـسـئوليتى كه خداوند از علماء و دانشمندان (هر جامعه ) گرفته كه در برابر شكمخوارگى ظالم و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، من مهار شتر خلافت را رها مى ساختم و از آن صرف نظر مى نمودم و آخر آن را با جام آغازش سيراب مى كردم (آن وقـت مى فهميديد كه دنياى شما با همه زينتهايش ) در نظر من بى ارزش تر از آبى است كه از بينى گوسفندان بيرون آيد.

5 ـ 2. تاءمين نيازمنديها و توسعه درآمدها

حاكم اسلامى موظف است با برنامه هاى صحيح ، درآمدهاى عمومى را افزايش داده ، نيازهاى بحق مردم را تاءمين و از اين طريق وسيله رشد و تعالى همگان را فراهم نمايد. امام على (ع ) در بيان حق مردم نسبت به خود مى فرمايد:
فامَّا حقُّكم علىَّ... توفير فيئكم عليكم .
حق شما بر من آن است كه بيت المال را در تاءمين رفاه شما صرف كنم .
و خطاب به يكى از كارگزارانش مى فرمايد.
وانـظـر الى مـا اجـتـمـع عـنـدك مـن مـال اللّه فـاصـرفـه الى مـن قـبـلك مـن ذوى العيال والمجاعة مصيبا به مواضع الفاقه والخلا ت .
در مـصـرف اموال عمومى كه در دست تو جمع شده است ، انديشه كن و آن را به عيالمندان و گرسنگان پيرامونت ببخش و به مستمندان و نيازمندانى كه سخت به كمك مالى تو احتياج دارند برسان .

6 ـ 2. دورى از تشريفات

دبدبه هاى ظاهرى و تشريفات چشم پركن نه تنها مايه عزّت و شوكت حاكم اسلامى نيست ، بلكه آن را خدشه دار مى سازد و ميان او و مردم شكاف ايجاد مى كند.
وقتى در سر راه صفين ، دهقانان شهر انبار امام را مى بينند، پياده شده ، پيشاپيش حضرت مـى دونـد، امـام مـعـتـرضـانـه بـه آنـان فـرمـود: چرا چنين مى كنيد؟ گفتند: عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى كرديم ، فرمود:
واللّه ما ينتفع بهذا امراؤ كم ، و انَّكم تشقُّون على انفسكم و تشقون به فى آخرتكم .
به خدا سوگند! اميران شما از اين كار سودى نبرند و شما در دنيا با آن خود را به زحمت مى افكنيد و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گرديد.

7 ـ 2. صداقت و صراحت

امـام على (ع ) بعد از آن كه زمام امور را به دست گرفت ، در نخستين خطبه حكومتى خود با مردم چنين فرمود:
ذمَّتى بما اقول رهينة و انا به زعيمً.
پيمان من به آنچه مى گويم در گرو است و به درستى گفتارم متكفلم .
حـضـرت بـه زمـامـداران مـى آمـوزد كـه نـبـايـد وعـده هـايـى داد و خـلاف آن را عـمـل نـمـود، بلكه بايد در گرو پيمان خويش با مردم بمانند و به آنچه گفته اند پاى بند باشند و هرگز از صداقت و صراحت دور نشوند.
واللّه ما كتمت وشمةً و لا كذبت كذبةً.
به خدا سوگند هرگز به اندازه سر سوزنى حقيقت را پنهان نداشته ام و دروغ نگفته ام .
و در دو جاى نهج البلاغه از جمله وظايف حاكم را صداقت با مردم دانسته ، مى فرمايد:
وليصدق ر ائدٌ اهله .
حاكم بايد راهنماى مردم خود بوده ، با آنان راست بگويد.

8 ـ 2. ساده زيستى

ساده زيستى ضرورتى است كه حاكمان بايد در پى كسب آن باشند. امام عليه السلام در بـيـان و تـبـيـيـن ارزش ايـن صـفـت والا، سـاده زيـسـتـى رسول خدا(ص ) را گوشزد كرده ، پس از ذكر نمونه هايى از آن مى فرمايد:
خرج من الدُّنيا خميصاً، و ورد الاْ خرة سليماً. لمْ يضعْ حجراً على حجرٍ، حتّى مضى لسبيله ، و اجاب داعى ربّه .
[رسـول خـدا(ص )] با شكمى گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد. سنگى بر سنگى نگذاشت ، تا جهان را ترك گفت و دعوت پروردگارش را پذيرفت .
امـيـر مـؤ منان (ع ) خود نيز زندگى را بر اصل سادگى بنا كرده و سيره عملى خود را در زندگى اين گونه بيان فرموده است :
... الا و انَّ امـامـكم قد اكتفى من دنياه بطمريه ، و من طعمه بقرصيه ... فو اللّه ما كنزت من دنـيـاكـم تـبـراً، و لا ادَّخـرت من غنائمها وفراً، و لا اعددت لبالى ثوبى طمراً و لا حزت من ارضها بشراً... .
آگاه باش ، امام شما از دنياى خود به دو جامه فرسوده ، و دو قرص نان رضايت داده است ، سـوگند به خدا، من از دنياى شما طلا و نقره اى نيندوخته ، و از غنيمت هاى آن چيزى ذخيره نـكـرده ام ، بـر دو جـامـه كـهـنـه ام جـامـه اى نـيـفزودم ، و از زمين دنيا حتى يك وجب در اختيار نگرفتم .

9 ـ 2. خوش بينى به مردم

خـوش بـيـنـى واليـان عـامل سهولت امور و رافع دشواريهاى حكومت و باعث آسايش و عزت مردم است . امام على (ع ) مى فرمايد:
انَّ حسن الظَّنّ يقطع عنك نصباً طويلاً.
حسن ظنّ، مشقت طولانى را از تو برطرف مى سازد.

10 ـ 2. جلب رضايت عمومى

در سـيـره عـمـلى و انـديـشـه سـياسى امام عليه السلام ، فراهم ساختن خرسندى عمومى از پـايـه هـاى رضـايـت الهـى دانـسـتـه شـده اسـت . از ايـن رو، زمـامدار موظف است از آنچه اين اصـل را خـدشـه دار مى كند، اجتناب نمايد؛ از جمله بايد خود را از بدگمانيهاى مردمى دور نمايد و تلاش كند كه به زبان آنان نسبت به خود خير و خوبى جارى گردد.

11 ـ 2. خود را حافظ مردم دانستن

در نظر اميرالمؤ منين (ع ) مردم به منزله گوسفند و حاكم به منزله چوپان نيست و رابطه آنـهـا همانند رابطه ارباب و بردگان نمى باشد بلكه حضرت همه امور را از منظر ((حق مـردم )) مـى نـگرد و در زمانى كه مردم به حاشيه رانده شده و حاكمان مدار حق وانمود شده بـودنـد، از حـقـوق مـتـقـابـل سـخـن بـمـيان آورد و اهميت موضوع را تا جايى دانست كه حاكم بـايـستى وظيفه خود را در قبال مردم انجام داده و چنانچه از عهده آن برآمد و شايستگى خود را در خدمت به مردم عينيت بخشيد، مى تواند از مردم انتظار همراهى و اطاعت داشته باشد.
حـق عـلى الامـام ان يـحـكـم بـمـا انـزل اللّه و ان يـؤ دى الامـانـة فـاذا فعل ذلك فحق على الناس ان يسمعوا اللّه و ان يطيعوا و ان يجيبوا اذا دعوا.
بـر امـام لازم اسـت كـه آنـچـنـان در مـيـان مـردم حـكـومـت كـنـد كـه خـداونـد دسـتـور آن را نـازل فـرمـوده اسـت و امـانتى را كه خداوند به او سپرده است ادا كند. هرگاه چنين كند، بر مردم است كه فرمان خدا را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتش را اجابت كنند.
همچنين در نامه اى خطاب به فرماندهان سپاهش پس از ذكر برخى وظايف حاكم مى فرمايد:
فاذا فعلت ذلك وجبت اللّه عليكم النِّعمة ، ولِى عليكم الطّاعة و الا تنكصوا عن دعوة .
وقـتـى مـن مـسـئوليـتـهـاى يـاد شـده را انـجام دهم ، بر خداست كه نعمت هاى خود را بر شما ارزانى دارد، و اطاعت من بر شما لازم است و نبايد از فرمان من سرپيچى كنيد.

12 ـ 2. تغافل

زمـامـدار بـايـسـتـى از امـور زشـت و گـنـاهـان شـخـصـى افـراد كـه پـشـت پـرده اسـت تغافل نمايد، چنانكه امام مى فرمايد:
و تغاب عن كلّ ما لا يضج لك .
نـسـبـت بـه آنـچـه كـه حـقـيـقـت آن بـرايـت آشـكـار نـگـشـتـه تغافل پيشه كن .

13 ـ 2. نصيحت و ارشاد مردم

نـصـيـحت و موعظه جلوه رحمت و مايه نرمى دلها و گسستن از كجيها مى شود. از اين رو، امير مؤ منان آن را جزو اصلى ترين وظايف حاكم نسبت به مردم دانسته مى فرمايد:
امـام و پـيـشـوا... بـا پـنـد و اندرز فرمان خدا را اعلام دارد، كوشش در خيرخواهى مردم كند، احـيـاى سـنـت و اقـامـه حـدود بـر آن كـس كه مستحق كيفر است نمايد و حق مظلومان را به آنها بازگرداند.
و در جـاى ديـگـر خـيـرخـواهـى حـاكـم را جـزو حـقـوق مسلم مردم به عهده زمامدار دانسته ، مى فرمايد:
فامّا حقُّكم علىَّ فالنَّصيحة لكم .
حق شما بر من است كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم .

14 ـ 2. جهل زدايى

زدودن جـهـالت و رسـانـدن مـردم بـه حكمت و دانايى از انتظاراتى است كه مردم از حاكمان دارند و وظايفى است كه كارگزاران متعهد به آن مى باشند كه بستر تحقق مقاصد متعالى دولت اسـلامـى را فـراهـم و مـودت و مـحـبـتـها را افزون مى كند و از جلوه هاى مردمى بودن زمامداران محسوب مى شود. امام عليه السلام مى فرمايد:
فامّا حقُّكم علىَّ... تعليمكم كيلا تجهلوا.
حـق شـمـا بـر مـن آن اسـت كـه شـمـا را تـعـليـم دهـد تـا از جهل و نادانى نجات يابيد.
و نيز مى فرمايد:
و على الاْ مام انْ يعلّم اهْل ولايته حدود الاْ سْلام والاْ يمان .
به عهده حاكم است كه حدود اسلام و ايمان را به مردم تعليم دهد.

15 ـ 2. تعالى اخلاقى مردم

تـعـالى جـامـعـه و الهـى كـردن آن كـه غـايـت بـرنامه ها و اقدامات حكومت دينى است جز با تـربـيـت و رشـد دادن اخـلاق و فـضـايل اخلاقى در مردم فراهم نمى شود. در جامعه اى كه فضايل اخلاقى حاكم باشد سلامت و تعالى در آن حكمفرما خواهد شد و در نتيجه پايدار و باقى خواهد ماند.
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
قومى كه گشت فاقد اخلاق مردنى است
از اين رو، جزو انتظارات مردم از حاكمان و وظايف حاكمان نسبت به امت ، همت گماشتن بر اين مهم است . از اين رو، امام (ع ) مى فرمايد:
فامّا حقَّكم علىَّ... تاءديبكم كيما تعلموا.
حق شما به من آن است كه ... شما را تربيت كنم تا فرا گيريد.
 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما