مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
غرب و مهدويت
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 180    پنج شنبه 21 خرداد 1388 

 بازتاب «ولايت فقيه» در انديشه كلامى وفقهی  شيخ‏طوسى

بازتاب «ولايت فقيه» در انديشه كلامى وفقهی شيخ‏طوسى

دابوجعفر، محمدبن‏على‏بن‏طوسى، شيخ‏الطائفه(ره) (385 - 460)، در طوس، يكى از شهرهاى خراسان متولد شد و در 22 سالگى رهسپار بغداد گشت.
بغداد، از زمان اصحاب امام صادق(ع) تا عصر نوّاب اربعه و اوايل غيبت كبرا، مركز تشيّع بود. در دوران حكومت آل‏بويه (334 - 447) زمام امور، بيش‏تر، در دست عالمان شيعه قرار داشت و دستگاه خلافت عباسى را جز اسمى نبود. در چنين عصرى، شيخ‏طوسى به‏بغداد قدم نهاده، پنج سال از محضر شيخ‏مفيد(ره) استفاده برد و كتاب تهذيب الأحكام را در شرح مقنعه شيخ‏مفيد به‏تحرير درآورد. پس‏از شيخ‏مفيد، بيست و سه سال را (413 - 436) در كنار سيدمرتضى(ره)، سپرى كرد و از محضر او بهره گرفت. به‏دنبال وفات سيّدمرتضى، رياست و مرجعيّت عامّه تشيّع، به‏شيخ‏طوسى سپرده شد.
شيخ‏الطائفه، تا سال 448، در بغداد، به‏رياست و تنظيم امور شيعيان اشتغال داشت.
در اين دوران، بغداد، متشنّج و اختلاف شيعه و سنّى بالا گرفته بود. طرفداران آل‏بويه و مخالفان ايشان، در نزاع و ستيز بودند. با ورود طغرل بك سلجوقى به‏بغداد، مشكلات، رو به‏فزونى گذاشت، و عرصه برشيعيان تنگ شد. كتابخانه شيخ‏الطائفه(ره) - كه بسيار عظيم بود و كتب وزير بهاءالدوله، شاپور فرزند اردشير، و كتب سيدمرتضى در آن نگهدارى مى‏شد - چندين نوبت آتش زده شد، تا آن جا كه كرسى تدريس شيخ‏نيز از شعله آتش در امان نبود.
اين رخدادها - كه كيان تشيّع را تهديد مى‏كرد - زمينه مهاجرت شيخ، به‏عنوان رييس و مرجع شيعيان، به‏نجف را فراهم كرد و حوزه عظيم و گرانقدر نجف اشرف را بنيان نهاد. او، مدّت دوازده سال (448 - 460) باقيمانده از عمر شريفش را در آن حوزه مقدس سپرى كرد.(1)
شيخ‏طوسى(ره) از جمله فرهيختگان بزرگى است كه در زمينه‏هاى گوناگون علوم اسلامى، آثار مهمى را به‏عالم فرهنگ و انديشه عرضه كرده است. تأليفات و تصنيفات شيخ، با وجود اتقان و استحكام - كه آن‏ها را به‏آثار ماندگار تبديل كرده است - بسيار متنوّع و در موضوعات متفاوتِ حديثى و رجال و تفسير و اصول و فقه و كلام و تاريخ و ... است.
1.بازتاب «ولايت فقيه» در انديشه كلامى شيخ‏طوسى
مترجمان آثار شيخ‏طوسى، حدود شانزده اثر كلامى كوتاه و بلند براى او نام مى‏برند.(2) از تمهيد الاصول في علم الكلام و تلخيص الشافى، به‏عنوان مهم‏ترين اين آثار مى‏توان يادكرد.
تمهيد الاصول، در شرح جزء نخست رساله جمل العلم و العمل سيدمرتضى تحرير شده‏است.
تلخيص الشافى نيز فشرده‏اى از كتاب الشافى سيدمرتضى است كه در موضوع امامت تأليف شده است.
در تلخيص الشافى به‏شبهات گوناگون امامت، در قالب پرسش و پاسخ مى‏پردازد. هر دو اثر، به‏نوعى، با افكار و انديشه‏هاى استاد فرزانه او مرتبط است: يكى، شرح آثار استاد است و ديگرى، تلخيص آن.
همان‏طور كه در «بررسى ولايت فقيه در انديشه سيدمرتضى» گفته شد، از ميان مسايل مختلف كلامى، موضوعى كه مستقيماً در ارتباط با مسأله «ولايت فقيه» است، موضوع امامت‏است.
از نگاه مرحوم شيخ‏طوسى، امامت، رياست است. امام، مانند سر براى تن، كار فرماندهى و تنظيم و تدبير اجتماعى را انجام مى‏دهد. امامت و رياست، در رهبرى دينى خلاصه نمى‏شود. امامت، همان رياستى است كه در هر قوم و قبيله‏اى، ضرورت دارد؛ زيرا، با رياست، حقوق جامعه حفظ مى‏شود؛ اين، رييس جامعه است كه ظالم را ادب مى‏كند و معاند را برجايش مى‏نشاند و فساد به‏حدّاقل مى‏رسد.(3)
ملاك ضرورت و وجوب رياست، از نظر شيخ‏الطائفه، تنها، منافع و مصالح دنيوى نيست؛ زيرا، منافع مادّى رياست، منافعى تبعى است كه در سايه اهداف بلندتر پديد مى‏آيد. هدف غايى رياست، مصالح دينى است:
«لا يجب الرياسة لها للمنافع الدنيوية و أنّما يجب للمصالح الدينيّة.»(4)
او، معتقد است كه بعد از توحيد و عدل، فريضه‏اى مهم‏تر از امامت نيست و تفريط و مسامحه نسبت به‏آن، به‏نقض توحيد و عدل مى‏انجامد.(5)
نيز مى‏گويد:
«برچيده شدن ظلم و قبايح، از مصالح دينى است و كه با برچيده شدن بساط آن، امنيّت و رفاه و اهداف دنيوى نيز محقّق مى‏شود.»(6)
شيخ‏طوسى نيز همانند استاد خود، سيدمرتضى، با تمسّك به‏قاعده لطف، برضرورت و وجوب عقلى امامت پافشارى دارد.(7)
قاعده لطف، يكى از براهين عقلى ولايت فقيه است كه برخى از نظريه‏پردازان معاصر به‏آن پايبندى نشان مى‏دهند.(8)
در پى بحث از تعريف و ضرورت امامت، به‏بحث شرايط امام مى‏رسيم. بى‏ترديد، امام و رييس جامعه، بايد واجد شرايط و خصلت‏هايى باشد تا توان لازم را براى تحقق اهداف وعلّت غايى حكومت و رياست دارا باشد، همان اهدافى كه در ضرورت امامت از آن سخن‏رفت.
از مباحث بسيار مهم تلخيص الشافى مبحثِ مربوط به‏صفات امام است. در اين بحث، نخست، صفات امام به‏دو گروه تقسيم مى‏شود: يكى، صفاتى كه براى امام، از جهت امام بودن ضرورى و لازم است، مانند عصمت و افضليّت‏(9) - كه اين صفات اختصاص به‏عترت طاهره(ع) دارد - و دوم، صفاتى را شامل مى‏شود كه ضرورت آن، ناشى از امور تحت توليت و سرپرستى اوست، مانند علم به‏سياست و علم به‏تمامى احكام شرعى و شجاعت و ... .
مجموعه صفات دسته يكم و دوم، موجب آن است كه امامت، تنها، با نصّ و انتصاب ثابت و استقرار يابد.(10)
در بحث از صفات دسته دوم، در ابتدا، به‏بحث از «عالميّت سياسى» به‏عنوان يكى از شرايط ضرورى امامت مى‏رسيم:
«إنَّ الإمام يجب أنْ يكونَ عالماً بالسياسة التي أمره و نهيه منوط بها؛»(11)
امام، به‏عنوان زمامدار حاكميّت سياسى در جامعه، بايد از دانش و آگاهى سياسى، نسبت به‏حوزه امر و نهى و محدوده اَعمال سياست خويش برخوردار باشد.
در اين‏جا اين پرسش مطرح است كه «ضرورت «عالميّت سياسى»، شرط شرعى است يا شرط عقلى؟»،
شيخ‏الطائفه، معتقد است كه اين شرط، عقلى است و در محدوده اوامر و نواهى شرعى نمى‏گنجد.
او، در پاسخ اين پرسش كه «آيا عالميّت سياسى، تنها شرط لازم زمامدارى است يا شرط لازم و كافى به‏حساب مى‏آيد؟» مى‏گويد از ديدگاه عقل محض و با قطع نظر از تعبّد دينى و اعتقاد به‏شريعت، آگاهى سياسى و تدبير، در رهبرى، كافى است و نيازى به‏عالميّت دينى نيست، امّا پس‏از پذيرش دين و تعبّد به‏شريعت، امام، بايد عالم دينى باشد و برمجموعه دين آگاهى داشته باشد. اين عقل است كه به‏ضرورت «عالميّت دينى» حكم مى‏كند و براى ثبوت آن، به‏ادلّه سمعى، نيازى نيست.(12)
برهان عقلى ضرورت عالميّت دينى، طبق تقرير شيخ‏طوسى، دو مقدمه دارد:
1.متولّى حكم در سراسر دين (جليل و دقيق، ظاهر و غامض دين) امام و رييس دولت اسلامى است.
2.عقلا، سپردن توليت و سرپرستى كارى را به‏كسى كه از آن بى‏اطلاع است و دانش لازم را نسبت به‏آن ندارد، قبيح مى‏شمرند. بنابراين، امامت و زمامدارى، به‏كسى سپرده مى‏شود كه داراى علم كافى دينى باشد.(13)
علم دين كه به‏عنوان يك ضرورت براى امامت مطرح است و از دليل عقلى فوق استنتاج مى‏شود، نبايد تقليدى باشد؛ زيرا، طبق مقدمه دوم، در نظر عقلا، بايد در تمام مديريت‏ها، توليت و سرپرستى به‏كسى سپرده شود كه بدون نياز به‏پرسش و تقليد از ديگران، خود فرد عالم باشد.(14) در نظر عقلا، اين كه سرپرستى و توليت، در اختيار فردى قرار مى‏گيرد كه جاهل است و با استفاده از دانش ديگران، مى‏تواند عالم شود، قبيح است. به‏اعتقاد عقلا، يك رييس مافوق، مانند سلطان، مسؤوليّت‏هايى مانند وزارت يا فرماندهى نيروهاى مسلّح را حتماً به‏خبرگان اين رشته‏ها بايد واگذار كند. واگذارى وزارت و فرماندهى به‏غير متخصّص و ناآگاه، كارى قبيح و موجب ملامت و سرزنش است. گزينش غير خبره براى كارى، اقدامى سفيهانه است؛ زيرا، به‏نابودى كار منتهى خواهد شد.(15)
اصولاً، جاهل، حقِّ ولايت ندارد و مردم، به‏خاطر بى‏كفايتى و فقدان شرط احراز ولايت، مى‏توانند به‏فرمان او اعتنا نكنند و برطاعتش گردن ننهند.(16)
در انديشه شيخ الطائفه(ره)، همان‏طور كه امامت و ولايت، با مقلّد بودن سازش ندارد، تجزّى و تبعّض در علم دين نيز، كافى نيست. دليل اين ادعا، همان مقدمه دوم برهان گذشته است. عقلا، آن چنان كه ولايت جاهل را نمى‏پذيرند و آن را مردود مى‏دانند، ولايت متجزّى را هم ردّ مى‏كنند و او را قابل براى ولايت نمى‏دانند. حاكم، در جميع امورى كه حكمران است و تحت فرمان اوست، بايد به‏احكام دين عالم باشد و خودش نظر دهد.(17)
شيخ‏الطائفه، در پى بررسى جوانب موضوع عالميّت دينى، به‏يك شبهه پاسخ مى‏دهد. او، شبهه را اين گونه مطرح مى‏كند كه اين دليل، تالى فاسد دارد؛ زيرا، مستلزم امرى محال است. اگر حاكم، در جميع مواردى كه به‏انشاى حكم دست مى‏زند، بايد خبره و متخصص باشد، اين شرط، مستلزم آن است كه در همه علوم و حرفه‏ها مهارت داشته باشد و به‏هيچ كارشناسى رجوع نكند. مثلاً براى اشياى تلف‏شده ، خودش، تعيين قيمت كند و يا خودش ارش جنايت را تقدير كند؛ زيرا، منازعه و خصومت، در اين امور، بسيار طبيعى است و جز حاكم، كسى مرجع حلّ و فصل شناخته نمى‏شود. در حالى كه چنين احاطه‏اى نامقدور است.
در پاسخ از اين شبهه، شيخ‏گويد: ادّعا، آن نيست كه امام و حاكم جامعه، بايد در همه امورعالم و متخصّص باشد، بلكه سخن در اين است كه امامت، رياست و حكومت برپيكره‏دين است و چنين رياستى، از نظر عقل، علم به‏احكام دين را مى‏طلبد، هم‏چنان‏كه‏در هر رياستى، علم به‏حوزه رياست، لازم است. امام، بردين، رياست دارد، نه برصناعات و ... لذا تخصّص او در دين كافى است و در موارد ديگر مانند فيصله مشاجرات در امورى مانند قيمت متلفات و ارش جنايات، به‏خبرگان رجوع خواهد شد و طبق نظر ايشان حكم صادر مى‏شود.(18)
شرط عالميّت دينى، از آن جا كه برآمده از برهان عقلانى است، قابل تخصيص نيست و زمان و مكان، او را محدود نمى‏كند. شيخ‏طوسى، با صراحت، معتقد است كه اميران و حاكمانِ منصوب ازطرف امام نيز بايد در محدوده امارت و حكومت خود، عالم باشند و حكم الهى را در آن زمينه بدانند.(19)
راه حلّى كه ممكن است به‏نظر بعضى رسد - و از تفكر عميق شيخ‏الطائفه نيز دور نمانده - اين است كه بگوييم در هر حوزه‏اى، امامى خاص داشته باشيم، و هر بخش يا قوّه‏اى، در اختيار افرادى قرار گيرد كه در آن قسمت خبره و عالم باشند. بنابراين، ضرورتى در عالميّت نسبت به‏جميع دين نخواهد بود و با تفكيك قوا، مشكل را مى‏توان حلّ كرد.
مشكل نظريه تفكيك قوا، در نظر شيخ‏طوسى، آن است كه تفكيك قوا و پذيرش امامان متعدد در هر بخش، خلاف «اجماع» و اتّفاق مسلمانان (نه تنها شيعيان) است. امامت، در نظام اسلامى، امرى يك‏پارچه و رياست برمجموعه دين است و تنها، يك مقام عالى، به‏عنوان امام، در رأس قرار مى‏گيرد. اگر امام، در بخش‏هايى از دين، عالم نباشد، در همان بخشى كه جاهل است، حقِّ اطاعت ندارد.(20)
بينش كلامى شيخ، وى را در زمره معتقدان به‏ولايت فقيه در عصر غيبت قرار مى‏دهد؛ زيرا، استدلال او، با مقدمات عقلى تنظيم شده است. او، با صراحت مى‏گويد كه شرط عالميّت، به‏امامان معصوم(ع) خلاصه نمى‏شود، بلكه در امرا و حكّام منصوب نيز جارى‏است.
تفكّرى كه شيخ‏الطائفه در علم كلام از امامت ارائه مى‏دهد، هر چند مى‏تواند ولايت فقيه را به‏اثبات برساند، ولى از جهت انتصابى يا انتخابى بودن ولايت، ساكت است و با هر دو نظريه سازگار مى‏باشد. البته، شيخ‏معتقد است كه لازمه مجموعه صفاتى كه براى امام شمرده مى‏شود، منصوص بودن امام است،(21) ولى اين سخن شيخ، تنها، مربوط به‏امامت عترت طاهره(ع) است.
براى اثبات انتصابى بودن ولايت فقيه، در انديشه شيخ‏طوسى، مى‏توان از شواهد فقهى و مانند آن استمداد كرد، به‏خصوص آن‏كه نظريه انتخابى بودن امامت و حكومت، در ميان پيروان مكتب اهل‏بيت(ع) در گذشته، قائل نداشته است.
2.بازتاب ولايت فقيه در ميراث فقهى شيخ‏طوسى
حدود يازده اثر مفصّل و مختصر فقهى، از شيخ‏طوسى(ره)، به‏يادگار مانده است. سه كتاب «النهاية في مجرّد الفقه و الفتوى» و «المبسوط في الفقه» و «الخلاف في الأحكام» برجسته‏ترين اين آثار است. هر سه اثر، دوره كاملى از ابواب فقهى‏اند.(22)
كتاب النهايه في مجرّد الفقه و الفتوى، كتاب درسى حوزه‏هاى علميه بوده است.(23) در اين كتاب، مؤلّف، بيش‏تر به‏متن اخبار اكتفا مى‏كند و تفريع و استنباط فقهى، كم‏تر مشاهده‏مى‏شود.
كتاب المبسوط چنان كه از نام آن مشخص است، مشتمل برتفريع و استنباط گسترده است. هدف از نگارش المبسوط پاسخ به‏مدّعيانى بوده كه شيعه را فاقد فقه غنى مى‏دانستند.
كتاب الخلاف از جهت مقايسه فقه شيعه با ساير مذاهب فقهى، اهميّت فراوان دارد.
نكات مهّمى كه از آراى فقهى مرحوم شيخ‏طوسى در كتب بالا، به‏ويژه النهاية در باب «حاكميت سياسى» به‏طور اعم، و موضوع «ولايت فقيه» به‏طور اخص، قابل استفاده است، عبارت است از:
1.به‏پيروى از انديشه‏اى كه شيخ‏طوسى(ره)، در كلام به‏تبيين آن پرداخته و شرط تصدّى رياست و ولايت را، علم به‏احكام دين و فقاهت دانسته، در فتاواى فقهى نيز به‏اين نظريه پايبند بوده و معتقد است كسانى كه ازطرف امام، به‏ولايت منصوب مى‏شوند، بايد به‏احكام دين عالم باشند.
از مواردى كه به‏اين نكته تصريح مى‏كند، «ولايت صدقات» است. به‏نظر او، فردى را كه امام، براى «ولايت صدقات» برمى‏گزيند، بايد داراى شش شرط باشد: بلوغ؛ عقل؛ حرّيت؛ اسلام؛ امين؛ فقه، اگر يكى از اين شرايط را دارا نبود، براى امام جايز نيست، تصدّى ولايت را به‏او بسپارد.(24)
او، مشابه‏اين سخن را در باب «قضاوت» نيز دارد.(25)
با توجه به‏آن مبناى كلامى، فتواى بالا، اختصاص به‏زمانى خاص، مانند عصرِ حضور،ندارد.
2.از مواردى كه به‏صراحت، براى فقيهان عصر غيبت ولايت ثابت است، منصب قضاست. همان‏طور كه اقامه حدود، از شؤون ولايت تدبيرىِ سلطانِ حقّ است، «الحكم بين الناس» و «القضاء بين المختلفين» نيز از شؤون اين ولايت است و بايد در اختيار مأذونانِ سلطانِ حقّ قرار گيرد. اين منصب، به‏فقيهان شيعه، در زمانى كه خود سلطان حقّ و امام‏معصوم(ع) مستقيماً نمى‏تواند ولايت را عهده‏دار شود، تفويض شده است. فتواى شيخ‏اين است:
«فقيه شيعه متمكّن، مادامى كه ضررى متوجّه او يا مؤمنى نيست، با توجه به‏مأذون بودن از سوى سلطان حقّ، بايد متصدّى ولايت مزبور شود. و به«انفاذ حكم» و «اصلاح بين الناس» و «فصل بين مختلفين» پردازد.»(26)
در اين عبارت، بعيد نيست منظور از «انفاذ حكم»، مطلبى اعمّ از فيصله خصومات و ايجاد صلح و آشتى ميان مردم باشد؛ يعنى، آن عبارت، شامل به‏اجرا گذاشتن جميع احكام و قوانين شرعى است و در نتيجه، شعاع ولايت فقيه، به‏قضا محدود نخواهد بود.
3.با آن‏كه وظيفه قاضى، تنها، دخالت در مشاجرات و فصل اختلافات است، ولى در قرون آغازين اسلام، قضا، اهميّت زيادى داشته و منصبى بوده كه وظايف گوناگونى را در نظام سياسى انجام مى‏داده است. در كتاب‏هاى فقهى شيعه، معمولاً، به‏مناصب قاضى اشاره نمى‏شود. از نكات تازه آثار فقهى شيخ‏الطائفه، اشاره به‏وظايف قاضى است. پس‏از عزل يك قاضى و گزينش قاضى ديگر، وظايف قاضى جديد، در آغاز كار عبارت است از:
الف) تحويل ديوان احكام (مكان حفظ و بايگانى اسناد مربوط) از قاضى پيشين؛ ب) نظارت برزندان‏ها و امور زندانيان؛ ج) نظارت بروصايا و تنفيذ آن‏ها؛ د) نظارت برامنا و نصب امين براى سرپرستى اموال اموات؛ ه) نظارت براشخاص و اموال گمشده.
در اين ديدگاه، وظيفه قاضى، تنها، به‏محكمه رفتن و انشاى حكم نيست و امور مهم مربوط به‏تدبير و مديريّت جامعه نيز برعهده او قرار مى‏گيرد. در عصر غيبت، تمامى اين مناصب را فقيهان توليت مى‏كنند.(27)
4.اقامه جمعه و جماعات، از ديگر مناصب فقيهان است كه در آثار شيخ‏به‏آن اشاره شده است. برخلاف شيخ‏مفيد كه اقامه جمعه را ذكر نكرده‏(28) و سلّار ديلمى كه آن را صريحاً ردّ مى‏كند،(29) شيخ‏طوسى، اقامه صلوات يوميّه و جمعه و عيد فطر و قربان و كسوف را در صورت تمكّن و امن ضرر، جايز مى‏داند.(30) اقامه جمعه و عيدين، در نظام سياسى اسلام، همواره، داراى مفهوم خاصى بوده است؛ يعنى، اين امور، تنها، جنبه عبادى ندارد، بلكه در خلافت اسلامى و حتّى زمان رسول‏اللَّه(ص) جنبه سياسى مهمّى دارند. با توجّه به‏ايراد خطبه در اين نمازها و ذكر اسامى خلفا در بين خطبه، اين نماز، به‏يك مراسم سياسى تبديل شده و آن، جزء ولايت تدبيرىِ خلفا و سلاطين مسلمان قرار گرفته است. اين است كه شيخ‏طوسى، شرط وجوب نماز جمعه و عيدين را، حضور امام عادل يا منصوب ازطرف امام عادل، مى‏داند.(31)
5.بحث اجراى حدود در عصر غيبت، از نكات مهمّى است كه در كتاب تلخيص الشافي، به‏مناسبت ارتباطى كه اجراى حدود با مسأله امامت و عصر غيبت دارد، مطرح شده است و شيخ، در قالب پرسش و پاسخ به‏بررسى آن پرداخته است.
پرسش از اين جا آغاز مى‏شود كه يكى از وظايف امام معصوم(ع) اجراى حدود است، امّا با توجه به‏اين كه در عصر غيبت، دسترسى به‏ايشان امكان ندارد، مسأله اجراى حدود چه مى‏شود؟ اگر حدود الهى برجانيان جارى نشود و معطّل بماند، موجب نسخ شريعت خواهد بود و اگر جارى شود، چه كسى مجرى اوست؟
شيخ‏طوسى، در پاسخ پرسش بالا معتقد است كه اگر شرايط اقامه حدود فراهم نبود و امام(ع) متمكن از اجراى آن‏ها نشد، اين را نسخ شريعت نمى‏گويند؛ زيرا، نسخ شريعت، آن گاه است كه شرايط فراهم باشد و منعى برسر اجرا نباشد، ولى حدود معطّل بماند. اين تعطيلى است كه جايز نيست، نه آن.(32)
در اين پرسش و پاسخ، هر چند شيخ‏الطائفه، مجرى حدود در زمان غيبت را تعيين نمى‏كند، ولى اين نكته را مى‏پذيرد كه تعطيلى حدود جايز نيست و با وجود شرايط، اجراى حدود واجب است.
اين، نكته‏اى بود كه در كتاب تلخيص الشافي مطرح شده است. اين نكته را وقتى با مطلبى كه در النهاية طرح شده، ضميمه كنيم، مى‏توانيم به‏نتيجه مفيدى برسيم.
در كتاب النهايه نيز در دو مورد، بحث اجراى حدود را مى‏بينيم. مورد نخست، «كتاب‏الجهاد» است. در آن جا مى‏گويد كه اقامه حدود، جز براى سلطان زمان و منصوب او، جايز نيست.(33)
مورد دوم، در پايان «كتاب الحدود» است كه مى‏نويسد: «يقيم الحدود مَنْ إليه الأحكام»(34) اين جمله، مضمون روايتى است كه حفص‏بن‏غياث از امام صادق(ع) نقل مى‏كند:
قال: سألتُ أباعبداللَّه(ع) مَنْ يقيم الحدود؟ السلطان أوِ القاضي؟ فقال: «إقامة الحدود إلى مَنْ إليه الحكم.»(35)
از مجموع آن‏چه در كتاب تلخيص الشافى و النهاية نسبت به‏اجراى حدود مطرح شده‏است، چند نكته به‏دست مى‏آيد:
1.در صورت فراهم بودن شرايط، اجراى حدود، واجب است و الّا به‏نسخ شريعت مى‏انجامد.
2.مجرى حدود، «مَنْ إليه الحكم» (حكمران) است.
3.غير سلطان زمان و منصوبان او، كسى نبايد به‏اجراى حدود دست زند.
حال با توجه به‏اين كه در عصر غيبت، جز فقهاى شيعه، كسى حاكم نيست و به‏كسى جز ايشان، «مَنْ إليه الحكم» گفته نمى‏شود و با توجه به‏اين نكته كه در باب قضا، مرحوم شيخ‏طوسى، فقها را متصدى اِنفاذِ احكام دانسته، مى‏توان استظهار كرد كه به‏نظر شيخ، مجرى حدود در عصر غيبت، فقيهان شيعه‏اند. اين استظهار، با انديشه كلامى شيخ‏طوسى(ره) - كه تصدى امور ولايى را منوط به‏عالميّت دينى و فقاهت دانست - تأييد مى‏شود.
استاد شيخ، مرحوم مفيد، با صراحت، به‏اين نكته اذعان دارد. او، در المقنعة، ضمن اشاره به‏روايت حفص‏بن‏غياث، «مَنْ إليه الحكم» را به«سلطان» تفسير مى‏كند و مى‏گويد اقامه حدود، به‏سلطان زمان (امامان معصوم(ع)) و منصوبان او مربوط است و در عصر غيبت، اين سِمت به‏فقيهان شيعه تفويض شده است.(36)
از اين‏رو، مرحوم صاحب جواهر، شيخ‏طوسى را از قائلان به‏جواز اقامه حدود به‏دست فقها مى‏شمارد و او را در كنار اسكافى و شيخ‏مفيد و سلّار و علّامه و شهيدين و فقيهان بزرگ ديگر كه معتقدند در عصر غيبت، فقيهان شيعه، اقامه حدود مى‏كنند، قرار مى‏دهد.(37)
6.توجه به‏اين نكته مهم است كه قضاوت، اقامه حدود و انفاذ احكام و اقامه جمعه، ازشؤون ولايت تدبيرىِ پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) بوده است. از امير مؤمنان(ع) روايت‏است:
«لا يصلح الحكم و لا الحدود و لا الجمعة الّا بامام.»(38)

پی نوشت

1. ر.ك: حياةالشيخ الطوسي؛ رسالةٌ حول حياة الشيخ الطوسي، (مقدّمه الرسائل العشر)؛ مقدمه تلخيص الشافى.
2. رسالة حول حياة الشيخ الطوسي، (مقدمه الرسائل العشر)، ص‏42 - 43.
3. تمهيد الأصول في علم الكلام، ص‏348.
4. تمهيد الأصول في علم الكلام، ص‏348.
5. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏49.
6. تمهيد الأصول في علم الكلام، ص‏348.
7. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏59 - 60.
8. ر.ك: پيرامون وحى و رهبرى، ص‏135 - 138.
9. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏180: «الكلام في صفات الإمام. صفاتُ الإمام على ضربين: أحدهما، يجب أنْ يكونَ الإمام عليها من حيث كان إماماً، مثل كونه معصوماً، أفضل الخلق.»
10. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏180: «و الثاني (من صفات الإمام): يجب أنْ يكونَ عليها لشي‏ءٍ يرجع إلى ما يتولّاه، مثل كونه عالماً بالسياسة و بجميع أحكام الشريعة و كونه حجّة فيها و كونه أشجع الخلق. و جميع هذه الصفات توجب كونه منصوصاً عليه.»
11. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏235.
12. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏235 - 236.
13. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏235 - 236.
14. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏239 - 240.
15. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏236.
16. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏237 - 238.
17. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏239 - 240.
18. كلام شيخ‏طوسى اين است: «أمّا العلم بالصناعات و المِهَن فليس إلامام رئيساً في شي‏ءٍ منها و لا مقدّما فيها، و لو كان رئيساً في الصنائع لَوَجَبَ أنْ يكونَ عالماً بها، حسب ما قلناه فى ما هو إمام فيه. فأمّا ما يقع من أرباب الصنائع من المشاجرات و الترافع فيها إلى الامام، فتكليف الإمام أنْ يرجَع في ذالك إلى أهل الخبره.» تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏242.
19. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏244.
20. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏238.
21. تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏180.
22. رسالة حول حياة الشيخ الطوسي (مقدمه الرسائل العشر)، ص‏42.
23. حياة الشيخ الطوسي (مقدمه النهاية و نكتها)، ص‏14.
24. المبسوط في الفقه، ج‏1، ص‏248.
25. در جايى از مبسوط گويد: «قد قلنا إنَّ عندنا أنّه لا يتولّى الحكم إلّا مَنْ كان عالماً بما وليه و لا يجوز أنْ يقلّدَ غيره و لا يستفتيه فيحكم به.» (ج‏1، ص‏98) و در جايى ديگر گويد: «و أمّا مَنْ يحرم عليه أنْ يليَ القضاء فأنْ يكون جاهلاً.» (ج‏8، ص‏83).
26. النهاية، ج‏3، ص‏17.
27. المبسوط في الفقه، ج‏8، ص‏89.
28. المقنعة، ص‏811.
29. المراسم العلوية، ص‏264.
30. النهاية، ج‏3، ص‏18.
31. النهاية، ج‏1، ص‏334 و 372.
32. تلخيص الشافي، ج‏4، ص‏218: «ليس هذا بنسخٍ لإقامة الحدّ، لأنَّ الحدّ إنَّما يجب إقامته مع التمكن و زوال الموانع و يسقط مع الحيلولة.»
33. النهاية، ج‏2، ص‏16.
34. النهاية، ج‏3، ص‏354.
35. وسائل الشيعة، ح‏28، ص‏49.
36. المقنعة، ص‏810.
37. جواهر الكلام، ج‏21، ص‏393.
38. مستدرك الوسائل، ج‏6، ابواب صلاة الجمعة، باب 5، ص‏13.
ابن‏جوزى، درباره حوادث سال 448 ه.ق مى‏نويسد: «في هذه السنة أقيم الأذان في المشهد بمقابرقريش و مشهد العتبة و مساجد الكرخ. (الصلاة خير من النوم) و أزيل ما كانوا يستعملونه في الأذان (حيّ على خير العمل) و قلع جميع ما كان على أبواب الدور و الدروب من (محمد و على خير البشر) و دخل إلى الكرخ منشدو أهل السنة من باب البصرة فانشدوا الأشعار في مدح الصحابة و تقدم رئيس الرؤساء إلى ابن‏النسوى تقتل أبى عبداللَّه ابن‏الجلاب (شيخ‏البزازين) بباب الطاق لما كان يتظاهر به‏من (الغلوّ في الفرض) فقتل و صلب على باب دكانه. و هرب أبوجعفر الطوسى و نهبت داره.» (المنتظم، ج‏8، ص‏172). به‏نقل از: مقدمه تلخيص الشافي، ج‏1، ص‏10 - 11.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما