دلیل نقلی بر اثبات ولایت فقیه
خطوط کلی مستفاد از روایات
دوم: حدیث:
پی نوشتها :
1. عوائد الایام، ص 528 582 (عائده 54) . 2. ولایت فقیه، ص 48 111. 3. کافی; ج 1، ص 32، ح 2. 4. کافی; ج 2، ص 33، ح 5. 5. بحار; ج 2، ص 145، ح 7. 6. کافی; ج 1، ص 38، ح 3. 7. همان; ص 46، ح 5. 8. جامع الاخبار، ص 38 (به نقل از عوائد الایام) . 9. بحار; ج 75، ص 346، ح 4. 10. بحار; ج 2، ص 89، ح 2. 11. مجمع البیان; ج 9، ص 380. 12. بحار; ج 2، ص 25، ح 91. 13. همان; ج 1، ص 183، ح 92. 14. همان; ج 53، ص 181، ح 10. 15. مستدرک الوسائل; ج 17، ص 317، ح 21458. 16. بحار; ج 7، ص 224، ح 143. 17. همان; ج 2، ص 4، ح 5. 18. مستدرک الوسائل; ج 17، ص 319، ح 21464. 19. همان; ج 17، ص 320، ح 21465. 20. بحار; ج 2، ص 6، ح 12. 21. التهذیب; ج 6، ص 219، ح 8. 22. التهذیب; ج 6، ص 303، ح 53. 23. کافی; ج 1، ص 67، ح 10. 24. سنن ابن ماجه; ج 1، ص 605، مورد 1879. 25. بحار; ج 97، ص 80، ح 37. 26. همان; ج 11، ص 40، ح 40. 27. بحار; ج 11، ص 40، ح 40. 28. همان; ج 6، ص 60، ح 1. 29. جواهر الکلام; ج 21، ص 397. 30. قضاء و شهادات; ط کنگره، شماره 22، ص 47 49. 31. بحار; ج 2، ص 151، ح 31. 32. کافی; ج 1، ص 34، ح 1. 33. سوره احزاب، آیه 6. 34. سوره آل عمران، آیه 146. 35. سوره بقره، آیه 61. 36. سوره آل عمران، آیه 155. 37. سوره انفال، آیه 65. 38. سوره توبه، آیه 73. 39. سوره آل عمران، آیه 161. 40. سوره احزاب، آیه 13. 41. سوره دخان، آیه 18. 42. سوره احقاف، آیه 30. 43. سوره اعراف، آیه 142. 44. بحار; ج 2، ص 151، ح 31. 45. برای توضیح بیشتر، ر ک: ص 394. 46. کافی; ج 1، ص 67، ح 10. 47. جواهر الکلام; ج 40، ص 18. 48. قضاء و شهادات، ط کنگره، شماره 22، ص 47 49. 49.همان. 50. سوره حجرات، آیه 6. 51. روضة المتقین; ج 13، ص 275. 52. ر ک: ص 188. 53. سوره اعراف، آیه 142. 54. روضة المتقین; ج 13، ص 267. 55. معجمالرجال; ج 11، ص 38 و نیز ج 12، ص 160. 56. بررسی سند روایت: ا - عبدالواحد بن محمد بن عبدوس در کتاب نقد الرجال تفرشی (ج 3، ص 167) درباره عبدالواحدبن محمدبن عبدوس چنین آمده است: «النیشابوری من مشایخ الشیخ الصدوق محمدبن علیبن بابویه» . و در پاورقی همین صفحه آمده است که مرحوم صدوق در کتاب العیون (ج2، ص127) در ذیل حدیث2 میگوید: «ان حدیث عبدالواحد عندی اصح» که این سخن، توثیق عبدالواحد است. رجالی خبیر، ابو علی حائری، شیخ محمدبن اسماعیل مازندانی در کتاب منتهیالمقام (ج4، ص275) میگوید: «حسنه خالی، لروایة الشیخ الصدوق عنه وقد اکثر من الروایة عنه وکثیرا ما یذکره مترضیا» و سپس از عبدالنبی جزائری نقل میکند که او میگوید: «وهو فی طریق الروایة المتضمنة لایجاب ثلاث کفارات علی من افطر علی محرم، وقد وصفها العلامة فی التحریر بالصحة» و پس از آن، از مدارک چنین نقل میکند: «عبدالواحد بن عبدوس وان لم یوثق صریحا لکنه من مشایخ الصدوق المعتبرین الذین اخذ عنهم الحدیث» . در کتاب جامع الرواة (ج 1، ص 522) نیز آمده است: «روی عنه ابنبابویة مترضیا» . در کتاب مجمعالرجال (ج7، ص259) نیز پس از نقل روایت صدوق از عبدوس میگوید: «السند ظاهر، باهر فی الاعتبار» . ب - علی بن محمد قتیبه نیشابوری در کتاب منتهی المقال (ج 5، ص 68) درباره علیبن محمد قتیبه نیشابوری چنین آمده است: «علیه اعتمد ابوعمرو الکشی فی کتاب الرجال» و همچنین در رجال ابنداود (ص250) سپس از خلاصه علامه نیز نقل شده که کشی در کتاب رجالش به او اعتماد کرده است و خود مرحوم علامه از او تعبیر به فاضل کرده است (ج 5، ص 68) و بعدا از صاحب مدارک نقل کرده است که پس از عبارت مزبور، در ارتباط با توثیق عبدالواحد گفته است: «لکن فی طریق هذه الروایة علیبن محمدبن قتیبة وهو غیرموثق بل ولاممدوح مدحا یعتد به» (مدارک الاحکام، ج6، ص84) . آنگاه از صاحب حدائق نقل میکند که بعد از نقل عبارت صاحب مدارک نوشته است: «المفهوم من الکشی فی کتاب الرجال انه من مشایخه الذین اکثر النقل عنهم» و سپس مینویسد: مرحوم صاحبحدائق پس از آن، از بعضی از مشایخ معاصرش نقل میکند که مرحوم علامه در کتاب خلاصه، در ترجمه یونسبن عبدالرحمن، دو طریق را تصحیح میکند و در هر دو طریق، ابنقتیبة نیز وجود دارد (ج1، ص184) . سپس از وجیزه نقل میکند که نوشته است «ممدوح و ذکره فی الحاوی فی قسم الثقات مع ما عرف من طریقته» (بهجةالامال فی شرح زبدة المقال; ج 5، ص 533) و سپس از هدایة المحدثین کاظمی (مشترکان الکاظمی) نقل میکند: «ابنمحمدبن قتیبة الثقة» . از آنچه گذشت میشود ادعا کرد که روایت مورد نظر، معتبر است; چون در عبدالواحد بحثی وجود ندارد; زیرا از مشایخ صدوق است که حتی کسانی مثل صاحب مدارک صحیح اعلائی، آنان را توثیق میکنند; و در ابنقتیبة نیز بحثی نیست; زیرا هم مورد اعتماد کشی واقع شده و هم در سند دو روایتی قرار گرفته که مرحوم علامه آن دو را تصحیح کرده است و هم وجیزه او را مدح کرده و هم در مشترکات الکاظمی توثیق شده است و لذا، تضعیف صاحب مدارک، علیالقاعدة اعتباری ندارد و بر همین اساس استکه صاحب حدائق از بعضی از مشایخ معاصرش نقل میکند که گفته است: «الفرقبین ابنقتیبه و بین عبدالواحد تحکم، بل هذا (ابنقتیبه) اولی بالاعتماد، لایراد العلامة له فی القسم الاول وتصحیحه حدیثه فی ترجمة یونس» (حدائق; ج13، ص221) اما فضلبن شاذان که در سلسله سند قرار دارد، بحثی در وثاقت او نیست. 57. مصباح الفقاهة فی المعاملات; ج 1، ص 268. 58. ر ک: ص 151، 157، و 167. 59. نهجالبلاغه، خطبه 3، بند 16. 60. سوره مائده، آیه 63. 61. سوره بقره، آیه 188.
منبع: پايگاه حوزه نويسنده:آیت الله عبدالله جوادی آملی