|
اشاره امر به معروف و نهى از منكر، يعنى نگران سرنوشت ديگران و در انديشه خوشبختى مردمان بودن. اسلام، آيين ديگرگرايى است و هرگز بىتفاوتى پيروان خود را درباره گرفتارىهاى ديگران روا ندانسته است و امر به معروف و نهى از منكر، يكى از نمونههاى والاى ديگرگرايى است. از نگاه آموزههاى دينى، بالاترين نمونه دوستى و مهرورزى، به شكل امر به معروف و نهى از منكر نمود مىيابد. حضرت على عليهالسلام در سخنى زيبا در اين باره مىفرمايد: «بهترين برادرانت كسى است كه تو را به راه هدايت راهنمايى كند، پرهيزكارى را براى تو فراهم آورد و تو را از پيروى خواهشهاى نفسانى بازدارد.» نيز فرمود: «بايد دوستترين انسانها نزد تو كسى باشد كه تو را به سوى باليدن و بزرگ شدن راهنمايى كند و عيبهايت را به تو گوشزد كند». اهميت امر به معروف و نهى از منكر، تأثير آن بر سلامت فرد و اجتماع و شرايط انجام آن ـ كه سبب مىشود اين دو واجب مهم به درستى صورت پذيرد ـ از بحثهايى است كه در اين نوشتار به آن اشاره خواهد شد. از ياد نبريم كه اهميت امر به معروف و نهى از منكر تا آنجاست كه براى زنده كردن آن، قيام خونينى چون قيام عاشورا پديد آمده است.
اهميت امر به معروف و نهى از منكر در آيين مقدس اسلام، كمتر واجبى به پاى امر به معروف و نهى از منكر مىرسد تا آنجا كه بنا به فرموده امام على عليهالسلام : «همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهى از منكر، چون دميدنى است به درياى پرموج پهناور». امام باقر عليهالسلام نيز در اينباره مىفرمايد: «فرمان دادن به خوبى و بازداشتن از بدى، شيوه پيامبران و راه نيكوكاران است. فريضه بزرگى كه فريضههاى ديگر به واسطه آن برپا مىشود، راهها امن مىگردد، درآمدها حلال مىشود، حقوق و اموال به زور گرفته شده به صاحبانش بازمىگردد، زمين آباد مىشود و از دشمنان انتقام گرفته مىشود و كارها سامان مىپذيرد.» همچنين آن حضرت در حديثى ديگر فرمود: «امر به معروف و نهى از منكر، دو ويژگى از ويژگىهاى خداى عزوجل هستند. هر كه آنها را يارى دهد، خداوند، عزتش بخشد و هر كه تنهايشان گذارد، خداى عزوجل تنهايش گذارد».
نتيجه امر به معروف و نهى از منكر در اجتماع برخى از عبادتها، تنها اثرسازنده فردى دارند و برخى نيز افزون بر دارا بودن ثمره شخصى، از فايدههاى اجتماعى برخوردار هستند و سود آن، جامعه را فرا مىگيرد. از جمله اين عبادتها، امر به معروف و نهى از منكر است. بديهى است اگر انسانها به ناهنجارىهاى اجتماعى افراد بىاعتنا نباشند و با شيوههاى درست، به كارهاى ناشايست آنها واكنش نشان دهند، آنان به وظيفههاى خويش آشنا مىشوند. قانون را پاس مىدارند، زبان خويش را به سخنان نيشدار نمىآلايند، از دام خودمحورى رها مىشوند و به ديگرگرايى روى مىآورند و در نتيجه، جامعهاى همگرا شكل مىگيرد كه در آن، همه درباره سرنوشت يكديگر، نگران و پاسبان حقوق همديگر هستند.
اهتمام قلبى داشتن به امر به معروف و نهى از منكر امير مؤمنان على عليهالسلام ، انسانهايى را كه به طور كامل امر به معروف و نهى از منكر را رها كردهاند تا آنجا كه حتى در دل خويش نيز از ناهنجارىهاى آشكارى كه انجام مىپذيرد، بيزارى نمىجويند، در شمار مردهها دانسته است. ايشان با اشاره به تفاوت انسانها درباره اين مسئله مىفرمايد: از مردمان، كسى است كه كار زشت را ناپسند مىشمارد و به دست و زبان و دل خود، آن را خوش نمىدارد. چنين كسى، ويژگىهاى نيك را به كمال رسانيده است. نيز از آنان كسى است كه به زبان و دل خود انكار كند و دست به كار نبرد. چنين كسى دو خصلت از خصلتهاى نيك را فراگرفته و خصلتى را تباه ساخته است. همچنين از آنان كسى است كه منكر را به دل زشت مىدارد، ولى با دست و زبان خويش اقدامى نمىكند. چنين كسى دو ويژگى را كه شريفتر است، نابود ساخته و [تنها] به يك ويژگى پرداخته است. نيز از آنان كسى است كه منكر را با زبان و دست و قلب رها ساخته است. چنين كسى، مردهاى ميان زندگان است.
امر به معروف و نهى از منكر، رمز رستگارى شخص و جامعه امر به معروف و نهى از منكر، به معناى دغدغه داشتن و احساس مسئوليت كردن در برابر خود و همنوعان و نشانه خيرخواهى انسانها به يكديگر است. اگر اين دو فريضه بزرگ، بهجا و بههنگام انجام پذيرد، جامعه سالم معنوى پديد خواهد آمد و زمينه براى رويش و زايش انواع خوبىها و زيبايىها فراهم مىآيد. بىگمان، همه ما هم دوست داريم خود، رستگار باشيم و هم در جامعهاى زندگى كنيم كه افراد آن رستگارند. قرآن كريم راه رسيدن به رستگارى را اينگونه فرا راهمان نهاده است: «بايد ميان شما امتى باشند كه به [كارهاى] خير فرابخوانند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند و آنها رستگارانند». با پيمودن جاده امر به معروف و نهى از منكر، انسانها بر قله بهترينها جاى مىگيرند؛ همانگونه كه قرآن كريم فرموده است: «شما بهترين امتى هستيد كه براى مردمان پديد آمدهاند كه به نيكى فرمان مىدهيد و از ناشايستى بازمىداريد.» بنابراين، يكى از ويژگىهاى رستگاران آن است كه اهل امر به معروف و نهى از منكر هستند.
امر به معروف و نهى از منكر، آينهدارى خداوند برخى از آدمها از نظر معنوى تا آنجا پيشرفت مىكنند كه به رنگ فرشتهها درمىآيند، همانگونه كه حكيم سنايى گفته است: تو فرشته شوى ار جهد كنى از پى آنك برگ توت است كه گشته است به تدريج اطلس بعضىها نيز پا را فراتر گذاشته و خدايى شدهاند و آينهدار صفات پروردگار مىشوند. امر به معروف و نهى از منكر نيز آينهدارى خداست و صفت خدا را در وجود انسان بازمىتاباند؛ چرا كه خداوند نخستين كسى است كه امر به معروف و نهى از منكر كرده است؛ حقيقتى كه از اين آيه شريفه استفاده مىشود: «به راستى، خداوند به عدل و احسان و اداى حق خويشاوندان فرمان مىدهد و از ناشايستى و كار ناپسند و سركشى بازمىدارد.» از اين رهگذر هر جا امر به معروف و نهى از منكر مىشود، جامعه از عطر خوش پروردگار، آكنده مىگردد و چهره خداوند بازتابانيده مىشود.
امر به معروف و نهى از منكر، بازدارنده جامعه از خطر غرق شدن رسول گرامى اسلام با بيان مثالى ساده و روشن، به يكى از فايدههاى مهم امر به معروف و نهى از منكر اشاره مىفرمايد: «گنهكار در ميان مردم، مانند كسى است كه با گروهى سوار كشتى مىشود و هنگامى كه در وسط دريا قرار مىگيرد، به سوراخ كردن جايگاه خويش مىپردازد. اگر ديگران او را از اين كار خطرناك بازندارند، آب به كشتى نفوذ مىكند و يكباره همگى غرق مىشوند». بر اساس اين روايت، سرنوشت فرد و جامعه از هم جدا نيست و شايسته و ناشايسته بودن هريك از افراد جامعه بر ديگرى اثر مىگذارد. ازاينرو، بىاعتنايى شخص در برابر ناهنجارىهاى اخلاقى ديگران، دير يا زود به زيان او پايان مىيابد و پىآمدهاى ناگوار خطاكارى آشكار انسانهاى ديگر، گريبانگير وى خواهد شد. آن حضرت در حديثى ديگر در اينباره مىفرمايد: «هرگاه بنده به طور پنهانى گناهى مرتكب شود، جز خودش، كسى از آن زيان نمىبيند، ولى هرگاه آشكارا معصيت كند و با او برخوردى نشود، همه جامعه از آن زيان مىبيند. اين بدان دليل است كه او با انجام دادن اين عمل گناهآلود، دين خدا را خوار مىكند و دشمنان خدا نيز (جسارت مىيابند و) از او پيروى مىكنند».
امر به معروف و نهى از منكر، وظيفهاى همگانى از نگاه آموزههاى دينى، امر به معروف و نهى از منكر وظيفهاى همگانى است و همه بايد خود را در اين مسئله مسئول بدانند. «امر به معروف كه مىتوان آن را ارشاد خواند و نهى از منكر كه مىتوان آن را انتقاد خواند، واجبى عمومى است و برابر آنچه امروزه مسئوليت همگانى يا نظارت عمومى يا نظارت ملّى مىگويند، قرار مىگيرد. اين فريضه در انحصار هيچ فرد يا گروه يا مقامى نيست و اگر هم گروهى در آن پيشگام شود و خود در زمينهاى، معروف را فروگذارد و منكر را انجام دهد، ديگران وظيفه دارند كه همانها را امر به معروف و نهى از منكر كنند. بر اين اساس، كوچكترين و ضعيفترين فرد جامعه نيز بايد امر به معروف و نهى از منكر را از دست ندهد». «گروهى امر به معروف و نهى از منكر نمىكنند و مىگويند: اگر لازم باشد، فلان شخصيت يا مقام و يا فلان انجمن اسلامى، اين كار را انجام دهند. بىخبر از آنكه امر به معروف همچون نماز، وظيفه همه است و امكان دارد آن مسئلهاى را كه شما مىبينيد، فلان مسئول يا رئيس، مشاهده نكند».
امر به معروف و نهى از منكر غيرمستقيم اثرگذارترين گونه امر به معروف و نهى از منكر آن است كه شخص، پيش از سفارش و نهى ديگران، خود اهل عمل باشد، پس آنگاه امر به معروف و نهى از منكر كند. شهيد مطهرى در اين باره مىنويسد: «شما اگر بخواهيد به شكل غيرمستقيم امر به معروف و نهى از منكر بكنيد، يكى از راههاى آن اين است كه خودتان نيكوكار و اهل عمل باشيد. وقتى خودتان اينگونه بوديد، مجسمهاى خواهيد بود از امر به معروف و نهى از منكر. هيچچيز بشر را بيشتر از عمل تحتتأثير قرار نمىدهد. هر اصلاحگرى، نخست بايد صالح باشد تا بتواند اصلاحگر باشد. او بايد پيش برود و آنگاه بگويد پشت سر من بياييد. خيلى تفاوت است ميان كسى كه ايستاده و به سربازش دستور مىدهد: برو به پيش، من اينجا ايستادهام و كسى كه خودش جلو مىرود و مىگويد: من رفتم، تو هم پشت سر من بيا. فيلسوف معروف معاصر، ژان پل سارتر مىگويد: «من كارى كه مىكنم، در حقيقت، جامعه خود را نيز به آن كار وادار كردهام» و درست هم هست. هر كارى كه شما بكنيد، كار خوب يا بد، جامعه خود را نيز به آن كار واداشتهايد. خواه ناخواه، كار شما موجى به وجود مىآورد؛ تعهدى براى جامعه ايجاد مىكند؛ بايدى است براى خود شما و بايدى است براى اجتماع شما. وقتى من كارى مىكنم، زبان عمل من اين است كه تو هم مثل من باش. بنابراين، شما نمىتوانيد به گفتار من توجه كنيد، ولى به كردار من بىتوجه باشيد».
اهل عمل نبودن آمر به معروف و ناهى از منكر يكى از پىآمدهاى زيانبار امر به معروف و نهى از منكرى كه خودِ شخص به آن پاىبند نيست، آن است كه ديگران را به سوى گناه و انجام كارهاى ناشايست تشويق مىكند. امام محمد غزالى در اين باره در سخنى شنيدنى مىنويسد: «اگر كسى چيزى بخورد و آنگاه به مردمان بگويد شما نخوريد كه زهر نابودكننده است، آنها بر وى ريشخند زده و گرايش آنان به آن خوردنى افزايش پيدا مىكند و با خود مىگويند: اگر نه آن است كه آن چيز، خوشتر و لذيذتر است، آن را براى خود نگزيدى.» از اين گذشته، هم دين و هم عقل به زشتى امر به معروف و نهى از منكرى كه با عمل همراه نباشد، حكم مىكند. در قرآن كريم در اين باره مىخوانيم: «أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ؛ آيا مردمان را به نيكويى فرامىخوانيد و خود را فراموش مىكنيد.» (بقره: 44) و همچنين مىخوانيم: «اى مؤمنان! چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد. خداوند از اينكه چيزى را بگوييد كه انجام نمىدهيد، بيزار است.» (صف: 2 و 3). پروين اعتصامى چه زيبا در اين باره سروده است: اى آنكه راستى به من آموزى خود در ره كج از چه نهى پا را
امر به معروف و نهى از منكر، تنها به انگيزه خدايى و از سر خيرخواهى يكى از شرايط اثرگذارى امر به معروف و نهى از منكر آن است كه براى خدا و از روى خيرخواهى و دلسوزى بوده و از غرضورزى و اظهار برترىجويى به دور باشد. امام خمينى رحمهالله در اينباره مىفرمايد: «شايسته است امركننده به معروف و نهى كننده از منكر، در امر و نهى خود و مراتب نهى از منكرش، مانند پزشك مهربانى باشد كه درمان كننده است و مانند پدر دلسوزى باشد كه رعايت مصلحت شخص مقابل را مىكند و اين امر و نهى او از روى لطف و رحمت ويژه باشد. انگيزه خود را خالص كند براى رضاى خدا و كار خود را از هرگونه هوا و هوسى تهى نمايد. همچنين نخواهد كه با امر به معروف و نهى از منكر، اظهار برترى نمايد و نيز نفس خود را پاك نداند و خود را برتر از آن كسى كه مرتكب گناه شده و الان او را امر و نهى مىكند، نشمارد كه چهبسا براى آن شخص صفات خوبى باشد كه مورد رضايت خداوند بوده و خداوند او را دوست بدارد، هر چند از اين كارش بدش مىآيد و از آن طرف، در آمر به معروف و ناهى از منكر، صفات زشتى باشد كه خداوند از آن بيزار است، در حالى كه خودش نمىداند و فكر مىكند آدم خوبى است». امر معروف خصلتى است شريف *** ليك از مشفِق نظيف لطيف صفتِ آنكه سالك راه است *** «فَبِما رَحمةٍ مِن الله» است اى كه از عيب ديگران پرسى *** تو مگر از خدا نمىترسى تا كنى زهد خويش را مشهور *** كه تويى فاسق و منم مستور
امر به معروف و نهى از منكر، نماد رها بودن از بىتفاوتى قرآن كريم، انسانهاى بىتفاوت و آنهايى را كه امر به معروف و نهى از منكر را وانهادند، سزاوار لعن مىداند: «كسانى از بنىاسرائيل كه كفر ورزيده بودند، بر زبان داوود و عيسى بن مريم لعنت شدند؛ چرا كه سركشى كردند و از اندازه درگذشتند. آنان يكديگر را از كار ناپسندى كه مىكردند، بازنمىداشتند؛ پس كار و كردارشان چه بد بود». در روايات هم از رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىخوانيم كه خداوند، اهل منطقهاى را عذاب كرد و همين كه فرشتگان از خدا پرسيدند: گروهى از اهل منطقه گنهكار نيستند، چرا آنها به آتش گنهكاران سوختند، فرمود: به دليل سكوت و بىاعتنايىشان. بىگمان، بىاعتنايى به عملكرد انسانها، عقبماندگى جامعه را رقم مىزند و به بىبندوبارى اخلاقى افراد مىانجامد و اجتماع را از پيشرفت بازمىدارد.
امر به معروف و نهى از منكر فرادستان از نگاه اسلام، امر به معروف و نهى از منكر، وظيفهاى همگانى است و بر اين اساس، فرودستان نيز مىتوانند فرادستان را امر به معروف و نهى از منكر كنند. حضرت على عليهالسلام اين راه را براى جامعه اسلامى گشود و اين درس را به آنان آموخت كه دايره امر به معروف و نهى از منكر حتى مىتواند، شخصى چون على بن ابىطالب عليهالسلام را نيز فراگيرد. آن حضرت در اينباره مىفرمايد: «با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مىگوييد، حرف نزنيد و چنانكه از آدمهاى خشمگين كناره مىگيرند، دورى نجوييد و با ظاهرسازى با من رفتار نكنيد و گمان مبريد اگر حقى به من پيشنهاد دهيد، بر من گران مىآيد...؛ زيرا كسى كه شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن براى او دشوارتر خواهد بود.» اين سخن، روح اعتماد به نفس را در انسان مىدمد و در نتيجه، او را توانا مىسازد تا در هر پايگاه و جايگاهى كه هست، امر به معروف و نهى از منكر را رها نكند، گرچه در برابر حاكم يا زمامدارى باشد.
امر به معروف و نهى از منكر به همراه مدارا امر به معروف و نهى از منكر، زمانى اثرگذار است كه همراه با مدارا و به دور از خشونت و تندروى باشد. «متأسفانه برخى افراد هنگام انجام اين وظيفه و در غير زمان ناچارى، از راه خشونتآميز وارد مىشوند و گاهى سخنان زشت و زننده به كار مىبرند. به همين دليل، اين نوع امر به معروفها و نهى از منكرها، نه تنها اثر خوبى از خود بهجا نمىگذارند، بلكه گاهى اثرى واژگونه برجا مىگذارند؛ در حالى كه روش پيامبر و اهل بيت عليهمالسلام نشان مىدهد كه آنها هنگام اجراى اين دو وظيفه، آنها را با نهايت لطف و محبت درهم مىآميختند و به همين دليل، سرسختترين افراد، به زودى در برابر آنها تسليم مىشدند». امام خمينى رحمهالله نيز در اين زمينه مىنويسد: «درباره امر به معروف و نهى از منكر، يكى از امور مهم، همين مدارا كردن است. چهبسا اگر انسان، ديگرى را با خشونت و شدت امر به معروف و نهى از منكر كند، كار آن شخص از گناه كوچك به گناهان بزرگ و بلكه به كفر و ارتداد بكشد. معمولاً در كام انسان، امر و نهى تلخ و ناگوار است و خشم را برمىانگيزد. بنابراين، آنكه امر به معروف و نهى از منكر مىكند، بايد اين تلخى و ناگوارى را با شيرينى بيان و مدارا و اخلاق نيكو جبران كند، تا سخنش اثر كند و دل سخت گنهكار را نرم و رام نمايد».
امر به معروف و نهى از منكر به دور از عيبجويى يكى از ويژگىهاى ناپسند، عيبجويى از ديگران است. گاه عيبجويى نماى آراستهاى به خود مىگيرد و به شكل امر به معروف و نهى از منكر، نمود پيدا مىكند. در حقيقت، برخى انسانها نه به انگيزه اصلاح، كه از سر عيبجويى و برترىخواهى و از روى پاك نشان دادن خويش و آلوده نشان دادن ديگران، امر به معروف و نهى از منكر مىكنند. در اين هنگام، انجام چنين كارى نه تنها عبادت نيست، بلكه لغزش و گناهى آشكار است. چه زيبا فرموده است حضرت على عليهالسلام در اين باره: «بر كسانى كه گناه [آشكار] ندارند و از سلامت دين برخوردارند، سزاست كه بر گناهكاران و نافرمانان رحمت آرند و شكر اين نعمت بگزارند؛ چندانكه اين شكرگزارى، آنان را از عيبجويى مردمان بازدارد. تا چه رسد به آن عيبجويى كه ـ افزون بر عيبجويى ـ برادرش را نكوهش و به آنچه بدان گرفتار است، سرزنش كند. آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه بر او بخشيد و گناهان او را پوشيد و چگونه او را سرزنش مىكند كه خود نيز [چهبسا [چنان گناهى كرده است و اگر گناهى همانند گناه آن شخص را انجام نداده است، گناهان ديگرى داشته كه از آن گناه بزرگتر است. به خدا سوگند، اگر گناهى كه كرده، بزرگ نيست و كوچك است، گستاخى او را بر عيبجويى مردمان، گناهى بزرگتر بايد شمرد».
امر به معروف و نهى از منكر و كرامت انسانها خداوند انسانها را گرامى داشته است و مىفرمايد: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنيآدَمَ ؛ و همانا ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم». (اسراء: 40) ازاينرو، بايسته است انسانها نيز كرامت يكديگر را پاس دارند. گونهاى از اين پاسداشت كرامت آدميان، در امر به معروف و نهى از منكر نمود مىيابد؛ آنجا كه انجام اين واجب الهى به همراه مدارا و پرهيز از تندروى و درشتى كردن و به دور از عيبجويى، سرزنش و برترىخواهى باشد. اهلبيت عليهمالسلام همواره به كرامت انسانها توجه داشتند و هيچ گاه نمىپسنديدند كه از كرامت كسى كاسته شود. «گاه پيش مىآمد كه كافران با رهبرشان مسلمان مىشدند و پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله رهبر آنان را به عنوان سرپرست همان گروهِ مسلمان شده مىگمارد و روا نمىدانست كسى كه تا ديروز، محبوب مردم بوده است، امروز به سبب مسلمان شدن، فردى عادى باشد. به هر حال، احترام، توجه به ويژگىهاى شايسته، دوستى و تشويق، از شيوههاى باارزش پيروزى در امر به معروف و نهى از منكر است. حتى اگر شخص، هيچ كمالى ندارد، ولى نياكان و بستگان او، يا منطقه مسكونى او، يا اساتيد و دوستان او از برجستگىهايى برخوردارند، مىتوان از اين اهرمها استفاده كرد. براى مثال مىتوان گفت: تو كه فرزند فلانى هستى، تو كه اهل فلان منطقه هستى، تو كه از دوستان فلانى هستى، شايسته است كه اينگونه باشى».
امر به معروف و نهى از منكر به همراه دانش و آگاهى يكى از شرايط امر به معروف و نهى از منكر آن است كه همراه با دانش و آگاهى باشد؛ زيرا در غير اين صورت، نه تنها به اصلاح و تعالى شخص و جامعه نمىانجامد، كه زيانبار خواهد بود. شهيد مطهرى در اينباره مىنويسد: «اين وظيفه بزرگ، دو پايه و شرط اساسى دارد كه يكى از آنها، رشد و آگاهى است. امر به معروف و نهى از منكر، تخصص مىخواهد. دانايى، روانشناسى و جامعهشناسى مىخواهد، تا انسان بفهمد كه چگونه امر به معروف و نهى از منكر كند؛ يعنى راه معروف را بشناسد و ببيند معروف كجاست. منكر را بشناسد و ريشه آن را به دست آورد و بفهمد از كجا سرچشمه مىگيرد و آنگاه امر به معروف و نهى از منكر كند. به همين سبب، ائمّه دين فرمودهاند: «بهتر است نادان و آدم ناآگاه امر به معروف و نهى از منكر نكند؛ چون او كار را بدتر مىكند. به خدا قسم، من مىترسم زيانى كه از راه امر به معروف و نهى از منكر جاهلانه كردهايم يا آسيبهايى كه از اين راه به اسلام زدهايم، از زيان رها كردن امر به معروف و نهى از منكرمان، بيشتر باشد.» امام صادق عليهالسلام در اين باره مىفرمايد: «كسى بايد امر به معروف و نهى از منكر كند كه خوب را از بد بازشناسد، نه كسى كه راه و چاه را نداند و آگاه نباشد كه از چه، به چه فرامىخواند، به باطل يا به حق.» در قرآن كريم نيز مىخوانيم: «أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ؛ از روى آگاهى به سوى خدا فرامىخوانم». (يوسف: 108)
صبر، لازمه امر به معروف و نهى از منكر هيچ كارى بدون صبر و بردبارى به سامان نمىرسد و نتيجه دلخواه را به انسان نمىدهد. به گفته زيباى حافظ: صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند ***بر اثر صبر نوبت ظفر آيد در قرآن كريم مىخوانيم: «أَقِمِ الصَّلاَةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ؛ نماز را به پا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن و در برابر سختىها و آزارهايى كه [در اين راه] به تو مىرسد، شكيبا باش». (لقمان: 17) «بىگمان، از آنجا كه امر به معروف و نهى از منكر بر برخى افراد گران مىآيد، به واكنش از سوى آنان مىانجامد؛ چرا كه سودپرستان برترىجو و خطاكاران خودخواه، به آسانى رام نمىشوند و حتى در مقام آزار آمران به معروف و ناهيان از منكر برمىآيند. در چنين حالى، تنها با شكيبايى و بردبارى مىتوان بر اين دشوارىها چيره شد و به هدف دست يافت.» افزون بر اين، اگر امر به معروف و نهى از منكر با صبر و بردبارى همراه نباشد، چهبسا به تنشهاى بىجا بينجامد و شخص را از جاده انصاف بيرون كند و بيش از آنكه سازنده باشد، زيانبار شود و به درگيرى پايان يابد.
سيد محمود طاهرى |