مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
غرب و مهدويت
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 527    شنبه 15 اسفند 1388 
 

پرواز تا بی کران


پرواز تا بی کران

قسمت دوم و پایانی

گلگشتی در زندگی اخلاقی وعلمی آیت الله سید علی آقا قاضی(رحمت الله علیه)

کرامات

رازداران پرده ی ملکوت هنگامی که از همه ی منافع مادی و دنیوی چشم می پوشند و به تمامی مقامات فانی پشت پا می زنند، به چیزی جز رضای حضرت حق نمی اندیشند.عارفانی همچون سید علی آقا قاضی، که عمری از خواهش های نفسانی برای خداوند عزّوجل گذشته اند و بر سرکشی های نفس امّاره تاخته اند، چگونه خود را اسیر کرامات ظاهری می کنند! آنان با خدا معامله کرده اند و در اراده ی خدا محو و فانی شده اند.آن چه را او می خواهد می طلبند و تنها آن چه را او می طلبد، می خواهند.
پس اگر از قاضی کرامتی و کشف و شهودی نقل می شود، از قبیل فرمایش رسول گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) است که:
هر کسی را دو چشم سر و باطن است که با آن غیب ها را می بیند و چون خداوند عالم به بنده ای اراده ی خیر فرماید، چشم های باطن او را باز می کند.19
یعنی آنان بنابر اراده خداوند کریم به مقامی می رسند که اراده آن ها، اراده ی خداوند و خواست آنان خواست خداوند می شود؛ چنان که مضمون حدیث قدسی می فرماید:
من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد و فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردار من باشد.20
و این است سرّ کرامات اولیای الهی که در مواردی که از دیدگاه آنان ضروری تشخیص داده شود، اراده می کنند که فلان مشکل حل شود یا فلان مریض شفا پیدا کند و یا فلان اتفاق بیفتد. و خداوند کریم به پاس عظمت و محبوبیتی که نزد او دارند، اراده و خواست آنان را اجابت می کند و آن امر بی درنگ در عالم طبیعت حادث می شود.
اکنون درنگی کوتاه و سیری اجمالی داریم در کرامات و مکاشفات آیت حق قاضی طباطبایی؛ از آن ها که از پرده برون افتاده و بر خلاف دیدگاه و رویه ی مرسوم آن عارف بی بدیل از زبان شاگردان و یا مریدان آن حضرت بر دایره ی نقل نشسته است:

آدم سازی

از بزرگ ترین کرامات مرحوم قاضی، آدم سازی بود که گاه با یک نگاه دل می برد و غوغا می کرد:
حجـة الاسلام و المسلمین فاطمی نیا نقل می کنند:
در نجف اشرف شخصی به نام قاسم بود که به فسق و فجور شهرت داشت ولی با این حال به مرحوم قاضی محبت خاصی داشت. ایشان هم او را مشفقانه نصیحت می کرد ولی متأسفانه او عنایتی به حرف ها نداشت. تا این که یکبار به ایشان فرمود: امشب حتماً برای نماز شب بیدار شو! قاسم گفت: من اولاً تا دیر وقت در قهوه خانه هستم و دیگر نمی توانم نیمه های شب بلند شوم. ثانیاً من اصلاً نماز نمی خوانم و شما به من سفارش نماز شب می کنید؟! مرحوم قاضی به او فرمود: نگران نباش! هر ساعتی که نیت کنی تو را از خواب بیدار خواهم کرد... قاسم در ساعت معهود با حالتی عجیب ازخواب بیدار می شود و به قصد گرفتن وضو به حیاط منزل می رود و وقتی چشمش به آب می افتد انقلاب و تحول عجیبی در او پدید می آید... و همین قاسم که به فسق و فجور معروف بود از عبّاد و زهاد نجف می شود و کار او به جایی می رسد که مردم، باقیمانده چای وی را به عنوان شفا می خورند.21

دعای اثر بخش

یکی از شاگردان ایشان نقل می کند:
روزی در محضر آقای قاضی نشسته بودیم که ناگهان شخصی با عجله و ناراحتی بسیارخود را به مجلس آقای قاضی رسانید و با نگرانی بسیار گفت: همسرم در حال احتضار است و نزدیک است بمیرد، اگر او بمیرد من هیچ کس را ندارم؛ خواهش می کنم دعایی بفرمایید حالش خوب شود و از مرگ نجات پیدا کند.آقای قاضی پس از گوش دادن به حرف های آن شخص به آرامی فرمود: چرا با حالت جنب به این جا آمده ای؟ اول برو غسل کن دوباره به این جا بیا تا دعا کنم. مرد عرب در حالی که از تعجّب حیرت زده شده بود با عجله بلند شد و به منزلش رفت و پس از مدّتی بازگشت ودر مقابل آقای قاضی مؤّدبانه نشست. مرحوم قاضی دو انگشت سبّابه اش را به دو شقیقه ی پیشانی آن مرد گذاشت و به قرائت دعا مشغول شد و در این مدّت، مدام اشک آقای قاضی بر محاسن سفیدش می ریخت؛ طولی نکشید دعا تمام شد و مرد عرب به منزلش رفت. من دیگر او را ندیدم تا این که چند روز بعد در صحن حرم مطّهر، او را ملاقات کردم و از نتیجه دعا پرسیدم. او گفت: وقتی به منزل باز گشتم دیدم همسرم سالم و تندرست بیدار شده و از خطر مرگ رهایی یافته و مشغول امورات منزل است.22
آری، بدین گونه است که خداوند کریم تفضّلات و عنایات خود را به بنده خالصش افاضه می فرماید و اراده او را جامه ی تحقق می بخشد. نمونه جالب دیگری را از قول آیت الله علامه طهرانی(رحمت الله علیه) نقل می کنیم.
یکی از بزرگان و مدرسین نجف می گفت: من درباره مرحوم قاضی و احوالاتی که از ایشان نقل می شد شک داشتم. شبی در بیرون مسجد کوفه با مرحوم قاضی برخورد کردم. همین طور که با ایشان حرف می زدم بیرون مسجد روی زمین نشستیم تا پس از رفع خستگی به مسجد برویم... در این حال ناگهان مار بزرگی از سوراخ بیرون آمد و جلوی ما خزید. همین که مار مقابل ما رسید و من ترسیدم، مرحوم قاضی اشاره ای به مار کرده و فرمود:«مُت باذن الله»(بمیر به اذن خدا!)و مار فوراً در جای خود خشک شد. مرحوم قاضی بدون آن که اعتنایی کنند حرف های قبلی راادامه دادند و سپس به مسجد رفتیم.امّا من هنوز نسبت به عمل آقای قاضی شک داشتم و در بین اعمال ناگهان به خاطرم گذشت که آیا واقعاً مار مرده است یا... بعد از اتمام اعمال فوراً بیرون آمدم و به سراغ مار رفتم و دیدم مار خشک شده و روی زمین افتاده و با این که به آن پا زدم ابداً حرکتی نکرد، منقلب شده و برگشتم. در راه دوباره به مرحوم قاضی برخورد کردم.آن مرحوم لبخندی زدند و فرمودند:« خوب آقا جان! امتحان هم کردی؟ امتحان هم کردی؟
سپس مرحوم علامه طهرانی می فرماید:
این عمل به واسطه اسم« الممیت» خداوند صورت گرفته و به وسیله ی آن قبض روح انجام گرفته است.23

برزخ

از آیت الله نجابت نقل کرده اند که گفته است:
نوروزی با چند تن از دوستان به زیارت مرقد استاد آیت الله قاضی رفتیم. یکی از ما خطاب به روح آن جناب عرض کرد: نوروز است و ما از شما عیدی می خواهیم! ناگهان در همان بیداری مشاهده کردیم که جسم آقای قاضی با عبا و عمامه و اِبریقی از گلاب از قبر بیرون آمد و بر کف دستان ما از آن گلاب ریخت و فرمود: من از خدا خواسته ام که جسمم در برزخ، در اختیار خودم باشد.24

پول با برکت

یکی از شاگردان ایشان نقل می کند:
در ایّامی که در نجف بودیم، دوستی داشتم که در امرار معاش دچار سختی و فشار بسیاری شده بود، روزی به محضر آقای قاضی رفت و عرض کرد:آقا! خداوند سبحان به من تمام چیزهای خوب را داده است جز این که سخت در فقر و فاقه هستم و فشار بسیاری را از این لحاظ تحملّ می کنم، اگر ممکن است چاره ای برای این مشکل من نمایید. مرحوم آقای قاضی دستش را در جیب برد و یک مشت فلوس عراقی به وی داد و فرمود:« بدون این که به مقدار این پول دقت کنی از آن استفاده کن» دوست ما نقل کرد که تا مدتهای مدیدی بدون این که از مقدار آن آگاه باشم، هر جا نیازی به پول داشتم از آن استفاده می نمودم... .25

طی الارض

حکایات چندی از افراد ثقه و مورد اطمینان که در راستگویی و صداقت آنان هیچ شک وشبهه ای وجود ندارد،درباره ی این مقام از آقای قاضی نقل شده است. آن حسنه ی دهر و فرید عصر هیچ تمایلی به افشای اسرار عرفانی و مقامات روحانی اش نداشت و غربت در میان زمینیان را بر شهرت ترجیح می داد. او حتی زمان تشرّف به حرم امیرالمؤمنین را در گرمای آفتاب بعد از ظهر نجف انتخاب می کرد تا خلوت او با محبوبش به هم نخورد و ما چه می دانیم او در این خلوت ها چه دیده است و ما خاکیانِ کور باطن چگونه از اسرار دلدادگان کوی بیداری آگاه شویم؟ مگرخواست خداوند این اسرار مگو را به گونه ای بر رهروان طریق مکشوف نماید:
مرحوم علامه طباطبایی می فرمودند: مرحوم قاضی(رحمت الله علیه) همیشه در ایام زیارتی از نجف به کربلا مشرّف می شدند و هیچگاه کسی ندید که او ماشین سوار شود و از این سرّ احدی مطلّع نشد جز یک نفر از کسبه بازارِساعت که مرحوم قاضی را در مشهد مقدس دیده بود و از ایشان اصلاح امرِ گذرنامه خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح کرده بودند. چون به نجف آمد افشا کرد که من آقای قاضی را در مشهد دیدم و گذرنامه ی من دچار اشکال بود و در شهربانی درست نمی شد. برای مراجعت به آقای قاضی متوسل شدم و گذرنامه را به ایشان دادم. ایشان گفتند: فردا برو شهربانی و گذرنامه ات را بگیر. فردای آن روز به شهربانی مراجعه کردم، شهربانی گذرنامه ی مرا اصلاح کرده و حاضر نموده بود.آن را گرفتم و به نجف بازگشتم. دوستان آن مرد گفتند آقای قاضی در نجف بوده و مسافرتی نکرده است. او خودش نزد آقای قاضی آمد و داستان را گفت، اما آقای قاضی انکار کردند و فرمودند: همه می دانند که من مسافرت نکرده ام! آن مرد نزد فضلای آن وقت نجف آمد و داستان را گفت و آن ها به نزد مرحوم قاضی رفته و با اصرار از ایشان تقاضا کردند یک جلسه ی اخلاقی ترتیب داده و درس اخلاق بگوید.26
مرحوم علامه طباطبایی ماجرای غیب شدن ناگهانی مرحوم قاضی را چنین باز می گوید:
ایشان در حالت عادی، یک ده بیست روزی در دسترس بودند، رفقا می آمدند و می رفتند و مذاکراتی داشتند و آن وقت دفعتاً ایشان نیست می شدند! و یک چند روزی اصلاً نبودند و پیدا نمی شدند؛ نه در خانه و نه در مدرسه و نه در مسجد و نه در کوفه و نه درسهله؛ ابداً از ایشان خبری نبود و عیالاتشان هم نمی دانستند کجا رفته اند، چه می کردند، هیچ کس خبر نداشت. ... بعد از چند روزی باز پیدا می شدند و درس وجلسه های خصوصی ادامه می یافت.27

وادی السلام

چگونه اند مردان خدا که لحظه ای از یاد آخرت باز نمی مانند و برهه ای از محاسبه و مراقبه ی نفس دست نمی کشند.قبرستان مقدس وادی السلام در نجف اشرف جایگاهی است که مرحوم قاضی آن را برای اندیشه ی آخرت و سیر مقامات معنوی بر می گزید. ساعت ها و ساعت ها به زیارت اهل قبور می رود، چند ساعت به حالت سکوت در گوشه ای می نشیند و به تفکر می پردازند.حتی شاگردان و همراهانش خسته می شوند و باز می گردند. بعضی از آنان می گویند: استاد چه عوالمی دارد؟! مدت ها به حال سکوت می ماند و خسته نمی شود! و به راستی چه قبرستان عجیبی است وادی السلام و او می داند که آن جا چه خبر است.
مرحوم آیت الله محمد تقی آملی- که خود از عارفان بزرگ و از شاگردان مرحوم قاضی است- نقل می کند: من مدّتها مرحوم قاضی را می دیدم که ساعت ها در وادی السّلام می نشینند. با خود گفتم: آدم باید زیارت کند و برگردد و به کارهای لازم تر برسد.مدّتها این فکر در وجودم بود امّا به هیچ کس ابراز نکردم. تا این که شبی می خواستم بخوابم و پایم به طرف کتاب های مذهبی وعلمی دراز می شد. با خود گفتم بلند شوم و جایم را تغییر دهم اما توجیه کردم و گفتم کتابها بالاتر است و این هتک احترام آن ها نیست... صبح که به محضر استاد قاضی رفتم و سلام کردم، فرمود: علیکم السلام، صلاح نیست شما به ایران بروید و پا دراز کردن به سوی کتاب ها هم هتک احترام است! بی اختیار گفتم:آقا! شما از کجا فهمیده اید، از کجا فهمیده اید؟! فرمود: از وادی السلام فهمیده ام!28
آری، این حکایت و دهها حکایت دیگر که نقل آن در این مقاله ی کوتاه ممکن نیست، همگی نشان دهنده ی اوج عظمت روحی و بلندای عرفانی این اسوه ی عارفان و قُدوه پرهیزکاران و پاکدامنان است. البته ظهور این خوارق عادات و کرامات از چنین عالِم کاملی تعجّب برانگیز نیست؛ چرا که او عمری را در راه رسیدن به مقام توحید از جان مایه گذاشت. کسی که در قیام و قعود، در تغییر حالی به حال دیگر کلمه یا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بر زبان داشت؛ کسی که در جواب شاگردش که پرسیده بود:« آیا شما خدمت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرّف می شوید؟» می گوید:«کور است چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر، نگاهش به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیفتد!»29

توصیه های عرفانی

توصیه های بسیار ارزشمند از ایشان رسیده که عمل به آن و ممارست در انجام آن شاید راهی باشد برای رسیدن به گوشه ای از مقامات معنوی، که او خود از آن چشیده بود. نخستین و مهم ترین توصیه ی ایشان توجه به نماز و به جا آوردن آن دراول وقت بود.آیت الله العظمی بهجت و علامه ی طباطبایی ازایشان نقل می کنند که می فرمود:
«اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند!»30
علاّمه طباطبایی نقل می کنند:
زمانی که به نجف مشرف شدیم... یک بار در یکی از کوچه ها به هم رسیدیم،عمیقانه در صورت من نگاه انداختند ودست خود را روی کتف من گذاشتند و چنین گفتند:«پسرم! از نماز شب غافل مشو، اگر دنیا می خواهی نماز شب بخوان و اگر آخرت می خواهی نماز شب بخوان.»
گویی این کلمات به مانند خونی بود که در رگهای من به جریان درآمد، ناگهان با تمام وجود به سوی این کار رفتم.31
در نامه ای به تقاضای یکی ازشاگردان خود می نویسد:
حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه از غفلت است و غفلت، کمتر مرتبه اش غفلت از اوامر الهیه است... و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیّل ماندن در دنیا.پس اگر می خواهید از تمام ترس و هراس و وسواس ایمن باشید، دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله باشید... و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت.پس فکر و ملاحظه نمایید چه چیز شما را از او غافل می کند، اگر عاقلی!32
و استغفار و توبه به درگاه الهی را پیوسته سفارش می کردند و اذکار خاصی را برای استغفار مؤثر می دانست و خود نیز عمل می نمود:
اَستَغفِرُ اللهَ الذَّی لا، اِلهَ اِلاّ هُوَ مِن جَمیعِ ظُلمی وَ اِسرافی عَلی نَفسی وَ اَتُوبُ اِلَیهِ.33
طلب آمرزش و بخشش می کنم از خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست، از همه ی ظلم ها و بدی هایی که خودم در حق خودم کردم و به سوی او توبه می کنم.
درباره قرآن و تلاوت آن در دل شب توصیه های جالبی دارند:
دستورالعمل، قرآن کریم است... فیه دواء کل داء و شفاء کل علـة و رواء کل غلـة علماً و عملاَ.34
و حالا آن قرة العین مخلصین را جلو چشم همیشه داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید... و از جمله ی سیرهای شریف آن، قرائت است به حسن صوت، خصوصاً در دل شب.35

شیفتگی به امام حسین(علیه السّلام)

عارفان شیعه در طی مراحل سلوک، به سلطان مملکت عشق، امام حسین(علیه السّلام) معرفت و شیفتگی عجیبی دارند؛ چرا که آن امام همام آن چه داشتند در طبق اخلاص گذاشته، به محبوب و معشوق خویش تقدیم نمودند. مرحوم علامه طباطبایی شاگرد خاص علامه ی قاضی در بیان این امر می فرماید:
اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و مصفّا کنند و بالاخره سلطان معرفت بر آن ها طلوع کرده است در یکی از این دو حال بوده است: اوّل در حین تلاوت قرآن مجید و التفات به خواننده ی آن. دوم از راه توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام). زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا،عنایتی عظیم است.36
مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی می فرمودند:
مرحوم قاضی در این اواخر عمر، یک گونه حالت تحیّر و شیفتگی و بی قراری مخصوص، نسبت به حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) داشت. هر روز هنگام طلوع آفتاب، و بخصوص وقت غروب آفتاب گریه می کرد. در ایام عزاداری سراسیمه و سر برهنه و واله بود.
آری، قاضی، در ارادت به مقام سید الشهدا تا جایی پیش می رفت که فضیلت عزاداری بر آن حضرت را از نماز شب افضل می دانست.
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید:«آیت الله قاضی در عین تأکید بر نماز شب، سوگواری بر حضرت سیدالشهدا را با فضیلت تر از نماز شب می دانستند و می فرمودند:
محال است که انسانی به جز از راه سیدالشهدا (علیه السّلام) به مقام توحید برسد.37
و بدین سبب است که ایشان درباره ی خود می فرماید:« من هر چه دارم از قرآن و زیارت سید الشهدا (علیه السّلام) است.38
حسین مظهر عشق و سرسپردگی به حق تعالی است و قاضی نیز در عشق حسین تمام است و به راستی مگر برای عاشق حسین جز غرقه شدن در این بحر بی پایان راهی می ماند؟
ابن فارض یک قصیده ی تائیه برای استادش گفته و من هم یک قصیده ی تائیه نمره یک گفتم برای ابا عبدالله الحسین که کارم را درست کرد و درِ غیب را به نحو اَتَمّ برایم باز کرد!39
و این گونه است که قاضی در ایام زیارتی امام حسین(علیه السّلام) حالش دگرگون می شود و در حریم دوست از کثرت ادب همانند چوب خشک می گردد. پیاده به کربلا می رود و پیاده بر می گردد. در خانه اش روضه ی هفتگی به پا می کند و کفش های مردم را برایشان جفت می کند. بی توجه به کسانی که به او خرده می گیرند که تو اهل علم هستی و نباید خودت را کوچک کنی، می گوید:« من باید برای حضرت ابا عبدالله کار کنم، چه عالم باشم چه عامی.»40
آیت الله کشمیری نقل می کند:
آقای قاضی تمام مکاشفه بود و در اواخر عمر بسیار لطیف و رقیق شده بود و با دیدن آب به یاد امام حسین(علیه السّلام) افتاده می گریست.41
او عطش حسین(علیه السّلام) را یاد می کرد و می گریست و چه رمز و رازی در این عطش نهفته است و چه ماجرای غریبی دارد این عطش!
آیا قاضی در عطش عشق به مولا سوخته است که این چنین در تب و تاب عطش می سوزد و هر چه آب می نوشد عطشش فرو نمی نشیند؟! قاضی را چه می شود که چنین می سوزد؟! چه سودای ویرانگری در قلب او خانه کرده است که این گونه جسم و جانش را با هم به آتش می کشاند و او همچون پروانه ای است که در راه معشوق، بی قرار و بی پروا خود را به شعله های آن سپرده، همواره می خواند:
گفت من مستسقی ام آبم کِشَد گر چه می دانم که هم آبم کُشد
این جان گداخته در آتش عشق و سوخته ی وصال معشوق دراواخر عمر به بیماری استسقاء مبتلا می شود، فرزند ایشان می گوید: بیماری مرحوم قاضی عطش بود. می گفت در سینه ام آتش هست. این آتش خاموش نمی شود و دائم آب می خوردند، آب... آب.»42
و چه رمز غریبی است این عطش! روح سیّد عارف، دیگر در کالبدش نمی گنجد و عزم پرواز دارد. همین قدر هم که مانده است حکمت خداوندی را تسلیم بوده است و اکنون دیگر خواست معشوق لحظه موعود را برای او رقم زده است:
هوا طوفانی بود... چون صدای مرا در منزل شنیدند صدا زدند و از من خواستند دستشان را بگیرم و از اتاق بیرون ببرم تا اندکی هوای تازه به مشامشان بخورد. وقتی آمدم دست های خود را بلند کردند و اشاره به این که«کمک کن تا بلند شوم» بلند شدند. اشاره کردند که مرا بیرون ببر، آرام آرام ایشان را آوردم بیرون اتاق،نظری به آسمان افکندند و فوراً اشاره کردند که « مرا برگردان»... پدر روی فرش نشست و سر را نهاد روز زانوی من که از همه جا غافل بودم، شروع کردند به ذکر شهادتین و آیاتی از قرآن خواندن و سفارشات بخصوص... من هم با تمام وجود گوش می دادم و وصایای ایشان را در اعماق درونی خود جای می دادم... بعد فرمودند:« صبح زود بیا به منزل، زودتر از هر روز» من هم اذان صبح آمدم به منزل، امّا صدای شیون و گریه از خانه بلند بود.43
و بدین سان، روح بلند و ملکوتی»کوه عظمت و مقام توحید»44 در 83 سالگی به حق پیوست و رخ در نقاب خاک کشید و در وادی السلام نجف مدفون گشت.
و در پایان به ذکر نقلی از بقیـة السلف عارفان و سالکان و از شاگردان مبرّز و مورد علاقه آیت الله قاضی می پردازیم:آیت الله العظمی بهجت(دام عزّه) می فرماید:
شب قبل از وفات آقای قاضی، کسی خواب دیده بود که تابوتی را می بردند که رویش نوشته شده بود«تَوَفّی ولیّ الله»[ولی خدا وفات یافت] فردا دیدند آقای قاضی وفات کرده است.45
و سلام خدا و انبیاء و اولیای خدا بر او باد.

پی نوشت ها:

19. رسالـه لقاء الله، آیت الله ملکی تبریزی،ص22.
20. همان، ص 135.
21. عطش، ص 93.
22. اسوه عارفان، به کوشش صادق حسن زاده، ص 166.
23. همان، ص67-70 و عطش، ص 122-123 با تلخیص.
24. ز مهر افروخته، ص 19.
25. اسوه عارفان، ص 164. با تلخیص و تقطیع.
26. فریادگر توحید، ص 115- مهر تابان، علامه حسینی تهرانی ص 259-257 با اندکی دخل و تصرّف.
27. اسوه عارفان، ص 60 -59، با اندک تصرّف.
28. همان، ص54-53 با تلخیص در عبارت.
29. همان، ص 109-110.
30. عطش، ص 301.
31. آیت الحق، ص 221-220.
32. دریای عرفان، ص 133.
33. آیت الحق، ص 233، به نقل از فرزند ایشان.
34. قرآن کریم دوای هر درد و شفای هر بیماری است.
35. آیت الحق، ص 233.
36. همان، سید محمد حسین قاضی، ص 124.
37. ز مهر افروخته، ص 23.
38. همان، ص 22.
39. عطش، ص 253، به نقل از آیت الله نجابت.
40. همان، ص 255، با تلخیص.
41. همان، ص 256.
42.
43. دریای عرفان، ص 116.
44. تعبیری از حضرت امام خمینی(رحمت الله علیه) در مورد مرحوم قاضی(رحمت الله علیه)
45. عطش، ص 280.

محمدرضا پیوندی

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما