مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
غرب و مهدويت
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 203    شنبه 15 اسفند 1388 
 

پرواز تا بی کران


پرواز تا بی کران

قسمت اول

گلگشتی در زندگی اخلاقی و علمی آیت الله سید علی آقا قاضی(رحمت الله علیه)

می خوانم... هر چه می خوانم شوق بیشتری در خود می یابم. کم کم این شوق آتشی سترگ می شود و تا اعماق جانم را می سوزاند. باز هم می خوانم. گویی یک عقده، یک بغض فروخورده، گلوگیر حنجره ام می شود. چشمانم را می بندم. یک چشمه، دو چشمه، چند چشمه از آن چه را از او خوانده ام در افق خاطرم به تماشا می نشینم. ناگهان کتاب را کناری می نهم و سر را میان دستانم می گیرم. لهیب شیفتگی و آشفتگی بر جانم می افتد. دست بر دست می زنم. نه... نه، از قاضی نوشتن چه کار مشکلی است چه برسد به قاضی شدن و قاضی ماندن!
بر خود نهیب می زنم. مگر او که بود و چه داشت و مگر خداوند رحیم وکریم تو را و همه ی آنان را که می بینی و با آنان نشست و برخاست داری بر سرشت و فطرت پاک الهی و توحیدی نیافریده است؟! متحیر می شوم. در پاسخ درمانده می شوم. باز می پرسم، پس چگونه است که یکی از هزاران نیز«قاضی» نمی شود؟! چه آتشی بر جان امثال قاضی می افتد که ما و امثال ما نه تنها از دیدن و پریدن بر ستیغ بلند عرفانی آنان عاجزیم، بلکه توانایی رفتن و ماندن دردامنه ها و چشیدن چشمه های جاری از آن را نیز نداریم؟
سؤال به دنبال سؤال می آید و ذهن سرکش و بی قرار مرا سخت به چالش می کشد و مگر نه این که سرانجام باید در پی کشف این رازهای سر به مُهر کاری کرد و حرکتی. شاید گوشه ای از آن گشوده شود وگشایشی در کار ما حاصل آید.
اکنون امیدوارانه قدم در راه می نهیم و شوقمندانه گلگشتی می زنیم در زندگی و سیره اخلاقی و عرفانی فقیه و مفسر نامدار، عارف بی بدیل، ملکوتی خاک نشین، حضرت آیت الحق سید علی آقا قاضی.

عیدی بزرگ

عید سعید قربان سال 1285 هـجری قمری سپری شده و خانواده سید حسین قاضی همچنان در انتظار تولد فرزند آرام و قرار ندارند. روز 13 دی حجّه انتظار به سر می آید. کودک که چشم باز می کند، آوایی جز یا حسین و یا علی نمی شنود. سید حسین به یمن تولد او در بین دو عید قربان و غدیر، نامش را علی می گذارد و این گونه است که سید علی قاضی، علی وار همه ی تمایلات نفسانی خویش را قربانی می کند و تمامی ارادت خویش را به پای غدیر می ریزد . کودکی او در تبریز در سایه تربیت پدر بزرگوارش سید حسین قاضی طباطبایی سپری می شود که خود از افلاکیان روزگار است.
از همان نوجوانی علم تفسیر را نزد پدر بزرگوارش و ادبیات عربی و فارسی را نزد شاعر نامی و دانشمند نیّر تبریزی فرا می گیرد. در 23 سالگی با شور و شوق فراوان همراه کاروانی عازم نجف اشرف می شود و در کنار بارگاه ملکوتی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) رحل اقامت می افکند.

مجتهد جوان و آغاز راه
غنای علمی

حوزه علمیه نجف و اساتید بزرگی همچون آخوند خراسانی، فاضل شربیانی، شیخ محمد ممقانی موجب می شود که سید علی در 27 سالگی به درجه اجتهاد نائل آید. او، که در راه کسب کمال و دانش لحظه ای آرام و قرار ندارد، می داند که مقدمه ی رسیدن به مرحله ی نفس طاهر، داشتن علم وافر است. از این روست که ابتدا همه ی آن چه را که برای حرکت در راه مرام توحید لازم است کسب نموده، آن گاه پای در راه می گذارد.
البته او در این راه چهل سال زحمت می کشد، خون دل می خورد و ریاضت های شرعی را متحمل می شود؛ اما هیج کس نمی داند قاضی کیست و چه می کند. او در لباس یک روحانی و عالم ساده زیست و معمولی یکسره بر عافیت طلبی و خود مداری پشت پا می زند و بی مهابا برشیطان نفس می تازد تا این که به حریم حرم راه می یابد. گرچه او را«کوه کتمان» نامیده اند، امّا از آن جا که «پری رو تاب مستوری ندارد» گاه گاهی آفتاب عالم تاب معارف توحیدی او از پس پرده کتمان بیرون می آید تا شاید شعاع نورانی آن روشنگر رهجویان راه باشد اینک چشم باز می کنیم و جرعه هایی روح نواز از فضایل اخلاقی و کرامات عرفانی آن بزرگوار را به تماشا می نشینیم.

فضایل اخلاقی
تواضع

آنان که سر به قلّه های افلاکی کشیده اند و از منظر روح، بلندترین درجات روحانی را طی کرده اند، چه فروتنانه زیست می کنند و چقدر از سرکشی و تکبر و فخر فروشی بیزاری می جویند. مرحوم سید علی آقا قاضی در اظهار خاکساری و تواضع از هیچ فرصتی نمی گذشت؛ چنان که پس از نقل خواب یکی از شاگردانش در جلسه ی درس به او فرمود:
«من لنگه کفش انسان های کامل هم نمی شوم.»1
آری! او این گونه خود را پایین می آورد؛ امّا خداوند آن گونه اش بالا می برد و درجات رفیعش می بخشد. دخترش درباره ی تواضع پدر می گوید:
پدر ما خودش را خیلی پایین می دانست. و وقتی شاگردانش می آمدند می گفتند: من خوشم نمی آید بگویید من شاگرد فلانی هستم. در مجالسی که در منزل می گرفتند بالای مجلس نمی نشستند و می گفتند آن جا جای مهمانان است و وقتی با شاگردانشان راه می رفتند پدرم عقب همه ی آن ها راه می رفت.2
اصولاً یکی از دستورهای اخلاقی و در واقع یکی از گذرگاههای ورود به مرحله عرفان را تواضع و فروتنی سالک در این مسیر می دانستند به نحوی که اگر شاگرد یا سالک این مرحله را طی نمی کرد او را سزاوار ورود به این جایگاه نمی دانستند:
یک بار به یکی از حاضران مجلس خود که شخصیت علمی برجسته ای بوده است دستور می دهند به شخص فقیر و بدلباسی که برای گدایی برایشان وارد می شود و بعد از نشستن قادر به برخاستن نبوده، کمک نمایند. اما آن شخص در انجام دستور استاد وقت کشی کرده و اجرا نمی کند. لذا خود مرحوم قاضی(رحمت الله علیه) از جا برخاسته و به آن فقیر کمک می کند و او را در آغوش می گیرد تا روی پای خود بایستد، سپس کفش او را به پایش می کند و تا درب خانه همراهی اش کرده و با او ملاطفت می کنند...3
آیت الله سید عباس کاشانی از شاگردان مرحوم قاضی می فرمایند:
یک باره عده ای از ایران آمدند خدمت آقا و گفتند: ما از شما مطالبی می شنویم و تقلید می کنیم. ایشان گریه کردند،دستشان را بلند کردند وگفتند: خدایا! تو می دانی که من آن کسی نیستم که این ها می گویند... می فرمودند: اگر به حرام و حلال معتقد هستید من راضی نیستم نه بالای منبر، نه پایین منبر یک کلمه از من اسم بیاورید.4

کار برای خدا

حاج جاسم اَعسم می گوید:
اوایل آمدن مرحوم قاضی به نجف بود و ایشان برای عبادت مرتباَ به مسجد کوفه رفت و آمد داشت. حفره ای در میان مسجد بود که در آن آشغال جمع می شد. ایشان مساعدت فراوانی کردند و با همکاری جمعی بنای مناسبی در آن جا ساختند. ایشان روزی آمدند و از همه ی بنّاها و معماران که نظارت داشتند تشکر کردند امّا هنگام خروج ناگهان چشمشان به تابلویی افتاد که با کاشیکاری نوشته بود: به همت و مساعدت علی آقا قاضی. با دیدن این کاشی رنگش متغیر شد و ما توجیه می کردیم که باید این نوشته می شد امّا ایشان خشمناک تر می شد تا این که کلنگ را از دست یکی از کارگران گرفت و آن کاشی ها را در هم شکست و به جای آن مقداری گچ مالید آنگاه آرام و بشّاش شد و به ذکر نکته های لطیف پرداخت.5
زهد و زندگی فقیرانه
پاکان روزگار نه به زرق و برق دنیا توجهی دارند و نه به تمایلات دنیوی وقعی می نهند. آن اسوه زهد و پارسایی، زندگی زاهدانه ای داشت و با عسرت و تنگدستی روزگار می گذراند. هر چند خانواده ی او پر جمعیت بودند،چنان با توکل می زیست که برخی این گونه زیستن را ناشی از ریا و خودنمایی دانسته، بر او خرده می گرفتند؛ اما عنقای بلند آشیانه، کجا به زاغکان سیاهرو باج می دهد!
علامه تهرانی می فرماید:
یکی از رفقای ما که فعلاَ از بزرگان نجف است برای من می گفت: من یک روز به دکّان سبزی فروشی رفته بودم، دیدم مرحوم قاضی خم شده و مشغول کاهو سوا کردن است، ولی به عکس معمول، کاهوهای پلاسیده و آن هایی را که دارای برگهای خشن و بزرگ هستند برمی دارد. من کاملاً متوجه بودم، تا مرحوم قاضی کاهوها را به صاحب دکّان داد و ترازو کرد و مرحوم قاضی آن ها را در زیر عبا گرفت و روانه شد. من که در آن وقت طلبه جوانی بودم و مرحوم قاضی مردی مسّن بود به دنبالش رفتم و گفتم:آقا! من سؤالی دارم، شما برخلاف همه ی افراد چرا کاهوهای غیر مرغوب را سوا کردید؟!مرحوم قاضی فرمود:
آقا جان! این مرد فروشنده، شخص بی بضاعت و فقیری است و من گاهگاهی به او مساعدت می کنم و نمی خواهم چیزی به او بلاعوض داده باشم تا اولاً عزّت و شرف و آبرویش از بین نرود و ثانیاً عادت نکند که چیز مجانی بگیرد و در کاسبی هم ضعیف شود. و برای ما فرق ندارد کاهوهای لطیف و نازک بخوریم یا از این کاهوها! و من می دانستم که این کاهوها خریداری ندارد و دور می افتد و برای ضرر نکردن او این کاهوها را خریدم.6
نمونه هایی را از این دست، در زندگی ایشان فراوان می یابیم. دخترش در این باره می گوید: اگر یک فقیری دم در می آمد، بشقاب غذایش را به فقیر می داد و دیگر دستش را به سفره دراز نمی کرد. می گفتیم از بقیه ی غذاها بخورید.می گفت: نه! این ها مال بچه های من است. من سهم خودم را دادم رفت.7
مرحوم آیت الله علی محمد بروجردی نقل می کنند:
ایشان در عمرش برنج درسته نخورد، مگر چند روز از اخر حیاتش... همیشه خرده برنج می خورد( در نجف قیمت خرده برنج یک چهارم برنج درسته بود) ایشان خرده برنج می خورد، آن هم خیلی کم.8

عبادت

چه بگوییم از راز و نیازهای عاشقانه ی آن واله و شیدای حق و سوخته و ذوب شده در توحید؟! کسی چه می داند او در نمازهای عاشقانه اش با حضرت ربّ جلّ و علا چه می گفت. در مسجد سهله، در مسجد کوفه و در حرم امیرالمؤمنین و هر جا که فضیلتی در نماز و دعا در آن بود، او حضور داشت.
شب بیداری ها و تهّجدهای مخصوصی که کمتر کسی از عهده ی آن برمی آید:
ایشان اول شب اندکی می خوابیدند، سپس بیدار می شدند و چهار رکعت نماز نافله ی شب به جا می آوردند. سپس اندکی می خوابیدند و دوباره برمی خاستند برای چهار رکعت دیگر از نافله ی شب، آن گاه می خوابیدند و پیش از طلوع فجر برای نمازهای شفع و وتر و فریضه(نماز صبح) بر می خاستند. این عادت ایشان بود، و شب بیداری رسول گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) نیز به همین صورت نقل شده است.9
فرزند دیگرش درباره ی عبادت های شبانه و راز و نیازهای عاشقانه او می گوید:
او شبها همیشه مشغول راز و نیاز با خدای خود بود و ستاره های شب با گریه های او آشناست در خانه ما دو اتاق تو در تو بود که فقط یک در داشت... بسی از شبهای طولانی که صدای گریه و زاری از آن اتاق به گوش می رسید... یک شب با صدای گریه از خواب بیدار شدم. همه خوابیده و تنها صدای شیونی بود که از اتاق به گوش می رسید. به اتاق نزدیک شدم و از رخنه ی در پدرم را دیدم که با حالت مخصوص نشسته وبا حالت خاص معنوی صورتش را با دست هایش پوشانده و مشغول ذکر می باشد.10

رفتار اجتماعی و خانوادگی

مرحوم قاضی از عارفان زهد فروش نبود ودر عین ایستادن بر مقام های بلند عرفانی، رفتار اجتماعی والا و سلوک خانوادگی بسیار گرم و گیرایی داشت. او پیش از گفتار عمل می کرد. در سلام کردن بر دیگران سبقت می جست. در رعایت آداب ظاهری و لباس و آراستگی و نظافت، فردی کم نظیر بود. ادیب و شاعر معروف نجف درباره ی او می گوید:
سیدی خوش قامت... با انگشتهایی حنایی... عمامه کوچکی بر سر بسته و لباس های سفید برتن داشت.
او در جمع خانواده نیز چنان زیست می کرد که گویی فردی عادی است، با بچه ها صمیمی بود و نام آن ها را با لفظ خانم و آقا صدا می زد. بچه ها داخل اتاق که می شدند، به احترامشان بلند می شد. امر و نهی های خشک و تحکّم و زورگویی در خانه قاضی راه نداشت و بچه ها درامور خود آزادی نسبی داشتند و تا جایی که پا را از محدوده ی شرع بیرون نگذاشته بودند، عتاب و خطابی نمی دیدند گر چه او گاهی از شیطنت بچه ها آزار می دید، اما همواره به همسر خویش می گفت:«بگذار بچه ها بروند بازیشان را بکنند.»11
به دختران خود سفارش می کرد که از همسرانشان اطاعت کنند و مواظب آن ها باشند.کرامت زیر نیز درباره نحو ی برخورد ایشان با همسرشان نقل شده است:
مادرم به آقای قاضی می گفت: آخر شما چه آقایی هستی که من سال های سال در منزل شما هستم و شما یک قرآن خواندن به من یاد ندادی؟! مادر ما سواد نداشت. آقای قاضی به او فرمود: تو قرآن را باز کن، مقابل هر سطر صلوات بفرست و بعد بخوان. ایشان هم به همین صورت، صلوات می فرستادند و قرآن می خواندند! بعداً ما که بزرگ شدیم و خواندن و نوشتن یاد گرفتیم، من به مادرم می گفتم: این آیه ای که من می خوانم کجای قرآن است؟ و ایشان که خواندن و نوشتن بلد نبود ولی اشاره می کرد که فلان صفحه است و سطر آن را هم تعیین می کرد!12
و این گونه اخلاق و کردار خانوادگی است که پس از مرگ پدر، دختر تا چهارماه آرام نمی گیرد و شب و روز می گرید تا سرانجام پدر به خواب او می آید و می گوید:«فاطمه جان! چرا گریه می کنی، من الحمدلله خوبم، من خوبم و آن گاه است که نفوذ معنوی پدر، دختر را ساکت می کند و آرام می شوند.13

جامعیت علمی

کوه استوار تقوا و پارسایی، ازمقام علمی و فضل جامعی برخوردار بود. او، که در اوان جوانی به درجه اجتهاد نائل آمده بود، در فقه و اصول، حدیث، ادبیات عرب، تفسیر، علوم قرآن، علوم غریبه و حتی شعر و شاعری استادی کم نظیر بود.
علامه طباطبایی مفسر کبیر و صاحب تفسیر المیزان می فرماید:
این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر از مسیر و ممشای ایشان پیروی می کنیم و در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین (علیهم السّلام) ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه ی فهم احادیث را فقه الحدیث گویند، از ایشان آموخته ایم.
آیت الله حسینی همدانی می فرماید:
مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی علاوه بر این که بسیار مرد جلیل ونورانی و زاهدی بود، از نظر مقام علمی هم بسیار برجسته بود. یک وقت در میان صحبت، ایشان فرمودند:«من هفت دوره درس خارج کتاب طهارت را دیده ام!14
در این باره، از عارف نامدار و شاگرد مورد علاقه ی مرحوم قاضی سید هاشم حداّد نقل شده است که:
مرحوم آقا یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی نظیر بود؛ از جهت فهم روایت و حدیث بی نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی و ادبیات عرب و لغت و فصاحت بی نظیر بود. حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکال های تجویدی و نحوه قرائتشان را می گفت.15
یک دیگر از جولان گاه های علمی مرحوم قاضی تبحّر در علوم غریبه همچون علم رَمل و جَفر و اسرار حروف بود. مرحوم آیت الله حسینی تهرانی می فرماید:
در باب اسرار حروف، بسیاری از علمای راستین، مطالب شگفت آوری بیان فرموده اند و از آن به استخراجات بدیعه و اخبار از غیب و اطلاع بر ضمایر حاصل می نمایند، مرحوم قاضی در این فن سرآمد روزگار بوده اند.16
ایشان در شعر و لغت وفصاحت و بلاغت نیز اعجوبه ی روزگار خویش و سرآمد عالمان عصر خود بوده اند.گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این اشعار عجمی است. روزی در بین مذاکرات مرحوم آیت الله مامقانی به ایشان می گوید: من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است، گرچه آن شعر در اعلی درجه ی فصاحت و بلاغت باشد! آن گاه مرحوم قاضی یکی از قصاید عربی که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کنند و در بین آن قصیده، از خودشان چند شعر فی البداهه اضافه می کنند و سپس می گویند: کدام یک از این ها را غیر عرب سروده است؟ وایشان نمی توانند تشخیص دهند!17
در مقام علمی آیت حق و عارف مطلق،مرحوم قاضی همین بس که مرحوم علامه طباطبایی در وصف او می فرماید:
من در نجف اشرف پس از اتمام تحصیلاتم در مسائل عقلی فکر کردم که اگر مرحوم ملاصدرا حضور داشت، بیش از این که من استفاده کردم، افاده نخواهند کرد، تا این که با شخص بزرگواری مانند مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی استاد اخلاق آشنا شدم.پس از مدّتی که با ایشان مأنوس شدم، فهمیدم که حتی یک کلمه از معقول و حقایق حکمت متعالیه نفهمیده ام!18

پی نوشت ها:

1. همان، ص 85.
2. عطش، ص 106.
3. آیت الحق، سید محمد حسن قاضی، ص 237، با تلخیص.
4. عطش، ص 426.
5. اسوه عارفان، ص 37-36، با تلخیص.
6. اسوه عارفان، ص 63، با مختصر تغییر در عبارت.
7. عطش، ص 414.
8. همان، ص 164.
9. آیت الحق، ص 198، از زبان فرزند ایشان.
10. دریای عرفان، ص 38، با تلخیص در عبارت.
11. عطش، ص180-173 با تلخیص.
12. همان، ص 359، با تلخیص، به نقل از خانم فاطمه قاضی.
13. همان، ص 418-417، با تلخیص.
14. دریای عرفان، هادی هاشمیان، ص 31.
15. روح مجرّد، سید محمد حسین تهرانی، ص 473.
16. همان، ص 485.
17. فریادگر توحید، ص 95.
18. دریای عرفان، ص 32.

محمدرضا پیوندی

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما