مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
غرب و مهدويت
پیوندهای ویژه  
ساخت خانه با قطعات بوئینگ 747!!...
ردپاي تفرقه
ببخشيد! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟...
تکنیک‌های تنفس درمانی
سایت تخصصی آندروید
انقلاب اسلامي امام خميني(ره)،...
باورتون میشه اینها کیک باشه...
اولين فراماسون ايراني كيست؟...
دشوارترین امتحان الهی
آب در نگاه شعرا
وااااي... دوباره ديشب بارون‌...
تاثير مال و مقام در آخرت
تصاویر دیدنی از پروانه های بسیار...
انگليس از ديدگاه آيت‌الله كاشاني(ره)
مهدي شخصي نه مهدي نوعي
سینمای غرب چگونه به صهیونیسم...
سريال‌هاي خارجي با ما چه مي‌کنند؟...
ولايت فقيه در صحيحه زراره
گونه های بسیار زیبای پروانه...
آينده انقلاب اسلامي از نگاه...
کتاب آسمانی پس از ظهور
داستان شگفت انگيز يك پزشك
فوت و فن نگهداري يخچال و فريزر...
امیر المومنین عليه السلام و...
سفری به دنیای دیدنی حیوانات
من گمراه بودم
چرا ما بايد براي سلامتي امام...
نامه تاريخى استاد شهريار به...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 467    یک شنبه 20 بهمن 1387 

 مقتل مطهر


مقتل مطهر

اولين تيري که به طرف خيام امام حسين (ع) رها شد

در روز عاشورا مقداري از رذالت‌هاي عمرسعد، معلول اين بود که فکر مي‌کرد ممکن است گزارش‌هاي گذشته به ابن‌زياد رسيده باشد که عمرسعد، تعلل مي‌ورزد و يک مقدار هواخواه حسين بوده است.
لذا براي اين که خودش را از روسياهي نزد ابن‌زياد بيرون بياورد، يک سلسله رذالت‌ها کرد؛ براي اينکه آنها را براي اين‌زياد نقل کنند، وقتي که دو طرف در مقابل يکديگر ايستادند، به تيراندازهاي خود گفت: آماده باشيد. همه آماده شدند. اولين کسي که تير را به کمان کرد و به طرف خيام حسيني انداخت، خود او بود. بعد فرياد زد:
« ايها‌ الناس، همه نزد عبيدالله زياد شهادت بدهيد که اول کسي که به طرف حسين تير انداخت، من بودم !

شهادت عابس‌ابن شبيب شاکري

مردي از اصحاب اباعبدالله به نام عابس‌بن ابي شبيب شاکري، که خيلي شجاع بود و آن حماسه حسيني هم در روحش بود، آمد وسط ميدان ايستاد، هماورد طلبيد.
کسي جرأت نکرد بيايد، اين مرد ناراحت و عصباني شد و برگشت، خود را از سر برداشت.
زره را از بدن بيرون آورد، چکمه را از پا بيرون کرد و لُخت به ميدان آمد و گفت: « حالا بياييد با عابس بجنگيد.»
باز هم جرأت نکردند. بعد دست به يک عمل ناجوانمردانه زدند، سنگ و کلوخ و شمشير شکسته‌ها را به سوي اين مرد بزرگ پرتاب کردند و به اين وسيله او را شهيد نمودند. ( جوشن زبر گرفت که ما هم نه ماهيم. )
اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا، خيلي مردانگي نشان دادند؛ خيلي صفا و وفا، نشان دادند. هم زنان و هم مردان آنها واقعاً تابلوهايي در تاريخ بشريت ساختند که بي‌نظير است. اگر اين تابلوها در تاريخ فرنگي‌ها مي‌بود، آن وقت مي‌ديديد از آنها چه مي‌ساختند.

عبدالله بن عُمير و مادر فداکارش

جناب عبدالله‌بن عمير کلبي، يکي از افرادي است که در کربلا، هم زنش همراهش بود و هم مادرش.
مرد خيلي قوي و شجاعي بود. وقتي مي‌خواهد به ميدان برود، زن او مانع مي‌شود؛ «کجا مي روي؟ من را به کي مي‌سپاري؟ ( تازه زفاف کرده بود ) پس من چه کنم؟ »
فوراً مادرش آمد و گفت:
« پسرم مبادا حرف زنت را بشوني. امروز روز امتحان توست. اگر امروز خودت را فداي حسين نکني، شير پستانم را به تو حلال نخواهم کرد. »
اين مرد بزرگ مي‌رود، مي‌جنگد تا شهيد مي‌شود.
بعد همين زن عمود، خيمه‌اي را برمي‌دارد و به دشمن حمله مي‌کند.
اباعبدالله فرياد مي‌کند: « اي زن، برگرد، خدا بر زنان جهاد را واجب نکرده است. امر آقا را اطاعت مي‌کند.
سري که در راه خدا داديم، پس نمي‌گيريم
ولي دشمن رذالت مي‌کند. سر اين مرد بزرگ را از بدن جدا و براي مادرش پرتاب مي‌کنند:
« بيا بچّه‌ات را تحويل بگير. »
سرِ جوانش را بغل مي‌گيرد، به سينه مي‌چسباند، مي بوسد، مرحبا پسرم، آفرين پسرم، حالا ديگر من از تو راضي شدم و شيرم را به تو حلال کردم.
بعد از آن به طرف لشکر دشمن مي‌اندازد و مي‌گويد: « ما چيزي را که در راه خدا داده‌ايم، پس نمي‌گيريم. »

نوجوان افتخار آفرين

اباعبدالله يک وقت مي‌بيند در اين صحنه، جزء افرادي که آمده‌اند و از او اجازه مي‌خواهند، بک بچه ده دوزاده ساله است که شمشير به کمرش بسته است. آمد خدمت آقا عرض کرد: « اجازه دهيد من به ميدان جنگ بروم « وَ خَرَجَ شابٌّ قُتِلَ اَبوهُ فِي الْمَعّريکَه ».
اين طفل کسي است که قبلاً پدرش شهيد شده است. فرمود: تو کودکي، نرو. عرض کرد: اجازه دهيد، من مي‌خواهم بروم. فرمود: من مي‌ترسم مادرت راضي نباشد. گفت: با اباعبدالله « اِنَّ اُمّي اَمَرَتْني » مادرم به من فرمان داده و گفته است بايد بروي، اگر خودت را فداي حسين نکني، از تو راضي نيستم.
اين طفل آن چنان باادب است، آن چنان باتربيت است که افتخاري درست کرد که احدي درست نکرده بود. هرکسي که به ميدان مي‌رفت، خودش را معرفي مي‌کرد. در عرب رسم خوبي بود که افراد خود را معرفي مي‌کردند و به همين جهت که اين طفل، خود را معرفي نکرد، در تاريخ مجهول مانده که پسر کدام يک از اصحاب بوده است.
مقاتل او را نشناخته‌اند. فقط نوشته‌اند: « وَ خَرَجَ شابٌّ قُتِلَ اَبوهُ فِي الْمَعّريکَه » چرا؟
آيا رجز نخوانده؟ رجز خواند، امّا ابتکاري به خرج داد و رجز را طور ديگري خواند، ابتکاري که هيچ کس به خرج نداده بود. اين طفل وقتي به ميدان رفت، شروع کرد به رجز خواندن. گفت:
« اَميري حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الاَميرُ » ايّهاالناس، من کسي هستم که آقايش حسين است و براي معرفي من همين کافي است.
اَميري حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الاَميرُ
سُرورُ فؤادِ البَشيرِ النّذير

امام حسين (ع) بر بالين حر

اين مرد مي‌جنگد تا شهيد مي‌شود. اباعبدالله او را بي‌پاداش نگذاشت. فوراً خود را بر بالين اين مرد بزرگوار رساند. برايش غزل خواند: « وَ نِعْمَ اللحُرُْ حُرُّ بَني رياحٍ. »
اين حرّ رياحي، چه حرّ خوبي است. مادرش عجب اسم خوبي برايش انتخاب کرده است. روز اول گفت: « حرّ، آزادمرد. » راستي که تو آزاد مرد بودي.
حسين است، بزرگوار و شريف است تا حدّي که مي‌تواند، اصحاب خود را تفقّد مي‌کند. اين خودش امر به معروف و نهي از منکر است.
کساني که حسين (ع) ، خود را به بالين آنها رساند، مختلف بودند. هر کس در يک وضعي قرار داشت، وقتي امام وارد مي‌شد، يکي هنوز زنده بود و با‌ آقا صحبت مي‌کرد، ديگري در حال جان دادن بود.

جانم فداي عباس

در ميان کساني که اباعبدالله (ع) خود را بر بالين آنها رسانيد، هيچ کس وضعي دلخراش‌تر و جانسوزتر از برادرش ابالفضل‌العبّاس براي او نداشت. برادري که حسين (ع) خيلي او را دوست مي‌دارد و يادگار شجاعت پدرش اميرالمؤمنين است. در جايي نوشته‌اند: اباعبدالله (ع) به او گفت:
برادرم: « بِنَفسي اَنْتَ » عباس جانم ! جان من به قربان تو. اين خيلي مهم است.
عباس در حدود بيست و سه سال از اباعبدالله، کوچک‌تر بود. ( اباعبدالله 57 سال داشتند و عبّاس يک مرد جوان 34 ساله بود. )
اباعبدالله، به منزله‌ي پدر اباالفضل از نظر سنّي و تربيتي به شمار مي‌رفت. آن وقت به او مي‌گويد:
« برادر جان ! « بِنَفسي اَنْتَ » اي جان من به قربان تو ! »

منبع : کتاب مقتل مطهر- نویسنده:شهید مطهری
http://www.shamimm.ir

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما