امروزه که دنيا ماشيني شده و بيهويتي و از خود بيگانگي، نسل جوان را به شدت تهديد مي کند؛ گسترش فرهنگ فاطمي و الگو گرفتن از ابعاد مختلف زندگي حضرت زهرا(س) به خصوص شيوة تبليغي ايشان، ضروري به نظر مي رسد. در ميان ابعاد مختلف زندگي حضرت زهرا(س)، سيرة تبليغي آن حضرت از اهميت ويژه اي برخودار است. با الگو قرار دادن اين سيرة تبليغي مي توان موفقيت زيادي در جهت ترويج دين اسلام به دست آورد.
مقدمه دربارة حضرت زهرا(س) کتابهاي فراوان و مقالات متعددي ارائه شده است، اما اين تلاشها کافي نيست و ضرورت دارد که تمامي ابعاد زندگي حضرت را مورد مطالعه قرار دهيم. يكي از مواردي که بررسي آن بسيار ضروري ميباشد، بحث روش تبليغ آن حضرت در دفاع از ولايت است. بايد ديد روش تبليغ حضرت زهرا(س)، چگونه بوده است که همة ائمه: فرزندان خود را به حفظ خطبة فدکيه سفارش ميکردند؟!
چيستي تبليغ تبليغ، به معناي رسانيدن عقايد ديني يا غير آنها با وسايل ممکنه و کشاندن افراد به راهي است که تبليغ کننده قصد دارد. به طوركلي تبليغ، عبارت است از رساندن پيام به گيرنده از طريق برقراري ارتباط, به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در بينش, رفتار و كردار او. در تمدن امروز نيز به مجموعهاي از شگردها و شيوههاي تأثيرگذار رواني و انفعالي گفته ميشود. تبليغات يا پروگاندا (propaganda) از ريشه لاتين و به معناي ترويج اميال, ايجاد نظر خوب يا بد نسبت به شخص, سازمان, مذهب, عقيده و يا چيز ديگر, از طريق تحت تأثير قراردادن افكار و عقايد مردم ميباشد. امام خميني(قدس ره) در تعريف تبليغ ميفرمايد: <تبليغات که همان شناساندن خوبي ها و تشويق به انجام آن و ترسيم بديها و نشان دادن راه گريز از آن است، از اصول بسيار مهم اسلام عزيز است>. مقام معظم رهبري نيز در تعريف اين مقوله ميفرمايد: <تبليغ در اسلام، به معناي رساندن حقايق و معارف اسلامي و دعوت و تشويق مردم به رعايت و اطاعت از فرامين الهي و تأسي به سيره انبيا و ائمه اطهار: به كار رفته است. آنچه ما به آن اعتقاد داريم، معناي واقعي تبليغ است؛ يعني رسانيدن حقايق و واقعيتها به گوش مردم جهان است>. همان طور که از تعريف واژة تبليغ مشخص است، هر انساني براي هدف و مقصد خاص خود روشي به کار مي گيرد تا بتواند به هدفش جامة عمل بپوشاند. براي تبليغ موفق، مبلغان و اهل فن دستورالعملهايي ارائه داده اند تا افراد بهتر بتوانند منظور خود را به مخاطبين تفهيم نمايند. از جمله شرايطي که به موفقيت مبلغ کمک مي کند و ائمة اطهار: نيز به آن سفارش نموده اند، <آغاز کلام با بسم الله، استناد به قرآن، استناد به سنت، استفاده از تمثيل، استفاده از تاريخ، سخن گفتن از روي علم، در نظر گرفتن شرايط زماني و مکاني، رسا و قابل فهم بودن کلام مبلغ، داشتن فصاحت و بلاغت و درک استعداده و بسياري از سفارشاتي است که به طور قطع مي تواند مانند چراغي؛ راه مبلغين اسلام را روشن نمايد. نيم نگاهي خطبة فدکية حضرت فاطمه زهرا(س)، بيانگر آن است که آن بانوي بزرگوار مانند پدر بزرگوارشان تمام شرايط يک مبلّغ موفق را رعايت نمود که خطبة حضرت اينگونه جاودانه شد، آنگونه که ائمه هدي:به فرزندان خود دستور ميدادند آن را حفظ كنند.
تدابير حضرت زهرا(س) در حمايت از ولايت 1. بهترين مکان براي يک حرکت انقلابي که تأثيري ماندگار در تاريخ داشته باشد، انتخاب مکان مناسبي که براي مردم داراي اهميت باشد، بسيار مهم است. حضرت زهرا(س) که در دامان نبوت پرورش يافته بود، به اين مطلب کاملاً آگاه بود؛ از اين رو مسجد پيامبر(ص) را براي شروع حرکت انقلابي خود آغاز نمود. مسجد پيامبر(ص) در آن روز مناسب ترين نقطه، براي يک حرکت حق طلبانه و مرکز بزرگ اسلامي و جايگاه گردآمدن مردم بود.
2. مناسبترين زمان براي تأثيرگذاري سخن بر مخاطب، زمان نيز بايد مناسب باشد. اگر مخاطب آمادگي شنيدن نداشته باشد، سخنراني بيفايده خواهد بود. حضرت زهرا(س) نيز به خوبي به اين موضوع واقف و زماني که مسجد پيامبرا(ص)آکنده از تودههاي مختلف مردم اعم سران مهاجر و انصار بود، در آنجا حضور پيدا کرد.
3. اقدام به صورت راهپيمايي اعتراضآميز آن بانوي فرزانه به تنهايي به سوي مسجد پيامبر(ص) حرکت نکرد؛ بلکه تدبيري انديشيد که گروهي از بانوان آگاه، برجسته، آزاديخواه و مخالف بيداد، به همراه او حرکت کردند و آن بزرگ پرچم دار آزادي و آزادگي در حلقة آنان باشکوه و عظمت وصفناپذير که نشانگر راهپيمايي اعتراضآميز بانوان آزاديخواه و نوانديش و مخالف چرخش واپسگرايانة "سقيفه" بود، قرار گرفت.
4. انتخاب مکان مناسب براي استقرار از عبدالله بن حسن نقل است: وقتي ابوبكر و عمر براي منع حضرت زهرا(س) از دستيابي به فدك همدست شدند، حضرت از آن جريان مطلع شد؛ سپس مقنعه بر سر كشيده و پارچهاي بر سر انداخت و با چند تن از اطرافيان و زنان قوم خود به سوي مجلس ابوبكر حركت فرمود و با كمال طمأنينه و آرامش و همچون رسولخدا(ص) راه ميرفت. چون وارد مسجد شد، ابوبكر با گروهي از جماعت مهاجر و انصار نشسته بودند. پس پردهاي زدند و آن حضرت در پشت آن پرده جلوس فرمود. نالهاي جانسوز كشيد و اين ناله همگان را به خروش آورد. صداي شيون از مردم بلند شد، به گونهاي كه مسجد را به لرزه انداخت. قدري مكث كرد تا مردم آرام شدند، آنگاه روي سخن به ابوبكر كرده و خطبه ايراد نمود.
5. سخنراني آن حضرت در اجتماع مهاجر و انصار مهمترين و صريحترين اصل تبليغي حضرت فاطمه3، موضعگيري ايشان در دفاع از ولايت و امامت حضرت علي(ع) بود. خطبه حماسي و پرشوري را که حضرت، در مسجد رسولخدا(ص) در اجتماع مهاجر و انصار ايراد فرمود و به خطبه فدکيه شهرت يافت، ميتوان يک دوره معارف اسلامي دانست که اهل بيت: در طول تاريخ به اين خطبه توجه خاص داشتند و آن را به فرزندان خود تعليم مي دادند. علامه شرفالدين ميگويد: <اهميت اين خطبه چنان است که اهل بيت:، فرزندان خويش را ملزم به حفظ آن مينمودند، آنگونه که آنها را به حفظ قرآن دستور ميدادند. اين خطبه شاهد گويايي بر احتجاج به امامت امام علي(ع) ميباشد>.
6. مراجعه حضرت زهرا(س) به خانههاي انصار حضرت زهرا(س) در مبارزهاي که عليه خليفه آغاز نموده بود، از هيچ تلاشي در حمايت از حريم ولايت و امامت دريغ ننمود و از راههاي مختلف به مبارزة خويش ادامه داد. حضرت هيچگاه به سخنان و موضعگيريهاي خود در دفاع از امام علي(ع)، رنگ عاطفي نداده است و در هيچ جايي از سخنان حضرت اين نکته را نميتوان يافت که حضرت از امام علي(ع) به اين جهت که همسرش بود، دفاع نموده باشد؛ بلکه ايشان امام علي(ع) را مولا و رهبر خود ميدانست و از شايستگيهاي امام سخن به ميان ميآورد. حضرت زهرا(س)، در ادامه مبارزات سياسي خويش در دفاع از حريم امامت و ولايت حضرت علي(ع) و براي اتمام حجت تصميم گرفت به خانههاي انصار برود و براي امام بيعت بگيرد. ابنقتيبه مينويسد: <حضرت علي(ع)، شبها حضرت زهرا(س) را بر چهارپايي سوار ميکرد و به خانههاي انصار ميبرد و از آنان ياري ميطلبيد. آنان در جواب ميگفتند: "اي دختر رسولخدا(ص)! کار از کار گذشته است و ما با اين مرد (ابيبکر) بيعت نمودهايم. اگر همسر و پسر عموي تو پيش از اين مرد نزد ما ميآمد و از ما بيعت ميخواست، ما کسي غير او را انتخاب نميکرديم". امام علي(ع) در جواب آنان ميفرمود: "آيا من پيكر رسولخدا(ص) را در خانهاش روي زمين ميگذاشتم و دفن نکرده به دنبال حکومت، به نزاع و دعوا برميخاستم؟". حضرت صديقه طاهره3، در تأييد امام(ع) ميفرمود: "ابوالحسن کاري غير از آنچه سزاوار و مناسب او بود، انجام نداد. آنان نيز کاري کردند که حسابشان با خداست و خداوند از آنان بازخواست خواهد نمود">. حضرت زهرا(س)، با صراحت اعلام داشت که پدرم، در غدير خم علي(ع) را به عنوان خليفه و جانشينش معرفي نمود و امروز که بيعت با ابوبکر را بهانه قرار ميدهيد، عذر بدتر از گناه ميباشد و هرگز از شما پذيرفته نيست. همچنانكه وقتي حضرت زهرا(س)، در سخنان خويش در مسجد رسول خدا(ص) حاضران را مورد خطاب قرار داد و شرايط موجود در جامعه را كه به نوعي از غصب فدك آغاز شده و با غصب خلافت و ولايت امام علي(ع)، به انحرافي بزرگ و سنگين در جامعه اسلامي پس از رحلت رسول خدا(ص) تبديل شده بود، به زير سؤال برد و به آنان فرمود: <اي گروه مردان جوان، اي بازوان اسلام! اين چشمپوشي چيست که در حق من روا ميداريد؟ چرا چنين خواب و بيخبري نسبت به ستمي که بر من وارد شده، از خود نشان ميدهيد؟... شما توان آن را داريد که خواستهام را برآورده سازيد و آنچه در نظر دارم، انجام دهيد... . اي واي، اي فرزندان قبيله! آيا ميراث پدرم به يغما رود، در حالي که شما مرا ميبينيد و صداي مرا ميشنويد؟ آغاز و فرجام کار به شما برميگردد و زمام امور در دست شما ميباشد. شما هر نوع توان حمايت از من داريد. اينک چرا فرياد ستمديده را ميشنويد و پاسخ نميگوييد و به داد او نميرسيد؟ شما که به جنگجويي معروف بوديد و به خير و صلاح مشهور هستيد>. بايد توجه کرد که چه چيز پس از درگذشت رسولخدا(ص) در جامعة اسلامي به وجود آمد که تنها يادگار رسولخدا(ص) اينگونه فرياد برآورد و از انحرافي که در جامعة اسلامي به وجود آمده بود، هشدار داد، آن را مخالف قرآن دانست و مردم را به بازگشت به اسلام اصيل و سنت ناب نبوي فرا خواند.
7. اعتراض در قالب حزن و اندوه حضرت زهرا(س) در ادامة مبارزات خويش عليه خليفه و به حمايت از امام علي(ع)، اين بار از طريق حزن و اندوه عليه وضعيت موجود قيام کرد و از اين طريق اهداف خويش را دنبال نمود تا شايد با نالههاي جانکاه خويش روح و احساس مرده امت اسلامي را جان تازه بخشد و وجدان خفته آنان را بيدار سازد. او آنچنان ناله از دل برميکشيد و اشک ميريخت که او را يکي از بکائين (بسيار گريهکنندگان) شمردهاند. مهمترين چيزي که روح حساس و غيور بانوي بزرگ اسلام را ناراحت ميساخت، اين بود که ميديد ملت جوان اسلام از مسير حقيقي و طريق مستقيم ديانت منحرف شده و در راهي افتاده است که پراکندگي و بدبختي از نتايج حتمي آن ميباشد. ايشان پيشرفتهاي سريع اسلام را ديده بود و انتظار داشت که به همان رويه پيشرفت کند و در مدت کوتاهي کفر و بتپرستي را از بين ببرد و دستگاه ظلم و بيدادگري را برچيند، ولي با غصب خلافت، پيشرفت و شکوفايي امت پيامبر(ص) متوقف شد. حضرت زهرا(س) آن چنان گريه ميکرد که مردم مدينه به امام علي(ع) شکايت کردند وگفتند: <گريهها و نالههاي زهرا(س) آرامش را از ما سلب نموده است> و پيام دادند که امام علي(ع) او را از گريه باز دارد و يا در طول شبانه روز يک نوبت گريه کند. امام علي(ع) پيام مردم را به حضرت زهرا(س) رساند، ولي آن حضرت فرمود: <من به زودي از جمع اينان خواهم رفت. سوگند به خدا! به نالههايم ادامه خواهم داد تا به پدرم ملحق گردم>. تاريخ نشان نداده است که گريههاي زهرا(س) باعث آزار و اذيت چه کساني شده است، ولي به يقين باعث آزار آناني که خلافت و ولايت را غصب نموده بودند، شده بود؛ زيرا آنان بودند که نميتوانستند حرکات آن حضرت را تحمل کنند، به ويژه اينکه حضرت زهرا(س) دست به افشاگري ميزد. سيد جعفر عاملي مينويسد: <حضور فاطمه3 در چند متري مسجد رسول خدا(ص) هيئت حاکمه را زجر ميداد، به اين جهت حاکمان او را از گريه منع کردند>. محمودبن لبيد ميگويد: <حضرت زهرا(س) پس از رحلت رسولخدا(ص)، بر مزار عمويش حضرت حمزه ميآمد و گريه ميکرد. در يکي از روزها گذرم به مزار شهداي احد افتاد، فاطمه3 را ديدم که به شدت گريه ميکرد. صبر کردم تا آرام گيرد. جلو رفتم و بعد از سلام عرض نمودم: بانوي من گريههاي شما رگهاي قلبم را پاره ميسازد... . سپس گفتم: بانوي من دوست دارم مسألهاي را از شما سؤال نمايم. فرمود: بپرس. گفتم: آيا رسولخدا(ص) در زمان حياتش بر امامت امام علي(ع) تصريح نموده بودند؟ فرمود: واعجبا! آيا داستان غدير خم را فراموش نمودهايد؟ عرض کردم: غدير خم را ميدانم، ولي ميخواهم بدانم رسولخدا(ص) به شما در اينباره چه فرموده است؟ فرمود: خداوند گواه است که رسولخدا(ص) به من فرمود، بعد از من، علي(ع) رهبر و امام شما و پس از او، دو فرزندش حسن(ع) و حسين(ع) و نه تن از صلب حسين(ع) امام و رهبر شما ميباشند و اگر از آنان پيروي نماييد، هدايت ميشويد و اگر با آنان مخالفت ورزيد، دامنة اختلاف تا روز قيامت در بين شما خواهد بود. سپس فرمود: به خدا سوگند! اگر ميگذاشتند که حق بر محور خود بچرخد و آن را براي اهلش باقي ميگذاشتند و از خاندان رسولخدا(ص) پيروي ميکردند، هيچگاه دو نفر دربارة خدا با يکديگر مخالفت نميکردند. آيندگان از گذشتگان آن را به ارث ميبردند و گذشتگان براي آيندگان خود ميگذاشتند تا اينکه قائم ما که نهمين فرزند حسين(ع) است، قيام کند. اما اينان کساني را که خداوند مؤخر دانسته، مقدم داشته و آنکه را خداوند پيشوا قرار داده، کنار زدهاند. اينان بعد از رسول خدا(ص) بر طبق هوا و هوس و افکار خود عمل کردند، نفرين بر آنان>.
بيتالاحزان بيرون کشاندن حضرت فاطمه3 از خانهاش به بيتالاحزان، نه تنها به نفع خليفه و دستيارانش تمام نشد؛ بلکه باعث وبال حکومت گرديد. آنها ميخواستند حضرت زهرا(س) را از مسجد رسولخدا(ص) که محل تجمع مردم بود، دور سازند؛ ولي با اين کار سند ديگري بر مظلوميت حضرت زهرا(س) افزودند؛ زيرا مردم ميديدند که عدهاي که خود را از پيروان آنان ميدانند و به نبوت پدرش اعتراف دارند، ظلم و ستمگريشان به جايي رسيده است که نزديکترين مردم به رسولخدا(ص) يعني دخترش را که عواطف زنانه خود را دارد، در فشار قرار دادند و او را از اظهار حزن و اندوه در فراق پدرش باز داشتند که مبادا حضرت زهرا(س) از ظلمي که بر او روا داشتهاند، با صداي بلند سخن بگويد. ولي صديقة طاهره3 به رغم هيئت حاکمه، به اعتراض خويش در قالب حزن و اندوه ادامه داد و از خانهاش به بقيع در زير درختچهاي مأوي گزيد. هنگامي كه آن درخت را قطع نمودند، امام علي(ع) سايباني به نام بيتالاحزان ساخت و حضرت زهرا(س) در آنجا قرار گرفت.
8 . سخنان حماسي حضرت زهرا(س) در جمع زنان مدينه حضرت صديقه طاهره3 همچنان به تبليغات خود ادامه داد. او از هر فرصت براي باز گرداندن امامت و ولايت به جايگاه اصلي و واقعي آن تلاش نمود تا اينکه بر اثر دردها و رنجهاي جسمي و روحي که بر او وارد آمده بود، بيمار گرديد و در بستر افتاد؛ در عين حال دست از مبارزه برنداشت. وقتي خبر بيماري حضرت زهرا(س) به گوش زنان مدينه رسيد، به عيادت آن حضرت آمدند. سيدكاظم قزويني مينويسد: <به درستي روشن نيست که انگيزه زنان مدينه از عيادت زهرا(س) چه بوده است؟ آيا با اشاره مردان خويش به عيادت حضرت زهرا(س) آمده بودند؟ يا از ظلمي که بر دختر رسولخدا(ص) شده بود، ناراحت بودند و آمده بودند تا دردهاي دل خويش را تسکين دهند؟ و يا فضاي سياسي آنها را وادار ساخته بود که ميان حضرت زهرا(س) و هيئت حاکم ارتباط به وجود آورند؟>. حضرت زهرا(س) از فرصت به دست آمده استفاده نموده به افشاگري پرداخت و در حالي که بيمار بود، خطبة غرايي ايراد نمودند. اين خطبه از بهترين موضعگيريهاي آن حضرت در دفاع از حريم ولايت و امامت ميباشد که حضرت اهداف و آرمان سياسي خويش را نسبت به آينده امت پس از رسول خدا(ص) بيان داشت. تاريخنويسان شيعه و اهل سنّت اين خطبه را از آن حضرت روايت نمودهاند. سويدبن غفلة ميگويد: <چون حضرت زهرا(س) در بستر بيماري قرار گرفته بود، زنان مهاجر و انصار به عيادت او آمدند و از بيماري حضرت سؤال کردند. آن حضرت اعتراض خويش را از وضعيت موجود اينگونه ابراز داشت: "به خدا سوگند! شب را به صبح رساندم، در حالي که از دنياي شما کراهت دارم و بيزارم. بر مردان شما خمشناکم. آنان را پس از اينکه امتحان نمودم، به دور انداختم؛ پس چه زشت است کندي و سستي پس از تيزي و چه بد است، بازي پس از جديت">.
بنابراين آنچه از مشي سياسي حضرت زهرا(س) و با توجه به شرايط آن روز جامعه اسلامي ميتوان برداشت نمود، به اين شرح است: 1. حضرت نقش آنان را در وضعيت موجود گوشزد نمود؛ زيرا آنان به گونهاي خويش را بيتقصير ميدانستند و اظهار ميکردند که اگر امام علي(ع) پيش از ابوبکر به سراغ آنان ميآمد، با او بيعت مينمودند. 2. حضرت به نقش تعيين کننده تودهها در صلاح و فساد دولتها اشاره نمود و بيان داشت، اينکه امروز امامت و رهبري به وسيلة عده اي از مسير خودش خارج و به انحراف کشيده شده است، مردم نيز در آن سهيم هستند. 3. بازگشت به جايگاه حقيقي و واقعي آن، نيازمند ياري و تلاش مردم ميباشد و تا مردم نخواهند، وضعيت موجود ادامه خواهد داشت. حضرت در اين سخنان به نکات مهم سياسي اشاره نمود و ديدگاه خويش را نسبت به آنان بيان كرد. جالب اينکه حضرت با اين، سخنان و مطالب پيشين خود را که در مسجد رسولخدا(ص) ايراد کرده بود، تکميل نمود.
طاهره محقق |