اشاره
وجود مهدي(عج) مورد اتفاق فرقههاي اسلامي است. به اعتقاد شيعيان، آن حضرت، امام دوازدهم و از فرزندان اميرالمؤمنين علي(ع) است. پرسشهاي مهمي در مورد آن حضرت مطرح است. در اين مجال ميكوشيم با مراجعه به متون کهن فارسي، پاسخ اين پرسشها را بيابيم:
«آن حضرت، امام دوازدهم است از ائمه اثنا عشر(ع). لقب شريفش را مهدي صاحبالزمان خوانند... از اولاد علي بن ابيطالب(ع) است و زينت زمين و زمان و مَهْبط اَمن و اَمان ... خليفه و امام زمان, ... پسر امام حسن عسکري(ع) است و اَليوم، موجود است و به واسطه حکمت مخفيه الهي، در پرده غيبت است و ظهورش بِلاشَک و رِيب».
وجود حضرت مهدي
نكته: «از حضرت رسول(ص) منقول است: اگر از دنيا نماند جز يک روز, همانا خداوند تعالي آن روز را طولاني ميکند, تا اينکه مردي از خاندان من [از پس پرده غيبت] بيرون بيايد. اسم او، اسم من و کنيه او، کنيه من است. زمين را پر از داد و عدل ميکند. آن حضرت خروج خواهد کرد و بساط عدل خواهد گسترانيد و داد مظلوم از ظالم خواهد گرفت».
حكايت: «حکيمه خاتون ميگويد که من و نرجس خاتون ـ که مادر آن حضرت است، به وقت وضع حمل ـ به فرموده پدرش حسن عسكري ـ «اِنا انزَلْناه» ميخوانديم، آن حضرت نيز در شکم مادر ميخواند. از آن ترسيدم. ديگر باره آواز بر آمد: سلام بر شمااي عمه و مادر! مترسيد و تعجب مکنيد و چون متولد شد از او نوري ظاهر شد که بر نور چراغ غلبه کرد و به زانو در آمد و سر سوي آسمان کرد. و در بعضي کتب چنان است که پيشاني بر زمين بگذاشت و گفت: «الحمد لله رَبِّ العالمين».
امامت مهدي(عج) از زبان پدرش
پدر بزرگوار ايشان، امام حسن عسکري(ع)، در جواب پرسش يکي از شيعيان، تصريح به امامت امام مهدي(ع) بعد از خود کردهاند. احمد بن تاجالدين استرآبادي در کتاب آثار احمدي مينويسد:
حكايت: «ابي الاديان ميگويد: به رسم رسالت از پدر آن حضرت [امام حسن عسکري] در محل وداع مفارقت کلي از آن حضرت نمودم و گفتم: مولاي و سيدي! امام و پيشوا و خليفه و مقتدا بعد از شما که خواهد بود؟ فرمود: آنکه جواب نامه بستاند و از نُقُود آنچه بر تو باشد, بعد از نشاني [دادن] از تو طلب نمايد.» [ابيالاديان در ادامه ميگويد]: «بعد از آمدن من، آن حضرت بر جوار حضرت حق رفته بود و مردم جعفر را که برادر آن حضرت و عمّ حضرت امام مهدي بود, تعزيت ميدادند. من تعزيت رسانيدم, مرا هيچ نگفت. درنگي برآمد، يکي آمد که مهدي تو را ميطلبد, رفتم و سلام کردم. فرمود: کتابت فلان و فلان را که آوردهاي تسليم کن و هر چه دراهم و دينار هر کس فرستاده بود, به نام آن کس و مقدار دراهم [نام برد و فرمود:] آن را هم تسليم کن, دست وي بوسيدم و روي خود بر پايش ماليدم و [همه آنها] را تسليم وي نمودم».
غيبت و طول زندگاني
غيبت حضرت امام مهدي(ع), دليل اين نيست که آن حضرت در قيد حيات نباشد. احمدبن تاج الدين استرآبادي در توضيح اين مطلب در کتاب آثار احمدي چنين مينويسد:
نكته: «روايت است که شيخ شهابالدين ابيطلحه در کتاب خود آورده که چون پدر آن حضرت, امام حسن عسكري(ع) به جوار رحمت حق پيوست، وي (= امام مهدي(ع)) به يکبارگي از خلق انقطاع نمود و به هيچ وجه به دوستان, چه جاي دشمنان اختلاط نمينمود. يک چند وي را نديدند, در وجود و عدم او سخنان گفتند و اختلاف در ميان امت افکندند؛ اما غيبت آن حضرت، موجب آن نيست که در قيد حيات نباشد و چون در قُدرت کاملِهِ کامِلُ القُدرَه [= حق تعالي] عجيب نيست و غريب نمينمايد که غايب باشد بعد از مدتي ظاهر گردد. به صحت رسيده و کسي از فرقه[هاي] اسلاميه مخالفت آن نکردهاند که از مقبولان درگاه الهي چون خضر و الياس(ع) زنده و موجودند و از مردودان درگاه پادشاهي چون شيطان زنده است و در اَقْطار عالم به فساد و اِفساد عالميان مشغول است».
امام عصر(عج) از زبان مادر
درباره غيبت آن حضرت از زبان مادر بزرگوارشان، حضرت نرجس خاتون، چنين نوشتهاند:
نكته: «نزد پسر خود رفتم و گفتم: اي نورديده من و اي سُرور سينه غم رسيده من! به درستي و راستي که دشمنان عزم جزم کردهاند تا تو را به دست آرند و به نَفَس کِشيدن امان ندهند تا نکشند. فرمود که من سِلاح حِرْز الله پوشيدهام و زِرِه حمايت الله در بر افکندهام؛ «حَسْبِي الله و نِعْمَ النَصير.» خلايق, مرا ديگر نخواهند و اگر ببينند نخواهند شناخت تا آن زمان که وعده رسد. اين بگفت و از نظر غايب شد».
حکيم ملا عبدالرزاق فَيّاض لاهيجي در کتاب گوهر مراد درباره چگونگي آغاز غيبت کبراي آن حضرت ميفرمايد:
حكايت: «و چون نوبت وکالت [و نيابت آن حضرت] به علي بن محمد السمري رسيده, خبر داد که حضرت صاحب وي را خبر داده به موت وي و تعيين روز وفات, و فرمود که کسي را وکيل نکند که وقت غيبت کبرا رسيده و در اين غيبت امتحان خواهد کرد خداي تعالي مؤمنان را, پس علي بن محمد السمري در همان وقتي که [آن حضرت] خبر داده بود وفات کرد».
|