|
حدود هزار سال پيش، دو فيلسوف بر سراشيبي تپه هاي لبنان با هم ديدار كردند. يكي از آن دو پرسيد: «كجا مي روي؟»ديگري گفت: «من چشم كودكي...
چهارشنبه 18 شهریور 1388
|
 |
|
ساعت چهار بعد از ظهر روز سه شنبه بود. برف شديدى مىباريد. محوطه دانشگاه يکپارچه سفيد شده بود. بر خلاف روزهاى گذشته، سکوتى رمز آلود...
چهارشنبه 18 شهریور 1388
|
 |
|
قرن ها پيش، در راه آتن دو شاعر با هم ديدار كردند و از ديدن هم شادمان شدند. يكي پرسيد: «تازگي ها چه شعري سروده اي؟ اين روزها ذوقت چگونه...
چهارشنبه 18 شهریور 1388
|
 |
|
كيفم را برداشتم و رفتم. موقع برگشتن، هر چه صبر كردم اتوبوس نيامد. پياده راه افتادم. دهانم نيمه باز بود تا بتوانم راحتتر نفس بكشم....
دوشنبه 19 مرداد 1388
|
 |
|
امروز مامان حسابی کار دارد حتی برای من قصه هم نمی گوید. او از صبح جارو می زند، اتاق را تمیز می کند. حتماً مهمان داریم. چون هر وقت منتظر...
دوشنبه 19 مرداد 1388
|
 |
|
گلبرگ روی تخت خوابیده بود و سِرُم به دستش وصل بود. گلبرگ به قطره های سرم که در لوله باریک می افتادند نگاه کرد. گلبرگ مریض شده بود و...
دوشنبه 19 مرداد 1388
|
 |
|
گلبرگ ناراحت بود. کنار حوض نشست و به ماهی های قرمز توی حوض گفت: «امروز کار بدی کردم». ماهی ها باله های قرمز و کوچکشان را تکان دادند...
دوشنبه 19 مرداد 1388
|
 |
|
شب عاشورا بود. سخنرانی آتشین استاد مطهری شور و حالی وصف ناپذیر به مجلس بخشیده بود. جمله ای از آن خطاب به کسانی بود که می توانستند مانند...
دوشنبه 19 مرداد 1388
|
 |
|
مادر! مادر جان مژده! پدربزرگ از سفر برگشته و همین حالا دارد با شتاب به سمت خانه ما می آید. مادر جان، برخیز که مهمان عزیزی در راه داریم....
دوشنبه 19 مرداد 1388
|
 |
|
خانم معلم روی تخته سیاه نوشت «ب». بزرگ نوشت. بچه های ته کلاس هم آن را خوب دیدند. خانم معلم رو کرد به بچه ها و گفت: «ب مثل برف. ب مثل...
شنبه 17 مرداد 1388
|
 |
|
رادیوی اتوبوس که بلندگویش درست بالای سرمان بود، اعلام کرد؛ دو نفر به اتهام کلاهبرداری و اختلاس 200 میلیارد تومان دستگیر شدهاند و به...
یک شنبه 7 تیر 1388
|
 |
|
به خاطر مرد میانسالی که تدارکات گردان را به عهده داشت؛ غیر از سه وعده غذای بخور و نمیر، هیچ چیز دیگری گیر بچههای گردان نمیآمد. مدام...
یک شنبه 7 تیر 1388
|
 |
|
به اصرار مریم خودم را به شکل حاجی فیروز درآوردهام و منتظر بیدار شدن بچهها هستم. مریم میگوید باید از همین حالا بچهها را با سنتهای...
یک شنبه 7 تیر 1388
|
 |
|
همهی برنامههای این رسانهی تصویری را هم نمیشود از آن بالا تماشا کرد، گاهی انگار بیاختیار باید روی زمین نشست، حساب سه چهار قدم...
یک شنبه 7 تیر 1388
|
 |
|
امروز صبح وارد شدیم و از ما پذیرایی خوبی نکردند، چون در ساحل هیچکس نبود جز انبوهی از آدمهای مرده یا تکهپارههایی از آدمهای مرده...
یک شنبه 7 تیر 1388
|
 |
|
یکی از نکات جالب در زندگانی صدرالمتألهین، سفرهای حج اوست که با پای پیاده انجام میشده است. او هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد سفر...
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388
|
 |
|
دختری در چین زندگی می كرد که با جدیت درس نمی خواند . وی اصلا نمی دانست که آینده اش چیست و به دنبال چه هدفی می باشد . روزی از روزها...
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388
|
 |
|
بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد....
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388
|
 |
|
آبي چشم نواز زاينده رود از دامنه كوه هويداست. مردان روستا يكي يكي و چند تا چندتا مي آيند تا در حسينيه، تشكيل جلسه بدهند و به شورا كمك...
دوشنبه 31 فروردین 1388
|
 |
|
در شماره سی و هفتم از مجموعه کتاب های مترو ، از کشکول شیخ بهایی، طنز و شوخ طبعیهای موجود در كشكول شیخ بهایی توسط مهدی تمیزی استخراج...
یک شنبه 30 فروردین 1388
|
 |