مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
آخرین اخبار از نقل و انتقالات انجام شده
این روزها جابه‌جایی بازیکنان و مربیان لیگ، مهم‌ترین اخبار روز فوتبال ایران را تشکیل می‌دهند و با پایان...
اتفاق تاریخی برای دنیای هوا فضا + عکس
در ادامه مانورهای نخستین فضاپیمای خصوصی جهان، این کپسول توانست با موفقیت به ایستگاه فضایی بین المللی...
گزارش کامل از جلسه فراکسیون رهروان ولایت
فراکسیون "رهروان ولایت" که عصر امروز با حضور جمعی از منتخبین اصولگرای مجلس نهم در مجلس قدیم تشکیل جلسه...
جزئیات سفر رئیس جمهور به چین
رئیس جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در اجلاس سران شانگهای و نیز دیدار رسمی از چین عازم پکن می شود.
خوش هیکل ترین پلیس جهان + عکس
بدون شرح ...
تقلب در آرای مردم مصر به نفع نامزد " حسنی مبارک"
انقلابیون و فعالان مصری با انتشار تصاویری در اینترنت، از اسنادی پرده برداشتند که حاکیست در شمارش آرای...
فاجعه تجاوز دست جمعی ماموران پلیس به زنان مهاجر
« 57 زن و 10 کودک در یک سلول بودند و تمام مدت گروه های سه تا چهار نفره مردان می آمدند و خواستار تن دادن...
حذف صفر‌ها از سال 93 اجرايي مي‌شود
در صورتي كه مجلس در نيمه اول سال 91 به تاييد برساند، از تاريخ 93.1.1صفرها حذف خواهد شد.
فراکسیون اصولگرایان "حدادعادل" را به عنوان رئیس پیشنهادی برگزید
فراکسیون اصولگرایان منتخب مجلس نهم در جلسه عصر امروز که در ساختمان مشروطه بهارستان برگزار شد، "حدادعادل"...
فردا، روز سرنوشت ‌ساز استقلال
جلسه هیئت مدیره باشگاه استقلال برای مشخص شدن مدیرعامل و سرمربی فردا برگزار می‌شود.
باهنر و مصباحی‌مقدم به عنوان نواب پیشنهادی هیئت رئیسه مجلس نهم انتخاب شدند
منتخب مردم شاهرود در مجلس نهم اعلام کرد: فراکسیون "رهروان ولایت" محمدرضا باهنر و حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم...
لاریجانی به عنوان رئیس پیشنهادی مجلس نهم انتخاب شد
کاظم جلالی اعلام کرد: فراکسیون "رهروان ولایت" که عصر امروز با حضور جمعی از منتخبین اصولگرای مجلس نهم...
احتمال تعطیلی پایتخت در ۲ روز آینده
معاون عمرانی استاندار تهران گفت:با توجه به پیش بینی هواشناسی طی روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری پدیده...
تأثیر مذاکرات بغداد بر قیمت نفت
درپی توافق ایران و اعضای گروه 1+ 5 در نشست بغداد به منظور ادامه مذاکرات در باره برنامه هسته ای تهران...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 94    چهارشنبه 28 دی 1390 

اولين شهيد اهل بيت علیهم السلام در كربلا


اولين شهيد اهل بيت علیهم السلام در كربلا

وقتى كه بيش‌تر ياران امام به شهادت رسيدند، «بنى‌هاشم» دور هم جمع شدند و با يكديگر وداع كردند. در اين موقع «على اكبر»، فرزند امام حسين(ع) پيش پدر آمد و اجازه گرفت تا به ميدان برود. امام به او نگاه كرد و بى اختيار اشكش سرازير شد و فرمود: «پروردگارا! تو شاهد باش بر اين مردم كه نوجوانى به مبارزه ايشان رفت كه از نظر خِلقت و خوى و گفتار شبيه ترين مردم به رسول تو بود و رسم ما اين بود كه هر وقت اشتياق به ديدار پيامبرت پيدا مى‌كرديم به روى او نگاه مى‌كرديم. خدايا! بركت‌هاى زمين را از ايشان [دشمنان] دريغ دار و آن‌ها را به سختى پراكنده ساز و ميان آنان جدايى انداز كه هر يك به راهى رود، و واليان [حاكمان] را از ايشان راضى نگردان; زيرا ما را دعوت كردند كه ياريمان كنند، ولى به جاى يارى، بر ما تاختند و به جنگ با ما پرداختند.»
سپس امام اجازه داد تا على اكبر به ميدان رود. على اكبر با شجاعت و قدرت شمشير مى‌زد. حدود صد و بيست نفر از دشمنان را هلاك كرد. لشكريان عمربن سعد كه از اين وضع ناراحت بودند، اعتراضشان بلند شد و همه مايل بودند تا هر چه زودتر على اكبر كشته شود.
على اكبر تشنه بود و زخم‌هاى فراوانى در بدن داشت. نزد امام برگشت تا شايد تشنگى اش برطرف شود، اما در آن‌جا يك قطره آب هم نبود. على اكبر گفت: «پدرجان تشنگى مرا كُشت...» امام فرمود: «... چقدر نزديك است تا به ديدار جدّت محمد(ص) نائل گردى و او از آن جام پُربهره و جاويدانش شربتى به تو بنوشاند كه پس از آن هرگز تشنه نشوى».
على اكبر به ميدان برگشت. گروهى از لشكريان دشمن او را محاصره كردند. او با شجاعت و سرسختى به آن‌ها حمله مى‌كرد، تا اين‌كه تعداد كشته‌هاى دشمن به دويست نفر رسيد. در اين حال «حَكيم بن مُنْقِذ عَبْدى» با نيزه بر پشت سر وي زد و بقيه لشكر كه على اكبر را محاصره كرده بودند با شمشيرهاى خود بر بدن او ضربه زدند و بدنش را پاره‌پاره كردند.
على اكبر بر زمين افتاد و فرياد زد: «سلام بر تو‌اى ابا عبدا...، اين جدّ من، رسول خدا است كه از جام پُربهره خود مرا سيراب كرد، كه ديگر هيچ وقت تشنه نخواهم شد. پيامبر مى‌فرمايد: اى حسين، بشتاب بشتاب، كه تو هم جامى ذخيره دارى و بيا تا همين ساعت آن را بنوشى.»
امام كه صداى فرزند را شنيد، با شتاب بالاى سر او آمد و فرمود: «خدا بكشد مردمى را كه تو را كشتند.‌اى پسرم! چه جرأتى داشتند اين مردم بر خدا و بر پاره كردن حرمت رسول خدا.» بعد سيلاب اشك از چشمان امام جارى شد و فرمود: «پس از تو خاك بر سر دنيا!»
در اين هنگام حضرت زينب، گريان از خيمه بيرون آمد و خود را روى بدن پاك على اكبر انداخت. امام خواهرش را به خيمه بازگرداند. به دستور امام جوانان بنى‌هاشم جنازه را به خيمه بردند.

قاسم، فرزند امام حسن(ع)

ياران امام يك به يك شهيد مى‌شدند و امام تنهاتر مى‌شد. «قاسم»، فرزند امام حسن(ع)، كه نوجوان بود، نزد امام آمد و خود را بر دست و پاى آن حضرت انداخت تا سرانجام اجازه گرفت به ميدان برود. او علاقه زيادى به عمويش داشت.
قاسم به ميدان رفت و جنگ سختى با دشمنان كرد و سى و پنج نفر را به هلاكت رساند. در اين وقت «عَمروبن سَعْدبن نُفَيْل اَزْدى» به قاسم حمله ور شد و با شمشير او را مجروح كرد. ناگهان قاسم فرياد زد: «اى عمو!»
امام خشمگينانه به عمرو ازدى نگريست و چون شيرى خشمگين به او حمله كرد و دستش را جدا نمود. عمرو نعره كشيد و جمعى از سپاهيان دشمن آمدند تا وي را نجات دهند، امّا موفق نشدند و اسب‌ها عمرو را لگدكوب كردند و او به هلاكت رسيد.
وقتى كه گرد و غبار فرو نشست، امام بالاى سر قاسم آمد و فرمود: «اين قوم كه تو را كشتند از رحمت دور باشند و جدّ تو، در روز قيامت دشمن ايشان باد!» سپس امام، وي را بلند كرد و در آغوش خود گرفت و او را پيش بقيه شهداى خاندانش به خيمه برد.

حضرت عباس، سقّاى تشنه لب

حضرت عباس، برادر امام حسين و تكيه گاه آن حضرت بود. ايشان تا آخرين نفس در راه يارى دين خدا جانبازى و فداكارى كرد. پدرش حضرت على و مادرش امّ البنين است و به سبب زيبايى فوق‌العاده‌اش به «قمر بنى‌هاشم» لقب گرفت. حضرت عباس پرچمدار امام حسين در روز عاشورا بود و هنگام شهادتش امام حسين فرمود: «الآن كمرم شكست و چاره ام كم شد.»
ظهر عاشورا، كودكان از خيمه‌هاى امام حسين فرياد مى‌زدند: «العطش!» حضرت عباس كه طاقت ديدنِ تشنگىِ كودكان را نداشت، تصميم گرفت براى آن‌ها آب بياورد. به همين سبب در مقابل دشمن قرار گرفت و به عمربن سعد گفت: «اين حسين پسر دختر رسول خداست كه شما ياران و خاندانش را كشتيد، و اين زن و بچه او هستند كه تشنه اند، آن‌ها را سيراب كنيد چون تشنگى دل‌هايشان را آتش زده...».
شمربن ذى الجوشن جلو آمد و گفت: «اى پسر على! اگر همه زمين را آب بگيرد و در اختيار ما باشد، حتى يك قطره به شما نمى دهيم. مگر اين‌كه با يزيد بيعت كنيد.» صداى كودكان امام كه فرياد مى‌زدند «العطش العطش!» به گوش حضرت عباس رسيد. او بى درنگ بر اسب خود سوار شد، مَشك آب را بر دوش خود انداخت، با شهامت و شجاعت زيادى صف دشمن را شكافت و به كنار رود فرات رسيد. از تشنگى بسيار، دست‌هاى خود را زير آب برد و مشتى آب گرفت تا بنوشد، ولى به ياد تشنگى امام و كودكان و زنان افتاد و آب را بر آب ريخت.
مَشك آب را پُر كرد و خواست از كنار رود فرات دور شود كه دشمن محاصره اش كرد. جنگ سختى آغاز شد و حضرت عباس، همچون شيرى شجاع، شمشير مى‌زد و دشمنان را به خاك و خون مى‌كشيد.
عده‌اى از سربازان دشمن فرار كردند اما شخصى از پشت سر ناجوانمردانه حمله كرد و دست راست حضرت عباس را بريد. اما حضرت عباس اعتنايى نكرد و همچنان پيش مى‌رفت تا آب را به خيمه‌ها برساند. شخص ديگرى از كمين بيرون آمد و دست چپ آن حضرت را قطع كرد. حضرت عباس بَند مَشك آب را به دندان گرفت و سعى داشت آب را به كودكان و زنان برساند، اما ناگهان تيرى بر مَشك آب خورد و آب‌ها روى زمين ريخت؛ آن حضرت با ناراحتى ايستاد. در اين لحظات يكى ديگر از دشمنان، عَمودى آهنى بر سر حضرت عباس زد و فَرقش را شكافت. در اين هنگام از بالاى اسب بر زمين افتاد و فرياد زد: « درود من بر تو باد‌اى اباعبدا...!»
امام با دلى غمناك و اندوهگين، به بدن مقدس حضرت عباس نزديك شد، خود را بر آن پيكر شريف انداخت و شروع به بوئيدن او نمود. اشك از چشم‌هاى امام مى‌باريد. اين غم، براى امام سخت بود اما مى‌دانست كه به زودى به برادرش مى‌پيوندد. امام با دنيايى غم و اندوه، از كنار بدن برادرش بلند شد و به طرف خيمه‌ها رفت. در اين هنگام با دخترش «سكينه» روبه رو شد كه فرياد مى‌زد: «عمو كجاست؟!»
امام كه غرق گريه و اندوه بود، خبر شهادت برادر را به او داد. خبر به حضرت زينب رسيد. آن حضرت بى‌تاب شد و دست بر قلب خود گذاشت و فرياد زد: «واى برادرم، واى عبّاسم...!» امام نيز با خواهرش همدردى كرد.

دانستني‌هاى عاشورا براى نوجوانان

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما