مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
آخرین اخبار از نقل و انتقالات انجام شده
این روزها جابه‌جایی بازیکنان و مربیان لیگ، مهم‌ترین اخبار روز فوتبال ایران را تشکیل می‌دهند و با پایان...
اتفاق تاریخی برای دنیای هوا فضا + عکس
در ادامه مانورهای نخستین فضاپیمای خصوصی جهان، این کپسول توانست با موفقیت به ایستگاه فضایی بین المللی...
گزارش کامل از جلسه فراکسیون رهروان ولایت
فراکسیون "رهروان ولایت" که عصر امروز با حضور جمعی از منتخبین اصولگرای مجلس نهم در مجلس قدیم تشکیل جلسه...
جزئیات سفر رئیس جمهور به چین
رئیس جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در اجلاس سران شانگهای و نیز دیدار رسمی از چین عازم پکن می شود.
خوش هیکل ترین پلیس جهان + عکس
بدون شرح ...
تقلب در آرای مردم مصر به نفع نامزد " حسنی مبارک"
انقلابیون و فعالان مصری با انتشار تصاویری در اینترنت، از اسنادی پرده برداشتند که حاکیست در شمارش آرای...
فاجعه تجاوز دست جمعی ماموران پلیس به زنان مهاجر
« 57 زن و 10 کودک در یک سلول بودند و تمام مدت گروه های سه تا چهار نفره مردان می آمدند و خواستار تن دادن...
حذف صفر‌ها از سال 93 اجرايي مي‌شود
در صورتي كه مجلس در نيمه اول سال 91 به تاييد برساند، از تاريخ 93.1.1صفرها حذف خواهد شد.
فراکسیون اصولگرایان "حدادعادل" را به عنوان رئیس پیشنهادی برگزید
فراکسیون اصولگرایان منتخب مجلس نهم در جلسه عصر امروز که در ساختمان مشروطه بهارستان برگزار شد، "حدادعادل"...
فردا، روز سرنوشت ‌ساز استقلال
جلسه هیئت مدیره باشگاه استقلال برای مشخص شدن مدیرعامل و سرمربی فردا برگزار می‌شود.
باهنر و مصباحی‌مقدم به عنوان نواب پیشنهادی هیئت رئیسه مجلس نهم انتخاب شدند
منتخب مردم شاهرود در مجلس نهم اعلام کرد: فراکسیون "رهروان ولایت" محمدرضا باهنر و حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم...
لاریجانی به عنوان رئیس پیشنهادی مجلس نهم انتخاب شد
کاظم جلالی اعلام کرد: فراکسیون "رهروان ولایت" که عصر امروز با حضور جمعی از منتخبین اصولگرای مجلس نهم...
احتمال تعطیلی پایتخت در ۲ روز آینده
معاون عمرانی استاندار تهران گفت:با توجه به پیش بینی هواشناسی طی روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری پدیده...
تأثیر مذاکرات بغداد بر قیمت نفت
درپی توافق ایران و اعضای گروه 1+ 5 در نشست بغداد به منظور ادامه مذاکرات در باره برنامه هسته ای تهران...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 140    پنج شنبه 23 تیر 1390 




بازخواني‌ رفتار سياسي‌ امام‌حسين‌(علیه السلام) در عصر معاويه‌

مدخل‌

امام‌ حسين‌ (ع) در سال‌ 41 هجري‌ و پس‌ از شهادت‌، برادر ارشدش‌ امام‌ حسن‌مجتبي‌ (ع)، منصب‌ الهي‌ داشت‌، امامت‌ را عهده‌ دار شد. ده‌ سال‌ نخست‌ امامت‌ امام‌، بازمامداري‌ معاويه‌ تلاقي‌ داشت‌. در اين‌ مقطع‌، معاويه‌ كه‌ از شهادت‌ امام‌ مجتبي‌ (ع)بسيار خرسند بود، در تثبيت‌ سلطه‌ امويان‌ كوشيد و دايره‌ اهل‌ بيت‌ ستيزي‌ را گسترش‌داد او حتي‌ فدك‌ را ميان‌ مروان‌ حكم‌، عمرو بن‌ عثمان‌ و يزيد تقسيم‌ كرد. و در همين‌دوره‌ بود كه‌ دوستداران‌ اميرمؤمنان‌ (ع) را به‌ جرم‌ پيروي‌ از حضرتش‌ به‌ شهادت‌ رساند وزمينه‌ ولايت‌ عهدي‌ يزيد را فراهم‌ آورد. اين‌ مقطع‌ از دوره‌ امامت‌ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) رامي‌توان‌ مقطع‌ « سال‌هاي‌ دشوار و راه‌هاي‌ ناهموار» ناميد از اين‌ روباز خواني‌ اين‌ دوران‌مدخلي‌ براي‌ شناخت‌ رفتار سياسي‌ آن‌ حضرت‌ است‌.

دفاع‌ از امير مؤمنان‌ (ع)

از دفاع‌ اصلي‌ معاويه‌، اعتبار بخشي‌ به‌ صحابه‌ پيامبر و كاهش‌ دادن‌ جايگاه‌ وفضيلت‌هاي‌ اهل‌ بيت‌ بود از اين‌ رو دشنام‌ به‌ اميرمؤمنان‌ (ع)، محوري‌ترين‌ سازوكار او وكارگزارانش‌ تلقي‌ شد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ وقتي‌ فردي‌ مغيره‌ در سال‌ 41 به‌ عنوان‌ والي‌ كوفي‌منصوب‌ شد، معاويه‌ به‌ او تأكيد كرد: « دشنام‌ به‌ علي‌ و مذمت‌ او را از ياد مبر، از ياران‌ اوعيبجويي‌ كن‌، حرف‌ آنان‌ را گوش‌ نكن‌ و ايشان‌ را تبعيد كن‌.»
مروان‌ حكم‌ كه‌ ادارة‌ شهر مدينه‌ را در دست‌ داشت‌، گستاخي‌ و جسارت‌ به‌اميرمؤمنان‌ (ع) را به‌ اوج‌ برساند و با هر بهانه‌اي‌ به‌ علي‌ (ع) دشنام‌ مي‌داد. معاويه‌ در پي‌آن‌ بود كه‌ « كودكان‌ بر بدگويي‌ها و لعن‌ها بر امام‌ علي‌ (ع) تربيت‌ شوند وقامت‌ كشند وبزرگان‌ پير شوند و ديگر ياد كننده‌اي‌ باقي‌ نماند كه‌ ياد او و فضيلت‌هاي‌ او را بداند و زنده‌نگاه‌ دارد!».
در برابر چنين‌ انديشه‌ باطلي‌، امام‌ حسين‌ (ع) با بهره‌گيري‌ از هر فرصتي‌، نام‌ و ياداميرمؤمنان‌ (ع) را زنده‌ نگه‌ داشت‌ امام‌ حتي‌ در نام‌ گذاري‌ فرزندانش‌ نيز همگان‌ را علي‌ناميد مروان‌ حكم‌ چون‌ از نام‌ امام‌ سجاد (ع) و برادرش‌ جويا شد و شنيد كه‌ آن‌ دو علي‌ اند،خشمگين‌ گشت‌ و فرياد زد: « علي‌، علي‌! پدر تو نمي‌خواهد فرزندان‌ خود را جز علي‌بنامد.»
امام‌ در واكنش‌ به‌ اين‌ سخن‌ مروان‌ فرمود: « لو ولد لي‌ مائة‌ لاحببت‌ ان‌ لا اُسمّي‌احدا منهم‌ الا عليّا؛ اگر صد فرزندم‌ آيد دوست‌ دارم‌ هيچ‌ يك‌ را جز علي‌ ننامم‌!»
امام‌ حسين‌ (ع) در تبيين‌ جايگاه‌ الهي‌ و رفيع‌ اميرمؤمنان‌ (ع) بسيار كوشيد تا ازتأثير تبليغات‌ معاويه‌ بكاهد. حضرت‌ در حضور معاويه‌ و در يك‌ مجلس‌ رسمي‌، لب‌ به‌سخن‌ گشود و فرمود:
« من‌ فرزند كسي‌ هستم‌ كه‌ در بزرگواري‌ برجسته‌، در شرافت‌ والا، در نيكنامي‌ديرين‌ خانوادگي‌ بر همه‌ اهل‌ دنيا سرور است‌. من‌ فرزند كسي‌ هستم‌ كه‌ خشنودي‌ اوخشنودي‌ خداي‌ رحمان‌ و خشم‌ او خشم‌ خداي‌ رحمان‌ است‌».

آن‌ گاه‌ رو به‌ معاويه‌ كرد و فرمود:

«آيا پدر تو همچون‌ پدر من‌ است‌؟ آيا پيشينة‌ تو همچون‌ پيشينة‌ من‌ است‌؟ اگربگويي‌ نه‌، شكست‌ خورده‌اي‌، و اگر بگويي‌ آري‌، دروغ‌ گفته‌اي‌.»
يك‌ سال‌ قبل‌ از مرگ‌ معاويه‌، در سال‌ 59 هـ.ق‌ امام‌ حسين‌ (ع) پيش‌ از عزيمت‌به‌ حج‌ از بني‌ هاشم‌ و دوستداران‌، پيروان‌ و نخبگان‌ دعوت‌ كردند كه‌ به‌ حج‌ آيند و در مني‌در جمع‌ 700 نفر كه‌ 200 نفر آنان‌ از صحابة‌ رسول‌ خدا (ص) بودند، به‌ ايراد سخن‌پرداختند. حضرت‌ با بيان‌ اين‌ جمله‌ كه‌ « ديديد و شاهد بوديد كه‌ اين‌ شخص‌ طغيانگر(معاويه‌) دربارة‌ ما و شيعيان‌ ما چه‌ اعمالي‌ روا داشت‌!»
از عملكرد معاويه‌ در تثبيت‌ قدرت‌ در خاندان‌ اموي‌ انتقاد كرد و همگان‌ را بر ثبت‌ وانتشار واقعيت‌ حاكميت‌ ديني‌ و محوريت‌ آن‌ در اميرمؤمنان‌ (ع) فرا خواند و با سوگند دادن‌صحابه‌ و تابعين‌، به‌ هفده‌ مورد از فضيلت‌ هاي‌ انحصاري‌ اميرمؤمنان‌ (ع) و شأنيت‌ اوبراي‌ خلافت‌ پيامبر (ص) اشاره‌ كرد. امام‌ حسين‌ (ع) به‌ همة‌ مطالبي‌ كه‌ خدا در قرآن‌ درشأن‌ علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ و خاندانش‌ نازل‌ كرده‌ يا بر زبان‌ پيامبرش‌ جاري‌ ساخته‌ بود، آنان‌را قسم‌ داد، از جمله‌ فرمود:

« شما را به‌ خدا سوگند مي‌دهم‌، آيا مي‌دانيد كه‌:

ـ علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ برادر رسول‌ خدا 6 بود، هنگامي‌ كه‌ پيامبر 6 بين‌اصحابش‌ برادري‌ پديد آورد، بين‌ او و خودش‌ برادري‌ برقرار كرد و فرمود: تو برادر مني‌ ومن‌ برادر تو هستم‌، در دنيا و آخرت‌؟!
ـ رسول‌ خدا 6 روز غدير خم‌ علي‌ (ع) را به‌ ولايت‌ نصب‌ كرد و فرمود: بايدحاضران‌ به‌ غايبان‌ برسانند؟
ـ پيامبر در جنگ‌ تبوك‌ به‌ علي‌ (ع) فرمود: تو نسبت‌ به‌ من‌ مانند هارون‌ نسبت‌ به‌موسايي‌ و تو پس‌ از من‌ زمامدار هر مؤمني‌.
ـ رسول‌ خدا 6: هنگامي‌ كه‌ نصاراي‌ نجران‌ را براي‌ مباهله‌ فراخواند جزعلي‌(ع) و همسرش‌ ( فاطمه‌ 3 و دو فرزند او ( حسن‌ و حسين‌ 8) را نياورد.
ـ پيامبر هيچ‌ سختي‌ و گرفتاري‌ پيش‌ نمي‌آمد مگر كه‌ علي‌ (ع) را پي‌ آن‌مي‌فرستاد به‌ خاطر اطميناني‌ كه‌ به‌ او داشت‌؟ او هيچ‌ گاه‌ او را به‌ اسمش‌ صدا مي‌زد مگركه‌ مي‌گفت‌: اي‌ برادرم‌! و (يا) برادرم‌ را فرا خوانيد؟!
ـ او هر روز با رسول‌ خدا 6 خلوتي‌ داشت‌ و هر شب‌ بر منزل‌ پيامبر 6 داخل‌مي‌شد هرگاه‌ مي‌پرسيد، پيامبر 6 پاسخش‌ مي‌گفت‌ و هر گاه‌ سكوت‌ مي‌كرد،پيامبر6 خود آغاز سخن‌ مي‌كرد.»
هنگامي‌ كه‌ امام‌ اين‌ ويژگي‌ها را بيان‌ داشت‌. همگان‌ سخنان‌ حضرت‌ را تصديق‌كردند. آن‌ گاه‌ امام‌ تاكيد نمود:
« سخن‌ مرا بشنويد و گفتارم‌ را بنويسيد، سپس‌ به‌ شهرها و قبايل‌ خود برگرديد وهركس‌ را كه‌ به‌ او ايمان‌ و اطمينان‌ داريد، به‌ آنچه‌ دربارة‌ ما و حق‌ ما مي‌دانيد دعوت‌ كنيد،چون‌ من‌ بيم‌ دارم‌ اين‌ امر كهنه‌ شود و حق‌ِ از بين‌ رفته‌ مغلوب‌ گردد. خداوند نور خود را به‌اتمام‌ مي‌رساند، اگر چه‌ كافران‌ را خوش‌ نيايد.»

نقد عملكرد معاويه‌

امام‌ حسين‌ (ع) هر چند بر پيمان‌ِ صلحي‌ كه‌ برادر امضاءِ كرده‌ بود، وفادار ماند ،اما اين‌ به‌ معناي‌ سكوت‌ در برابر رفتارهاي‌ زشت‌ معاويه‌ نبود. وقتي‌ معاويه‌ در نامه‌اي‌ به‌امام‌، به‌ دروغ‌ از تلاش‌ حضرت‌ براي‌ نقض‌ صلح‌ سخن‌ راند، امام‌ حسين‌ (ع) در پاسخ‌چنين‌ ادعايي‌ را رد كرد و فرمود:
« گمان‌ ندارم‌ كه‌ براي‌ پيكار نكردن‌ با تو نزد خدا بهانه‌اي‌ داشته‌ باشم‌! و من‌ براي‌اين‌ امت‌ هيچ‌ فتنه‌اي‌ را بزرگتر از زمامداري‌ تو سراغ‌ ندارم‌.»
به‌ گفتة‌ مورخان‌، امام‌ به‌ معاويه‌ نامه‌اي‌ نوشت‌ كه‌ در آن‌ با او به‌ تندي‌ سخن‌ راند واو را ملامت‌ كرد. اين‌ رفتار سياسي‌ امام‌ تا پايان‌ دورة‌ خلافت‌ معاويه‌ ادامه‌ داشت‌ وحضرت‌ هرگز از نقد عمل‌ كرد معاويه‌ خودداري‌ نكرد، امام‌ به‌ او مي‌فرمود:
« من‌ تو را نمي‌بينم‌ جز اين‌ كه‌ خود را هلاك‌ و دينت‌ را نابود و زير دستان‌ خود راتباه‌ ساخته‌اي‌.»

واكنش‌ در برابر تصفيه‌ خونين‌

معاويه‌ جدا از حذف‌ نام‌ و ياد علي‌ (ع)، به‌ تصفية‌ خونين‌ ياران‌ و دوستداران‌ اميرمؤمنان‌ (ع) پرداخت‌ و چهره‌هاي‌ شاخص‌ و نامداري‌ چون‌ حجر بن‌ عدي‌ را كه‌ در علي‌دوستي‌ و ترويج‌ فرهنگ‌ علي‌ شهره‌ بودند و با ستمگري‌ و بدعت‌هاي‌ او مخالف‌ از دم‌ تيغ‌گذراند. حجر يكي‌ از مدافعان‌ سرسخت‌، امير المؤمنان‌ (ع) بود و در مقابل‌ بي‌ حرمتي‌ وجسارت‌هاي‌ بني‌ اميه‌ نسبت‌ به‌ امام‌ ايستاد زياد بن‌ ابيه‌ ، حجر را دستگير كرد و او ويارانش‌ را به‌ زنجير كشيد و به‌ شام‌ فرستاد. او در نامه‌اش‌ به‌ معاويه‌، حجر را رأس‌طاغوت‌هاي‌ طرفدار ابوتراب‌ علي‌ (ع) دانسته‌ كه‌ معاويه‌ را قبول‌ ندارد. او در نامه‌، شهادت‌برخي‌ از بزرگان‌ شهر را نيز براي‌ معاويه‌ يادآور شد.
امام‌ در شهادت‌ دوستان‌ امير مؤمنان‌ (ع)، همچون‌ عمرو بن‌ حمق‌، حضرمي‌ وحجر بن‌ عدي‌ كه‌ تنها به‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ پيرو دين‌ علي‌ بودند، واكنش‌ نشان‌ داد و به‌ معاويه‌تاكيد كرد: « از بدگويي‌ تو به‌ علي‌ (ع) و تلاش‌ تو در كينه‌ توزي‌ ما وعيب‌ جويي‌ از بني‌هاشم‌ آگاهم‌»

آن‌ گاه‌ در نامه‌اي‌ فرمود:

«آيا تو نبودي‌ كه‌ حجر و ياران‌ِ او را كه‌ عبادت‌ گر و خاشع‌ در برابر خداوند بودند،كشتي‌؟ كساني‌ كه‌ بدعت‌ها را وحشتناك‌ مي‌شمرند و امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكرمي‌كردند. آيا تو نبودي‌ كه‌ عمرو بن‌ حمق‌ را به‌ شهادت‌ رساندي‌؟ او كه‌ پرستش‌ خداچهره‌اش‌ را فرسوده‌ بود.
آيا تو نبودي‌ كه‌ حضرمي‌ را كشتي‌؟ كسي‌ كه‌ زياد بن‌ ابيه‌ به‌ تو نوشت‌ او بر دين‌علي‌ (ع) است‌ ؛ دين‌ علي‌ (ع) همان‌ دين‌ پسر عم‌ او رسول‌ خدا 6 است‌ كه‌ تو را دراين‌ مسند نشانده‌ است‌ و اگر دين‌ اسلام‌ نبود، برترين‌ شرافت‌ تو پدرانت‌ همان‌ كوچيدن‌ پردردسر زمستان‌ و تابستان‌ بود، خدا به‌ بركت‌ ما منت‌ بر شما نهاد و آن‌ را از شما برداشت‌.»

سالار شهيدان‌ در نامه‌اي‌ ديگر به‌ معاويه‌ چنين‌ فرمود:

« معاويه‌! جز در كمان‌ خود زه‌ مبند و جز به‌ مقصد خود تير ميفكن‌ و ما را از جايي‌نزديك‌ هدف‌ مگير. به‌ خدا سوگند در ارتباط‌ با ما از كسي‌ پيروي‌ مي‌كني‌ كه‌ در اسلام‌سابقه‌اي‌ دارد و نفاق‌ او تازه‌ نيست‌.»

مخالفت‌ با ولايت‌ عهدي‌ يزيد

معاويه‌ در تلاشي‌ استثنايي‌ ولايت‌ عهدي‌ پسرش‌ يزيد را بر زبان‌ها جاري‌ساخت‌. مسأله‌اي‌ كه‌ در اسلام‌ بي‌ سابقه‌ بود! معاويه‌ در سال‌ 56 هـ.ق‌ انجام‌ اين‌ كار را ازشام‌ آغاز كرد و از بزرگان‌ مدينه‌ نيز خواست‌ تا تن‌ به‌ اين‌ ولايت‌ عهدي‌ دهند. واكنش‌ امام‌حسين‌ (ع) و ساير اصحاب‌ نامور منفي‌ بود. ميان‌ معاويه‌ و امام‌ در اين‌ مدت‌ مكاتباتي‌صورت‌ پذيرفت‌ و در نامه‌اي‌ امام‌ به‌ معاويه‌ هشدار داد و او را به‌ خدا ترسي‌ رهنمون‌ كرد وتاكيد فرمود « خداوند فرمانروا كردن‌ و بيعت‌ ستاند تو براي‌ فرزند جوانت‌ را كه‌ شراب‌مي‌نوشد و سگ‌ بازي‌ مي‌كند، از ياد نخواهد برد.» حضرت‌ در مرقومه‌اي‌ ديگر، به‌ تندي‌با معاويه‌ سخن‌ راند و او را بر كارهايش‌ ملامت‌ كرد و فرمود:
«فرزند خود را كه‌ نوجواني‌ شراب‌ خوار وسگ‌ باز است‌ جانشين‌ خود ساختي‌، پس‌در امانت‌ خود خيانت‌ روا داشتي‌ و زير دستان‌ خود را به‌ تباهي‌ كشاندي‌ و سفارش‌پروردگارت‌ را به‌ جا نياوردي‌، چگونه‌ كسي‌ بر مسلمانان‌ مي‌گماري‌ كه‌ شراب‌ مي‌ نوشد؟! بااين‌ كه‌ شراب‌ خوار از فاسقان‌ وتبهكاران‌ است‌ وشراب‌ خوار بريك‌ درهم‌ نيز امين‌ نيست‌،چگونه‌ بر امتي‌ امين‌ باشد؟ بزودي‌ آن‌ گاه‌ كه‌ نامه‌هاي‌ استغفار و توبه‌ پيچيده‌ شود، نتايج‌شوم‌ عمل‌ خود را دريابي‌!»
معاويه‌ براي‌ تثبيت‌ موقعيت‌ يزيد، به‌ مدينه‌ و مكه‌ آمد و ابن‌ عباس‌ و امام‌حسين‌(ع) را خواست‌ و حضرت‌ در سخناني‌ بر اين‌ گفته‌ معاويه‌ كه‌ « يزيد خود به‌ حدكمال‌ رسيده‌ و مي‌تواند امت‌ محمد را اداره‌ كند!» اشاره‌ كرد و فرمود:
« گويا شخص‌ پوشيده‌ و ناشناخته‌اي‌ را توصيف‌ مي‌كني‌، يا از كسي‌ كه‌ آگاهي‌ ويژه‌درباره‌ او داري‌، خبر مي‌دهي‌؟! يزيد خود با رفتار و كردارش‌ به‌ جايگاه‌ انديشه‌اش‌ رهنمون‌مي‌شود. براي‌ يزيد از همان‌ گونه‌ كه‌ خود به‌ آن‌ پرداخته‌ ـ هم‌ چون‌ پي‌ سگ‌هاي‌برانگيخته‌ افتادن‌ و كبوترهاي‌ پيش‌ افتاده‌ و زنان‌ نغمه‌ سرا در تار وتنبور را سرگرم‌ شدن‌ ـكه‌ او را ياور سخنانت‌ خواهي‌ يافت‌، و دست‌ از اين‌ تلاش‌ها بردار.»
معاويه‌ چون‌ از فضيلت‌ و قرآن‌ خواني‌ يزيد و برتري‌اش‌ بر حسين‌ بن‌ علي‌ (ع)گفت‌، امام‌ از اين‌ سخن‌ باطل‌ و دروغ‌ معاويه‌ تعجب‌ نمود و در پاسخ‌ فرمود:
« يزيد خمار، فاسق‌ و فاجر را بهتر از من‌ مي‌گويي‌!»
معاويه‌ از كيفيت‌ برخورد امام‌ ناراضي‌ بود و به‌ ابن‌ عباس‌ گفت‌: از حسين‌ (ع)رنجيده‌ام‌ كه‌ با پسر من‌ بيعت‌ نمي‌كند و او را به‌ اهانت‌ها منسوب‌ مي‌دارد. گرچه‌ درمحفلي‌ بزرگ‌، سران‌ سپاه‌ شام‌ شمشير كشيدند و امام‌ حسين‌ (ع) و سه‌ نفر ديگر را تهديدكردند كه‌ در صورت‌ عدم‌ بيعت‌ با يزيد آنها را خواهند كشت‌ و مردم‌ نيز گمان‌ كردند كه‌ايشان‌ بيعت‌ نموده‌اند، امام‌ حسين‌ فرمود:
« والله كه‌ ما يزيد را در مخفي‌ و آشكار بيعت‌ نكرده‌ايم‌».
معاويه‌ در آخرين‌ لحظات‌ به‌ يزيد، دربارة‌ شيوة‌ رفتار با امام‌ حسين‌ (ع) چنين‌توصيه‌ كرد كه‌ «او را مرنجان‌، لكن‌ گاه‌ گاهي‌ تهديدي‌ كن‌، زينهار در روي‌ او شمشيرنكشي‌ و به‌ طعن‌ و ضرب‌ البته‌ با او ديدار نيابي‌.»

روشنگري‌ و هدايت‌ نخبگان‌ !

امام‌ حسين‌ (ع) در خطبه‌اي‌ ـ كه‌ گويا در مني‌ ايراد شده‌ است‌ - نخبگان‌ وعالمان‌ برجستة‌ جامعه‌ را مورد خطاب‌ قرار داد ؛ آنان‌ كه‌ «نامور به‌ نكويي‌، معروف‌ به‌ خيرخواهي‌، و به‌ لطف‌ خدا در دل‌ مردم‌ شكوهمند» بودند، كساني‌ كه‌ «شرافتمند و دولتيار» ازايشان‌ پروا داشته‌ و ناتوان‌» گراميشان‌ «وهرگاه‌ حاجتمندان‌ از رسيدن‌ به‌ نياز خود محروم‌مانند» ايشان‌ را «واسطه‌» آرند و « به‌ شكوهي‌ چون‌ شوكت‌ شهر ياران‌ و بزرگواري‌بزرگان‌» در راه‌ گام‌ بر مي‌دارند. امام‌، نخبگان‌ را به‌ درنگ‌ در اين‌ پرسش‌ واداشت‌ كه‌
« آيا اين‌ همه‌ از آن‌ رو نيست‌ كه‌ شما به‌ پايگاهي‌ رسيده‌ايد كه‌ مردم‌ از شما اميددارند تا به‌ حق‌ خدا قيام‌ كنيد و اگر از قيام‌ به‌ بيشتر حقوق‌ الهي‌ كوتاهي‌ ورزيد حق‌ امامان‌را خوار شمرده‌ايد.»
امام‌ با بيان‌ اين‌ مهم‌ كه‌ « شما را به‌ خاطر خدا در ميان‌ مردم‌ ارجي‌ است‌»، رمزارجمندي‌ و برتري‌ نخبگان‌ را مرهون‌ كرامت‌ الهي‌ دانست‌ و سستي‌ ايشان‌ در برابر دفاع‌ ازدين‌ خدا را اين‌ گونه‌ مورد نقد و بررسي‌ قرار داد: « نه‌ مالي‌ پراكنديد و نه‌ جاني‌ را در راه‌ جان‌آفرين‌ به‌ خطر افكنديد و نه‌ براي‌ خدا با گروهي‌ در افتاديد.»
آن‌ حضرت‌ با توجه‌ شناخت‌ واكنش‌ نخبگان‌ و عالمان‌، آنان‌ را به‌ تامل‌ واداشت‌ وفرمود:
« به‌ چشم‌ مي‌بينيد كه‌ پيمان‌هاي‌ الهي‌ شكسته‌ شده‌، ولي‌ نمي‌هراسيد، و عهد(ولايت‌) پيامبر خدا (ص) خوار شمرده‌ شده‌ است‌ و كوران‌ و لالان‌ و زمين‌ گيران‌ در همه‌شهرهاي‌ ( جهان‌ اسلام‌) وانهاده‌ مانده‌اند و بر آنها ترحمي‌ نمي‌شود، شما به‌ اندازة‌ شأن‌ وپايگاهي‌ كه‌ از آن‌ برخورداريد، كاري‌ نمي‌كنيد و بدان‌ كس‌ كه‌ ( در آن‌ جهت‌) كار مي‌كندمددي‌ نمي‌رسانيد و با چرب‌ زباني‌ و سازش‌ پيش‌ ستمكاران‌، خود را آسوده‌ مي‌سازيد!»
در نگاه‌ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) ، « گردش‌ امور و اجراي‌ احكام‌ به‌ دست‌ عالمان‌ به‌خداوند است‌ كه‌ بر حلال‌ و حرامش‌ امينند» و سستي‌ چهره‌هاي‌ نامي‌ اسلام‌ و كوتاهي‌آنان‌ در « نگه‌ داشت‌ پايگاه‌ علما»، سبب‌ شد تا اين‌ پايگاه‌ از ايشان‌ گرفته‌ شود. اما علت‌اين‌ خلع‌ يد از عالمان‌ را « پراكندگي‌ و جدايي‌ از حق‌ و اختلاف‌ در سنت‌ پيامبر بعد از دليل‌روشن‌» دانست‌ و ثمرة‌ چنين‌ عملكردي‌ موجب‌ شد كه‌ آنان‌ ستمكاران‌ را در پايگاه‌خويش‌ جاي‌ دادند و زمام‌ امور حكومت‌ خدايي‌ را به‌ دست‌ پليدترين‌ افراد سپردند، آنان‌ كه‌« به‌ هر شهري‌ سخنراني‌ زبان‌ باز و نعره‌ پرداز بر منبر دارند و تمام‌ سرزمين‌ اسلام‌، بي‌دفاع‌ زير پايشان‌ افتاده‌ و دستشان‌ در آن‌ جا باز است‌ و مردم‌ برده‌ وار در اختيار آنانند.»
« لو صبرتم‌ علي‌ الأذي‌ و تحملتم‌ المئونة‌ في‌ ذات‌ الله كانت‌ أمور الله عليكم‌ ترد وعنكم‌ تصدر و ءاليكم‌ ترجع‌ و لكنكم‌ مكنتم‌ الظلمة‌ من‌ منزلتكم‌ و استسلمتم‌ أمور الله في‌أيديهم‌ يعملون‌ بالشبهات‌ و يسيرون‌ في‌ الشهوات‌ ؛ اگر بر آزار شكيبا بوديد و در راه‌ خداتحمل‌ به‌ خرج‌ مي‌داديد امور خدا با شما، به‌ دست‌ شما در مي‌آمد و احكام‌ او از (جانب‌)شما صادر مي‌شد و مرجع‌ همگان‌ قرار مي‌گرفتيد، ولي‌ شما خود ستمكاران‌ را در پايگاه‌خويش‌ جاي‌ داديد و زمام‌ امور (حكومت‌) خدايي‌ را به‌ دست‌ آنان‌ سپرديد تا به‌ شبهه‌ كارهاكنند و به‌ راه‌ شهوت‌ها روند.»

سالار شهيدان‌ با اظهار شگفتي‌ از حاكميت‌ امويان‌ چنين‌ فرمود:

« چرا در شگفت‌ نباشم‌ كه‌ زمين‌ از آن‌ِ ستمگري‌ دغل‌ پيشه‌ و باج‌گيري‌ ظالم‌ وحاكمي‌ (شرور) است‌ كه‌ بر مؤمنان‌ رحم‌ نيارد. پس‌ خدا در كشاكشي‌ كه‌ ما داريم‌، حاكم‌ و به‌حكم‌ خود در مشاجره‌اي‌ كه‌ ميان‌ ماست‌ داور باد.
بارالها! تو خود مي‌داني‌ آنچه‌ از ما برآمده‌ از سر رقابت‌ در سلطنت‌ و ميل‌ به‌ افزودن‌كالاي‌ دنيا نبوده‌ است‌، بلكه‌ از آن‌ روست‌ كه‌ پرچم‌ دين‌ تو را افراشته‌ بينيم‌ و اصلاح‌ را دركشورت‌ آشكار كنيم‌ و بندگان‌ ستمديده‌ات‌ را اماني‌ دهيم‌ تا به‌ فرايض‌ و سنت‌ها و حكم‌ات‌ عمل‌ شود.»

امام‌ حسين‌ (ع) سخن‌ خويش‌ را با اين‌ جمله‌ پايان‌ داد كه‌:

« اگر شما ما را ياري‌ نكنيد و به‌ ما حق‌ ندهيد، قدرت‌ ستمگران‌ هم‌ چنان‌ بر سرشماست‌ و آنان‌ به‌ خاموش‌ كردن‌ نور پيامبرتان‌ مي‌پردازند.»
سخنان‌ حضرت‌ سيدالشهداء، وجدان‌ گروه‌ اندكي‌ از چهره‌هاي‌ نامور را متحول‌ساخت‌. هر چند كه‌ كلام‌ نوراني‌ امام‌ براي‌ بسياري‌ از آنان‌ كارگر نيفتاد.

محمدباقر پوراميني‌

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما