مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
آخرین اخبار از نقل و انتقالات انجام شده
این روزها جابه‌جایی بازیکنان و مربیان لیگ، مهم‌ترین اخبار روز فوتبال ایران را تشکیل می‌دهند و با پایان...
اتفاق تاریخی برای دنیای هوا فضا + عکس
در ادامه مانورهای نخستین فضاپیمای خصوصی جهان، این کپسول توانست با موفقیت به ایستگاه فضایی بین المللی...
گزارش کامل از جلسه فراکسیون رهروان ولایت
فراکسیون "رهروان ولایت" که عصر امروز با حضور جمعی از منتخبین اصولگرای مجلس نهم در مجلس قدیم تشکیل جلسه...
جزئیات سفر رئیس جمهور به چین
رئیس جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در اجلاس سران شانگهای و نیز دیدار رسمی از چین عازم پکن می شود.
خوش هیکل ترین پلیس جهان + عکس
بدون شرح ...
تقلب در آرای مردم مصر به نفع نامزد " حسنی مبارک"
انقلابیون و فعالان مصری با انتشار تصاویری در اینترنت، از اسنادی پرده برداشتند که حاکیست در شمارش آرای...
فاجعه تجاوز دست جمعی ماموران پلیس به زنان مهاجر
« 57 زن و 10 کودک در یک سلول بودند و تمام مدت گروه های سه تا چهار نفره مردان می آمدند و خواستار تن دادن...
حذف صفر‌ها از سال 93 اجرايي مي‌شود
در صورتي كه مجلس در نيمه اول سال 91 به تاييد برساند، از تاريخ 93.1.1صفرها حذف خواهد شد.
فراکسیون اصولگرایان "حدادعادل" را به عنوان رئیس پیشنهادی برگزید
فراکسیون اصولگرایان منتخب مجلس نهم در جلسه عصر امروز که در ساختمان مشروطه بهارستان برگزار شد، "حدادعادل"...
فردا، روز سرنوشت ‌ساز استقلال
جلسه هیئت مدیره باشگاه استقلال برای مشخص شدن مدیرعامل و سرمربی فردا برگزار می‌شود.
باهنر و مصباحی‌مقدم به عنوان نواب پیشنهادی هیئت رئیسه مجلس نهم انتخاب شدند
منتخب مردم شاهرود در مجلس نهم اعلام کرد: فراکسیون "رهروان ولایت" محمدرضا باهنر و حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم...
لاریجانی به عنوان رئیس پیشنهادی مجلس نهم انتخاب شد
کاظم جلالی اعلام کرد: فراکسیون "رهروان ولایت" که عصر امروز با حضور جمعی از منتخبین اصولگرای مجلس نهم...
احتمال تعطیلی پایتخت در ۲ روز آینده
معاون عمرانی استاندار تهران گفت:با توجه به پیش بینی هواشناسی طی روزهای دوشنبه و سه شنبه هفته جاری پدیده...
تأثیر مذاکرات بغداد بر قیمت نفت
درپی توافق ایران و اعضای گروه 1+ 5 در نشست بغداد به منظور ادامه مذاکرات در باره برنامه هسته ای تهران...
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 85    سه شنبه 13 دی 1390 

خلافت مأمون


خلافت مأمون

شرح حالى مختصر

عبد الله ابوالعباس مأمون به سال 170 در آنشب كه عم وى هادى بمرد تولد يافت مادرش كنيزكى بود مراجل نام. بيست و سه ساله بود كه هارون وى را وليعهد دوم كرد و ولايت خراسان و ديگر ولايات ايران را تا همدان بدو سپرد پس از مرگ هارون امين پيمان پدر را شكست و در جنگ با برادر كشته شد و خلافت به مأمون رسيد. مأمون در رى بود كه كار خلافت وى سرگرفت و تا سال 204 به خراسان بود آنگاه به بغداد آمد.

اختلاف امين و مأمون

هارون در سال‏هاى پايانى عمر خويش سخت در انديشه اختلاف اين دو برادر بود. به روايت، دينورى، هارون از زبان موسى بن جعفر ـ ع ـ پيشگويى خاصى درباره اختلاف اين دو برادر شنيده بود. به دليل همين نگرانى زمانى كه به خراسان مى‏رفت، بار ديگر براى مأمون از همه شخصيت‏هاى لشكرى و كشورى بيعت گرفت، تا مبادا امين مشكلى براى او ايجاد كند. اين تأكيدهاى هارون، بعدها به نفع مأمون تمام شد. زيرا بسيارى از كسانى كه وفادار به اصل بيعت بودند، حاضر به اطاعت از امين در مخالفت با مأمون نشدند.
حتى پيش از آن كه هارون بميرد، امين در پى جذب شخصيت‏هاى مهم از جمله فضل بن ربيع وزير هارون براى خلع مأمون بود. اندكى پس از مرگ هارون، فعاليت جدى‏ترى شد. اما از آن جا كه مأمون در مرو و امين در بغداد بود، دايره اختلاف به آرامى گسترد. فضل بن ربيع در كنار امين و عليه مأمون تلاش مى‏كرد، ولى فضل بن سهل، دستيار مأمون در جهت عكس وى مى‏كوشيد. روشن بود كه تخلف از سوى امين است و وى نمى‏بايست بر اساس اصول پذيرفته شده در بيعت، تلاشى در جهت مقدم داشتن فرزندش موسى بر مأمون و در نهايت خلع برادرش از خلافت صورت دهد. امين تلاش فراوانى كرد تا مسأله را به آرامى تمام كند، اما مأمون كه مشاوران قدرتمندى داشت و از حمايت خراسانيان هم برخوردار بود، از پذيرفتن خواست امين سرباز زد. از سال 195 رسما نام مأمون از خطبه‏ها و سكه‏ها حذف و نام موسى فرزند امين جاى آن نشست. به موازات دو وزير، كه از قضا نام هر دو فضل بود، دو فرمانده نظامى از دو سوى رو در روى هم قرار گرفتند: يكى على بن عيسى بن ماهان بود كه مى‏بايست از سوى امين به خراسان رفته آن ناحيه را تصرف كند، ديگرى، طاهر بن حسين معروف به ذو اليمينين بود كه مى‏بايست راه را بر وى سد مى‏كرد.
آشكار بود كه منطقه عراق و ايران يك بار ديگر رو در روى هم قرار مى‏گرفتند. بعدها، سنيان افراطى، امين را خليفه‏اى مطلوب كه جانبدار اهل سنت بود، معرفى كردند و مأمون را فردى منحرف و اهل بدعت، زيرا از معتزليان دفاع مى‏كرد. صورت ديگر قضيه، عربى و عجمى بودن ماجراست. البته تأكيد بر اين مسأله به عنوان محور تعيين كننده چندان صحيح نيست، اما به هر روى نقشى در اين اختلاف دارد كه قابل چشم پوشى نيست.
دو سپاه در نزديكى رى با يكديگر درگير شدند، در حالى كه شمار سپاه طاهر بسيار اندك بود. مقاومت آنها سپاه بغداد را درهم شكست. على بن عيسى كه فرياد سر داده از سپاهش مى‏خواست كه مقاومت كنند، با تير يكى از سپاهيان خراسان كشته و سرش جدا شد. بدين ترتيب كار سپاه بغداد تمام شد. در بى‏توجهى امين به كار لشكر همين بس كه نوشته‏اند كه وقتى خبر شكست على بن عيسى رسيد در حال ماهيگيرى بود. بدون توجه به خبر كسى كه خبر آورده بود، گفت: ساكت باش! من هنوز يك ماهى نگرفته‏ام!
درگيرى بعدى در همدان بود كه بار ديگر سپاه بغداد شكست خورد. پس از اين شكستها بود كه به مشورت فضل بن سهل، مأمون در سال 196 اعلان خلافت كرد. به تدريج طاهر بر بخشهايى از عراق از جمله واسط و مدائن تسلط يافت. محاصره بغداد در سال 197 آغاز شد و طاهر در سال بعد توانست بغداد را به تصرف خود درآورده و امين را به قتل برساند. مأمون از سال 198 خليفه رسمى شد و مدت بيست سال خلافت كرد.
يكى از مهم‏ترين آثار اين تحول، افزايش نقش خراسان در تحولات جهان اسلام بود. زمانى كه مأمون به شام رفت، فردى از شاميان مكرر نزد وى آمده مى‏گفت: همان طور كه به عجم خراسان نظر دارى به عرب شام هم نظرى بيفكن! روى كار آمدن مأمون، موجب گرديد سلسله طاهريان به عنوان نخستين سلسله نيمه مستقل كارش را در خراسان آغاز كند، و اين از نتايج اين تحول به حساب مى‏آيد.
در اين زمان تأكيد بر نژاد ايرانى در برابر عرب چندان مفهومى ندارد. مهم آن بود كه جمعيت ساكن در خراسان كه تركيبى از عرب و عجم بود، به نوعى احساس جدايى از بغداد را داشت. درست همان طور كه زبان پهلوى به مرور به فارسى درى، (1) تبديل شد و تركيبى از فارسى و عربى به وجود آمد، نژادى تركيبى از اعراب ساكن در خراسان و ايرانيان كهن پديد آمد كه احساس استقلال داشته و به تدريج ايرانى ناميده شد. نخستين اقدام مأمون پس از رسيدن به خلافت، دعوت از امام رضا ـ ع ـ است. در اين جا مناسب است درباره شخصيت آن حضرت و برخورد مأمون با وى سخن گفته، سپس تحولات دوره مأمون را پى گيريم.

امام رضا (ع)

امام على بن موسى الرضا ـ ع ـ در ذى قعده سال 148 در مدينه به دنيا آمد و روز پايانى ماه صفر سال 203 هجرى در سناباد طوس كه بعدها نامش مشهد على بن موسى الرضا و به اختصار مشهد، شهرت يافت، رحلت كرد. آن حضرت تا سال 201 هجرت در مدينه زندگى مى‏كرد. پس از آن به درخواست مأمون در رمضان آن سال به مرو آمد و سال‏هاى آخر عمر خويش را در خراسان گذراند.
با شهادت امام كاظم ـ ع ـ رهبرى جامعه شيعه بر عهده امام رضا ـ ع ـ قرار گرفت. در اين زمان، مشكل اساسى شيعيان، بحث رهبرى و مسأله مهدويت بود. طى سال‏ها، امامان بشارت به ظهور مهدى اهل بيت را داده بودند. پس از شهادت امام كاظم ـ ع ـ برخى از شيعيان به مهدويت امام كاظم ـ ع ـ گرويدند و اعلام كردند كه آن‏حضرت نمرده و هنوز امام آنهاست. دست كم يكى از دلايل اين اقدام از سوى برخى از شيعيان بنام، آن بود كه براى حفظ اموالى كه در اختيارشان بود، چنين باورى را مطرح كردند. به اين طايفه، واقفه يعنى كسانى كه بر امامت ايشان توقف كردند مى‏گويند. اين مشكل براى سال‏ها ميان شيعيان وجود داشت، اما به تدريج اكثريت قريب به اتفاق شيعه، به امامت امامان بعدى گرويدند.
اين زمان كه اواخر قرن دوم هجرى بود، كه فرهنگ و معارف شيعى به صورت روشنى تبيين شده بود. از اين رو، انحرافات جزيى، تأثيرى در اصل تشيع نداشت. از زمان امام باقر ـ ع ـ به بعد و نيز توسط امام صادق ـ ع ـ و امام كاظم ـ ع ـ شمار فراوانى از شيعيان چنان پرورش يافتند كه هر كدام استوانه‏اى در فقه و كلام شيعى به حساب مى‏آمدند.
زندگى امام رضا ـ ع ـ دو بخش است: نخست رهبرى شيعيان در بعد فكرى و سياسى، دوم درگير شدن آن حضرت در ماجراى ولايت عهدى. ابتدا نگاهى به مسأله ولايت عهدى خواهيم داشت.
زمانى كه هارون مرد، قرار بود ابتدا امين و سپس مأمون به خلافت برسد. در آن زمان مأمون در خراسان بود. به تدريج ميان دو برادر اختلاف افتاد و در نهايت، در جنگى كه درگرفت، در سال 193 امين كشته شد. مأمون كه متكى به عرب‏ها و ايرانيان مقيم ايران بود، مركز حكومت را در مرو قرار داد. درست در همين سالها شورش‏هايى از سوى علويان به وقوع پيوست. پس از گذشت چند سال مأمون، در انديشه استفاده از امام رضا ـ ع ـ برآمد. به همين دليل يكى از فرماندهان خود را به مدينه فرستاد تا آن حضرت را به مرو بياورد. آن شخص به مدينه آمد و از آن حضرت خواست تا همراه وى به مرو برود. امام نپذيرفت. ولى اندك اندك روشن شد كه وى مجبور است تا به مرو برود. آن حضرت بدون آن كه خانواده خويش را همراه بردارد، عازم ايران شد. از مدينه به بصره، پس از آن به اهواز، ارجان بهبهان فعلى ـ شيراز، ابرقوه، فراشاه، يزد، خوانق رباط پشت بادام، قدمگاه، نيشابور، طوس، سرخس عبور كرده و به مرو كه مركز خلافت بود، رسيد. امروزه در بسيارى از اين شهرها، آثارى وجود دارد كه شيعيان و دوستداران اهل بيت (ع) آنها را به يادگار از محل اقامت موقت امام در شهر خود، ساخته‏اند. در روستاهايى‏مانند فراشاه و خرانق، كتيبه‏هايى از قرن ششم هجرى در اين باره بر جاى مانده است. مأمون در آغاز از وى خواست تا منصب خلافت را بپذيرد! امام رضا ـ ع ـ كه هدف اصلى مأمون را از اين اقدام مى‏دانست، تسليم خواست وى نگرديد. مأمون گفت كه دست كم بايد مقام ولايت عهدى را بپذيرد. زمانى كه خواهش مأمون به اجبار تبديل شد، امام آن را پذيرفت. هدف اصلى مأمون از اين اقدام چه بود؟ مأمون چندين هدف از اين اقدام داشت كه خود به برخى از نزديكانش، دلايل آن را چنين برشمرد:
اين مرد كارهاى خود را از ما پنهان كرده، مردم را به امامت خود مى‏خواند. ما او را بدين جهت ولى عهد قرار داديم كه مردم را به خدمت ما خوانده به سلطنت و خلافت ما اعتراف نمايد. ديگر آن كه فريفتگانش بدانند كه او آنچنان كه ادعا مى‏كند نيست و اين امر (خلافت) شايسته ماست نه او. همچنين ترسيديم اگر او را به حال خود بگذاريم، در كار ما شكافى به وجود آورد كه نتوانيم آن را پر كنيم و اقدامى عليه ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشيم.
زمانى كه برخورد امام رضا ـ ع ـ از سر درايت و عقل، او را از كارش پشيمان كرد و به اهدافش نرسيد، قصد جان امام را كرد و آن حضرت را به شهادت رساند. مأمون در ادامه همان سخن بالا گفته است:
اكنون كه در كار او مرتكب خطا شده و خود را با بزرگ كردن او در لبه پرتگاه قرار داده‏ايم، نبايد در كار وى سهل انگارى كنيم، بدين جهت بايد كم‏كم از شخصيت و عظمت او بكاهيم تا او را پيش مردم بصورتى در آوريم كه از نظر آنها شايستگى خلافت را نداشته باشد، سپس درباره او چنان چاره انديشى كنيم كه از خطرات او كه ممكن بود متوجه ما شود جلوگيرى كرده باشيم.
از اين دو عبارت، اهداف مأمون به دست مى‏آيد. مأمون درانديشه كشاندن امام به صحنه سياست عباسى بود. امام هم با عدم پذيرش خواست‏هاى او و نشان دادن اين كه ولايت عهدى او تحميلى است، اجازه نداد مأمون به اهدافش دست يابد. افزون بر اين، امام رضا ـ ع ـ شرط كرد كه در هيچ گونه عزل و نصبى مداخله نكند. اين امر، به مردم مى‏فهماند كه امام، از سياست عباسى منزوى و بركنار است.
يك بار هم كه به اصرار مأمون، امامت نماز عيد را پذيرفت، به سيره نبوى رفتاركرده از اشرافى گرى پرهيز نمود. پس از آن جمعيت زيادى فراهم آمدند و مأمون از ترس آن كه اين اقدام دشوارى‏هاى بيشترى براى حكومت او فراهم كند، امام را از ميانه راه بازگرداند.
زمانى نيز كه مأمون مجلسى براى ولايت عهدى ترتيب داد، امام ضمن سخنانى، بر اين اصل اساسى شيعى تكيه كرد كه حكومت حق اهل بيت ـ ع ـ است و ديگران ـ كه شامل اجداد و پدر مأمون نيز مى‏شد ـ بر اهل بيت ظلم كرده و حكومت را غصب كرده‏اند. امام در آن محفل فرمود:
سپاس خداى را كه آنچه مردم از ما تباه كرده بودند، حفظ فرمود و قدر و منزلت ما را كه پايين برده بودند، بالا برد. هشتاد سال بر بالاى چوب‏هاى كفر ما را لعن و نفرين كردند، فضايل ما را كتمان نمودند و پول‏هايى در دروغ بستن به ما هزينه شد و خداوند، جز بلندى ياد ما و آشكار شدن فضل ما را نخواست.
همه اين اقدامات سبب شد تا مأمون از كار خود پشيمان شده امام را به شهادت برساند. جالب است كه امام خانواده خود را از مدينه به مرو نياورده بود. اين حركت تنها براى آن بود تا نشان دهد اميدى به خلافت خود ندارد.
در طول مدتى كه امام در مرو بود، مأمون جلسات علمى متعددى تشكيل داد. اين جلسات در برابر عالمان ساير اديان و هم در برابر كسانى بود كه امامت امام على ـ ع ـ را نمى‏پذيرفتند. گفته شده است كه هدف مأمون آن بود كه امام را كه نزد شيعيان بزرگترين عالم و انديشمند شناخته مى‏شد، شكست دهد. آنچه از اين مباحثات مانده، سرافرازى امام را نشان مى‏دهد كه بايد خشم مأمون را برانگيخته باشد.
يكى از اهداف مهم مأمون آن بود كه با آمدن امام رضا ـ ع ـ به مرو، بتواند علاقه مردم را به علويان، به سمت امام ـ كه اكنون ولى عهد او بود ـ سوق داده و قدم مهمى به نفع دولت خود بردارد. پس از شهادت امام رضا ـ ع ـ وى در ظاهر مى‏كوشيد تا علويان را در اطراف خود داشته باشد و اجازه ندهد در اين سوى و آن سوى مملكت دست به قيام بزنند.
در كنار آن، تبليغات مسمومى عليه علويان راه افتاد كه بى‏ترديد دولت عباسى در آن نقش داشت. به عنوان نمونه، ميان مردم شايع شده بود كه علويان، مسلمانان را برده خود مى‏دانند ! زمانى همين سخنان به امام رسيد و آن حضرت به شدت آن را تكذيب كرد.
بعد ديگر زندگى امام رضا ـ ع ـ رهبرى شيعيان بود. در درجه نخست، امام در تمام مدتى كه در مدينه و پس از آن در مرو بودند، به كار ترويج انديشه‏هاى شيعه مشغول بودند. اين كار، با پاسخگويى به نامه‏هاى شيعيان انجام مى‏شد كه اكنون حجم زيادى از آنها بر جاى مانده است. سخنان طولانى امام در باب امامت كه از بهترين كلماتى است كه از امامان در تعريف امامت بر جاى مانده، گوياى همين اقدام امام است. مهم‏تر از اينها، اقدام امام در نيشابور، در متصل كردن دو اصل توحيد و ولايت به يكديگر است، آن جا كه حضرت، سخن خداوند را به نقل از پيامبر ـ ص ـ آوردند كه كلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى، آنگاه پذيرش امامت خود را شرط آن ذكر كردند. اين قبيل برخوردها حركتى قوى در استحكام بخشيدن به نفوذ شيعه در آن نواحى بوده است. تاريخ گواه است كه تشيع در خراسان ريشه عميقى يافته و اين مى‏تواند از رهگذر اقدامات امام و پس از آن اصحاب امامان در آن ناحيه بود.
اقدام ديگر امام، مقابله با افراطى‏ها و تندروها بود. غاليان شيعه، باورهاى نادرستى را به نام عقائد شيعه مطرح مى‏كردند. احاديثى هم از سوى دشمنان دانا و نادان شيعه انتشار مى‏يافت كه در نهايت به ضرر شيعه تمام مى‏شد. امام در برابر اين قبيل انحرافات، ايستادگى كرده در نامه‏ها و برخوردها، شيعيان خود را ارشاد مى‏فرمودند.
پراكندگى شيعيان در عراق و ايران و ساير نواحى دنياى اسلام، سبب شده بود تا برخى از آنها تحت تأثير انديشه‏هاى كلامى نادرست قرار گيرند. شيعيانى بودند كه به همين دليل به جبر گرويده بودند. امام رضا ـ ع ـ در برابر اين انحرافات هم، كلمات روشنگرانه‏اى دارند.
بدين ترتيب، به رغم آن كه امام در سال 203 به شهادت رسيد، ميراث علمى بزرگى از آن حضرت بر جاى ماند كه همواره فرا راه دلباختگان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و هر انسان هوشمندى است.

مأمون و دوران وى

مأمون كه با كمك فضل بن سهل بر سر كار آمده بود، موفق شد پس از كشتن برادرش امين، و از ميان بردن فضل بن سهل و امام رضا ـ ع ـ راه را براى خلافت خويش هموار كند. وى كه احساس مى‏كرد خراسان از مركزيت دنياى اسلام به دور است و در عين حال مى‏بايست موافقت خاندان عباسى را در بغداد به دست آورد، در سال 204 هجرى به بغداد منتقل شد. پيش از آمدن وى، شورش ابراهيم بن مهدى عباسى آرام شده بود. شورش وى به دليل گرايش مأمون به علويان و اصولا دورى از بغداد، نوعى فرصت‏طلبى براى دفاع از عربيت بود. ابراهيم بن مهدى، در سال 210، هنگامى كه در حال گريز با لباس زنانه بود، در بغداد دستگير و زندانى شد.
مأمون افزون بر آن كه فضل و امام رضا ـ ع ـ را از سر راه برداشته بود، پذيرفت تا لباس سبز را ـ كه پس از ولايت عهدى امام رضا ـ ع ـ باب كرده بود ـ از تن درآورده لباس مشكى كه لباس عباسيان بود و از زمان سوگوارى مردم براى يحيى بن زيد در سال 127 يا ابراهيم امام بود، بر تن كند. اين مسأله رضايت كامل هواداران عباسيان را فراهم كرد.
متنفذترين خاندان در تمام اين دوره، خاندان طاهريان بود كه حتى پس از درگذشت طاهر، عبد الله فرزند وى و تا سالها بعد نوادگان طاهر، در خراسان و بغداد قدرت قابل توجهى داشتند. بعدها درباره طاهريان بيشتر سخن خواهيم گفت.
مأمون هم كما بيش با شورش‏هاى مختلفى روبرو بود. از جمله مردم قم در سال 210 بر عمال وى شوريده خلافت مأمون را انكار كردند. با توجه به تشيع مردم قم، مى‏توان گفت كه آنها به جز ظلمى كه از ناحيه عمال خليفه بر مردم روا مى‏شد، از اساس، مأمون را به عنوان دشمن تشيع واقعى مى‏شناخته‏اند. سپاه مأمون به قم تاخت و افزون بر قتل و غارت، برج و باروى شهر را هم ويران كرد. در سال 217 هجرى بار ديگر جعفر بن داود قمى در قم بر مأمون شوريد. مأمون شخصى از خود قمى‏ها را با نام على بن عيسى قمى با سپاهى به سوى او فرستاد تا آن كه وى را به قتل رساند. شورش‏هايى ديگرى هم به طور مكرر در يمن و مصر بر ضد وى صورت مى‏گرفت. در اين مناطق، به ويژه در مصر، نزاع‏هاى قبايلى و جانبدارى برخى از آنها از عباسيان و رودررويى ديگر قبايل، منجر به اين شورش‏ها مى‏شد.
مأمون به دليل گرايش‏هاى فكرى ـ فلسفى به عنوان خليفه‏اى دانشمند در منابع تاريخ خودنمايى كرده است. طبعا نسبت به ساير خلفاى عباسى، وى از دانش بيشترى برخوردار بود و مجالس علمى فراوانى در دربار خود برگزار مى‏كرد. وى در بعد مذهبى، يك معتزلى بود. در آن زمان، معتزليان بغداد، گرايشى هم به امير المؤمنين ـ ع ـ داشتند و به همين دليل منابع اهل سنت، مأمون را شيعه دانسته‏اند. نسبت تشيع به مأمون، به اين معنا نيست كه وى شيعه امامى يا حتى زيدى است، تنها به اين معناست كه وى مقام على بن ابى‏طالب را از مقام ساير خلفا بالاتر مى‏دانست. چنين باورى در نگاه اهل سنت متعصب، به معناى تشيع تلقى مى‏شد. ابن اثير نوشته است كه مأمون از سال 212 رسما اعلام كرد كه على بن ابى طالب، افضل از تمامى صحابه و بهترين مردم پس از رسول خداست.
مأمون براى ترويج عقائد معتزلى خود فردى سخت‏گير بود و در آخرين سال حكومت خود، يعنى 218 دستور داد تا علماى بلاد را فراهم آورده آنها را مجبور كنند تا به سخن معتزليان درباره مخلوق بودن قرآن اعتراف كنند. وى در همين سال بيمار شد و پس از چندى درگذشت.

منبع:
جعفريان، رسول؛ (1384) از پيدايش اسلام تا ايران اسلامى، تهران، نشر دانش و اندیشه معاصر، چاپ نخست، ص 297
نويسنده:رسول جعفریان
مطالب مرتبط با : خلافت مأمون امام رضا خراسان بغداد طاهریان امین

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما