انسان محوری
عقیده به عنوان مبنای تقسیم
روابط بین اُمّت ها
نظام بین المللی از دیدگاه امام خمینی قدس سره
پی نوشت ها:
1 . از نظر کمونیست ها، در سیاست بین الملل، طبقات و نه دولت ها، بازیگر عمده سیاسی بوده و کشاکش، وجه مشخصه روابط بین المللی و بین طبقات است. برداشت دیگر نسبت به سیاست بین المللی، سیاست قدرت است که به موجب آن، هدف نزدیک دولت ها، قدرت یافتن بر دولت های دیگر است. بر خلاف این دو دیدگاه، اسلام، به جای دولت یا طبقه در تحلیل روابط بین الملل، انسان و عقیده اش را می نشاند و بدون این که درباره ی جنگ ستیزی او قضاوت کند به مطالعه رفتار آن می پردازد.2 . کسانی که ذات انسانرا شرور و آدم را گرگ آدم دیگری می دانند در واقع روابط بین دولت ها را که برآمدی از همین آدم های شروراند، را روابط بین گرگ ها و دولت های ستیز جو و برتری طلب می پنداشتند که دایماً در جنگند «وضع طبیعی هابز». و در مقابل افرادی نیز به ذات بشر خوش بین و روابط بین آن ها را عقلانی و صلح جویانه می دانستند که جنگ و ستیز عارض بر آن شده است.اسلام در مقابل این دو دسته می گوید نه افراط بدبینان درست است و نه تفریط خوش بینان. انسان هم نیروهای خیر و نیک دارد و هم نیروهای شر. آن چه که او را به جنگ یا صلح وا می دارد بسته به تربیتی است که پیدا می کند.3 . سوره ی حجرات، آیه ی 13.4 . سوره ی بقره، آیه ی 62. 5 . موسوعه ی سلسله ی الینابیع الفقهیه، جلد نه، ص 244.6 . شیخ الطایفه طوسی، النهاریه فی مجرد الفقه، موسوعه، پیشین، جلد نه، ص 50.7 . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، جلد 21، ص 50 – 51. 8 . سوره ی بقره، آیه ی 191. 9 . امام خمینی ره، صحیفه ی نور، جلد 12، ص 132.10 . نظریه های کلان روابط بین الملل، ص 151.
منبع: کتاب،رهیافتی بر علم و سیاست و جنبش های اسلامی معاصر،عبدالوهاب فراتی،صص74 تا 82