مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 333    یک شنبه 9 اسفند 1388 
 

مدرس در مجلس پنجم!


مدرس در مجلس پنجم!

در دوره پنجم مجلس ليدر اكثريت، مرحوم مدرس بود. مرحوم مدرس به طوري كه همه او را مي‌شناسند يكي از شخصيت‌هاي ممتاز و بازيگران بسيار ماهر و زبردست در دنياي سياست بود.
اين سيد به طوري رولهاي خودش را در سياست خوب و ماهرانه بازي مي‌كرد كه تمام رجال سياسي عصر خودش را مات و متحير ساخته بود و با آنكه هم دوره‌اي هاي او رجال باهوش و زبردستي مانند نصرت‌الدوله، قوام‌السلطنه، سردار معظم خراساني كه بعدها به تيمورتاش معروف شد و دادگر و بسياري از رجال كاري آن زمان بودند دست همه را در سياست بسته و تمام آن‌ها ناچار بودند در مقابلش سر تعظيم فرود آورده و زير بار آقائي و رياست او با كمال مباهات بروند.
مدرس علاوه بر حفظ مقام رياست و آقائي خودش حركاتي انجام مي‌داد كه جالب نظر و مورد گفتگوي مردم بود. به اين جهت مخصوصاً طرز رفتارش با رجال عصر خود، با قوام‌السلطنه كه رئيس‌الوزراء بود، با نصرت‌الدوله كه خودش وزير و وزير تراش بود، با قوام ‌الدوله و با تمام اشخاصي كه در سياست حكومتي كار مي‌كردند اهانت آميز بوده و با شوخي‌‌ها و عبارت‌هاي مخصوص اصفهاني‌ها آنها را غالباً در انظار مسخره و تحقير مي‌كرد.
دوره‌ي پنجم كابينه قوام ‌السلطنه بر سر كار بود، مدرس ليدر اكثريت و سليمان‌ ميرزا ليدر اقليت بودند. هر يك با نهايت جديت در كار خود مشغول و نطق‌هاي مهيجي مي‌كردند و مردم با كمال علاقه و ميل متوجه كارهاي اين دو ليدر بودند.
سليمان‌ ميرزا دولت را استيضاح كرد و قوام ‌السلطنه هم به پشتيباني مدرس و دسته‌اي كه او را روي كار آورده بودند با كمال شهامت براي استيضاح حاضر شد. بند و بست‌هاي سياسي در آن چند روزي كه براي استيضاح مهلت بود با كمال شدت شروع و قوام‌السلطنه كه قطع نظر از دسته مدرس و حمايت كنندگان او خودش از پاچه‌ ورماليده‌هاي سياست و پشت هم اندازهاي درجه اول است و در بخشيدن از كيسه خليفه و وعده دادن به وكلاء مجلس معروف است نيز به كار افتاد، پاشنه‌هاي كفشها ور كشيده شد و ملاقات‌هاي شبانه ‌روزي شدت گرفت و با كمال اطمينان براي استيضاح حاضر شد ولي با وجود تمام زرنگيهاي قوام‌السلطنه دولت او متزلزل بود زيرا چون كابينه مدتي دوام يافته بود و وكلاء را خسته كرده بود، به تعداد ناراضي‌ها دائماً افزوده شده بود.
از اتفاقات نادر‌‌الوقوع آنكه در اين جلسه موافقين و مخالفين دولت كه كاملاً شناخته شده و طرفين اسامي آنها را ضبط و علامت‌هاي مخصوص فيمابين رد و بدل كرده بودند كاملاً مساوي بود و فقط بقا و فناي كابينه موقوف به يك رأي بود. به اين معني كه اگر مدرس و طرفداران كابينه مي‌توانستند يكي از مخالفين كابينه را جزو موافقين بكنند و يا اقلاً طوري كنند كه يكي از عده مخالفين در جلسه و يا در موقع رأي حاضر نشود كابينه سقوط نمي‌كرد و اكثريت داشت ولي در اين موقع حساس پيدا كردن آن يك نفر كار مشكلي بود زيرا هر يك از دو دسته قبلاً صف خود را طوري مرتب كرده بود كه ممكن نمي‌شد رخنه‌اي در آن حادث شود.
جلسه تشكيل شد. هيئت دولت وارد مجلس گرديد و مدرس با هوش نگاهي به جبهه نمود و صف خود را مرتب كرد و دريافت كه هر چه در اين چند روزه رشته است ممكن است در چند دقيقه پنبه شده و دولت سقوط كند. اگر آن يكنفر وكيل را كه تا امروز نتوانسته با خود و رفقايش همراه كند به دست نيايد سليمان‌ ميرزا كار خود را خواهد كرد ممكن است يك رأي از يك وكيل احمق بي‌شعوري باشد كه خودش قيمت آن را نفهمد ولي به قيمت بقاء يا سقوط يك دولت ارزش دارد. قوام ‌السلطنه حاضر بود اين يك رأي را به ده هزار تومان بخرد ولي وقت گذشته و بازار تعطيل شده و موقع خريد و فروش نيست.
قلبهاي طرفداران كابينه در ضربان، حواس آنها پرت و مأيوسانه به يكديگر نگاه مي‌كنند و در مقابل آنها سليمان ‌ميرزا و دسته اش خوشحال با دمشان گردو مي‌شكنند. در اين اثنا فكري از ذهن مدرس تراوش كرد كه مانند صاعقه‌اي به جان مخالفين كابينه افتاد و با يك تردستي ماهرانه و حيرت‌انگيز دولت را از سقوط نجات داد. د‌ر آن دوره وكيل اراك «بيان‌الملك» بود. اين شخص، پيرمرد بيچاره فلكزده‌اي بود كه فقط با صدو پنجاه رأي از شهر اراك وكيل شده بود، به اين طريق كه حاج ‌آقا عبدالعظيم پسر حاج ‌آقا محسن اراكي وكيل بود و بيان ‌الملك شخص بعد از او بود كه با 150 رأي اكثريت داشت.
اين وكيل ساده لوح و دست شكسته در تمام دوره مجلس فقط تسبيح مي‌گرداند و صلوات مي‌فرستاد و چون قوام‌السلطنه، به او اعتنائي نمي‌كرد در اين موقع در صف مخالفين دولت با جديت نام ‌نويسي كرده بود.
موقع عصر بود استيضاح شروع شد دولت هم به سئوالات نمايندگان جواب داد. وقت رأي گرفتن نزديك شد. در اين اثنا مدرس از جا برخاست و با اشاره به بيان‌الملك گفت كه مي‌خواهد براي اداي نماز عصر برود ـ بيان‌الملك هم براي آنكه مبادا جلسه طول بكشد و وقت نماز بگذرد براي نماز خواندن بيرون رفت. مدرس كمي زودتر بيرون آمد و بلافاصله قفلي تهيه كرد و سپس با بيان‌الملك به يكي از اطاقهاي زيرين مجلس براي اداي نماز رفتند ـ مدرس كه مقصودش نماز نبود و فقط مي‌خواست بيان ‌‌الملك را مشغول نموده و شاهكار خود را به خرج دهد دقيقه به دقيقه از وضع مجلس توسط پيشخدمت مطلع مي‌شد. همين كه فهميد بفاصله چند دقيقه ديگر رأي گرفته مي‌شود فوراً در اطاقي را كه بيان ‌الملك در آن نماز مي‌خواند بدون آنكه وي متوجه شود قفل كرد و كليدش را درجيب گذاشت. اين اطاق فقط يك در به بيرون داشت. مدرس در مجلس براي شركت در رأي حاضر شد.
مؤتمن ‌الملك رئيس مقتدر مجلس كه به هيچ وجه نظامات مجلس را از دست نمي‌داد رأي گرفتن را شروع نمود ـ مخالفين ديدند بيان ‌‌الملك نيست و اگر او نباشد دولت اكثريت خواهد داشت. هر چه توانستند او را صدا كردند و جوش زدند ولي فائده نداشت و اگر يكي از آنها بيرون مي‌رفت ممكن بود همان دقيقه رأي گرفته و بدتر شود.
نماز بيان ‌الملك تمام شد. يكي از پيشخدمتها با كمال عجله پيغام سليمان‌ ميرزا را خواست به او برساند ولي در قفل بود. آن بيچاره كه نمي‌دانست در توسط چه كسي قفل شده، هر چه سعي كرد نتوانست از اطاق بيرون آيد. دويدند در جلسه‌ي مجلس كه كليد را از مدرس بپرسند. مدرس با ايماء و اشاره به آنها جواب داد كه كليد نزد او نيست. در اين اثنا رأي اعتماد گرفته و دولت با تفاوت يك رأي اكثريت داشت و باقي ماند ـ سپس مدرس به عجله بيرون آمد و طوري كه كسي متوجه نشود كه كليد در جيب او بوده در را به روي بيان‌الملك باز كرد و صورت او را بوسيد و با لهجه‌ي اصفهاني گفت: « جونم، مرد سياسي ! آخر حالا چه وقت نماز بود؟! »

منبع: خواندنيها، شنبه 8 مهر 1323

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما